انجمن کلیمیان تهران
   

نشریه بینا شماره 60

   

 

سند پاکسازی‌شده

ב"ה


فرهنگي اجتماعي خبري

ارگان انجمن كليميان تهران

شماره‌ی 60 - سال بیست و پنجم

پاییز 1403 خورشیدی

کیسلِو 5785 عبری

سپتامبر 2024  میلادی

صاحب امتیاز: انجمن کلیمیان تهران

مدير مسئول: دکتر همایون سامه‌یح نجف‌آبادی

سردبير: آرش آبائی

اجراء، صفحه‌آرایی و طراحی جلد: مردخای امین شموئلیان

تایپ: بهاره برخوردار

همکاران تحریریه این شماره به ترتیب الفبا:

آتوسا آرمین – آرش آرمین - شرگان انورزاده  - بیژن خاکشور
-  لئا دانیالی - رحمن دلرحیم – سامان سامیح - المیرا سعید -  لیورا سعید -  امید محبتی مقدم - مهران ملک- دوریتا معلمی - الهام مؤدب - ایلن میشاعلیان -  امیرفراز نعیموت - مرجان یشایایی -  مژده یمینیان.

نشاني نشريه:‌ تهران - خيابان شيخ‌هادي - شماره 223 - طبقه سوم  

كد پستي: 33317-11397 

تلفن: 66702556 - نمابر : 66716429

نشاني الكترونيكي :  bina126@iranjewish.com

پايگاه اينترنتي:  www.iranjewish.com

کانال نشریه: @ofoq_bina

• نشـريه در ويرايـش و كوتاه كردن مطالـب آزاد اسـت.

• نقل مطالب از نشريه با ذكر منبع و نام نويسنده بلامانع است.

طرح روی جلد: جایگاه تورات (هخال) در کنیسای کهن. (صفحه 13)

افق بينا אפק בינה در عبري به معناي چشم‌انداز آگاهي و بصيرت است.

📥 دانلود فایل PDF (60.pdf)

فهرست مطالب

اسناد تاریخی مکشوفه در کنیسای مشه حیا واقع در اصفهان

دکتر همایون سامه‌‌یح نجف‌آبادی

ربع قرن حضور فرهنگی

آرش آبائی

تقویم عبری خاندان کهن‌صدق

آرش آبائی

چرا فارسیهود مهم است؟[1]

لئا دانیالی

خلاصه‌ی 613 فرمان‌های تورات

رحمن دلرحیم

پروفسور مورین

لئا دانیالی

تأملی بر سیر شکل‌گیری و ریشه‌های تاریخی گورستان گیلیارد[11]

مریم میرزایی

کنیسای کهن (نواب)

مهندس مهران ملک

ایرانیان در عهد عتیق (تَنَخ)

یاسمن غنی

آموزش و پرورش کودکان یهودی تا پیش از برپایی نظام آموزشی نوین در ایران

مرجان یشایایی

اخلاق در یهودیت از نگاه ابن میمون

سوزنی‌های‏ آرامی- عبری نقش‌رستم، روی نگارۀ دیهیم‏ستانی اردشیر پابگان[21]

ابراهیم شفیعی

شیمیدان‌های یهودی که جهان را تغییر دادند

جرد سیچل

داروسازان مشهور یهودی؛ ناجی انسان‌ها

جارد سیشل

تحصیل رایگان در رشته پزشکی

آتوسا آرمین

برندگان یهودی جوایز نوبل ۲۰۲۳

آرش آبائی

واژگان مشابه عبری- عربی – فارسی (بخش دوم[46])

رحمن دلرحیم

ثبت «هنر خوشنویسی عبری و سنت طومارنویسی تورات» ایرانیان کلیمی

یاسمن غنی

نخستین کنگرۀ ملی ایرانشناسی ایران

هنرمند خوشنویس عبری و فارسی

راز آفرینش

المیرا سعید

کنکاش در خود

شرگان انورزاده

افتتاح مرکز پژوهشی حقوق اقلیت‌ها

قدرت خواندن سرودها، خداوند است

المیرا سعید

غرفه‌ی کلیمیان در سی و پنجمین نمایشگاه کتاب تهران

ایلن میشاعلیان

پیمان مسیح اسرائیلیان

برگزاری کنفرانس بررسی نسل‌کشی اویغورها به میزبانی بنیاد اِلی ویزل

پرونده‌ی تعطیلی شنبه‌ها؛ از مجلس تا مجمع و شورای نگهبان

تنظیم: آرش آبائی

افزایش دانایی، آگاهی و مهارت‌های زندگی

دوریتا معلمی

بی تو همیشه مسافرم

المیرا سعید

گره‌های امروز و راهکارهای روانشناختی

لیورا سعید

آیا هنوز درست فکر می‌کنم؟

دکتر آرش آرمین

تخم مرغ‌های شباتی

مژده یمینیان

اشعار شاهین تورا[61] (قسمت سوم)

سِدِر هفتم

لئا دانیالی

به دنبال اردیبهشت

شرگان انورزاده

ستاره کوچولو

الهام مودب

پابند الکترونیکی

امیرفراز نعیموت

دیدار دکتر سامه‌یح با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی

چت جو دی پی

شیپورچی (طنز)

تحلیل تعداد کنیساهای شهر یزد در دورۀ معاصر

الناز حق‌شناس

گفتگو علیه گفتگو

دکتر نیما حاسید

گزیده اخبار روابط عمومی انجمن کلیمیان تهران[83]

نتایج انتخابات حوزه انتخابیه اقلیت کلیمی در مجلس شورای اسلامی




سرمقاله اسناد تاریخی مکشوفه در کنیسای مشه حیا واقع در اصفهان

دکتر همایون سامه‌‌یح نجف‌آبادی

مدیر مسئول مجله، رئیس انجمن کلیمیان تهران و نماینده‌ی ایرانیان کلیمی در مجلس شورای اسلامی

دیرینه حضور جامعه کلیمیان در ایران به بیش از ۲5۰۰ سال می‌رسد. همین مدت زمان زیاد حضور کلیمیان در این خطه باعث شده که بسیاری از کتب تاریخی در این مورد به نگارش درآید. واضح است هرگونه ثبت این تاریخ در دوران مختلف، میراث گرانبهایی را برای آیندگان به جای خواهد گذاشت. حدود ۳ سال پیش توسط یکی از پژوهشگران که در مورد معماری کنیسه‌ها و اماکن مذهبی جامعه کلیمی تحقیق می‌نمود به صورت اتفاقی وی اسناد دست‌نویسی را در کنیسه‌ی مشه حیای شهر اصفهان کشف نمود که بلافاصله موضوع را به مسئول کنیسه و یکی از مراجع دینی گزارش کرد و از هرگونه دخالت دیگری در این مورد خودداری نمود. اسناد فوق الذکر به عنوان «گانوزی» در طبقه فوقانی هخال کنیسه (محل نگاهداری تورات‌ها) به‌همراه تعدادی از کتب مذهبی چاپی مستعمل بر روی هم انباشته شده بود. تعداد زیادی از آنها به صورت فارسیهود و دست‌نویس بوده و برخی از آنها نامه‌هایی است که در آن زمان به نگارش درآمده بود و حاوی بسیاری از مسائل تاریخی، فرهنگی و همچنین عادات زندگی جامعه یهودی در حدود ۲۰۰ سال گذشته است.

 به نحوی این اسناد بدون رضایت هیئت مدیره‌ی انجمن کلیمیان اصفهان و به‌صورت غیر علمی در قالب حدود ۷۰ کارتن به تهران انتقال یافت و به صورت موقت از دسترسی آن انجمن خارج شد. این موضوع باعث کدورت خاطر جامعه کلیمیان اصفهان شد، ولی پس از چندی طبق توافقی مقرر گردید که این اسناد به شهر اصفهان و انجمن کلیمیان اصفهان عودت داده شود. متاسفانه تا به‌حال این امر میسر نشده است. و از سوی نماینده‌ی کلیمیان در مجلس و رییس انجمن کلیمیان تهران به هیئت مدیره‌ی انجمن کلیمیان اصفهان پیشنهاد و اعلام آمادگی شد که اسناد فوق به صورت رایگان مرمت شود و در ترجمه این اسناد نیز کمک گردد و همچنین تمامی آنها به شهر اصفهان بازگردد تا بتوانیم تاریخی غنی از فرهنگ جامعه کلیمیان اصفهان در آن زمان به‌دست آوریم و این ارزش عظیم فرهنگی را برای آیندگان به یادگار بگذاریم. با وجود موافقت ضمنی مسئولین اصفهان، متاسفانه تا به‌حال موافقت کتبی و توافقی در این مورد انجام نشده است. امید است در آینده نزدیک شاهد انجام چنین امر مهمی باشیم.




 سخن سردبیر


                ربع قرن حضور فرهنگی

آرش آبائی

اردیبهشت ماه امسال، با حضور انجمن کلیمیان در نمایشگاه کتاب تهران، بیست و پنج سال از نخستین حضور در نمایشگاه‌های کتاب و مطبوعات گذشت. در اردیبهشت سال 1378 انجمن کلیمیان تنها با انتشار اولین شماره‌ی مجله‌ی بینا در نمایشگاه مطبوعات حضور یافت. در آن سال اولین مواجهه‌ی نمایندگان جامعه‌ی کلیمی و مخاطبان مسلمان نمایشگاه رخ داد. تنها یک شماره از مجله برای عرضه موجود بود و ما مسئولان غرفه (شورای سردبیری مجله) با کوهی از سوالات بازدیدکنندگان درباره‌ی یهودیت و یهودیان روبرو بودیم، که به علت فضای تقریبا بسته‌ی جامعه‌ی کلیمی، پاسخ مناسبی برای بسیاری از سوالات نداشتیم و منابع چندانی نیز برای معرفی نمی‌شناختیم (که در بازار کتاب موجود هم نبود). با گذشت زمان و حضور تقریبا مداوم در نمایشگاه‌های سالانه‌ی کتاب و مطبوعات، هم در برخورد با مراجعان مسلمان و راهنمایی آنها تجربه کسب کردیم و هم به لطف شکل‌گیری جلسات گفتگوی ادیان، حوزه‌های مختلف یهودیت و نقاط مشترک ادیان را بیشتر کاویدیم، ضمن آن‌که هر سال بر انتشار کتب موثق و معتبر در دین یهود در کشور افزوده شد.

در اردیبهشت 1403، ربع قرن از آن اولین حضور گذشت. 59 شماره از مجله‌ی افق بینا و چندین کتاب در حوزه‌های مختلف یهود که حاصل کار نویسندگان کلیمی و مسلمان بود عرضه شد، و علاوه بر آن فهرستی بلند از سایر منابع موجود در بازار کتاب جهت تحقیق و مطالعه در دسترس بود. و مهم‌تر از همه، متصدیان غرفه‌ی امسال (و سال‌های اخیر) انجمن کلیمیان بودند، که برخی از آنها در سال 1378 متولد نشده یا خردسال بودند؛ و این نشانه‌ی تحویل موفق غرفه و انتشارات کلیمیان به نسلی جدید است.

جامعه‌ی کلیمی در این ربع قرن با وجود برخی مشکلات، همچنان به رشد فرهنگی خود ادامه داده است و حضور و مشارکت‌اش در مجامع فرهنگی و بین‌دینی از امری اتفاقی و استثنایی به پدیده‌ای مداوم، پایدار و حرفه‌ای تبدیل شده‌است. انتشار شصتمین شماره‌ی افق بینا را با گذشت 25 سال به فال نیک می‌گیریم؛ و ضمن پاسداشت زحمات تمام کسانی که در این سال‌ها برای دوام و رشد آن تلاش کردند، امید داریم که نسل جوان جامعه این حرکت فرهنگی را با توان بیشتر ادامه دهد.



تقویم عبری خاندان کهن‌صدق

آرش آبائی

حدود 80 سال است که چندین نسل از کلیمیان ایران، زندگی دینی خود را با تقویم عبری خاندان کهن‌صدق تنظیم می‌کنند. دکتر سلیمان کهن‌صدق، نسل سوم از این خاندان است که همچنان به تنظیم و انتشار این تقویم ادامه می‌دهد.

جناب دکتر، از سابقه‌ی تقویم عبری بفرمایید و این که اولین نسخه‌ی آن در چه سالی و با چه مشخصاتی منتشر شد.

تا قبل از سال ۱۳۲۰ کلیه‌ی اعیاد و مراسم و آغاز ماه‌های عبری (نوماه) از یک هفته قبل در کنیسه‌ها به طور شفاهی اعلام می‌گردید و لذا با توجه به نیاز مبرم جامعه کلیمی، اولین تقویم عبری در ایران توسط شادروان شلمو کهن صدق مشهور به سلطان سلیمان تهیه، تنظیم و چاپ گردید. این تقویم جیبی و فقط حاوی تاریخ اعیاد و رسوم و سنت‌های جامعه‌ی کلیمی و تطابق آن با تاریخ شمسی بود.

پس از آن در سال‌های بعد تقویم عبری رومیزی منتشر شد. از سال ۱۳۴۳ با درگذشت آن مرحوم در تداوم این فعالیت فرهنگی و اجتماعی و طبق یکی از وصایای ایشان، انتشار تقویم عبری توسط شادروان اسحق کهن صدق ادامه یافت. از آن تاریخ با توجه به علاقه‌ی وافر پدرم به تحقیق و پژوهش در ادیان مختلف و رویدادهای علمی، فرهنگی، هنری؛ وی درصدد برآمد تا در مندرجات تقویم مذکور تغییراتی را ایجاد نماید و از سال 1345 با ابتکاری خاص، به تدریج با افزایش محتوا و طرحی نوین، تقویم دیواری «چهارگانه ادیان توحیدی» را بنیانگذاری نمود که در سال ۱۳۶۱ به نام ایشان به ثبت رسید.

در سال ۱۳۹۱ آخرین تدوین و استخراج این تقویم توسط مرحوم اسحاق کهن صدق انجام گردید و از آن تاریخ تاکنون نیز اینجانب در ادامه راه پدر بزرگوارم در خدمت جامعه می‌باشم.

استخراج و تنظیم تقویم عبری به‌طور کلی و مختصر به چه صورت است؟

ماه‌های تقویم عبری بر اساس حلول ماه می‌باشد و از آنجا که طبق دستورات تورات مقدس اعیاد خاص بایستی حتماً در روزها و ماه‌های خاصی از سال قرار بگیرد لذا تقویم عبری به گونه‌ای تنظیم گردیده است و دارای چهارچوب خاصی می‌باشد که طی یک دوره ۱۹ ساله برخی از سال‌ها ۳۵۳، ۳۵۴، ۳۵۵ روز و در برخی از سال‌ها با یک ماه اضافه ۳۸۳، ۳۸۴ و یا ۳۸۵ روز می‌باشد، به طوری‌که مجموع روزهای سال این دوره‌ی ۱۹ ساله تقویم عبری برابر با مجموع روزهای ۱۹ سال تقویم شمسی می‌باشد.

مخاطبان این تقویم غیر از کلیمیان ایران چه کسانی هستند و عنوان «تقویم چهارگانه ادیان توحیدی» از چه زمانی به آن تعلق گرفت؟

تقویم چهارگانه‌ی ادیان توحیدی از سال 1345 با درج مناسبت‌های دینی و مذهبی ادیان رسمی به تدریج شکل گرفت. با توجه به درج برخی از اهم رویدادهای خاص علمی و فرهنگی جهان، مخاطبان این تقویم غیر از همکیشان کلیمی، اقشار خاصی از جامعه‌ی مسلمان به ویژه محققین و پژوهشگران می‌باشند. لازم به ذکر است هیچگاه تبلیغات گسترده‌ای جهت معرفی این تقویم انجام نگردیده است و درج رویدادها و مناسبت‌ها هیچ‌گاه با هدف افزایش جذب مخاطبین نبوده است.

آیا هنوز هم زرتشتیان و مسیحیان (ارمنی و آشوری) از این تقویم استفاده می‌کنند؟ در حالی که آنها قطعا تقویم خاص خود را دارند.

بله، هموطنان زرتشتی و مسیحی تقویم اختصاصی خود را دارند ولی برخی از ایشان با توجه به خاص بودن این تقویم از علاقمندان آن می‌باشند.

به یاد دارم که در گذشته‌ی نه چندان دور، در زمان مرحوم اسحاق کهن صدق، این تقویم طبق سال عبری تنظیم و در مهرماه هر سال منتشر می‌شد. اما از مقطعی به بعد طبق سال خورشیدی و در فروردین ماه منتشر می‌شود. علت این تغییر چه بود؟

با توجه به آن‌که همه‌ساله شروع ماه‌های قمری توسط دانشگاه ژئوفیزیک تهران و نیز مناسبت‌های رسمی کشوری طبق آخرین مصوبه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی در آبان ماه اعلام می‌گردد، لذا این تقویم همزمان با آغاز سال نو شمسی منتشر می‌شود.

در سال‌هایی که استفاده از نرم افزار‌های کامپیوتری رواج نداشت، تهیه و تنظیم این تقویم چگونه انجام می‌شد؟

به دلیل تنوع حروف و زبان‌های مورد استفاده (فارسی، عبری، انگلیسی)، عدم حروفچینی عبری در چاپخانه‌ها و عدم وجود نرم‌افزار‌های کامپیوتری، هر صفحه از تقویم با مونتاژ و چسباندن بالغ بر 200 قطعه کاغذ حاوی کلمات و جملات در کنار هم تنظیم می‌گردید که کاری بس دشوار بود. همچنین اطلاعات علمی و فرهنگی و ... به دلیل عدم وجود اینترنت و فضای مجازی فقط با مطالعه‌ی کتب مرجع جمع‌آوری می‌گردید که لازم می‌دانم از زحمات بی دریغ و طاقت فرسای پدر بزرگوارم اسحق کهن صدق یاد کنم که طی 50 سال این تقویم را با حداقل امکانات منتشر می‌کرد و در این راه عشق، علاقه به تحقیق و پژوهش و خدمت به مردم تنها نیروی محرکه‌ی او بود.

یکی از ویژگی‌های معروف این تقویم، ذکر انبوهی از سالگردهای مختلف (غیر از مناسبت‌های یهودی و مناسبت‌های رسمی کشوری) است. به عنوان مثال «درگذشت هنری فورد؛ مخترع اولین اتوموبیل بنزینی» یا «سالروز درگذشت ارنست همینگوی؛ نویسنده‌ی شهیر امریکایی» و غیره. اولا مبنای انتخاب این سالگردها چیست و ثانیا آیا همچنان لزومی به درج آن در تقویم عبری هست؟

بر اساس تحقیقات و علاقه‌ی پدرم سعی گردیده تا مهم‌ترین رویدادهای علمی، فرهنگی و هنری ایران و جهان که ترجیحاً در بین تمامی اقشار جامعه ملموس‌تر و شناخته‌ شده‌تر هستند انتخاب گردد؛ در این میان نام و تاریخ تولد مشاهیر علمی جهان همچون پروفسور سمیعی و یا درگذشت پروفسور ساموئل رهبر، پروفسور حسابی، دهخدا، سلیمان حییم و ... که از افتخارات جامعه ایرانی می‌باشند نیز ذکر گردیده است؛ و با توجه به عنوان خاص این تقویم و درج رویدادهای شاخص و متنوع جهان همواره سعی می‌گردد جدیدترین و برجسته‌ترین مناسبت‌ها درج گردد.

ساختار و صفحهبندی این تقویم تقریبا طی چندین دهه و چه بسا از نخستین نسخهی آن ثابت و دست نخورده مانده است. آیا درصدد تغییر آن در آینده هستید یا شکل فعلی آن را مناسب می‌دانید؟

ساختار و صفحه‌بندی این تقویم تقریباً از سال ۱۳۵۰ شکل گرفته و به عنوان یک نماد شناخته شده است. لذا فعلا تصمیمی برای تغییر در چهارچوب و ساختار آن ندارم ولی سعی بر آن است به مرور تغییراتی در جهت تکمیل و به‌روز رسانی آن انجام دهم.

در انتشار این تقویم با چه مشکلاتی روبرو هستید و آیندهی انتشار آن را با رواج نسخههای مجازی تقویم‌ها چگونه ارزیابی میکنید؟

متأسفانه نوسانات نرخ کاغذ از مشکلات انتشار این تقویم است و همواره سعی بر آن دارم تا با حداقل هزینه آن را آماده و توزیع نمایم. همچنین رواج تقویم‌های مجازی را هیچگاه موازی با انتشار این تقویم نمی‌دانم، زیرا هر یک قطعا کاربرد خاص خود را دارد.

و صحبت پایانی شما؟

خیلی خوشحالم از این‌که این تقویم علیرغم فراز و نشیب‌های فراوان، به مدت 83 سال است بدون وقفه منتشر می‌گردد و به‌عنوان راهنما در برگزاری اعیاد و سنت‌های ما کلیمیان همواره مورد استقبال همکیشان گرامی قرار داشته است که گواه بر پیوند عمیق و ناگسستنی این اثر با جامعه کلیمیان در اقصی نقاط کشور عزیزمان ایران دارد.

امیدوارم با پربار نمودن محتوا و کیفیت فنی و چاپ و ارتقای سطح علمی و فرهنگی این تقویم، منشأ ایجاد انگیزه و بستر مناسب برای هدایت علاقه‌مندان به تحقیق و پژوهش باشم.



چرا فارسیهود مهم است؟[1]

لئا دانیالی

کارشناس ارشد ادبیات فارسی

Ark_Judeo_Persian_BL

گرچه امروزه مشهورترین آثار فارسیهود از جمله شاهین‌توراه و کتاب آنوسی با خط و زبان فارسی در اختیار ماست اما همچنان با این ادبیات بیگانه‌ایم. چه شده که ادبیات فارسیهود که روزگاری «شیرا[2]»هایش در هر کنیسا و مجلس خوانده می‌شد و در بین آحاد جامعه‌ی کلیمی جایگاه داشت چنین با ما غریبه شده؟

 آغاز به کار مدارس آلیانس در اواخر دوره‌ی قاجار در ایران تقریبا مصادف است با آغاز نوعی گسست از خط فارسیهود در بین کلیمیان. با همگانی شدن و یکسان شدن نظام آموزش و پرورش، مهاجرت و عواملی دیگر، نه‌تنها خط فارسیهود رنگ باخت که گویش کلیمیان هم تحت تاثیر قرار گرفت. در کنار آن تغییر قطب آموزش‌های دینی یهودی از درون ایران به خارج از آن به نوعی ارتباط ما را با مکتوبات و محفوظات دینی‌ یهودی‌ایرانیمان کاهش داد. اگر تا عصر پهلوی به قول حبیب لوی در شب‌های شبات نوای شاهین‌توراه در کنیساها طنین‌انداز می‌شد و تفاسیر و «معسه[3]»‌هایی با مضامین ایرانی- یهودی گفته می‌شد، امروزه زمان ویژه‌ی داراش[4] در هر شب شبات بیشتر با ذکر داستان‌هایی از راو لوباویچ و ... تفاسیر و داستان‌های لس‌آنجلسی مزین می‌شود. از طرف دیگر گرچه تا پیش از سال 1357 کتبی نظیر منتخب اشعار فارسیهود به همت پرفسور نتصر در ایران به چاپ رسید، اما امروزه قلب تپنده این پژوهش‌ها در خارج از ایران قرار گرفته است. اگر امروز از بسیاری از کلیمیان راجع‌به فارسیهود سوال شود اطلاعی درباره آن ندارند، همچنین است جامعه‌ی دانشگاهی و اهل مطالعه‌ی ایرانی. گرچه در سال‌های اخیر کتبی مانند کتاب فارسیهود به سردبیری ناهید پیرنظر در ایران به چاپ رسیده، یا کتاب شاهین توراه به همت آقای خوبان، آنوسی به تصحیح دکتر ناهید پیرنظر یا امیرعلی فلاحیان در خارج از ایران به فارسی منتشر شده و موضوع یهودیان ایران و تحقیق پیرامون آن بسیار بر سرزبان افتاده است، با این حال باز هم فارسیهود آنچنان که باید شناخته شده نیست و فقط نزد مخاطب متخصص جایگاه یافته است. یکی از دلایل این موضوع این است که تذکره‌نویسان فارسی با خط عبری آشنایی نداشته‌اند و در پی آن محققینی چون دکتر صفا یا شرق‌شناسانی چون براون که بر اساس همین تذکره‌ها تاریخ ادبیات ایران را نوشتند از ادبیات فارسیهود ذکری به میان نیاوردند. از طرف دیگر تا امروز مجموعه اسناد و نسخ خطی فارسیهودی که در خارج از ایران رده‌بندی شده و به عکس و پی‌دی‌اف تبدیل شده بسیار قابل دسترس‌تر و منضبط‌تر از نسخی است که در ایران وجود دارد. حتی راجع به کتبی هم که در سال‌های اخیر در این‌باره به فارسی چاپ شده قابلیت دسترسی برای آنان‌که خارج از ایران‌اند سهل‌تر است. [5]

اما چرا مهم است که ما کلیمیان با این ادبیات که روزگاری هم خالق آن و هم مخاطبش خودمان بوده‌ایم و امروز گویش و ادبیاتی تخصصی محسوب می‌شود بیشتر آشنا باشیم؟ ما کلیمیان از چشمه‌ی دو فرهنگ غنی ایرانی و یهودی سیراب شده‌ایم که هرکدام ویژگی‌های خاص خود را داشته است. فرهنگ یهودی مکتوب است و همه آراء و عقاید و آداب و رسوم خود را به زبان نثر که قالبی همه فهم و دور از صناعات ادبی است طی اعصار ثبت کرده، برخلاف آن فرهنگ ایرانی، فرهنگی شفاهی است و برجسته‌ترین مکتوباتش یا به زبان نظم و یا شعر به ثبت رسیده تا آنجا که حکمت و اندیشه ایرانی را بیشتر می‌توان در اشعار پی‌گرفت تا متون سرراست نثر. دامن ادبیات فارسی چنان فراخ است که از نگارگری و موسیقی و تاریخ و سیاست و ... در خود جای داده است.

ادبیات فارسیهود که بخشی از ادبیات فارسی محسوب می‌شود نیز از این قاعده مستثنی نیست. می‌توان تاریخ اندیشه‌ی دینی یهودیان ایرانی را در آثاری چون شاهین ‌توراه بازیابیم و حتی ردپای برخی تفاسیر یهودیان ایرانی از تورات را در آن بازجوییم. ردپای بسیاری از اختلاف نظرها و تفاوت برداشت‌ها از روایات دینی مشترک یهودیان و مسلمانان و برعکس آن مشترکات فرهنگی و فکری و اجتماعی کلیمیان و مسلمانان ایرانی در شاهین توراه بازتاب داده شده که حتی امروز هم می‌تواند برای ما راه‌گشا باشد. در آثار بابایی بن لطف و بابایی بن فرهاد تاریخمان را بخوانیم و بدانیم طی تاریخ پرفراز و نشیب‌مان در ایران چگونه تاب آورده‌ایم و چگونه تعامل و مدارا کرده‌ایم. راجع‌به دین و دنیا چگونه اندیشیده‌ایم و فقط این نیست در بسیاری کتب دیگر فارسیهود از غذاهای مخصوص شبات گرفته تا آداب رسوم داراش و کنیساگردانی تا آداب همسرداری و ... را می‌توان بازجست. نه برای آنکه لزوما آن‌را به‌کار بندیم بلکه برای حفظ ارتباطمان با گذشته خودمان و مهم‌تر از همه اینکه بتوانیم سیر تفکر یهودی- ایرانی را ادامه دهیم و بهتر بتوانیم بیاندیشیم. شاید بگویید روز و روزگار عوض شده، اما باور بفرمایید کشک همان کشک و کاسه همان است. آدم‌ها می‌روند و باز زاییده می‌شوند اما باز همان آدم‌ها هستند. به قول کتاب جامعه‌ی سلیمان: «یک نسل می‌رود و نسل دیگر می‌آید و زمین تا ابد پایدار می‌ماند.»

خلاصه‌ی 613 فرمان‌های تورات

رحمن دلرحیم

روایت است که انبیای بنی‌اسرائیل سعی داشتند که چکیده‌ی فرمان‌های تورات را در گفته‌های خود منعکس سازند.

حضرت داوود در کتاب تِهیلیم (مزامیرداوود) این چکیده را در 11 بند خلاصه نمود (فصل 15):

«خداوندا! کیست که در جوار تو منزل کند و در کوه مقدست ساکن شود؟ آن کسی که               کامل و سالک باشد

عدالت را به‌جای آورد            در دل خویش راستگو باشد

با زبان خود غیبت ننماید         به همنوع خود بدی نکند

درباره‌ی همنوعانش بدگویی نپذیرد

در نظر خویش حقیر و خوار است

کسانی را که از خدا ترس دارند، دوست می‌دارد

بر سوگند و عهد خود استوار است، هر چند به ضررش باشد

پول خود را به ربا نمی‌دهد

برای محکومیت فرد بی‌گناه، رشوه نمی‌گیرد».

حضرت یشعیا (اشعیا)ی نبی این چکیده را به 6 بند تقلیل داد (فصل 33 آیه 15):

«کیست از ما که بتواند در آتشگاه جاودانی (جوار الهی) ساکن شود؟ آن که به صداقت سالک باشد

به انصاف سخن گوید          سود ظالمانه را خوار شمارد

دست خود را از گرفتن رشوه باز دارد

گوش خود را بر توطئه‌ی قاتلان ببندد

و چشم خود را بر دیدن بدی‌ها بپوشاند».

حضرت میخا (میکا)ی نبی 3 بند را چکیده‌ی فرمان‌های تورات دانست (فصل 6 آیه 8):

«خداوند از تو چه می‌طلبد؟ مگر این‌که

انصاف را رعایت کنی          رحمت را دوست بداری

در حضور خدای خودت با تواضع سلوک نمایی».

و حضرت حَبَقوق (حیقوق) نبی تمام آن فرمان‌ها را در یک بند خلاصه نمود (فصل 2 آیه 4):

«فرد صادق با ایمان خود خواهد زیست»

וְצַדִּיק בֶּאֱמוּנָתוֹ יִֽחְיֶה



پروفسور مورین

استاد مرجع مطالعات فارسیهود
در ایالات متحده

لئا دانیالی

زندگی‌نامه‌ی دکتر ورا باش مورین[6]:

من در شهر کوچکی که به رومانیایی بایاماره و در مجاری ناگیبانیا خوانده می‌شود به دنیا آمدم. این شهر کوچک در منطقه ترانسیلوانی در شمال غربی رومانی قرار دارد. خانواده‌ام یهودی و پایبند به مذهب بودند، با این حال در دوران کودکی‌ام به سبب اینکه در قوانین کمونسیتی هفته‌ی کاری و روال مدارس شش روزه بود و شامل شبات هم می‌شد، مراسم ما و حرمت شبات خدشه‌دار می‌شد. پدر و مادرم از بازماندگان هولوکاست بودند. مادرم از بازماندگان آشویتس بود که در برگن بلسن آزاد شد. پدرم هم از یهودیان دربند اردوگاه‌های کار اجباری آشویتس بود و تمامی اعضای درجه یک خانواده‌ی او در آشویتس به قتل رسیده بودند.

خانه ما چند زبانه بود و شامل زبان‌های ییدیش، مجار و کمی هم عبری بود. زبان مدرسه‌ام رومانیایی بود و در مدرسه طی دو سال روسی و آلمانی را هم فراگرفتم.

در دهه‌ی 60 میلادی اکثر جامعه‌ی یهودی منطقه ما که عمدتا از بازماندگان جنگ جهانی دوم بودند مهاجرت کردند. برخی از اقوام ما قبلا به امریکا مهاجرت کرده‌بودند بنابراین خانواده‌ی ما که شامل والدینم، من و خواهر بزرگترم بودیم نیز رهسپار امریکا شدیم. ما از راه ایتالیا برای این مهاجرت اقدام کرده‌بودیم و به این ترتیب من و خواهرم زبان ایتالیایی را هم که بسیار به رومانیایی نزدیک است فرا گرفتیم. در چهارده‌ سالگی بدون اینکه انگلیسی بدانیم به امریکا رسیدیم اما خوشبختانه من و خواهرم در دبیرستانی با معلمانی دلسوز مشغول به تحصیل شدیم که باعث شد به سرعت انگلیسی را یاد بگیریم و از یادگیری زبان عاشقانه اسپانیایی هم لذت ببریم.

در دوره تحصیل در دبیرستان، تصمیم گرفتم خودم زبان عربی را بیاموزم. یادگیری عربی را تا سال نخست تحصیل در کالج اسمیت ‌ام.ای ادامه دادم و در پایان آن سال تحصیلی به دانشگاه پرینستون نیوجرسی، که به تازگی مختلط شده بود نقل مکان کردم. در دپارتمان مطالعات خاور نزدیک باید سه زبان «شرقی» یاد می‌گرفتیم که برای من این زبان‌ها عبری، عربی و برای نخستین‌بار فارسی بود.

خیلی زود عاشق فارسی شدم و با سفر سه ماه و نیمه‌ای در تابستان۱۹۷۰ (۱۳۴۸ش.) به ایران این عشق در من استوار شد. در اوایل تحصیلاتم دنبال راهی می‌گشتم تا بین این سه زبان در پژوهش‌هایم پیوندی ایجاد کنم. این اتفاق در دوره دکتری‌ام در بخش زبان‌ها و تمدن‌های خاور نزدیک در دانشگاه هاروارد عملی شد. در آنجا از وجود فارسیهود مطلع شدم. خوشبختانه مجموعه بزرگی از نسخ خطی فارسیهود که در مدرسه الهیات یهودیان نیویورک نگه‌داری می‌شود به من این امکان را داد که متن مناسبی برای پایان‌نامه دکتری‌ام بیابم و دیدگاهم را در مورد امکان کار بر روی میراث فکری یهودیان ایرانی گسترش دهم. چنین شد که باقی تاملات در این‌باره در تاریخ ثبت شد.[7]

***

پروفسور «ورا باش مورین» پژوهشگر و مدرس «اسلام و یهودیت» است و در حال حاضر برجسته‌ترین استاد مرجع مطالعات فارسیهود در ایالات متحده به شمار می‌رود. مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه پرینستون در رشته مطالعات خاور نزدیک و دکترایش را در ۱۹۷۸ از دانشگاه هاروارد در رشته زبان‌ها و تمدن‌های خاور نزدیک دریافت کرد. زمینه‌ی تخصصی پژوهش و تدریس او، تاریخ و فرهنگ یهودیت پیشامدرن است که شامل: یهودیان در جهان اسلام، به ویژه ایران می‌شود. او در تاریخ، ادبیات و هنر یهودیان ایرانی بین قرن‌های چهاردهم و هجدهم میلادی بر اساس نسخه‌های خطی فارسیهود تخصص دارد.

دکتر مورین در کالج‌های سوارثمور، هاورفورد، فرانکلین و مارشال[8] و دانشگاه پنسیلوانیا دوره‌های مطالعات اسلامی تدریس کرده است، او برگزارکننده دوره‌های مطالعاتی عالی در موسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون، نیوجرسی، همچنین مطالعات عبری و یهودی در دانشگاه آکسفورد و مطالعات پیشرفته یهودی در کانون کاتز، در دانشگاه پنسیلوانیا بوده است. دکتر مورین از فرصت‌های مطالعاتی بنیاد ملی علوم انسانی، شورای جامعه دانش‌آموختگان آمریکا، هیئت تحقیقات و تبادلات بین المللی، و انجمن فلسفی آمریکا بهره‌برده است.

او تالیفات و آثار فروانی در حوزه تاریخ و ادبیات یهودیان ایرانی دارد که تعدادی از آنها در این حوزه از کتب مرجع محسوب می‌شوند و جوایز معتبری را کسب کرده‌اند. از انجا که در بین خاورشناسان کمتر کسانی به حوزه مطالعات فارسیهود پرداخته‌اند، شاید برای مخاطب ایرانی و کلیمی مورد توجه‌‌ترین اثر او کتاب در باغ ملکه استر: گلچینی از ادبیات فارسیهود باشد. این کتاب منتخبی از ادبیات فارسیهود است که به انگلیسی ترجمه شده و برای نخستین‌بار غنای این ادبیات را برای خوانندگان انگلیسی‌زبان به ارمغان ‌آورده. این مجموعه ویترینی از نوشته‌های متنوع فارسیهود است که به قلم کلیمیان که احتمالا قدیمی‌ترین جامعه دیاسپورایی مستمر در جهان‌اند نگاشته شده است. دکتر مورین متون نوشته شده بین قرون هشتم تا نوزدهم میلادی را گردآوری کرده است، که شامل قطعاتی از اسناد اولیه، بازخوانی آیاتی از تنخ (عهدعتیق)، دعاها، اشعار مذهبی و غیر مذهبی، تفاسیر و وقایع‌نگاری‌های تاریخی است. بیشتر ترجمه‌ها به قلم خود مورین است و هر قطعه با درایت خاصی انتخاب شده و توضیحاتی دارد تا معنای آن در تاریخ و افسانه‌های یهودی و اسلامی روشن شود. در کنار این توضیحات کتابشناسی و تفاسیر مورن کتاب را غنی‌تر کرده است. در باغ ملکه استر در سال ۲۰۰۰ منتشر شده و در سال ۲۰۰۵ برنده جایزه از انجمن کتاب‌داران یهودی گشته است.

 اثر دیگر او فهرست نسخ خطی فارسیهود از کتابخانه‌ی حوزه علمیه یهودیان آمریکا (۲۰۱۵) است. این فهرست مرجع اصلی محققان درباره ایرانیان و یهودیان در موضوعاتی مانند تاریخ، شعر، پزشکی و زبان‌شناسی است که یهودیان ایرانی طی قرون پانزده تا نوزده میلادی به آن پرداخته بودند.

از نخستین کتاب‌های او نقاشی‌های مینیاتور در نسخ فارسیهود[9] ( ۱۹۸۵) است که نامزد جایزه ملی کتاب یهود شد. از متاخرترین‌ها هم می‌توان به کتاب مقدس در جایگاه حماسه فارسیهود: نسخه خطی مصور فتح نامه عمرانی (۲۰۱۶) اشاره کرد.

دکتر مورین در مورد جنبه‌های مختلف روابط مسلمانان، یهودیان و مسیحیان کتاب‌هایی تالیف کرده و مقالات متعددی را در مجلات معتبر مطالعات اسلامی و یهودی منتشر کرده است. او در حال حاضر سردبیر دایره‌المعارف یهودیان جهان اسلام ([10]EJIW) است و اکنون مشغول ویرایش بخش ایران، قفقاز و آسیای مرکزی این دایره‌المعارف است.

از دکتر مورین مقالات بسیار جذابی درباره کلیمیان در دانشنامه‌هایی مثل ایرانیکا و مجلات علمی معتبر به چاپ رسیده است که امیدوارم در شمار‌ه‌های بعدی بینا خلاصه‌ی برخی از آن‌ها را ارائه کنم.

منابع:

• ouwomen.org/speakers/dr-vera-basch-moreen/

• www.jtsa.edu/torah/catalog-of-judeo-persian-manuscripts-in-the-library-of-the-jewish-theological-seminary/

• www.cambridge.org/core/journals/ajs-review/article/abs/vera-basch-moreen-in-queen-esthers-garden-an-anthology-of-judeopersian-literature-yale-judaica-series-new-haven-yale-university-press-2000-xxiv-392-pp/7E79FB3F39D468FC7A35856E5EB6A995

• yalebooks.co.uk/book/9780300079050/

• www.gorgiaspress.com/vera-basch-moreen



تأملی بر سیر شکل‌گیری و ریشه‌های تاریخی گورستان گیلیارد[11]

 (و تأملی بر نقوش هنری روی سنگ‌های گورستان)

مریم میرزایی

کارشناس ارشد مرمت بناها و محوطه‌‌های تاریخی و مدرس دانشگاه علمی و کاربردی


یهودیان استان تهران و نسبت آنها با گورستان گیلیارد

    گورستان گیلیارد در شرق تهران و در شهر جیلارد (در جنوب شهر دماوند) براساس برخی از اسناد کتابخانه‌ای و شواهد میدانی، یکی از کهن‌ترین گورستان‌های یهودیان ایران است. ایرانیان یهودی صدها سال قبل از پیدایش اسلام، مهمان کشور ایران شدند. بعد از فتح بابل توسط کوروش هخامنشی و آزادی یهودیان، کوروش آن‌ها را در انتخاب محل زندگی آزاد گذاشت. گروه بزرگی از یهودیان با میل خود در شهرهای مختلف ایران ساکن شدند. البته برخی پژوهشگران یهودی اعتقاد دارند که یهودیان ایران‌ از حدود 200 سال‌ قبل‌ از فتح‌ بابل‌ ساكن‌ ایران شده بودند. گویا گروهی از یهودیان بعد از اسارت توسط پادشاهان آشور ابتدا به اردن و سپس به بخشی از محدودۀ ایران کنونی فرستاده شدند. جابجایی یهودیان‌ در این‌ مملكت‌ پهناور بارها اتفاق‌ افتاده‌ است‌‌. در شهرهای شوش، شهر ري‌ (در محدوده جنوب شرقی شهر تهران)، بندر سيراف‌ (يا بندر طاهري‌)، جیلارد (گیلارد دماوند) و برخی دیگر از نواحی از دوران قدیم تعداد زیادی یهودی ساکن بودند. درباره اینکه یهودیان کدام منطقه ایران قدمت بیشتری دارند و ابتدا در کجا ساکن شده‌اند، اطلاعات مختلفی در دست است. برخی پژوهشگران یهودی اعتقاد دارند که یهودیان ابتدا به شوش کوچانده شدند و از آنجا به دیگر مناطق از جمله گیلارد نقل مکان کردند و برخی بر این نظرند که از ابتدا به گیلارد کوچانده شدند.

   در کتاب تاریخ‌ ایران‌ نوشتة‌ گریشمن‌ آمده‌ است‌ كه‌ آشوریان‌ جمعی از یهودی‌ها را در شهر ری نزدیك‌ تهران‌ فعلی مسكن دادند و این‌ قوم‌ در ری زندگی آرامی داشتند. این‌ شهر در آن زمان یکی از بزرگ‌ترین و آبادترین شهرهای ایران بود و مورخین‌ عرب‌‌ ری را عروس‌ شهرهای دنیا نام‌ نهاده‌ بودند و یهودیان‌ از قدیمی‌ترین‌ اقوام‌ ساكن‌ شهری با این‌ عظمت‌ و اهمیت‌ بشمار می‌رفتند. تجار یهودی به‌ خاطر آشنایی با زبانهای مختلف‌، نه‌ تنها عهده‌دار تجارت‌ از شرق‌ به‌ غرب‌ یعنی از هندوستان‌ و چین‌ به‌ اروپا بودند بلكه‌ با تمام‌ شهرهای مهم‌ داخل‌ مملكت‌ نیز روابط‌ تجارتی داشتند.

    بعد از یورش مغول‌ها تعدادی از یهودیان که از این شهر نجات یافته بودند به نواحی اطراف پناه بردند. آنها دماوند و گیلیارد در اطراف تهران و احتمالاً منطقه‌ای از تهران فعلی، یعنی محلات عودلاجان‌، مهران‌ و میدان‌ اعدام‌ را برای ادامه حیات مناسب دانستند. بطور كلی یهودی‌های مقیم‌ دماوند، تهران‌ و گیلیارد در ابتدا تصور میكردند اقامتشان‌ در این‌ دو ناحیه‌ موقتی خواهد بود و مجدد به‌ شهر ری باز میگردند. ولی در حدود ششصد سال‌ قبل‌، بعد از آخرین‌ حملة‌ تیمور از آن‌ شهر با عظمت‌ چیزی ‌باقی نماند و دیگر قابل‌ سكونت‌ نبود ویهودی‌ها در گیلیارد و دماوند برای همیشه‌ ساكن ‌شدند.

گورستان گیلارد

    دماوند یکی از شهرهای استان تهران ومرکز شهرستان دماوند است. محله جیلارد یا گیلیارد، از قدیمی ترین محله‌های شهر دماوند است. این محله از لحاظ وسعت یکی از بزرگترین محله های شهر دماوند است و در کنار جاده تهران فیروزکوه قرار دارد. در زبان عبری גלעד (Gilad یاGhil’ad ) نامی است برای مردان که از ریشه گیل گرفته شده و گیل (gil גיל) به معنی شادی و آد به معنی همیشگی و ابدی است که در نهایت گیلعاد به معنی شادی ابدی است.

یهودیان گیلیارد

    حبیب‌ لِوی معتقد است‌ كه‌ یهودیان‌ دماوند و گیلیارد بیش ‌از دو هزار و پانصد سال‌ در این‌ دو دهكده‌ ساكن‌ بوده‌اند. وی وجود سه‌ قطعه‌ سنگ‌ قبر در قبرستان‌ گیلیارد را - كه‌ متأسفانه‌ امروز اثری از آنها نیست‌ - دلیل‌ این‌ نظر می‌داند. لوی در جلد سوم‌ کتاب تاریخ یهود می‌نویسد:

سنگ‌ اول‌ تاریخ‌ 1888 شطاروت‌ دارد كه‌ مطابق‌ است‌ با 1577 میلادی. سنگ‌ دوم‌ تاریخ‌ 1875 شطاروت‌ دارد كه‌ مطابق‌ است‌ با 1564 میلادی. سنگ‌ سوم‌ تاریخ‌ 1865 شطاروت‌ دارد كه‌ مطابق‌ است‌ با 1554 میلادی (که البته قطعا این این تاریخ‌ها با سابقه‌ی ادعایی 2500 ساله گورستان مطابقت ندارد).

   گیلعاد یکی از بزرگ‌ترین محله‌های یهودی‌نشین شمال ایران بوده و طول زمین‌های آن تا قرن 17 میلادی به 20 فرسنگ یا 180 کیلومتر می‌رسیده است و جمعیت یهودیان گیلعاد از عصر استیلای مغول به بعد تا حمله افغان‌ها به ایران، به کلی رو به تحلیل رفت. طبق آماری در کتب تاریخی یهودیان در 80 سال پیش منطقه‌ی گیلعاد دارای 520 نفر یهودی و چهار کنیسای فعال و یک حمام عمومی بوده است. در قبرستان گیلیارد سنگ‌های 800 ساله دیده شده و کنیسه‌ی خرابۀ آن هنوز باقی است. یهودیانی از دامغان و کاشان به گیلعاد مهاجرت کردند. یهودیان گیلعاد در دوره‌ی مغول و صفویه دچار مصیبت کمی شدند، ولی در حمله‌ی افغان‌ها به آنها آسیب‌های فراوان وارد شد و عده‌‌ی زیادی از مردم گیلعاد به غارها پناه برده و تعداد زیادی هم کشته شدند و عده‌ی کمی باقی ماندند که تعدادی از آن‌ها هم تحمل زندگی در خرابه‌های گیلعاد را نداشتند. در ضمن پیدا شدن بیماری‌هایی مثل وبا و طاعون در کاهش جمعیت گیلعاد مؤثر بود و قسمتی از املاک وسیع و قبرستان گیلیارد که جزو موقوفه یهودیان دماوند بود را به تدریج مالکین اطراف ربودند. مخصوصاً در عصر قاجار که نامهربانی نسبت به یهودیان ایران شدت گرفت، قسمت‌های دیگری از این املاک از دست رفت.

مشخصات گورستان و سنگ قبرها

    گورستان مذکور شامل دو بخش قدیم و جدید است. گورستان قدیمی‌تر در جنوب‌شرقی و گورستان جدیدتر در قسمت شمال قرار دارد. در منتهی‌الیه جنوب‌شرقی دو گورستان یهودی، بقایای گورستانی اسلامی دیده می‌شود که وضعیت آن به دلیل کندوکاوهای صورت گرفته، بسیار آشفته است. در سطح این گورستان اسلامی بقایایی از سفال‌های دوران اسلامی، به خصوص سلجوقی و تیموری دیده می‌شود که حکایت از قدمت و تعلق آن به قرون 5 و 6 هجری دارد.

    قبور گورستان یهودیان با جهتی شرقی – غربی با سنگ قبرهای صندوقی شکل یکپارچه در اشکال مکعب، نیم استوانه، مکعب مستطیل، مستطیل و عمدتاً از جنس سنگ گرانیت یا چینی می‌باشد. برخی از سنگ قبرها تنها شامل یک قطعه سنگ و برخی دیگر از چند قطعه سنگ مختلف تشکیل شده‌اند. قدیمی‌ترین سنگ قبور موجود گورستان دارای تاریخ 1304 ش. و جدیدترین آن متعلق به سال 1378 ش. است. البته قطعاً در گورستان جنوب شرقی که قدیمی‌تر است، تدفین به صدها سال قبل باز می‌گردد.

کیفیت‌سنجی نقوش هنری حکاکی شده بر روی سنگ‌های گورستان

   به دلایل خاص، یهودیان تا حد ممکن از داشتن تمایزات ظاهری با جامعه‌ای که اکثریت آنها را غیرهمکیشان آنها تشکیل می‌دهند، پرهیز می‌کنند. سنگ‌قبرهای گورستان گیلیارد ترکیبی از وجوه عبری و ایرانی را در خود دارد؛ مهم‌ترین ممیزه سنگ‌های قبر گورستان گیلیارد، زبان عبری نگاشته شده بر روی آنها است. این نوشته‌های عبری در چیزی بیشتر از نیمی از این سنگ‌ها با نوشتار فارسی و عموماً با خط نستعلیق هم‌نشین شده است. در بخش فارسی این نوشته‌ها، مشخصات فرد متوفی و نکات کلیدی مثل تاریخ تولد و وفات وی نقش بسته است. بخش فارسی این سنگ‌ها فارغ از محتوای آنها، کوچکترین تفاوتی با سنگ‌های قبر مسلمانان ندارد. مشخصه بارز بعدی بر روی سنگ‌های این گورستان که به طور مشخص به یهودیان تعلق دارد، نقوش ستاره داوود و شمعدان یهودی (معروف به منورا) است. این نقوش به شکل هم‌زمان و یا به شکل جداگانه در تمام این سنگ‌ها قرار دارد. اندازه و نسبت این نقوش نسبت به دیگر اجزای حکاکی شده بر روی سنگ‌های قبر متفاوت است؛ ظاهراً تفاوت تاریخی سنگ‌های قبر در بزرگی، کوچکی و استفاده از هر کدام از این نقوش مؤثر بوده است.

   سنگ‌ قبرهای گورستان گیلیارد، متناسب با میزان کیفیت سنگ و طراحی صورت گرفته بر روی آنها، از نقوش تزئینی ایرانی بهره گرفته‌؛ به این معنا که هر چقدر یک سنگ نفیس‌تر و دارای ارزش مادی بیشتری است، طراحی نقوش روی آن نیز از وضعیت فاخرتری برخوردار است. هنرمندان طراح برای این سنگ‌ها از نقوش پر پیچ و تاب ایرانی متداول در عصر قاجار بهره گرفته‌اند (در سوی مقابل تقریباً اثری از نقوش هندسی نیست). نقوشی که در فرهنگ هنرهای تجسمی ایران به نام نقوش تذهیب قاجاری شناخته می‌شوند؛ نقوشی که عموماً بیرون تراویدن دسته‌های گل انتزاعی از درون یک یا دو گلدان قرینه را نشان می‌دهد. به این ترتیب، غالب نقوش تذهیب به کار رفته بر روی این سنگ قبرها، نقوش ختایی است. با این وجود در بعضی از سنگ‌ها ردپای نقوش اسلیمی (به شکل جدا از نقوش ختایی) نیز قابل شناسایی است.

در گورستان گیلیارد، سنگ قبرهای باقی مانده از دوره قاجار، در صورت فاخر بودن ردپایی هر چند محدود از یک تذهیب زیبا را در خود دارند. اما به مرور با قدم گذاشتن به دوره پهلوی، اثر نقوش تزئینی تذهیب رو به کاهش گذاشت.

لازم به ذکر است که  این گورستان در بیست و یکم اسفند ماه 1395 توسط سازمان میراث فرهنگی ایران در فهرست آثار ملی با شماره اثر: 31691 به ثبت رسیده است.

منابع:

1. لوی، حبیب، تاریخ یهود ایران، (سه جلد)، کتابفروشی یهودا بروخیم، تهران، 1339

2. گیرشمن، رومن، کتاب ایران از آغاز تا اسلام، مترجم: محمد معین، انتشارات: علمی و فرهنگی علمی و فرهنگی،1401

3. مصطفوی، علی اصغر، نگاهی به زندگی ایرانیان یهودی، انتشارات بامداد، 1369

4. میرزایی، مریم، سرگذشت یک خیابان-سیر شکل گیری خیابان سی تیر، نشر: خانه فرهنگ و هنر گویا، 1398

5. پازوكي طرودي، ناصر، آثار تاريخي دماوند، تهران: سازمان ميراث فرهنگي، 1381

6. نصرتي، مسعود، تاريخ دماوند و آثار تاريخي آن، تهران: فيض كاشاني؛ تربت، 1381

7. صفايي، علي، دماوند؛ شامل اوضاع اقتصادی و اجتماعی شهرستان دماوند، تهران؛ كانون معرفت ، 1335

8. سایت انجمن کلیمیان تهران: www.iranjewish.com


گذری بر تاریخچه‌ی کنیساهای تهران

کنیسای کهن (نواب)

مهندس مهران ملک

کارشناس معماری

سکونت کلیمیان در منطقه‌ی غرب تهران

کلیمیان پس از خروج تدریجی از منطقه‌ی بازار تهران و اودلاجان در محدوده ارگ قدیم تهران (خیابان سیروس و «سرچال قدیم»)، در چندین مرحله در مناطق مختلفی از شهر تهران سکنی گزیدند. یکی از این مناطق، محدوده‌ی غرب تهران (خیابان نواب صفوی - میدان توحید - ابتدای خیابان ستارخان - سه راهی طرشت و اطراف آن) محسوب می‌شد. وجود کنیسا‌های نصرت (مخصوص خراسانی‌های مقیم تهران)، کنیسای سه راهی طرشت، کنیسای گیشا و کنیسای کهن (نواب) دلیلی بر این مدعاست. گفته شده است که در دهه‌های ۱۳۲۰ تا اواخر دهه ۱۳۴۰ خورشیدی از شهرستان‌های مختلفی در ایران که کلیمی‌نشین بوده‌اند، همکیشانی جهت سکونت به تهران مراجعت نمودند. مشهدی‌ها، همدانی‌ها، اصفهانی‌ها، کاشانی‌ها، یزدی‌ها و به‌خصوص خانواده‌ها و افراد بسیاری از استان کردستان و به ویژه شهرستان سنندج که نفوس جمعیتی کلیمیان در آنجا بیشتر از نقاط دیگر استان کردستان بود، به تدریج به دلایل مختلفی از جمله شرایط زندگی و کسب و کار راهی تهران شدند. پس از مدتی کلیمیان ساکن در مناطق غرب تهران نیاز به مکان‌هایی جهت انجام فرایض مذهبی خود احساس نمودند و با مشورت و کمک اعضای جامعه‌ی کلیمیان آن زمان و مساعدت افراد خیراندیش کلیمی، تصمیم به تاسیس کنیساهایی در منطقه غرب تهران گرفتند که کنیسای کهن (نواب)، از آن جمله بود.

تاسیس کنیسای کهن

گفته شده است که شخصی به نام حبیب‌الله کهن کاشانی که به کار تجارت و واردات لوازم پزشکی و آزمایشگاهی در ایران اشتغال داشت و جزو افراد متمکن و خیراندیش کلیمی محسوب می‌شد، (به همراه فرزندانش) موسس و بانی کنیسای کهن بود. نام کنیسا برگرفته از نام موسس آن (حبیب الله کهن) می‌باشد. این کنیسا به همراه مدرسه‌ای به نام اتحاد نو که جزئی از ساختمان کنیسا می‌باشد، با کمک و همیاری سازمان جهانی آلیانس در ایران تاسیس و در سال ۱۳۳۹ خورشیدی در محدوده‌ی خیابان‌های آزادی و خیابان نواب صفوی افتتاح گردید. حبیب الله کهن پس از عمری پرتلاش و انجام امور خیرخواهانه جهت کلیمیان تهران در سال ۱۳۴۳ خورشیدی مطابق با ۵۷۲۴ عبری دیده از جهان فرو بست.

فعالیت سازمان جهانی آلیانس در ایران

سازمان جهانی آلیانس که در واقع یک سازمان در ارتباط با فعالیت‌های فرهنگی در سرتاسر جهان می‌باشد و در حال حاضر مقر اصلی آن در فرانسه (شهر پاریس) و شعبه دیگری نیز در کشور اوکراین در نزدیکی روسیه قرار دارد، فعالیت خود در ایران را با هدف شکل‌گیری فعالیت‌های فرهنگی از سال ۱۲۷۹ خورشیدی - ۱۹۰۰ میلادی (همزمان با پادشاهی مظفرالدین شاه قاجار و دوران مشروطه در ایران) آغاز نمود و چهار مرکز فرهنگی و آموزشی را در تهران به جهت استفاده‌ی کلیمیان تهران تاسیس کرد که عبارتند از: مدرسه اتحاد (سه راهی ژاله)، مدرسه اتحاد در مجاورت کنیسای اتحاد (روبروی ساختمان مجلس شورای اسلامی در میدان بهارستان)، دبستان اتحاد نو واقع در ساختمان کنیسای زرگریان و مدرسه‌ی اتحاد نو واقع در طبقه‌ی همکف ساختمان کنیسای کهن (نواب).

سه نکته در مورد مراکز آموزشی آلیانس قابل ذکر است: اولاً اکثریت پرسنل و مسئولین مدارس تحت پوشش آلیانس در تهران ملیت فرانسوی داشتند. دوم، همزمان با تهران در چندین شهرستان کلیمی‌نشین در ایران نیز مدارس آلیانس تاسیس شده بود. سوم، مدارس اتحاد حدوداً تا  اواسط دهه‌ی ۱۳۵۰ خورشیدی به فعالیت خود ادامه دادند و با ملی شدن مدارس در ایران در سال‌های پایانی حکومت پهلوی دوم عملاً این مدارس تعطیل شدند.

مشخصات ظاهری و معماری ساختمان کنیسای کهن

بخش بیرونی بنا دارای پنجره‌هایی به صورت موازی و بلند است. ساختمان به صورت دو طبقه با نمای سیمانی ساده (از نوع تخته ماله) می‌باشد که طبقه‌ی همکف آن به دبستانی به نام «اتحاد نو» جهت تحصیل کودکان کلیمی و فقط در مقطع ابتدایی با ۶ کلاس اختصاص یافته بود. طبقه‌ی دوم آن که به وسیله دو بازوی پله به سالن کنیسا راه دارد،  فقط کاربری مذهبی داشته و از آن به عنوان کنیسا استفاده می‌شود. نیم طبقه‌ای نیز به صورت سه وجهی در بالای کنیسا طراحی شده که دور تا دور طبقه مربوط به کنیسا را (به جز سمت هخال) احاطه کرده است که به صورت بالکن و فقط مخصوص استفاده بانوان می‌باشد. جایگاه شالیح صیبور (پیش‌نماز یا میشکان)، درست در وسط سالن کنیسا و روبروی هخال (جایگاه تورات) قرار دارد. بخش هخال که در واقع مهم‌ترین و پرتزئین‌ترین بخش بنا محسوب می‌گردد، در ضلع غربی سالن کنیسا خودنمایی می‌کند و دور تا دور آن از جنس سنگ مرمر رگه‌دار و دارای تزئینات زیبای آیینه‌کاری به شکل قوسی است که به صورت یک هلال نیم دایره، اطراف بخش هخال را به طور کامل در بر گرفته است و بر روی آیینه‌ها نیز نوشته‌هایی به خط عبری نقش بسته است.

از دیگر تزئینات  اطراف هخال، نقوش و نوشته‌هایی از کتاب تورات مقدس به خط عبری همراه با المان‌های مذهبی از جمله منورا (شمعدان) می‌باشد که بر روی سنگ‌های مرمر دور قسمت هخال به شکل هنرمندانه و زیبایی حک شده‌اند.

نکاتی در مورد ساخت بخش هِخال و آینه‌کاری آن

بنا بر روایتی به نقل از مراجع مذهبی فقید کلیمیان ایران (حاخام حئیم شوفط و حاخام یوسف همدانی کهن)، نگاه کردن به ابهت و زیبایی هخال (جایگاه تورات) هنگام خواندن تفیلا (نماز) در کنیسا، شخص را به روح عبودیت خداوند نزدیک‌تر می‌کند.

اولین ظهور هنر آینه‌کاری سنتی در معماری ایرانی، در تزئین ایوان خانه شاه طهماسب صفوی در شهر قزوین بود که بعدها به آینه‌خانه‌ی اصفهان معروف شد، چرا که جهت تزئین فضای داخلی کاخ مذکور از تکه‌های بسیار آینه‌های برش خورده استفاده شده است (سال ۹۳۰ تا ۹۸۴ هجری قمری - حدود ۴۵۰ سال پیش). از اماکنی که در ایران در تزئین آنها از هنر آینه‌کاری سنتی ایرانی بهره گرفته شده، می‌توان کاخ گلستان‌، عمارت چهلستون اصفهان‌، کاخ مرمر در تهران مربوط به سلسله پهلوی اول و دوم، تالار آینه در کاخ نیاوران، کاخ موزه سعد آباد و بارگاه حضرت امام رضا در مشهد را نام برد. در طول سده‌های گذشته‌ اساتید بنامی چون استاد حاج ميرزا محسن قدیانی، استاد حاج لطیف مهدویان، استاد سید اکبر کتیرایی و مرحوم استاد عبدالکریم نوید تهرانی در راه هنر آینه‌کاری سنتی ایرانی زحمات فراوانی کشیدند. در مورد آینه‌کاری بخش هخال کنیسای کهن توضیح این‌که همزمان با آغاز احداث ساختمان کنیسای کهن در اواسط سال ۱۳۳۶ تا اواخر بهار سال ۱۳۳۹ خورشیدی، آینه‌کاری قسمت هخال کنیسا توسط مرحوم استاد حاج سید علی‌اکبر صالحی و دو نفر از شاگردان آن مرحوم در چندین فاز به سبک آینه‌کاری فضایی حجمی معکوس که یکی از مشکل‌ترین سبک‌های اجرای آینه‌کاری به‌شمار می‌رود انجام شد که در اجرای آن از چند صد قطعه آینه‌ی برش خورده به ضخامت‌های ۳ و ۵ میلیمتر استفاده شده است، و سپس آن بخش با عبارات عبری تزئین گردید.

خاستگاه مراجع فقید مذهبی کلیمیان تهران

همواره عده‌ای بر این باور بوده‌اند که فقط کنیساهای ملاحنینا، دروازه دولت، پل چوبی و یا ابریشمی، محل رفت و آمد و حضور و سخنرانی مراجع دینی در دوران معاصر کلیمیان در تهران بوده‌ است، اما شواهد نشان می‌دهد که مراجع مذهبی از جمله مرحوم حاخام یدیدیا شوفط، مرحوم حاخام حئیم شوفط و مرحوم حاخام اوریئل داویدی مکرراً در زمان حیات خود به کنیسای کهن نیز رفت و آمد داشته و اقدام به خواندن تفیلا  (نماز) و همچنین سخنرانی مذهبی جهت نمازگزاران کنیسا نموده‌اند؛ حتی حاخام یوسف همدانی کهن (مرجع فقید مذهبی کلیمیان ایران) نیز در روز تعنیت استر در اواخر سال ۱۳۶۹ در کنیسای کهن سخنرانی مذهبی انجام داده بودند.

یادی از مسئولان و زحمتکشان کنیسای کهن

اولین افرادی که پس از استقرار در منطقه غرب تهران، کنیسای کهن را جهت انجام فرایض مذهبی خود انتخاب کردند، خانواده‌هایی از خطه استان کردستان و به ویژه شهرستان سنندج بودند که از جمله آنان می‌توان خاندان مصری را نام برد که سالیان متمادی زحمات فراوانی را در کنیسای کهن متحمل گردیدند. دیگر افراد می‌توان از آقای خاسید (مسئول کنیسا و صندوق دار)، مرحوم فرج الله ابریشمیان (مسئول صدقات کنیسا)، مرحوم حاخام صیون پاچالی و فرزند آن مرحوم، داریوش پاچالی به عنوان شالیح صیبور، مرحوم الیاهو فرهمند پور همدانی به عنوان مسئول کنیسا که در حدود 2 دهه زحمات بی شائبه و فراوانی را در جهت پیشرفت و ساماندهی امور کنیسای کهن انجام داده و در نهایت در 27 آذر ماه 1386 خورشیدی مصادف با نهم ماه طبت 5768 عبری بدرود حیات گفت. دیگر افراد: آقایان دردشتی، کفاش، برادران شمسیان، شکرالله رحمانی زاد، یوسف احدوت، دکتر سیمانی، اجلال مصری، فرید مصری، یونسی، ناصر داودیان (رابط انجمن کلیمیان تهران)، یوسف حئیم شمطوب، خانواده مریمیان، یورام عزیزی (شالیح صیبور)، دکتر ستاره شناس وفرهاد آزادگهر به عنوان (شالیح صیبور).

لازم به ذکر است که به دلیل کاهش چشمگیر جمعیت کلیمیان در منطقه غرب تهران در حال حاضر مراسم مذهبی در کنیسای کهن فقط در صبح‌های دوشنبه و پنجشنبه هر هفته برگزار می‌گردد.

در تهیه‌ی این گزارش از همکاری هارون یشایایی، مهران ابریشمیان، داریوش پاچالی، حاخام مهرداد ساسانی فرد و هیئت امنای کنیسای کهن استفاده و از ایشان تشکر می‌گردد.

منابع:

1. محله کلیمیان تهران (ناصر تکمیل همایون)

2. کنیسه‌های تهران؛ از دیروز تا امروز (یاسمن غنی)

3. fa.wikipedia.org

4. از بلدیه تا شهرداری تهران (مهندس محمدرضا حسن بیگی)

5. فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران، تنظیم و نگارش دکتر نصرت الله مشکاتی


ایرانیان در عهد عتیق (تَنَخ)

یاسمن غنی

کارشناس ارشد ایرانشناسی

عهدعتیق که به معنای پیمان کهن است شامل کتب مقدس یهود است که به اختصار تَنَخ نامیده می‌شود. تنخ شامل 24 کتاب در سه بخش است: بخش اول پنج کتاب تورات، بخش دوم نِویئیم یا انبیاء شامل 8 کتاب و بخش سوم کِتوبیم یا مکتوبات شامل 11 کتاب است. در تنخ ضمن ذکر داستان‌هایی از انبیاء و پادشاهان، نشانه‌هایی از اقوام و ملل گوناگون نیز منعکس شده است. یکی از سرزمین‌هایی که در کتاب مقدس از آن سخن به میان آمده ایران است که در دوران باستان به سرزمین پارس‌ها و مادها شهره بود. قوم بنی‌اسرائیل پس از اشغال دو کشور اسرائیل و یهودا به دست آشوریان و بابلیان در قرن‌های 8 و 6 پ.م، به سمت شهرهای مادی و سپس پارسی مهاجرت کردند. سرنوشت این قوم پس از رهایی به دست کوروش پادشاه هخامنشی، به‌گونه‌ای با ایران گره خورد که آن را تبدیل به اصیل‌ترین و کهن‌ترین اقوام ساکن در این سرزمین کرد، به‌طوری‌که یهودیان در تکوین هویت ایرانی سهم بسزایی داشتند. در تنخ از بزرگان و پادشاهانی چون کوروش کبیر، خشایارشا، داریوش دوم، اردشیر و غیره یاد شده که هر کدام در نجات و تغییر سرنوشت یهودیان تاثیر داشتند. از 24 کتاب تنخ مجموعا در کتاب‌های اشعیا، ارمیا، عزرا، نحمیا، زکریا، دانیال، تواریخ ایام و استر از سرزمین و بزرگان ماد و پارس یاد شده است. در مطلب زیر به طور خلاصه و به ترتیب تقدم تاریخی، نقش و جایگاه ایرانیان در این کتاب‌ها که در اکثریت موارد شامل پادشاهان است بیان می‌شود.

کتاب اشعیا (یِشَعیا[12])

حضرت اشعیا در قرن 8 پ.م و در اورشلیم می‌زیست. در تنخ کتابی به نام اوست که 66 باب دارد و شامل پیشگویی‌های دقیقی از جمله حمله‌ی آشوریان به اسرائیل (دولت شمالی) و به اسارت رفتن قوم‌، ظهور منجی یهودیان – کوروش- و پیروزی‌اش بر بابل و آزاد ساختن یهودیان و بازسازی معبد اورشلیم است. وی در میان انبیای نویسنده، بزرگترین آنان محسوب می‌گردد و به او لقب شاهزاده‌ی انبیاء عهد عتیق را داده‌اند. در باب 13 کتاب اشعیا از زبان خداوند آمده: «اینک من مادها را که توجهی به طلا و نقره ندارند بر ضد بابلی ها برخواهم انگیخت تا بابلی‌ها نتوانند با پیشکش کردن ثروت خود، جان خود را نجات دهند و بابل که زینت فخر کلدانیان است مانند سدوم و عموره واژگون خواهد شد...» (13: 17-19). او در باب 14 به بنی‌اسرائیل وعده می‌دهد که بار دیگر بر آنان ترحم خواهد کرد و آنان را برخواهد گزید و قوم‌هایی به آنان کمک خواهند کرد تا به سرزمین‌شان بازگردند؛ و در ادامه در باب 21 آن قوم‌ها را به این صورت معرفی می‌کند: «ای لشکر عیلام حمله کن، ای لشکر ماد محاصره کن، خدا به ناله‌ی قوم‌هایی که زیر دست بابل هستند پایان می‌دهد» (21: 1-2). در باب 41 از کتاب اشعیا او بشارت آمدن مردی از مشرق زمین را می‌دهد که نام خدا را خواهد خواند و از شمال به جنگ با قوم‌ها فرستاده خواهد شد و پیوسته پیروز است و بر پادشاهان مسلط می‌گردد و به بنی‌اسرائیل وعده‌ی نصرت و شادمانی از سوی خداوند می‌دهد. در باب 42 آن فرد برگزیده خدا معرفی می شود که خدا در روح او دمیده و به او قدرت داده تا عدالت و انصاف را به اجرا درآورد و سپس مژده‌ی پایان اسارت و شکست بابل و کلده را می‌دهد. این پیشگویی‌ها در حالی است که اشعیا در زمان حمله‌ی بخت‌النصر بابلی به کشور یهودا زنده نبود و در نهایت در آخرین آیه از باب 44 که مهم‌ترین بخش از این کتاب است به صراحت نام کوروش به میان می‌آید که مشیت خدا را به اتمام خواهد رسانید و اورشلیم و معبد آن نیز بنا خواهد شد.

در باب 45 از کوروش به عنوان مسیح خدا یاد شده که خداوند دست راست او را گرفته تا امت‌ها را مغلوب کند و او به عدالت برانگیخته شده که اسیران خدا را آزاد خواهد نمود. توصیف کوروش و برگزیدگی‌اش برای نجات بنی‌اسرائیل تا پایان باب 48 ادامه دارد. محتوای مطالب بیان شده در این باب‌ها کاملا شبیه به نوشته‌های لوح استوانه‌ای کوروش است، با این تفاوت که به جای خدای بنی‌اسرائیل از مردوک خدای بزرگ بابل یاد شده که کوروش پادشاه شهر انشان را برای دادگری به سوی شهر بابل فراخواند زیرا نبونئید پادشاه بابل مردوک را پرستش نمی‌کرد.

کتاب ارمیا (ییرمیا[13])

حضرت ارمیا در قرن7 پ.م در سرزمین عناتوت می‌زیست و سپس به اورشلیم مهاجرت کرد. او فتح اورشلیم به دست کلدانیان را پیشگویی کرده بود و در زمان فتح در زندانی در اورشلیم به سر می‌برد. دو کتاب از او در مجموعه تنخ وجود دارد؛ یکی کتاب ارمیا که 52 باب دارد و شامل هشدارهایی به قوم یهود و پیشگویی‌هایی از آینده‌ی تلخ آنان است و دیگری کتاب مراثی ارمیا که 5 باب دارد و شامل سخنان اندوهبار و گلایه‌ی خداوند از نافرمانی‌های قوم یهود و ترک شریعت است که موجب نابودی شهرهای یهودا و پراکندگی یهودیان در میان امت‌ها شد. در باب 50 از کتاب ارمیا وعده‌ی آمدن سپاهی بزرگ از سرزمین های شمال برای فتح بابل داده شده و در دو باب آخر آمده که خداوند روح پادشاهان ماد را برانگیخته است تا با لشکریان، بر بابل هجوم آورند و آن را خراب کنند و این است انتقام خداوند از کسانی که به قوم او ظلم کردند و خانه‌اش را بی‌حرمت نمودند. با اینکه باب‌ها به ترتیب تنظیم نشده است اما محتوای مشخصی دارد و آن پیشگویی ارمیا از دستیابی بابلیان بر اورشلیم است و به اسارت رفتن یهودیان به مدت 70 سال و در نهایت نجات آنها به وسیله‌ی شاهان ایرانی است.

کتاب دوم تواریخ ایام (دیوره هَیامیم[14])

به احتمال زیاد این کتاب که دنباله‌ی کتاب اول تواریخ ایام است نوشته‌ی عزرای کاتب است و آن بخش از این کتاب که ادامه دهنده‌ی روایت کتاب ارمیاست ممکن است نوشته‌ی نحمیای نبی باشد. در این کتاب داستان فتح اورشلیم به دست کلدانیان بازگو می‌شود و این‌که بابلیان نه تنها به یهودیان رحم نکردند و بسیاری را کشتند، که به خانه‌ی خدا و خزانه‌ی آن نیز رحم نکردند. آن‌ها معبد را سوزاندند و غنایم آن را به بابل بردند. یهودیان به مدت 70 سال به عنوان اسیر در بابل به سر می‌بردند تا این‌که در سال اول سلطنت کوروش پادشاه فارس، کلام خداوند به زبان ارمیا کامل شد. خداوند روح کوروش پادشاه فارس را برانگیخت تا فرمانی در ممالک خود صادر کند و آن را نیز مرقوم داشت و گفت: «کوروش، پادشاه فارس چنین می فرماید: خدای‌ آسمان‌ها، تمامی‌ ممالك‌ زمین‌ را به‌ من‌ داده‌ است‌ و او مرا امر فرمود كه‌ خانه‌ای‌ برای‌ وی‌ در اورشلیم‌ كه‌ در یهودا است‌ بنا نمایم‌. پس‌ كیست‌ از شما از تمامی‌ قوم‌ او؟ خدایش‌ همراهش‌ باشد و برود». (36: 22-23)

کتاب عِزرا[15]

א וּבִשְׁנַת אַחַת, לְכוֹרֶשׁ מֶלֶךְ פָּרַס, לִכְלוֹת דְּבַר-יְהוָה, מִפִּי יִרְמְיָה: הֵעִיר יְהוָה, אֶת-רוּחַ כֹּרֶשׁ מֶלֶךְ-פָּרַס, וַיַּעֲבֶר-קוֹל בְּכָל-מַלְכוּתוֹ, וְגַם-בְּמִכְתָּב לֵאמֹר. 
 ב כֹּה אָמַר, כֹּרֶשׁ מֶלֶךְ פָּרַס--כֹּל מַמְלְכוֹת הָאָרֶץ, נָתַן לִי יְהוָה אֱלֹהֵי הַשָּׁמָיִם; וְהוּא-פָקַד עָלַי לִבְנוֹת-לוֹ בַיִת, בִּירוּשָׁלִַם אֲשֶׁר בִּיהוּדָה. 
 ג מִי-בָכֶם מִכָּל-עַמּוֹ, יְהִי אֱלֹהָיו עִמּוֹ, וְיַעַל, לִירוּשָׁלִַם אֲשֶׁר בִּיהוּדָה; וְיִבֶן, אֶת-בֵּית יְהוָה אֱלֹהֵי יִשְׂרָאֵל--הוּא הָאֱלֹהִים, אֲשֶׁר בִּירוּשָׁלִָם. 
 ד וְכָל-הַנִּשְׁאָר, מִכָּל-הַמְּקֹמוֹת אֲשֶׁר הוּא גָר-שָׁם--יְנַשְּׂאוּהוּ אַנְשֵׁי מְקֹמוֹ, בְּכֶסֶף וּבְזָהָב וּבִרְכוּשׁ וּבִבְהֵמָה; עִם-הַנְּדָבָה--לְבֵית הָאֱלֹהִים, אֲשֶׁר בִּירוּשָׁלִָם.
عزرا نام کاتب و کاهن یهودی است که در قرن 5 پ.م می زیست. او رهبری دومین گروه مهاجرین یهودی را که از اسارت بابل به یهودا باز می‌گشتند، بر عهده داشت. عزرا به «عِزرا هَسُوفِر» یعنی «عزرای کاتب طومارهای تورات» معروف بود زیرا کاتبی ماهر در شریعت حضرت موسی و وصایا و اوامر خداوند بود. کتاب عزرا شامل 10 باب است و ادامه دهنده‌ی روایت‌های کتاب اول و دوم تواریخ ایام است و نویسنده‌ی آن خود اوست. در سال 539 پ.م کورش بزرگ پادشاه هخامنشی، نبونئید پادشاه بابل را شکست می‌دهد، بابل فتح می‌شود و کوروش فرمانی مبنی بر بازگشت یهودیان به سرزمین خود می‌دهد. اولین باب از کتاب عزرا با صدور همین فرمان شروع می‌شود: «... من، کورش پادشاه پارس، اعلام می‌دارم که خداوند، خدای آسمان‌ها، تمام ممالک جهان را به من بخشيده است و به من امر فرموده است که برای او در شهر اورشليم که در يهودا است خانه‌ای بسازم. بنابر اين، از تمام يهوديانی که در سرزمين من هستند، کسانی که بخواهند می‌توانند به آنجا بازگردند و خانه‌ی خداوند، خدای بنی‌اسرائيل را در اورشليم بنا کنند ...» (1: 1-4)

کورش همچنین اشیا قیمتی خانه‌ی خدا را که نبوکدنصر آنها را از اورشلیم آورده و در معبد خدایان خود گذاشته بود به یهودیان پس داد. کورش به خزانه‌دار خود مهرداد دستور داد که تمام این اشیای قیمتی را از خزانه بیرون بیاورد و به سرپرست یهودیانی که به سرزمین یهودا باز می‌گشتند تحویل بدهد.

در باب 2 نخستین گروه از یهودیان که شامل حدودا 50 هزار نفر است با جزئیات نام و تعداد معرفی می‌شود و این گروه به رهبری زِروبابل رهسپار اورشلیم می‌شوند. آنها به محض ورود به اورشلیم تصمیم به بازسازی معبد بیت‌المقدس می‌گیرند اما با مخالفت بازماندگان آشوری در آن منطقه روبرو می‌شوند زیرا آنها می‌خواستند که در بازسازی خانه‌ی خدا با یهودیان همکاری کنند اما یهودیان به آنان گفتند که اجازه‌ی این کار را نمی‌دهند زیرا خانه‌ی خداوند همانطور که کوروش پادشاه پارس فرمان داده باید به دست بنی‌اسرائیل ساخته شود. در نتیجه‌ی این مسئله آشوریان اجازه‌ی بازسازی معبد را نمی‌دهند و اَرتَحشَستا (اردشیر یکم هخامنشی) پادشاه پارس را متقاعد می‌کنند تا دستوری صادر کند و یهودیان را از این کار باز دارد. در نتیجه بازسازی معبد به مدت چندسال متوقف می‌شود تا این‌که در سال دوم سلطنت داریوش دوم پادشاه پارس، وی طوماری در کاخ اکباتان در سرزمین مادها پیدا کرد که حاوی دستور کوروش برای ساخت مجدد معبد بود و در نتیجه به دستور داریوش دوم و از محل مالیات جمع آوری شده در خزانه‌ی سلطنتی، بازسازی معبد به سرعت انجام شد و در سال ششم سلطنت او پایان پذیرفت.

80 سال پس از بازسازی خانه‌ی خدا عزرا به همراه گروهی از یهودیان بابل راهی اورشلیم می‌شود. عزرا در زمان سلطنت اردشیر یکم می‌زیست و بسیار مقبول پادشاه و مقامات دربار بود. اردشیر او را مامور تعلیم دینی به یهودیان کرد و او را در این راه تماما حمایت می‌کرد. در باب 7 متن نامه‌ی اردشیر به عزرا آمده که او را با طلا و نقره و هدایای گرانبها برای خدای اسرائیل همراه کرده است و از تمام خزانه‌داران حکومتش خواسته تا هر چه عزرا برای سفرش نیاز دارد بی‌درنگ فراهم کنند. (7: 11-28)

همچنین در باب 4 کتاب عزرا از شکایت‌نامه‌هایی علیه یهودیان یاد می‌شود که توسط دشمنان آنان در آغاز سلطنت خشایارشا برای پادشاه فرستاده می‌شد و آنان را قومی شورشگر علیه پادشاهان معرفی می‌کند. در بندهای بعدی عنوان می‌شود که در دوره‌ی سلطنت اردشیر نیز شکایت‌نامه‌هایی به خط و زبان آرامی که زبان رسمی سرزمین پارس بود نوشته و به پادشاه ارسال شده بود که متن چند نمونه از شکایت‌نامه‌ها در کتاب عزرا آمده است.

باید در نظر داشت که ترتیب پادشاهانی که در متن عزرا آمده مطابق با تاریخ هخامنشی نیست. در کتاب عزرا در چند مورد از کتاب تواریخ پدران، کتاب تاریخ نیاکان در دوره‌ی هخامنشی و کتابخانه‌ی سلطنتی بابل صحبت می‌شود که نشان می‌دهد به احتمال زیاد ایرانیان از دوره‌ی هخامنشی تاریخ مکتوب داشته‌اند.

کتاب حَجَّی (هَگَی[16])

حضرت حجی در قرن 6 پ.م می‌زیست. او از جمله کسانی بود که در بابل در اسارت به سر می‌برد و در زمره‌ی کسانی است که در بازسازی خانه‌ی خدا پیش از آن‌که نیمه‌کاره رها شود نقش داشت و او بود که با کمک حضرت زکریا یهودیان را ترغیب کرد تا کار بازسازی خانه‌ی خدا را دوباره شروع کنند. کتاب حجی تنها 2 باب دارد و در حدود 520 پ.م و در زمانی نوشته شده که یهودیان از اسارت بابل رهایی یافته بودند و در اورشلیم مشغول بازسازی معبد بیت‌المقدس بودند. پیشتر در کتاب عزرا از حجی یاد شده است. در کتاب حجی اشارات کوتاهی به نام داریوش دوم شده، چنان‌که در باب اول آمده که در سال دوم سلطنت داریوش، خداوند پیامی توسط حجی برای زروبابل (حاکم یهودا) و یهوشوع (کاهن اعظم) فرستاد: «این قوم می‌گویند که اکنون وقت بازسازی خانه‌ی خدا نیست، آیا این درست است که شما در خانه‌های نوساخته زندگی کنید ولی خانه‌ی من خراب بماند؟ ...» و در ادامه‌ی این آیه از یهودیان بابت بی‌توجهی به ساخت دوباره‌ی معبد گلایه می‌کند. در نتیجه زروبابل و یهوشوع از ترس خشم خداوند، پیام حجی را اطاعت و در همان سال دوم سلطنت داریوش دوم شروع به بازسازی معبد می‌کنند. خداوند در آیات بعدی مردم را به توبه فرا می‌خواند و به آنان مژده می‌دهد که معبد، باشکوه‌تر و با عظمت‌تر از پیش خواهد شد.

نقش پادشاهان ایرانی در این کتاب تنها در بیان تاریخ وقایع است و این‌که در سال دوم سلطنت داریوش بازسازی معبد بیت‌المقدس شروع شد و شرح نقشی که داریوش دوم در بازسازی معبد داشته پیشتر در کتاب عزرا آمده است.

کتاب زکریا (زِخَریا[17])

حضرت زکریا پسر بَرکیا در قرن 6 پ.م در بابل به دنیا آمد. او از جمله انبیایی بود که پس از بازگشت به اورشلیم به همراه حضرت حجی یهودیان را به بازسازی معبد اورشلیم تشویق می‌کرد. کتاب زکریا 14 باب دارد و بخش اعظم آن حاوی رویاها و پیشگویی‌هایی درباره‌ی ظهور ماشیَح (منجی موعود یهود) است. این کتاب احتمالا توسط اعضای انجمن کبیر (کِنِسِت هَگِدولا) تدوین شده است. در باب‌های 1 و 7 کتاب، سه بار به نام داریوش پادشاه پارس اشاره شده؛ از جمله در اولین آیه از باب 1 آمده: «در ماه هشتم از سال دوم داریوش، کلام خداوند بر زکریا ابن برکیا ابن عدوی نبی نازل شده، گفت:....» و در ادامه از یهودیان می‌خواهد که مانند پدران خود نباشند و به سوی خدا بازگشت کنند تا خدا نیز به سوی آنان بازگشت کند. در باب 7 نیز به سال چهارم پادشاهی داریوش اشاره می‌شود که خداوند کلام خود را بر زکریا نازل و از بنی‌اسرائیل گلایه می‌کند که در برگزاری عیدهای مقدس به فکر او نیستند بلکه فقط به فکر خوردن و نوشیدن و سرگرمی خودشان هستند و از آنان می‌خواهد که نسبت به یکدیگر درستکار، با انصاف، رحیم و مهربان باشند. به درستی مشخص  نیست که چرا کلام خدا برای بشارت بنی‌اسرائیل با تاریخ پادشاهی داریوش رقم خورده است اما در این تذکره‌ها خود داریوش(دوم) نقشی ندارد و تنها به نام او اشاره شده است.

کتاب نِحِمیا[18]

حضرت نحمیا در زمان اسارت بنی اسرائیل در بابل متولد شد. او پش از فتح بابل احتمالا در حدود سال 444پ.م توسط شاهان پارسی به حکومت اورشلیم فرستاده شد تا حصارهای شهر را بنا کند و سپس به بابل بازگشت و پس از چندسالی دوباره به اورشلیم رفت. نحمیا در دربار اردشیر اول هخامنشی اعتبار یافت و از او خواست تا اجازه دهد به اورشلیم برود و در بنای معبد یاری کند. کتاب نحمیا 13 باب دارد و به احتمال زیاد نوشته‌ی خود اوست. از باب دوم به بعد او درباره‌ی نزدیکی‌اش به اردشیر سخن می‌گوید. نام اردشیر در متن کتاب «اَرتَحشَستا» آمده و وقایع کتاب نحمیا از سال بیستم پادشاهی تا سال سی و دوم پادشاهی ارتحشستا را شامل می‌شود. زمانی پادشاه علت ملول بودن نحمیا را می‌پرسد و او در پاسخ می‌گوید چگونه در شرایطی که شهری که موضع قبرهای پدرانش است خراب شده و دروازه‌های آن سوخته، ملول نباشد و از اردشیر می‌خواهد تا او را همراه با مکتوبات حاوی دستور شاه برای حاکمان منطقه‌ی غرب رود فرات بفرستند تا به او اجازه‌ی عبور از آن منطقه را داده و او به یهودا برود و به تعمیر حصار شهر بپردازد. اردشیر نیز خواسته‌ی نحمیا را اجابت می‌کند و این نشان می‌دهد که نحمیا جایگاه والایی در نزد اردشیر داشته است. نحمیا به اورشلیم می‌رود و کار بازسازی حصار شهر را انجام می‌دهد و پس از دوازده سال نزد اردشیر بر می‌گردد و حدود سه سال بعد دوباره به اورشلیم می‌رود.

کتاب دانیال (دانیئِل[19])

حضرت دانیال در قرن 7پ.م می‌زیست و در زمان حمله‌ی بابلیان به یهودا در قرن 6پ.م پسری جوان بود که به همراه گروهی از جوانان به بابل تبعید شد و تا زمان سرنگونی حکومت بابل و روی کار آمدن کوروش هخامنشی در آن شهر بود. دانیال به خردمندی و خوابگزاری‌هایش معروف بود و همین امر در کنار یادگیری زبان کلدانیان موجب شد تا در دربار مقام بالایی داشته باشد. کتاب دانیال 12 باب دارد. باب‌های ابتدایی آن به زندگی و تعبیر خواب‌های او اختصاص دارد و باب‌های آخر کتاب شامل رویاهایی است که خود او می‌بیند. احتمالا این کتاب را اعضای انجمن کبیر (کنست هگدولا) تدوین کرده‌اند. دانیال از جمله چهار نفری بود که به سبب معرفت و دانایی‌اش و تعبیر خواب‌های دقیقش در نزد پادشاه نبوکدنصر مرتبه‌ای عالی یافت.

در باب 5 و در دوران پادشاهی بلشصر او رویایی در بیداری می‌بیند و دستی که از غیب کلماتی بر دیوار می‌نویسد. درباریان از دانیال خواستند که بیاید و این نوشته‌ها را معنی کند. دانیال نوشته‌ها را تفسیر کرد و گفت دوران حکومت تو تمام شده و پادشاهی تو بین مادها و پارس‌ها تقسیم خواهد شد. در همان شب بلشصر کشته شد و داریوش مادی که 62 سال سن داشت به جای او به حکومت رسید (5: 1-31). داریوش مادی دانیال را جزو سه وزیری کرده بود که ریاست فرمانداران سرتاسر مملکت را بر عهده داشتند و برتری بیش از اندازه‌ی دانیال بر سایر وزرا و فرمانداران باعث شد تا علیه او توطئه کنند. آنها از داریوش خواستند فرمان دهد هرکس تا سی روز آینده کسی جز پادشاه را بپرستد به گودال شیران افکنده شود و از او خواستند همان‌طور که قوانین مادها و پارس‌ها قابل نسخ نیست این دستور هم قابل نسخ نباشد. به این ترتیب دانیال که موحد بود و رو به اورشلیم خدا را عبادت می کرد بر خلاف نظر داریوش و به اصرار والیان و فرمانداران به گودال شیران انداخته می‌شود. چون دانیال آسیبی نمی‌بیند، داریوش شادمان شده ایمان می‌آورد و دستور می‌دهد تا تمام وزیران را به گودال شیر افکنند و در تمام قلمرو‌اش مردم در برابر خدای دانیال ترسان و لرزان باشند. به این ترتیب دانیال در عهد سلطنت داریوش مادی و در عهد سلطنت کوروش هخامنشی در اوج توفیق و کامیابی بود (باب 6).

در باب 8 از کتاب دانیال، او رویایی درباره‌ی جنگ پادشاهان ماد و پارس با یونانیان می‌بیند (8: 1-20) و باب 11 کتاب نیز شامل پیشگویی‌هایی درباره‌ی جنگ‌های بین هخامنشیان و سلوکیان است.

 باید اشاره کرد که در کتاب دانیال، داریوش مادی شخصیتی مرموز و رازآلود دارد و نام او با اطلاعات تاریخی امروزی تطبیق ندارد و کتاب دانیال تنها کتابی است که از پادشاهی به نام داریوش مادی نام می‌برد و این نام در جای دیگری تکرار نشده است. البته در نسخه‌ی عبری داریوش مادی و در نسخه‌ی یونانی کوروش ذکر شده است.

کتاب استر[20]

کتاب استر متفاوت از سایر کتاب‌های تنخ است، زیرا نه تنها بازگو کننده‌ی رخدادهایی است که در هیچ کجای دیگر در عهد عتیق تکرار نمی‌شود، بلکه تمام وقایع آن از ابتدا تا انتها در شهر شوش باستانی و در دربار پادشاهی به نام اَخَشوِروش (خشایارشای اول) رخ می‌دهد. کتاب 10 باب دارد و در آن نقش شاه هخامنشی، مانند روایت‌های دیگر تنخ، نقش منجی و رهایی دهنده‌ی بنی‌اسرائیل از نابودی است؛ و این نشان می‌دهد که از گذشته تا به امروز میان یهودیان و ایران انس، الفت و پیوندی ناگسستنی وجود داشته و دارد.

منابع:

1. کتاب مقدس (عهد عتیق)

2. قاموس کتاب مقدس، جیمز هاکس

3. ایران و ایرانیان در متون مقدس اوستا، تورات، انجیل، قرآن و حدیث، محمدحمید یزدانپرست لاریجانی

4. دایره المعارف کتاب مقدس، بهرام محمدیان و همکاران

5. مقابر، تحقیقی پیرامون مقابر انبیای بنی‌اسرائیل در ایران، یاسمن غنی


آموزش و پرورش کودکان یهودی
تا پیش از برپایی نظام آموزشی نوین در ایران

judeo_vi_fig3


مرجان یشایایی

یهودیان بیش از دو هزار سال در ایران ریشه دارند و به تعبیری از نخستین ساکنان فلات ایران و مناطقی دیگر که امروز کردستان نامیده می‌شود بوده‌اند، اما منابع دقیقی از زندگی یهودیان در ایران تا پیش از قرن نوزدهم وجود ندارد. تنها می‌توان گفت به تبع شرایط زندگی آن روزها زندگی یهودیان هم ترکیبی بوده است از فقر و ادبار و تنگدستی که هنوز رنگ مدرنیته، به مفهوم ایرانی آن، نگرفته بود.

آموزش و پرورش کودکان یهودی در ایران را می‌توان به دو دوره‌ی مشخص تقسیم کرد:

مکاتب یهودی که تا قرن نوزدهم شکل غالب آموزش کودکان یهودی ایرانی بودند و همان حال و هوای مکاتب سنتی را داشتند. کودکان، بیشتر پسرها و در مواردی هم دخترها، در فضایی نامناسب در تابستان‌های گرم و زمستان‌های سرد روی زمین می‌نشستند و بی‌آنکه نهادی رسمی بر آموزش آنان نظارتی داشته باشد به خواندن و حفظ کردن متون عبری و مذهبی و فراگرفتن دعاهای روزانه و فرایض مذهبی می‌پرداختند و خط فارسیهود (گویش فارسی با خط عبری) را می‌آموختند. تعداد محدودی برای تحصیلات بیشتر به یشیواها، مدارس مذهبی یهودی، که آن زمان در بغداد رونقی داشت می‌رفتند؛ و آنها که استعداد و جدیتی در آموزش از خود نشان می‌دادند به مطالعه و درمواردی تفسیر متون پیچیده‌تر یهودی می‌پرداختند. مدرسین این مکتب‌ها که آنها را ملا یا خاخام، در زبان عبری به معنای دانا، می‌خواندند، از طریق حق‌الزحمه‌ی ناچیزی که والدین به صورت نقدی یا جنسی می‌پرداختند امرارمعاش می‌کردند. سبک آموزش در این مکاتب از بر کردن متون بود و از تنبیهات بدنی به عنوان روشی رایج برای تربیت کودکان استفاده می‌شد. درهر صورت مانند سایر ایرانی‌ها، بیشتر یهودیان ایرانی در آن زمان بی‌سواد بودند.

تعلیم و تربیت مدرن

ورود آموزش و پرورش مدرن در ایران کودکان یهودی را نیز بی‌نصیب نگذاشت. در ابتدای قرن بیستم با اقبال مسئولان ایرانی به روش‌های زندگی غربی، آموزش و پرورش نوین هم در ایران به ‌آرامی سربرآورد. کودکان یهودی ایرانی از دو طریق با آموزش و پروش نوین آشنا شدند.

اول؛ میسیون‌های مذهبی مسیحی که در ایران اشاعه‌ی مسیحیت را در بین یهودیان ایرانی که هنوز در دوران سنت‌های ایرانی و مذهبی خود می‌زیستند ممکن ‌دانستند. با این دیدگاه «انجمن لندن برای اشاعه‌ی مسیحیت در بین یهودیان ایرانی» در سال 1824 آغاز به فعالیت کرد. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که موعظه‌های کشیشان مسیحی نتوانست در اشاعه‌ی مسیحیت در بین مسلمانان و یهودیان موثر بیفتد و این میسیون‌ها کار خود را با اقدامات انسان‌دوستانه ادامه دادند. به‌این ترتیب میسیون‌های مسیحی در ایران به کار تاسیس مدارس پرداختند که در آنها فارسی، انگلیسی، تعدادی دروس غیرمذهبی و حتی عبری تدریس می‌شد. برخی از این مدارس فقط مختص دانش‌آموزان یهودی بود. یهودیان تهی‌دست نه‌تنها شهریه‌ای نمی‌پرداختند بلکه به آنها لباس و غذا و برخی مایحتاج دیگر هم به‌صورت رایگان داده می‌شد. این اقدامات البته بی‌تاثیر نبودند و توانستند عده‌ای از یهودیان را مسیحی کنند. از تعداد دقیق نومذهبان مسیحی یهودی‌تبار در ایران آمار دقیقی در دست نیست، اما هنوز در ایران می‌توان خانواده‌هایی با تبار یهودی را سراغ گرفت که همه افراد یا برخی از آنها با تبلیغات میسیون‌های مذهبی در اوائل قرن بیستم مسیحی شده‌اند.

دوم؛ مدارس آلیانس انقلابی را در تعلیم و تربیت کودکان یهودی ایرانی به ارمغان آورد. آلیانس، بنیادی آموزشی که مرکز آن در فرانسه بود، اولین مدارس یه شیوه امروزی با تعلیمات غیرمذهبی و فرهنگ فرانسوی را بین یهودیان ایران آورد. موافقت با حضور آلیانس در ایران در سال 1873 در سفر ناصرالدین شاه به فرانسه از شاه ایران گرفته شد و 25 سال بعد در سال 1898، در زمان مظفرالدین شاه، مسیو کازس، ریاست آلیانس بیروت، به ایران آمد. آلیانس بین سال‌های 1898 تا 1904 در شهرهای تهران، همدان، اصفهان، شیراز، کرمانشاه و سنندج که جوامع یهودی داشتند مدارس خود را گشود و جامعه‌ی یهودیان ایران آن روز را با مدرنیته و زندگی غربی آشنا کرد.

هرچند روش آموزشی همچنان ازبرکردن مطالب بود و آنچه امروز به عنوان تفکر نقادانه خوانده می‌شود راه خود را به نظام آموزشی جدید باز نکرده بود و تنبیه بدنی روش رایج کنترل دانش‌آموزان به‌حساب می‌آمد، اما تاسیس مدارس آلیانس تحولی بسیار عمیق در زندگی یهودیان ایرانی که تا آن روز جز آموزش مذهبی مکتب‌خانه‌ای شکل دیگری از آموزش و روش زندگی را نمی‌شناختند با خود همراه آورد.

 در این مدارس بچه‌ها دیگر روی زمین نمی‌نشستند و شرایط کلاس‌ها بهتر شده بود. به بچه‌ها نظافت و بهداشت آموخته می‌شد و در بعضی موارد حتی امکاناتی برای حمام رفتن دانش‌آموزان در مدرسه فراهم آمده بود. برخی از مدیران و ناظم‌ها از فرانسه به ایران آمده و برخی دیگر در ایران آموزش داده می‌شدند.

 رویکرد غالب در این مدارس رواج دیدگاه‌ها و زندگی فرانسوی بود. دروس به زبان فرانسه تدریس می‌شد و تدریس زبان فارسی یا دروس مذهبی یهودی در حاشیه قرار گرفته و کم‌رنگ شدند. آلیانس دانش‌آموزان یهودی را به الگوبرداری از زندگی فرانسوی ترغیب می‌کرد. اگرچه می‌توان به آلیانس خرده گرفت که مانند سایر نهادهای غربی که به کشور ما آمدند بدون توجه به فرهنگ و سنت‌های ریشه‌دار مردم و با نگاه تحقیرآمیز بر تاریخ کشوری که پا بر آن گذاشتند به کار ترویج روش‌های خود پرداختند و از این راه نتوانستند تاثیراتی عمیق بر بافت فرهنگی مردم بگذارند، اما واقعیت آن است که آلیانس نسلی از تحصیل‌کردگان یهودی را تربیت کرد که بعدها با شکل‌گیری نظام آموزشی جدید در زمینه پایه‌ریزی علوم جدید در ایران خوش درخشیدند. نسلی که مهندس عزیز دانشراد، بنیانگذار ذوب آهن اصفهان و رشته مهندسی الکترونیک در دانشگاه تهران- سلیمان حییم، پدر لغت‌نامه‌نویسی در ایران، مهندس یوسف مصری، از اولین مهندسانی که در تاسیسات نفتی جنوب مشغول به کار شد، و بسیاری دیگر از آن جمله‌اند.

با ایجاد نظام آموزش و پروش نوین ایران در اوائل عصر پهلوی آموزش کودکان یهودی نیز به‌تدریج در زیرمجموعه این نظام قرار گرفت که در فرازی دیگر به آن پرداخته خواهد شد.

منابع:

• پادیاوند، آمنون نتصر، پژوهشنامه یهود ایران، لوس‌آنجلس، 1996

• محله کلیمیان تهران، ناصر تکمیل همایون، تهران‌پژوهی/5، تهران، 1395


اخلاق در یهودیت از نگاه ابن میمون

نشست معرفی
 «هشت فصل در اخلاق یهود»

به گزارش ستاد خبری سی‌و‌پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، نشست معرفی کتاب «هشت فصل در اخلاق یهود» اثر موسی بن میمون، فقیه و فیلسوف یهودی با ترجمه‌ی مجتبی اکبری، جمعه، ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، در سرای ملل، با حضور همایون سامه‌یح، نماینده ایرانیان کلیمی در مجلس شورای اسلامی و رئیس انجمن کلیمیان تهران، آرش آبائی، محقق حوزه یهود و امیر مازیار، مدرس فلسفه برگزار شد.

همایون سامه‌یح، نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی و رئیس انجمن کلیمیان تهران با سپاسگزاری از حمایت‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از انجمن کلیمیان گفت: میزان بازدید از غرفه انجمن کلیمیان نسبت به سال‌های گذشته که غرفه در بخش ناشران بین‌الملل و ناشران خارجی بود بیشتر شد و از این جهت از برگزار‌کنندگان نمایشگاه کتاب امسال برای اختصاص غرفه انجمن کلیمیان در بخش ناشران عمومی تشکر می‌کنم. در مورد نشریات در حوزه یهودیت در ایران تعداد این نشریات و کتاب‌ها نسبت به سال‌های گذشته بیشتر شده است. دانشگاه ادیان از ترجمه کتب یهودیت استقبال کرده و اکثر این آثار بدون تغییر و ممیزی منتشر شده که موجب خشنودی جامعه یهودیت است. در اکثر نشریات منتشرشده با موضوع یهودیت، مهندس آبائی به‌عنوان نویسنده و ویراستار نقش داشته‌اند و ایشان افتخار جامعه یهودیت است و دلیل اشتیاق ایشان در پژوهش، عشق به دین موسی کلیم‌الله ‌است.

آرش آبائی، محقق حوزه یهود در معرفی این کتاب گفت: کتاب «هشت فصل در اخلاق یهود» اثر موسی‌ بن میمون با ترجمه مجتبی اکبری است و من به‌عنوان ویراستار و راهنمای متن کتاب در آن نقش داشتم و مؤسسه‌ی سروش مولانا این کتاب را منتشر کرده است.

وی در ادامه درباره فقه یهود بیان کرد: منبع فقه و احکام یهود، تورات است. نظر به این‌که احکام تورات موجز است، بنا بر اعتقاد یهود، آموزه‌های اجرایی شرع یهود و تفسیر احکام تورات به صورت شفاهی و سینه به سینه انتقال یافته است و در دورانی حدود 1800 سال پیش در ۶۴ جلد تحت عنوان مجموعه‌ی میشنا تالیف شده و سپس بحث‌های تکمیلی آن در یک مجموعه‌ی ۳۷ جلدی تحت عنوان تلمود در حدود 1500 سال پیش تدوین شده است. موسی‌ابن میمون نیز قرن‌ها بعد بر اساس تلمود،  احکام شریعت یهود را در ۱۴ جلد تدوین کرد.

آبائی در ادامه در معرفی شخصیت ابن میمون گفت: ربی موسی‌ بن میمون (معروف به رمبام یا مایمونید) در سال ۱۱۳۵ میلادی در آندلس (اسپانیا) متولد شد. او خاخام، فقیه، پزشک، ستاره‌شناس و فیلسوف بود و کارها و خدمات ابن میمون در یهود به قدری اهمیت دارد، که مثلی در یهود می‌گوید «از موسی تا موسی، موسای دیگری نیامد» و به لحاظ کار فقهی او را با حضرت موسی مقایسه کرده‌اند. او زندگی آرامی نداشته و در دورانی به دنیا می‌آید که در اسپانیا مجبور به تغییر دین بودند و خانوادگی از آنجا فرار می‌کنند و پس از زندگی در جاهای مختلف در نهایت به مصر می‌رود. او در مصر رهبر جامعه یهودیان بود و به‌عنوان طبیب در دربار سلطان صلاح‌الدین ایوبی مشغول بوده است.

آبائی در ادامه با اشاره به آثار ابن میمون بیان کرد: میشنه تورات به معنی تورات ثانی، مهم‌ترین کتاب اوست. کتاب دیگر او راهنمای سرگشتگان یا دلاله‌الحائرین است که کتاب فلسفی مهم برای کسانی است که با خواندن متن تورات دچار تناقض و سرگردانی دربرابر علم و فلسفه می‌شوند و تمام تلاش او برای تطبیق تورات با فلسفه و عقل بود. کتاب «هشت فصل»، مقدمه‌ای بر رساله‌ی «فصول پدران» (پیرقه آووت: بخش اخلاقی تلمود) است. این کتاب بین سال‌های ۱۳۵۸ و ۱۳۶۵ میلادی و به زبان عربی، زبان روز منطقه در آن دوران نوشته شده است و بعدها به عبری ترجمه شده است. کتاب حاضر از متن عبری توسط مجتبی اکبری با دقت ترجمه شده است و من این کتاب را با متن عبری و انگلیسی تطبیق داده‌ام.

در این کتاب 4 ویژگی محوری دیده می‌شود که منعکس‌کننده شخصیت خود ابن میمون است:

1-    اخلاق نیکوماسی ارسطو که انسان سعادتمند را انسان فضیلتمند می‌داند. این میمون بر این اساس معتقد است که کمال روح از طریق کسب فضایل اخلاقی و عقلانی است و برای انسان مرحله‌ای بالاتر از پرهیزگاری نیست. پرهیزگاری منجر به روح قدسی در انسان می‌شود.

2-    «نقطه‌ی زرین میانِین» که حد میانه و اعتدال در تمامی صفات را بهینه و مطلوب می‌پندارد.

عمل خیر عبارت است از حد وسط در زیاده‌رویِ افراط و تفریط. پرهیزگاری، میانه‌ی لذت طلبی افراطی و فقدان احساس لذت است.

3-    تاکید بر عقل در کنار وحی. معتقد است در نظر ابن میمون، آنچه در وحی و در تورات ذکر شده، توسط عقل هم قابل کشف و تبیین است.

4-    اخلاق و پرهیزگاری تنها با اختیار و اراده‌ی آزاد معنا دارد.

در ادامه‌ی این نشست علمی، امیر مازیار، مدیر علمی موسسه سروش مولانا (ناشر کتاب) در پاسداشت شخصیت و فلسفه ابن میمون و با مرور اندیشه فلاسفه از گذشته تا امروز گفت: ابن میمون شخصیت جامعی دارد و هم در شریعت یهود مرجعیت دارد و هم متفکر دین‌شناس و فیلسوف بزرگی است. او جایگاهی در تقاطع اندیشه‌های گوناگون پیدا کرده است و تأثیر مهمی در تاریخ اندیشه و فلسفه گذاشته است. او در جهان اسلام زندگی می‌کرد و نکته مهم از ابن میمون نسبتی است که آرا کلامی و فلسفی او با آرا فیلسوفان اسلامی دارد. فارابی و ابن‌سینا دغدغه سازگاری فلسفه با دیانت را داشتند و ابن میمون نیز متأثر از آنان، آثاری در آشتی و سازگاری دیانت با فلسفه داشته است. این کتاب نمودار تفکرات ابن میمون است و ارزش مطالعه تطبیقی دارد.


photo_2024-06-03_11-34-57



سوزنی‌های‏ آرامی- عبری نقش‌رستم، روی نگارۀ دیهیم‏ستانی اردشیر پابگان[21]

ابراهیم شفیعی

        دکترای فرهنگ و زبان‏های باستانی ایران،
 دانشگاه تهران

تصویر 1. بُن‏خانگ و نگارۀ دیهیم‏ستانی اردشیر پابگان از اُهرمزد در نقش‌رستم، عکس از ارنست هرتسفلد

«اگر همۀ رونبشته‏هایی را که من از سنگ‏نبشته‏های چهل‏منار و نقش‌رستم تهیه کرده‏ام، با همدیگر مقایسه کنیم، می‏بینیم که در هیچ‏جای دنیا نمی‏توانیم این همه خط و الفبای مختلف را در یک‏جا پیدا کنیم ... بعد نوبت به سنگ‏نبشته‏های کوفی و عربی و فارسی می‏رسد. در نقش‌رستم حتی به خط عبری برمی‏خوریم و من فکر می‏کنم، با این خط در خرابه‏های تختِ جمشید هم برخورد کرده‏ام. اما این خط‌ها و نام چند اروپایی را که در اینجا نقر گردیده است، نمی‏توان در زمرۀ سنگ‏نبشته‏ها به حساب آورد.» کارستن نیبور (1733 – 1815م.)

بر روی نگارۀ اردشیر پابگان و اُهرمزد در منتهی‌الیه بخش غربی مجموعۀ تاریخی نقش‌رستم که دربردارندۀ نگاره و نوشته‏های گوناگونی به ویژه از دو بازۀ زمانی هخامنشیان و ساسانیان است، افزون بر نوشته‏هایی به فارسی میانۀ ساسانی، فارسی میانۀ اشکانی و همچنین یونانی بر روی سینۀ دو اسب اردشیر و اُهرمزد، نشانه‏ها و نوشته‏های بسیار دیگری حک شده است.

در کنار نوشته‏های پرشمار فارسی و عربی، بازدیدگنندگان کلیمی بیش از 10 نوشتۀ سوزنی[22] به خط عبری بر روی نگارۀ اردشیر پابگان و اُهرمزد حک کرده‌اند و بررسی‏های میدانی نشان می‏دهد که این دسته از نوشته‌های سوزنی، احتمالاً تنها بر روی همین نگاره حک شده‌اند و تاکنون بر روی سایر آثار نقش‌رستم، نوشته‏های مشابه دیگری یافت نشده است.

در کنار چلیپاهای کوچک و بزرگ که دست‏کم برخی را مسیحیان به نگاره‏ها افزوده‏اند، نقوش سوزنی دیگری نیز روی نگارۀ اردشیر پابگان و اُهرمزد دیده می‏شود. از این میان، روی ردا و اسب اردشیر، نقش سه جانور و نزدیکی نوشته‏های یهودیان به آن‌ها، گمانی که توسط نگارنده دربارۀ دیگر نقوش سوزنی ساسانی در تختِ‌جمشید مطرح خواهد شد را تقویت خواهد کرد. بدین ترتیب که نقوش جانوری یاد شده را نیز کلیمیان یا همان زمان با نوشته‌های سوزنی خود نگاشته‏اند و یا بعدها در کنار نوشته‏ها افزوده‌اند. اگرچه ‏نقوش جانوری دیگری در مجموعۀ نقش‌رستم دیده می‏شود که ممکن است الهام‏بخش چنین سوزنی‏هایی باشد اما همزمان توجه به توتم‏های دوازده سبط کلیمیان نیز می‏تواند الهام‏بخش حک کردن چنین سوزنی‏هایی پنداشته شود.

دو دایرۀ هفت‏پر و هشت‏پر نیز روی اسب اردشیر در نقش‌رستم نقش بسته‌اند؛ این دو دایره شباهت بسیاری به دایره‏های روی تنۀ اسب نقوش سوزنی‏ در عمارت موسوم به حرم در تخت‌جمشید دارند که در کنارشان تنها نوشته‏های آرامی-عبری دیده می‏شود و این ایده را پیش می‏کشد که شاید در این دسته از نقوش سوزنی تخت‌جمشید نیز نشانه را یهودیان بر روی تنۀ اسب حک کرده‏اند. زیر واژه‏های پایانی سطر نخست از نوشتۀ مُردخَی بن هکوهن نیز نشانۀ یک خط با پنج شاخه بالای آن، روی چهارگوشی با زوایایی به بیرون دیده می‏شود؛ سبک حکاکی و عمق این دو نشانه با نوشتۀ عبری یکی است و بسیار محتمل است که نگاره و نوشته را یک نفر حک کرده باشد. ماهیت این نقش، شاید یک گیاه پنج شاخه و یک زمین باشد اما از سوی دیگر پیوند نوشته و نقش، چنین می‏نماید که هر دو باید منشأ کلیمی داشته باشند. بنابر دستور کتاب‏مقدس (خروج 25 : 31 - 40) یک شمعدان یا مِنُورا باید شش شاخه و یک تنه داشته باشد و هفت چراغ بر روی آن بسوزد، به این گونۀ بسیار رایج شمعدان، منورای معبد می‏گویند. اما همۀ منوراها چنین نیستند و در آثار به جا مانده از یهودیان منوراهایی با پنج، شش و حتی نُه شاخه نیز یافت شده است؛ به ویژه یک منورای پنج شاخه از اورشلیم که بیش از 2000 سال پیش روی یک تکه سنگ خراش داده شده (تصویر 2 الف) و همانندی بسیاری با منورایی یافت شده در پاسارگاد دارد (تصویر 2 ب). نقشی پنج‌شاخه، مانند منورا نیز در عمارت موسوم به حرم (در تخت‌جمشید) و زیر نوشتۀ آرامی-عبری دیده می‏شود (تصویر 2 ج). بنابراین می‌توان تصور نمود که نگارۀ زیر اسب اردشیر (تصویر 2 د) نیز منورایی پنج‌شاخه است. بر روی بخش زیرین از چین‏های ردای اُهرمزد و میان سه نوشتۀ عبری، یک نقش چهارگوش زاویه‏دار نیز دیده می‌شود. این نقش همانند بخش پایۀ منورا است اما روشن نیست که آیا این نگاره را کلیمیان به عنوان پایۀ یک منورای ناتمام حک کرده‌اند یا خیر. روی نگارۀ اردشیر پابگان و اُهرمزد، خطوط پنج‌شاخه و گاهی نیز سه‌شاخه چند بار تکرار شده که ممکن است مانند نقوش چوپانی پاسارگاد، نقش یک گیاه باشند و نه نقش منورا.[23]بنابراین هم برپایۀ نگاره‏ها و هم نوشته‏ها، گمان می‏رود که نشانه‏های آشکاری از توجه کلی ایرانیان و از جمله مسیحیان ایرانی به آثار ساسانی در نقش‌رستم و همچنین یهودیان به گونۀ ویژه به نگارۀ اردشیر پابگان و اُهرمزد وجود داشته باشد.

اردشیر پابگان و کوروش بزرگ

جایگاه والای کوروش بزرگ در میان کلیمیان[24] به خوبی پژوهیده شده است؛ آنچه که چندان مورد توجه قرار نگرفته، پیوند یا جانشینی اردشیر پابگان با کوروش بزرگ به ویژه در فرهنگ کلیمیان و البته کلیمیان ایران و فارس است. یوسف بن متتیاهو (~ 37 تا 100 م.) مشهور به فلاویوس یوسفوس، تاریخ‏نگار یهودی-رومی در کتاب خود به نام «روزگار باستانی یهود» به زبان یونانی چنین آورده است:

پس از مرگ خشیارشا، شاهی به پسرش کوروش رسید که یونانیانش اردشیر خوانند. ~ روزگار باستانی یهود 11 : 6 : 1

اگرچه یوسفوس پیش از آغاز شاهنشاهی ساسانی می‏زیسته و قاعدتا در اینجا نیز سخن از اردشیر پابگان نیست اما چنین گزارش‏های مکتوبی را می‏توان به عنوان زمینه‏ای برای درهم‏آمیختن شخصیت کوروش و اردشیر و یا پیوند ایشان با هم به شمار آورد. شاهین شیرازی، شاعر یهودی سدۀ 8 ه.ق./ 14م. در اثری به نام اردشیرنامه که همانندی‏هایی با شاهنامۀ فردوسی و طومار استر دارد و از سویی نیز نوآوری‏هایی در پرداختن شخصیت‏های آن انجام شده، همسر وشتی را اردشیر و گاهی بهمن می‌نامد (بسنجید با خشیارشا در کتاب استر) و به عشق بسیار اردشیر به استر می‌پردازد که این عشق بسیار باعث خنثی شدن توطئه علیه یهودیان شد و سرانجام ازدواج این دو با هم به زادن کوروش بزرگ (که چهرۀ بسیار پسندیده‏ای نزد یهودیان دارد) انجامید. جدا از اینکه این اردشیر/بهمن واقعا چه کسی است و یا این داستان تا چه اندازه تاریخی و معتبر باشد، نکتۀ بسیار مهم این است که دست‏کم از سدۀ 8 ه.ق. / 14 م.، در میان گزارش‏های به جا مانده از کلیمیان ایرانی نگاه مثبتی به شخصیت اردشیر وجود داشته است.

با این همه، اگرچه در تلمود از هماورد اردشیر پابگان یعنی اردوان چهارم، شاه اشکانی، به پسندیدگی یاد شده است؛[25] اما در یادکرد او نه نامی از اردشیر برده می‌شود و نه نام اردشیر به عنوان یک شاه در تلمود به کار می‌رود. از این رو شاید همین پنهان ماندن شخصیت اردشیر در نوشته‏های یهودیان، زمینۀ درخوری برای نسبت دادن و پروردن داستان‏های فراتاریخی به او باشد.

لذا شاید تنها نگاره‏ای که در مجموعۀ تاریخی نقش‌رستم برای بازدیدکنندگان و به ویژه کلیمیان قابل شناسایی بوده و مورد احترام و بزرگداشت ایشان قرار گرفته، همین نگارۀ اردشیر و اُهرمزد باشد. نوشته‏های پرشمار روی آن در قیاس با دیگر نگاره‏ها و به ویژه نوشته‏های عبری-آرامی کلیمیان خود گواهی بر این سخن است. این همه در شرایطی است که نگارۀ شاپور یکم در نقش‌رستم و همچنین نقش‌رجب را نیز با نوشته‏های سه‏زبانه می‏شود شناخت و حتی شخصیت شاپور در تلمود به پسندیدگی یاد شده[26] اما به اندازۀ شخصیت اردشیر پابگان، در دیدگاه مردم، آرمانی و پسندیده نبوده است.

بررسی یکی از واژه‌های این نوشته‌های سوزنی:

«بِراخا»

کاربرد واژۀ براخا (בְּרָכָה) در آغاز نوشته‏های کلیمیان در تخت‌جمشید و نقش‌رستم بسیار گسترده است و بیشتر نوشته‏ها با همین واژه آغاز شده‏اند و چنین ساختاری دارند: בְּרָכָה + نام (نویسنده) + בֶּן/בַּר[27] + نام (پدر) + בֶּן/בַּר + نام (پدربزرگ). کاربرد براخا به عنوان «یادکرد» و یا در جایگاه آغازی پیش از نام در نوشته‏های یهودیان در جاهای دیگر جهان اندک است و از این رو کاربرد این واژه در چنین ساختاری به عنوان یادکرد، در تخت‌جمشید و نقش‌رستم ویژه است. براخا در اینجا به معنی «فرخندگی، برکت، دعای خیر، نیایش» به کار رفته است و با همین معانی، هنوز هم به عنوان یک وام‏واژۀ دینی در زبان فارسی کلیمیان ایران کاربرد گسترده‏ای دارد؛ این واژه در اصطلاح به معنای «فرخندگی» است و چه بسا پیوندی با عبارت «برکة‌ من‌ الله» در برخی یادکردهای اسلامی در بیت‌المقدس داشته باشد.  با این همه، به کار نرفتن این واژه در حالت اضافی (בִּרְכַּת־‎) یا افزوده شدن حرف اضافه به نام پس از آن (یعنی בְּרָכָה ל־‎)، شاید نشان‏دهندۀ اشاره به یک گزارۀ شناخته شده میان کلیمیان باشد؛ بیش از همه، فراز زیر از کتاب امثال سلیمان 10 : 7 که بخش نخست آن در پایان برخی نوشته‌های سوزنی‏ در سرزمین مقدس نیز دیده می‏شود به یاد می‌آورد:

זֵ֣כֶר צַ֭דִּיק לִבְרָכָ֑ה וְשֵׁ֖ם רְשָׁעִ֣ים יִרְקָֽב׃

یاد درستکاران فرخنده است اما نام بدکاران خواهد پوسید.

از سوی دیگر به کار رفتن واژۀ فارسی میانه «آفرین» بر روی یادگاری‏های پیشین کاخ تچر به زبان و خط فارسی میانه، پیوندی را میان واژۀ «آفرین» و «براخا» ایجاد می‏کند و این ایده را پیش می‏آورد که شاید کلیمیان برابری برای واژۀ «آفرین» در فارسی میانه گذاشته‏اند که در ساختار به کار رفته، گونه‏ای دعا به شمار می‏رود.

روی نقاشی استر و مردخی از سدۀ 3 م. بر دیوار کنیسۀ دورا اروپوس (در نزدیکی الصالحية کنونی در شرق سوریه) نوشته‏هایی به خط پهلوی شکسته با دوده سیاه روی اسب استر، ران‏های مردخی و همچنین ردای برخی درباریان دیده می‏شود. از نظر محل نوشته شدن، این نوشته‌ها یادآور نوشته‏های بخش پایینی نگارۀ اردشیر پابگان و اُهرمزد هستند. با اینکه در آن کنیسه، نقاشی‏های دیگری هم وجود دارد، اما نوشته‏های فارسی میانه تنها بر روی نقاشی استر و مردخی نوشته شده‌اند که پیوند روشنی با هخامنشیان دارد و از این رو شاید پیوند نقاشی با ایرانیان برایشان آشکار بوده است. در یکی از این نوشته‏ها بر روی ران چپ مردخی چنین آمده است:

ماه مهر، سال 14 و روز شهریور هنگامی که یزدان‏پِس دبیر و دبیر رَدَگ به این خانه آمدند، این نقاشی را نگریدند و آفرین کردند...

در ویرایش این نوشته‏ها، فیلیپ ژینیو این جمله را «نیایش کردند، ستایش کردند» ترجمه کرده است. چنین برداشتی در مورد واژۀ «براخا» نیز شدنی است؛ به این معنا که بازدیدکنندگان از تخت‌جمشید یا نقش‌رستم، نگاره‏ها و شکوهشان را ارج نهاده باشند.

جمع‏بندی

از میان نوشته‏های سوزنی در نقش‌رستم و روی نگارۀ دیهیم‎ستانی اردشیر پابگان از اُهرمزد، تا کنون دست‏کم ده نوشتۀ سوزنی آرامی-عبری متعلق به کلیمیان شناسایی شده که تنها یک مورد آن تاریخ‏دار است. در شش مورد واژۀ «براخا» به کار رفته است. کاربرد «براخا»، برخی واژه‏های عبری و همچنین حرف تعریف عبری (هَـ) برای واژۀ کاهن، در نبود نشانۀ دیگر زبانی به دلیل کوتاه و کلیشه‏ای بودن جمله‏ها، باعث شده تا زبان این نوشته‌های سوزنی‏ را عبری به شمار آوریم.

در گزارش‏های تاریخی، از میان شهرها و روستاهای نزدیک و پیرامون نقش‌رستم، کلیمیان در اصطخر، شیراز و زرقان می‏زیسته‏اند، اما چندان روشن نیست که نویسندگان این نوشته‏ها از کجا بوده‏اند. در نوشتۀ حسن بن سهل بن حسن (تصویر 4) نام سرزمین یا شهر آسیب دیده و تنها شین آغازی آن مانده است که گمان می‏رود همان «شیراز» باشد. خوانش یک نوشتۀ سوزنی عربی-کلیمی را نباید دلیلی متقن بر عرب بودن نویسندۀ آن دانست بلکه ممکن است نویسنده در سنت رایج زمان خود متن مورد نظر خود را به زبان و خط عربی نوشته باشد و در این مورد ویژه، سوزنی عربی-کلیمی تحت تأثیر سنت عربی‏نویسی ایرانی انجام شده است.

بر اساس مطالب مطرح شده در مقاله، نوشته‌های سوزنی‏ آرامی-عبری می‌توانند به دو دلیل بر روی نگارۀ دیهیم‏ستانی اردشیر پابگان از اُهرمزد حک شده باشند: نخست به دلیل شناخته شده بودن اردشیر پابگان و اُهرمزد در نگاره برای نویسندگان نوشته‌های سوزنی و دوم به دلیل جایگاه والای اردشیر پابگان در فرهنگ ایرانی، به ویژه در میان کلیمیان ایرانی.



تصویر 2 الف. منورای پنج شاخۀ پایه‏دار از
بیت‌المقدس، سدۀ 1 پ.م.

تصویر 2 ب. منورای پنج شاخۀ پایه‏دار از پاسارگاد، آرامگاه کوروش، عکاس حامد مولایی کردشولی

تصویر 2 ج. منورای پنج شاخه در عمارت موسوم به حرم

تصویر 2 د. منورای پنج شاخه و پایه زیر اسب اردشیر

١. حسن بن سهل بن حسن

٢. شموئل کاهن بن زَوْدی

٣. شائول کاهن بن زَوْدی

٤. یوسف کاهن بن پِیطرُس

٥. فرج بر یحیی

٦. مُردخَی بن هکوهن

٧. یوسف بر سهلان بر حُواو

٨. کوهیار بن فضل

٩. پینحاس بن سعدان بن کاتب

١٠. هعبا ... (؟)

تصویر 3. جانمایی نوشته‏های آرامی-عبری بر روی نگارۀ اردشیر پابگان و اُهرمزد در نقش‌رستم

تصویر 4. حسن بن سهل بن حسن


شیمیدان‌های یهودی که جهان را تغییر دادند

جرد سیچل

ترجمه: مردخای امین شموئلیان


آدولف فون بایر[28]

https://jewishjournal.com/wp-content/uploads/2021/01/Adolf_von_Baeyer_1905.jpg

شاید تعجب کنید که نخ و پارچه «جین» به طور طبیعی آبی نیستند بلکه باید رنگ‌آمیزی شوند. در واقع این به خاطر آدولف فون بایر است که در سال 1880 ایندیگو (نیل مصنوعی) و یک رنگ آبی را برای صنعت نساجی تولید کرد. آدولف فون بایر (1835-1917). متولد برلین، آلمان بود که برنده جایزه نوبل شیمی در سال  شد و با عنوان شیمی‌دان لباسهای جین معروف است. این دانشمند یهودی‌الاصل کمتر شناخته شده در تعدادی دیگر از تحقیقات علمی نیز مشارکت داشته است، از جمله کشف اسید باربیتوریک (که منجر به تولید انواع داروهای آرام‌بخش و بی‌هوشی شد) و فلورئسئین که محققان جرم‌شناسی برای یافتن خون و سایر لکه‌ها از آن استفاده می‌کنند.

***

ریچارد ویلشتاتر[29]

https://jewishjournal.com/wp-content/uploads/2021/01/Richard_Willstatter_ETH-Bib_PI_55-BO-0022.jpg

یکی از شاگردان آدولف فون بایر در دانشگاه مونیخ، ریچارد ویلشتاتر (1872-1942) متولد کارلسروهه، آلمان بود. او اولین دانشمندی بود که فرمول شیمیایی کلروفیل، ماده شیمیایی حیاتی در فتوسنتز - فرآیندی که در آن نور خورشید به انرژی تبدیل می‌شود - را تعیین کرد. این مهم‌ترین تحقیقی بود که این دانشمند یهودی برای آن جایزه نوبل شیمی را در سال 1915دریافت کرد. در سال 1917، زمانی که دوستش فریتز هابر از او خواست که گازی سمی را برای پیشبرد منافع آلمان در جنگ جهانی اول مورد بررسی و توسعه قرار دهد، ویلشتاتر امتناع کرد و به جای آن پیشنهاد داد که به توسعه‌ی یک فیلتر دفاعی برای گاز سمی کمک کند که منجر به تولید اولین ماسک‌های ضد گاز شد.

فریتز هابر[30]

https://jewishjournal.com/wp-content/uploads/2021/01/fritz_haber.jpg

فریتز هابر (1868-1934) متولد وروکلاو، لهستان در مرکز دوره‌‌ی طلایی شکوفایی شیمی‌دانان یهودی قرار دارد. او و آدولف فرانک مسئول تغذیه بخش بزرگی از بشریت هستند - «فرآیند هابر»، که آمونیاک را از نیتروژن و هیدروژن تولید کرد، مسئول تولید کودهای ازته‌ی کشاورزی است (با تولید سالانه ۵۰۰ میلیون تن) که اکنون به تغذیه بخش بزرگی از بشریت کمک می‌کند. تولید آمونیاک توسط هابر حتی باعث افزایش جمعیت از ۱.۶ میلیارد نفر در سال ۱۹۰۰ به بیش از ۷ میلیارد نفر شده است. زیرا اگر روش‌های نسبتاً ناکارآمد کشاورزی در آن دوران بهبود نمی‌یافت، تغذیه جمعیت رو به افزایش جهان غیرممکن بود. کودهای مبتنی بر آمونیاک به مزارع اجازه می‌دهد که بسیار بیشتر از گذشته غذا تولید کنند. از سوی دیگر، اکتشافات هابر را باید به عنوان رئیس بخش شیمی نظامی آلمان نیز بررسی کرد. در طول جنگ جهانی اول او  برای اولین بار استفاده از دفاع شیمیایی (ماسک‌های گاز) در جنگ مدرن را مدیریت کرد.

آدولف فرانک[31]

https://jewishjournal.com/wp-content/uploads/2021/01/Adolph_Frank-612x858.jpgهر سال بیش از ۳۰ میلیون تن پتاس در سراسر جهان تولید می‌شود. پتاس، که ماده اصلی آن پتاسیم است، بعد از ازت، یکی از مهم‌ترین مواد مغذی مصنوعی در صنعت کشاورزی است. از چه کسی باید برای کشف پتاس، این کود ارزشمند که تغذیه بشریت را ارتقاء داد، تشکر کنیم؟ آدولف فرانک (1834-1916)، یکی دیگر از دانشمندان یهودی آلمانی است که کمتر شناخته شده اما تأثیر بسیار زیادی داشته است. علاوه بر این، فرانک راهی برای استخراج بُرُم از معادن نمک ابداع کرد. برم به خوبی به بشریت خدمت کرده است - به عنوان یک بازدارنده شعله، یک آفت‌کش و یک آرام‌بخش.  منبع:

Jewish Journal: Jewish Chemists Who Changed the World


داروسازان مشهور یهودی؛ ناجی انسان‌ها

جارد سیشل

ترجمه: دوریتا معلمی

آگوست ون واسرمن[32]

August_Wassermannآگوست ون واسرمن (1925-1866 بمبرگ، آلمان) ایمونولوژیست یهودی بود که در سال 1906 تست تشخیصی سیفلیس را که یک بیماری مقاربتی است ارایه نمود. تست تشخیصی واسرمن که در انستیتو رابرت کخ و برای مقابله با بیماری های عفونی تولید شده بود قابلیت تشخیص آنتی بادی مخصوص سیفلیس، سل، سل پوستی و مالاریا را هم دارد. بر اساس این تست، تست‌های تشخیصی بعدی بیماری‌های مذکور ساخته شد. واسرمن در سال 1921 بخاطر دستاوردهایش در زمینه‌ی ایمونولوژی، اولین جایزه ارونسون را دریافت کرد.

بلا شیک[33]

Béla_Schickاگرچه بلاشیک (1967-1877) درمجارستان بزرگ شده بود ولی دوره‌ی بالینی پزشکی اطفال را در نیویورک گذراند. وی برای تشخیص بیماری کشنده‌ی دیفتری که هنوز هم سالانه هزاران نفر را به کام مرگ می‌کشاند، تست شیک را ابداع نمود. بلا شیک این تست را در سال 1910 تولید کرد یعنی در زمانی که دیفتری یک بیماری خوفناک بود و به دلیل کمبود واکسن، تزریق آن تنها برای کودکانی که از ابتدا نسبت به دیفتری حساس بودند الزامی بود. با کمک تست تشخیصی شیک و تزریق مقدار کمی از بیماری دیفتری رقیق شده به بازو، کودکانی که در خطر ابتلا بودند شناسایی می شدند. به این صورت که محل تزریق در بازوی کودکانی که نسبت به دیفتری حساس بودند قرمز و متورم می‌شد. این دانشمند یهودی به مدت 5 سال یک کمپین گسترده و موفق روابط عمومی را رهبری کرد و توانست بسیاری از والدین را تشویق کند تا حساسیت کودکان خود را در قبال دیفتری مورد آزمایش قرار دهند.

گرترود الیون[34]

747px-Gertrude_Elionگرترود ( 1999-1918 نیویورک) در15 سالگی پدر بزرگش را بر اثر بیماری سرطان از دست داد و همین موضوع انگیزه‌ای شد تا به‌دنبال حرفه‌ای برود که بتواند به بهبود دیگران کمک کند. گرترود در دهه‌ی سوم زندگی‌اش در آزمایشگاه گلاسکو اسمیت کلاین که در حال حاضر یکی از غول‌های داروسازی است مشغول به تحقیق شد و به همین جهت از دریافتPHD انصراف داد تا بتواند تمام وقت به کار در آزمایشگاه بپردازد. وی تا پایان دوره‌ی حرفه‌ای خود مسئولیت ساخت داروهایی مانند پیورینتول: اولین داروی درمان سرطان خون، ایمیوران: داروی حیاتی برای پیوند اعضا، داراپریم: داروی مالاریا، سپترا: داروی حیاتی برای درمان عفونت‌های ادراری و تنفسی، زوویراکس: داروی درمان تبخال و AZT: اولین داروی تایید شده در آمریکا برای درمانHIV را بر عهده داشت. بر اساس فهرست داروهای اساسی سازمان بهداشت جهانی، بسیاری از داروهای ساخته شده توسط گرترود الیون، جزو داروهای اساسی طبقه‌بندی شده است. این فهرست شامل داروهایی است که برای رسیدن به حد استاندارد سلامتی باید در هر جامعه‌ای وجود داشته باشد.

این بانوی داروساز یهودی در سال 1988 برنده‌ی جایزه‌ی نوبل پزشکی و فیزیولوژی شد.

منبع:

Jewish Journal, The Jewish Drug Dealers Who Are Saving Lives


تحصیل رایگان در رشته پزشکی

رویایی که برای دانشجویان دانشکده پزشکی آلبرت اینشتین تحقق یافت

آتوسا آرمین

skynews-dr-ruth-gottesman-free-tuition-gift_6471801

فوریه 2024 خبر اهدای یک میلیارد دلار کمک هزینه تحصیلی به دانشگاه برونکس[35] نیویورک در صدر اخبار جهان قرار گرفت. روت گاتسمن[36] استاد یهودی بازنشسته کالج پزشکی آلبرت اینشتین با اهدای این مبلغ، بانی تحقق رویایی دست نیافتنی برای بسیاری از دانشجویان مستعد ولی کم برخوردار ساکن این محله‌ی فقیر نشین ایالت نیویورک است. برونکس بالاترین نرخ مرگ زودرس و همچنین پایین‌ترین سطح سلامت را در ایالت نیویورک دارد. اگرچه اختصاص مبالغ هنگفت به دانشکده‌های پزشکی این ایالت از سوی ثروتمندان آمریکایی کم سابقه نیست ولی تا به امروز مبالغ اهدایی به بیمارستان‌های بخش‌های ثروتمند اختصاص یافته است. این کمک هزینه دانشجویان این دانشگاه را از پرداخت حدود 200 هزار دلار شهریه تحصیل دوره پزشکی عمومی معاف می کند. دکتر گاتسمن امیدوار است که افراد مستعد بیشتری از اقشار اقتصادی ضعیف‌تر بتوانند در این دانشگاه به تحصیل بپردازند.

بیوگرافی

روت لِوی[37] در سال 1935 در خانواده‌ای از یهودیان اشکنازی زاده شد. تحصیلات متوسطه را در ایالت بالتیمور به پایان رساند و مدرک کارشناسی را از کالج بارنارد اخذ کرد. دوره‌های کارشناسی ارشد و دکتری در آموزش و پرورش را در دانشگاه کلمبیا گذراند. در سال 1968 به دانشگاه آلبرت اینشتین پیوست و در مرکزسنجش و توانبخشی کودکان[38] CERC مشغول به کار شد. او در این مرکز به غربالگری و سنجش کودکان و نوجوانانی پرداخت که در یادگیری دچار مشکل بودند و با به‌کار گرفتن رویه‌های درمانی مدرن تلاش می‌کرد تا مشکل آنان را برطرف سازد . در سال 1992 به مدیریت بخش آموزش بزرگسالان این مرکز منصوب شد و در سال 1998 مرکز ناتوانی‌های آموزشی را بنیان گذارد. او به مقام پروفسوری دانشگاه آلبرت اینشتین نایل و به عضویت دایم هیئت امنای دانشگاه انتخاب شد و چندین دوره بر کرسی ریاست هیئت امنا نشست. از دیگر مناصب او می توان به عضویت هیئت امنای بیمارستان مونته فیوره و بیمارستان آموزشی دانشگاه برونکس، اشاره کرد، جایی که مشاهدات عینی وی از شرایط بیماران و دانشجویان زمینه‌ساز این اقدام تاریخی او شد.

روت در سال 1950 با دیوید گاتسمن[39] ازدواج کرد.  دیوید از خانواده‌ی یهودی نیو یورکی بود ، از طرف مادری به نسلی پژوهشگر و تاریخدان تعلق داشت[40] همچون پدرش در وال‌استریت فعالیت اقتصادی داشت . او از ابتدای جوانی به فعالیت در امور بشردوستانه پرداخت. حاصل 72 سال زندگی مشترک این زوج سه فرزند و تاسیس انستیتوی تحقیقات سلولهای بنیادین و پزشکی ترمیمی روت و دیوید گاتسمن[41]، مرکز آموزشی مهارت‌های بالینی روت گاتسمن[42] و تاسیس دانشکده‌ی آموزش عالی Epi genetics[43] در دانشگاه مذکور می‌باشد. دیوید در سال 2022 درگذشت و در زمان حیاتش نیمی از ماترک خود را با تاکید بر مصرف خیریه‌ی آن با اختیارات کامل به روت منتقل کرده بود. ثروت بجاس مانده برای روت 87 ساله به‌حدی چشمگیر بود که او را در چگونگی مصرف آن دچار مشکل ساخت. پس از مدتی با حمایت و پشتیبانی فرزندانش موفق شد آرزوی دیرینه خود را شناسایی کند؛ فراهم کردن امکان تحصیل رایگان در رشته پزشکی.

تاثیر کمک مالی

طبق مدارک بخش مالی دانشگاه بیش از نیمی از فارغ‌التحصیلان آن بیش از 200 هزار دلار وام بانکی برای پرداخت شهریه تحصیل گرفته‌اند. یعنی قرضی بسیار سنگین در ابتدای راه زندگی. بیش از نیمی از این عده زن هستند و با تنوع نژادی 49%سفیدپوست، 29% آسیایی تبار، 11% لاتین تبار و 5% سیاهپوست.

روت امیدوار است که اهدای این مبلغ به دانشگاه و خلاصی از دغدغه‌ی باز پرداخت وام، بتواند نسلی از پزشکان را تحویل جامعه دهد که با فراغت خیال به درمان بیماران مستمند و دردمند بپردازند. در آغاز فرایند اهدا، روت گاتسمن تاکید برآن داشت که نامش به‌عنوان اهدا کننده مطرح نشود. از دید او هر کس دیگری هم در موقعیت مشابه او همین کار را انجام می‌داد. ولی مدیریت دانشگاه با اصرار بر این عقیده که کار وی می تواند الهام بخش و مشوق دیگران باشد از اجرای خواسته او سرباز زد. اما روت توانست از اجرای مصوبه‌ی هیئت مدیره در تغییر نام دانشکده‌ی پزشکی آلبرت اینشتین به روت گاتسمن جلوگیری کند. او می‌گوید: «یافتن نامی سترگ‌تر از نام پروفسور اینشتین برای این دانشکده در خیال هم نمی‌گنجد».

منابع:

o نیویورک تایمز

o ویکی پدیا

مسئولیت دینداران
در مبارزه با چالش‌های جهانی

سمینار مشترک مرکز گفت‌وگوی ادیان و فرهنگ‌های سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و مرکز بین‌المللی گفت‌وگوی ادیان و مذاهب قزاقستان با موضوع «مسئولیت دینداران در مبارزه با چالش‌های جهانی» با حضور جمعی از صاحبنظران و کارشناسان دو کشور و با شرکت نمایندگان جامعه‌ی کلیمی 19 آذر ماه برگزار شد.

علی اکبر ضیایی، رئیس مرکز گفت‌وگوی ادیان و فرهنگ‌های سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در سخنرانی خود گفت: امروز نیازمند ارائه و به کار گیری راهکارهایی‌ عملی برای مواجهه اصولی و تلاش برای حل بحران‌های اجتماعی روز جهان هستیم. دراین بین مسئولیت سنگینی بر عهده رهبران دینی قرار دارد، مسائل زیست محیطی و از سویی جنایت‌های رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه همگی از مواردی هستند که با هم‌افزایی ادیان قادر به حل آنها هستیم.

حاخام دکتر یونس حمامی لاله‌زار، رهبر دینی کلیمیان ایران نیز با تاکید بر آن که چالش‌های امروز جهان مسئولیت مهمی را بر دوش رهبران دینی گذاشته است گفت: در چنین شرایطی مهم‌ترین مسئله‌ تلاش برای گفت‌وگوی سازنده است؛ باید علی‌رغم تفاوت‌ها با حفظ حرمت یکدیگر برای حل مسائل به تعامل پرداخته و گفته‌های‌ یکدیگر را بشنویم. با گفت‌وگو بسیاری از سوءتفاهم‌ها حل می‌شود و قادر به حل اختلاف‌ها خواهیم بود. بااین حال باید تلاش بیشتری به خرج بدهیم تا به راهکارهای بهتری دست پیدا کنیم.

دکتر همایون سامیح نجف آبادی نماینده کلیمیان ایران در مجلس نیز ضمن اظهارنگرانی از وقوع برخی افراطی‌گری‌ها در کشورهای مختلف گفت: وجود آزادی بیش از حد در برخی کشورها موجب بروز افراطی‌گری‌هایی شده است. افراطی گری در عرصه جهانی موجب کشتارهای بسیاری شده است که برای جلوگیری از وقوع آن باید فکری جدی کرد.


برندگان یهودی جوایز نوبل ۲۰۲۳

آرش آبائی

کلودیا گلدن[44]؛ نوبل اقتصاد

Claudia_Goldin_(cropped)

جایزه‌ی علوم اقتصادی نوبل سال  2023 میلادی به یک  اقتصاددان آمریکایی یهودی برای تحقیق و بررسی در مورد «زنان در بازار کار» رسید. بر اساس تحقیقات وی، حتی در جوامعی که سعی می‌کنند برابری را درنظر بگیرند و زن‌ها تحصیل‌کرده‌تر از مردان هستند، احتمال کار کردن زنان کمتر است و اگر بخواهند کار کنند، حقوقی کمتر از مردان دارند.

دبیر آکادمی نوبل اعلام کرد، این جایزه به علت ارتقای درک ما از نتایج بازار کار زنان به کلودیا گلدن اعطا شده است.

کلودیا گلدن در سال 1946 در نیویورک در یک خانواده یهودی متولد شده است؛ وی در دانشگاه کرنل تحصیل کرد و دکترای اقتصاد خود را در سال ۱۹۷۲ در دانشگاه شیکاگو به پایان رساند او استاد اقتصاد دانشگاه هارواد و مدیر توسعه برنامه اقتصاد آمریکا در دفتر ملی تحقیقات اقتصادی است. وی در حال حاضر با دانشگاه‌های هاروارد، کمبریج، ام‌ای و یو‌اس‌ای همکاری دارد.

گلدن در سال‌های 2013 تا 2014 رئیس انجمن اقتصادی آمریکا بوده است. وی عضو آکادمی ملی علوم آمریکا نیز است.

او نخستین زنی بود که در سال 1990 در بخش اقتصاد دانشگاه هاروارد استخدام دائم شد. تحقیقات وی شامل مباحثی از قبیل نیروی کار زنان، نابرابری درآمدی، تحصیلات و شکاف جنسیتی اقتصادی است.

کلودیا گلدن سومین زنی است که تاکنون جایزه‌ی نوبل اقتصاد را دریافت کرده است.

درو وایسمن[45]؛ نوبل پزشکی

Drew_Weissman_Life_Science_medalist

جایزه نوبل پزشکی سال 2023 میلادی به کاتالین کاریکو بیو شیمی‌دان مجارستانی ساکن آمریکا و درو وایسمن ایمنی‌شناس یهودی آمریکایی  به دلیل تحقیقات در زمینه‌ی ساخت واکسن کرونا بر پایه‌ی «پیام رسان آران‌ای» تعلق گرفت.

این دو دانشمند با تحقیقات در مورد نحوه تعامل mRNA با سیستم ایمنی بدن، در ساخت واکسن کووید19 اثرگذار بودند.

آکادمی نوبل در بیانیه‌ای اعلام کرد: «تحقیقات کاتالین کاریکو و درو وایسمن منجر به ساخت دو واکسن بسیار موفق بر پایه‌ی ام‌آر‌ان‌ای در اواخر سال 2020 شد. این واکسن‌ها جان میلیون‌ها نفر را نجات داد و از بیماری‌های شدید در بسیاری افراد دیگر جلوگیری کرد».

درو وایسمن دانشمند یهودی آمریکایی (متولد 1959) و استاد پژوهشگر دانشگاه پنسیلوانیا در زمینه‌ی واکسن است.

***

منابع:

1. en.wikipedia.org/wiki/List_of_Jewish_Nobel_laureates

2. isna.ir/xdPHc7

3. fna.ir/3fcdud


واژگان مشابه عبری- عربی – فارسی (بخش دوم[46])

رحمن دلرحیم

عبری

عربی

فارسی

عبری

عربی

فارسی

1

אדם

آدام

آدم

آدم

16

מטבח

میطباخ

مطبخ

آشپزخانه

2

אח

آخ

اخ

برادر

17

מרכז

مِرکاز

مرکز

مرکز

3

ארץ

اِرِص

ارض

سرزمین

18

נגר

نَگّار

نجار

نجار

4

בטן

بِطِن

بطن

شکم

19

נפש

نِفِش

نفْس

جان

5

בית

بَئیت

بِیت

خانه

20

ספינה

سِفینا

سفینه

کشتی

6

זאב

زِئِو

ذئب

گرگ

21

ספר

سِفِر

سِفْر

کتاب

7

טוב

طُوو

طوبا

خوب

22

עין

عَیین

عین

چشم

8

טעם

طَعَم

طعم

مزه

23

פועל

پُوعِل

فاعل

فاعل/ کارگر

9

יד

یاد

ید

دست

24

צדקה

صِداقا

صدقه

صداقت/ صدقه

10

כוכב

کُوخاوْ

کوکب

ستاره

25

צייד

صیاد

صیاد

شکارچی

11

כל

کُل

کل

همه

26

קצב

قَصاوْ

قصاب

قصاب

12

כרוב

کَرووْ

کروب

فرشته

27

רמז

رِمِز

رمز

رمز - نکته

13

לוח

لوئَح

لوح

لوح

28

שוק

شوق

سوق

بازار

14

לילה

لَیلا/لَئیل

لیل

شب

29

שמש

شِمِش

شمس

خورشید

15

מות

ماوِت

موت

مرگ

30

שן

شِن

سِن

دندان


ثبت «هنر خوشنویسی عبری و سنت طومارنویسی تورات»
 ایرانیان کلیمی

در فهرست میراث فرهنگی ناملموس ملی

یاسمن غنی

Torah_scroll_writing1

«میراث فرهنگی ناملموس» به تولیدات و فرآیندهای فرهنگی گفته می‌شود که با گذشت زمان و از نسل‌های پیشین باقی مانده‌اند و در گروه‌های فرهنگی گوناگون در زندگی مردم جریان دارد. این نوع از میراث فرهنگی، اگرچه ملموس نبوده و قابلیت نگهداری در موزه‌ها را ندارد، اما قابل رویت، تجربه کردن و ثبت و ضبط بوده و توسط سازمان ملل متحد «گنجینه‌های بشری» نامیده شده است. ایران در سال 2006 به عنوان چهلمین عضو به کنوانسیون حفاظت از میراث فرهنگی ناملموس پیوست و «برنامه‌ی ملی پاسداری از هنر سنتی خوشنویسی ایران» در سال 2021 در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت جهانی شد.

 «هنر خوشنویسی عبری و سنت طومارنویسی تورات» به همت دکتر شهاب‌الدین نیکمان در پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، در 24 بهمن 1402 با شماره ثبت: ۱۴۴ به ثبت ملی رسیده است.

هنر خوشنویسی زبان عبری، که به عنوان زیرمجموعه‌ی هنر خوشنویسی ایرانی زبان‌های غیرفارسی (اوستایی، عبری، ارمنی) و سنت خوشنویسی متون مقدس و آیینی (قرآن، اوستا، تورات، انجیل) قرار می‌گیرد، میراثی کهن و هنری سنتی در میان جامعه‌ی ایرانیان کلیمی است. مهم‌ترین کاربرد این هنر، نوشتن متون مقدس یهود به ویژه طومارنویسی تورات است که قدمتی حدود سه هزار ساله دارد و می‌بایست توسط سُوفِر (کاتب) انجام شود. سوفر دارای مجوز کتابت تورات از مراجع دینی و استادان کتابت شرعی (سَفروت) است و لازمه‌ی گرفتن این مجوز، ضمن داشتن صلاحیت اعتقادی و دانش دینی، تسلط به قواعد کتابت زبان عبری، هنر و مهارت خوشنویسی است. خوشنویسی تورات اگرچه امروزه در شهرهایی که بیشترین جمعیت کلیمیان در آن ساکن هستند[47]، انجام می‌گیرد اما تنها یک طومار تورات در دهه‌های گذشته در حال کتابت در تهران توسط آقای یورام عزیزی است و سایر تورات‌های موجود در کنیسه‌ها از گذشته و اکثرا توسط کاتبان غیرایرانی تهیه شده است. در حال حاضر در ایران با توجه به دشواری مسیر آموختن این هنر، تعداد کاتبان تورات اندک است و این خطر وجود دارد که این میراث ارزشمند به فراموشی سپرده شود.

خوشنویسی عبری علاوه بر طومار تورات یا همان اسفار پنجگانه، در نوشته‌های مربوط به «مِزوزا[48]» «تِفیلین[49]» و «کِتوبا[50]» نیز به کار می رود. در این هنر که معمولا به شیوه‌ی استاد و شاگرد و در خانه‌ی سوفران یا کنیسه‌ها آموزش داده می‌شود؛ خوشنویسان، حین یادگیری اصول و قواعد خوشنویسی و کتابت، به فراگیری بخش مشخصی از احکام دینی و همچنین آموختن زبان عبری نیز می‌پردازند. از رسم‌الخط‌های متداول در خوشنویسی عبری می‌توان به رسم‌الخط «یزدی» و «بغدادی» اشاره کرد و ابزار خوشنویسی همان قلم (غیر فلزی)، مرکب، کاغذ و پوست است. متن مقدس تورات بر روی قطعاتی از پوست[51] کاشر[52] که «قلاف» نام دارند نوشته می‌شود. این پوست‌ها به یکدیگر دوخته شده و یکپارچه‌ است و کل طومار در جعبه‌ای استوانه‌ای شکل مزین چوبی یا فلزی نگهداشته شده و در بخش هِخال[53] در کنیسه‌ها قرار می‌‌گیرد. نوشتن تورات باید از روی متن انجام شود و مجاز نیست که از حفظ نوشته شود. همچنین حروف از روی الگوهای از پیش تهیه شده (دوگما) با استفاده از قلم و مرکبِ کاشر نوشته شده و در هر ورقه‌ی پوست، چهار ستون از متن کتابت می‌شود. هر ستون یک «عَمود» نام دارد و کل تورات معمولاً در 245 عمود نوشته می‌شود. قِلاف معمولا با استفاده از شیارهای بسیار ریز برای نوشتن سطرهای متن در عمودها خط‌کشی شده است. پس از این مراحل، طومار در اختیار متخصص بررسی متن یا «بُدِق» قرار می‌گیرد تا به‌طور کامل بررسی و از درستی و رعایت قواعد کتابت در همه‌ی حروف اطمینان حاصل شود؛ به این فرایند «بِدیقا» می‌گویند. پس از اصلاح اشکالات احتمالی، همه‌ی ۶۲ قِلاف با نخی که از زردپی گوسفند با رعایت دستورات مذهبی به دست آمده، به یکدیگر دوخته می‌شود تا به شکل طومار درآمده و در محفظه‌ی مخصوص قرار گیرد.

زمانی که نوشتن تورات به اتمام نزدیک شد چند کلمه‌ای از آن را باقی می‌گذارند تا در همان کنیسه‌ای که قرار است نگهداری شود تکمیل و تقریر شود؛ و کلیمیان طی مراسمی از محل نوشتن تورات آن را به سمت کنیسه‌ای که باید در آن قرار گیرد مشایعت می‌کنند.

اگرچه ثبت این مهم در فهرست آثار ملی خبری خوش برای جامعه‌ی ایرانیان کلیمی و دوستداران میراث فرهنگی ایران است اما عواملی آن را تهدید می‌کند که در صورت عدم توجه و رسیدگی، این هنر ارزشمند ملی را به سمت فراموشی سوق می‌دهد. عواملی چون نبود مراکز آموزش رسمی خوشنویس تورات، نبود حامی مالی برای کتابت تورات جدید، عدم حمایت و توجه مسئولین ذیربط به حفظ این هنر، نبود موزه‌ای برای نگهداری آثار خطی کهن عبری، کمبود مرکب و قلاف کاشر برای کتابت تورات و همچنین عدم نگهداری صحیح و استاندارد تورات‌های قدیمی موجود در کنیسه‌ها از این جمله است. n

نخستین کنگرۀ ملی ایرانشناسی ایران

به همت انجمن ایرانشناسی ایران نخستین کنگرۀ ملی ایرانشناسی ایران در 20 اردیبهشت 140


3 برگزار شد. از میان مقالات ارسالی و پذیرفته شده در این کنگره، 4 مقاله در حوزه یهودیت به شرح زیر اختصاص داشت:

1. تأملی بر سیر شکل‌گیری و ریشه‌های تاریخی گورستان گیلیارد؛ مریم میرزایی

2. بررسی تاریخی- توصیفی کنیسه های تهران؛ یاسمن غنی

3. بررسی صحت تاریخی واقعه‌ی پوریم از دیدگاه موافقان و مخالفان؛ یاسمن غنی

4. کندوکاوی در اثرگذاری حماسه‌ی گرشاسب بر شمشون عبرانی؛ کامروز خسروی جاوید


هنرمند خوشنویس عبری و فارسی

آرش آبائی                                                گفتگو با موسی قِویتیان

20240628_123904


جناب قویتیان، نام خانوادگی شما به چه معناست؟

این نام از کلمه‌ی «قیویتی» به معنای امید داشتن (من امید داشتم) است.

کمی از خود بگویید.

من متولد 1336 در اصفهان هستم و سال‌هاست که در تهران در صنف لوازم الکتریک مشغولم.

از کلاس چهارم ابتدایی به هنر خوشنویسی فارسی و عبری علاقه پیدا کردم و بدون شرکت در هیچ کلاس و دوره‌ی خوشنویسی، این هنر را به‌صورت خودآموز فراگرفتم و آثار متعددی تولید کردم. مبنای کارم علاقه به هنر خطاطی و طراحی بوده و هیچ‌گاه برای عرضه در نمایشگاه یا فروشگاه نبوده است. در تمام این سال‌ها، فعالیت هنری‌ام با حمایت و همکاری همسرم، ژاکلین افرامیان، همراه بوده‌است.

شرحی از آثارتان بفرمایید.

از نخستین آثار حرفه‌ای من، متن کامل ده فرمان تورات بود که به کنیسه‌ی کتر داوید اصفهان اهدا کردم و نیز در سال 1355 متنی مشابه را روی مقوا و با مرکب تهیه و به کنیسه‌ی مشهدی‌های خیابان عزیزخان (منطقه میدان حسن آباد فعلی) اهدا کردم.

از دیگر آثار اولیه‌ام متن "בשם השם נעשה ונצליח" (به نام خداوند، انجام خواهیم داد و موفق خواهیم شد) بود که روی سرامیک اجرا و در یکی از کنیسه‌های اصفهان قرار داده شد.

photo_2024-06-29_22-13-34

همچنین طرحی را بر روی پرده‌ی سوکا (سایبان عید سوکوت) در یکی از کنیسه‌های اصفهان اجرا کردم و نیز سال‌ها بعد یک منورا (شمعدان هفت شاخه مقدس) را بر روی سرامیک برای کنیسه‌ی گلبهار اصفهان طراحی نمودم.

20240628_1247212 اثر من با موضوع متون دینی عبری حدود 30 سال پیش در کنیسه حکیم (خیابان پسیان) تهران، 2 اثر خوش آمد گویی به عبری و طرح منورا در تالار کوروش (مجتمع انجمن کلیمیان تهران) و یک اثر با متن عبری یک فصل از مزامیر داوود در آرامگاه استر و مردخای همدان قرار دارد. یک اثرم نیز با طرح منورا و درج آیاتی از مزامیر داوود داخل آن، بر روی پارچه اجرا و جهت نصب در یکی از کنیسه‌ها به کانادا ارسال شد.

روش کار شما چگونه است؟

من به‌طور حرفه‌ای حدود یک دهه است که کار خوشنویسی را روی پارچه و پوست انجام می‌دهم. جنس پارچه عمدتا متقال، ساتن یا هر نوع با زمینه‌ی نرم است. پارچه را قبل از شروع کار شستشو می‌دهم و خوشنویسی را نیز با رنگ‌های مخصوص پارچه و قابل شستشو انجام می‌دهم. نوع پوست هم از پوست‌های دباغی شده‌ی بز یا گوسفند است.

قلم‌های چوبی خوشنویسی را هم خودم شخصا تهیه و بر حسب نوع خطاطی آماده می‌کنم.

20240628_124151

موضوع کارها عمدتا چیست؟

غالبا متون دینی معروف یهودی از تورات و مزامیر داوود، یا متون مورد استفاده در نمازهای یهودی است. ضمن آن که اشعار فارسی از سعدی و حافظ و مولوی یا سایر متون ادبی را مورد استفاده قرار می‌دهم. علاوه بر این، متون معروف عربی- اسلامی مانند بسم الله الرحمن رحیم یا آیه‌ی «وان یکاد» را هم کار کرده‌ام.

و سخن آخر؟

20240628_124123اثر چندزبانه‌ی «همنوعت را مانند خودت دوست بدار» که آیه‌ی معروف تورات (سفر لاویان، فصل 19 آیه 18) است، به نظرم فصل مشترک ادیان است و آن را در سال 1399 همراه با شعر معادل فارسی‌اش به چند زبان ترجمه و روی پارچه و پوست اجرا کردم (که تصویر آن در پشت جلد مجله نیز آمده است). در پایان از خانواده خود ودوست عزیز آقای رحمت‌الله منشه اف که از رهنمودهای ایشان استفاده نموده کمال‌ تشکر و سپاس را دارم.


راز آفرینش

گفتگو با آنااِل ملکان؛ مبدع بازی فکری

المیرا سعید

راز آفرینش-1

 لطفا خودت را برای ما معرفی کن تا بیشتر با شما آشنا شویم.

آنااِل ملکان متولد 1383 هستم. سه خواهر دارم و فرزند دوم خانواده هستم. فارغ‌التحصیل دبیرستان اتفاق در رشته کامپیوتر هستم و در حال حاضر در همان مدرسه، معلم تعلیمات دینی هستم. به رشته گرافیک علاقه دارم و در آینده قصد ادامه تحصیل در این رشته را دارم. شغل معلمی را دوست دارم و از این‌که به کسی چیزی را یاد بدهم، لذت می برم. از زمان کودکی به بازی‌های فکری علاقه‌ی زیادی نشان می‌دادم. هنوز هم برای سرگرمی در اوقات فراغت، به سراغشان می‌روم. به هنر در زمینه‌ی نقاشی و به مطالعه‌ی کتاب در رشته‌ی روان شناسی بسیار علاقه دارم.

چه شد که به فکر ساخت یک بازی فکری افتادی؟ و هدفت از ساخت آن چه بود؟

حدود دو سال پیش بود که فهمیدم بچه‌های زیادی، مثل خودم، هستند که به بازی فکری علاقه مندند. با خودم گفتم اگر این بازی‌ها همراه با تمام اهداف علمی و روان‌شناسی که با خود دارند، اگر آموزش دینی را هم دنبال کنند، مطمئنا جذاب‌تر می‌شوند. هدفم این بود که در کنار یک سرگرمی، بچه‌ها چیزی را هم یاد بگیرند.

مراحل ساخت این بازی را به‌طور خلاصه تعریف کن.

چند روز بعد از رسیدن این ایده به ذهنم، با حاخام نیما رنگکار تماس گرفتم و موضوع را با ایشان در میان گذاشتم. ایشان خیلی از این موضوع استقبال کردند و به من قول همکاری دادند. آن موقع من هنوز فتوشاپ بلد نبودم. با خانم کاکِن در شیراز، که در این زمینه فعالیت می‌کنند، تماس گرفتم. ایشان زحمت کشیدند و ترتیب برگزاری کلاس فتوشاپ را دادند. آقای گَمزه هم زحمت آموزش را به عهده گرفتند. ایشان حین آموزش با صبر و حوصله پاسخگوی تمام سؤالات من بودند. همچنین در طول مدت ساخت بازی نیز ایشان از هیچ کمکی دریغ نکردند.

با کمک و یاری خدا و حمایت‌های معلمان و مشاوران، شش ماه بعد نمونه‌ی بازی و کتاب کامل شد. با توجه به توضیح درباره‌ی روزهای آفرینش، عنوان סוֺד הַבְּרִיאָה به معنای «راز آفرینش»را برای بازی انتخاب کردم. در ضمن چون اولین پاراشای تورا (بخش نخست تورات) به نام آفرینش است، دوست داشتم بچه ها بیشتر با آن آشنا شوند.

از مشکلات و کمبودهایی که در این مسیر داشتی بگو.

بالاخره ساخت هر چیزی بدون مشکل نیست. ساخت این بازی فکری هم بدون مشکل و کمبود نبود. هر چه جلوتر می‌رفتم، با مشکلات بیشتری مواجه می‌شدم. ولی چون معتقدم اگر خدا بخواهد کاری انجام شود، بی‌شک انجام می‌شود و کارها سریع پیش می‌رود. من تنها نبودم و افراد زیادی در این مسیر کنارم بودند و زحمت کشیدند.

در مورد کتابی که همراه با بازی فکری به چاپ رسیده هم کمی توضیح بده.

این بازی، یک کتاب و چند دسته کارت (به تعداد روزهای هفته) هم دارد. کتاب شامل نکات علمی، دانستنی‌ها، تصاویری برای رنگ‌آمیزی و سرگرمی است. بچه ها اگر QR Code آن را اسکن کنند، فیلم‌های هر روز هفته پخش می‌شود.

برای ساخت بازی از چه چیزی الهام گرفتی؟ و آیا این بازی نمونه و مشابهی هم دارد؟

برای ساختنش از بازی «سیبیلوها» الهام گرفتم و در نوع خودش نمونه و مشابه دیگری ندارد.

وقت گذاشتن برای ساخت آن به مطالعه‌ی درسهایت لطمه نزد؟

چون به این کار علاقه‌ی زیادی داشتم و به شدت پیگیر آن بودم، شب‌های زیادی تا صبح بیدار می‌ماندم تا کار را تمام کنم؛ به خاطر همین روزها سر کلاس خوابم می‌برد ولی بالاخره با تلاش زیاد، خودم را به بقیه‌ی کلاس می‌رساندم تا عقب نیفتم. خیلی وقت‌ها نمرات خوبی می‌گرفتم که خودم هم باور نمی‌کردم.

خانواده‌ات با ساخت بازی مخالف نبودند؟ و آیا در این زمینه کمکی کردند؟

مخالف که نبودند که هیچ، در هر مرحله کمک و یاورم بودند. مادر و خواهرم ایده‌های زیادی می‌دادند و با هم همفکری می‌کردیم. پدرم هم همچنین؛ هر وقت به چاپخانه می‌خواستم بروم، مرا همراهی می‌کرد.

از چه کسان دیگری کمک و مشورت گرفتی؟

حاخام رنگکار و حاخام فهیم لاله‌زاری در زمینه‌ی دینی کمک فکری زیادی کردند. همچنین حاخام لاله زاری و جناب حاخام حمامی‌لاله‌زار زحمت ویرایش نکات عبری را در بازی کشیدند. خانم لیورا سعید هم در چند جلسه، بازی را دقیق و مو شکافانه از نظر روان‌شناسی بررسی کردند. از تمام این بزرگواران کمال تشکر و قدردانی را دارم.

بازی برای کدام گروه سنی طراحی شده؟

بستگی به توانایی و اطلاعات بچه‌ها دارد. تقریبا از سن شش سال به بالا، حتی بزرگ‌ترها هم می‌توانند از آن استفاده کنند.

چند نسخه از بازی و کتاب چاپ شده و فکر می کنی به چاپ مجدد هم برسد؟

راز آفرینش-2 در حدود 500 نسخه به چاپ رسید و فکر می‌کنم با توجه به استقبالی که از آن شده، به چاپ مجدد هم برسد.

به عنوان یک فرد خلاق، برای کسی که مدتهاست ایده‌ای را در ذهن خود می‌پروراند و منتظر یک فرصت است تا آن‌را عملی کند چه توصیه‌ای داری؟

قدم اول، داشتن همت، اراده و جرأت است که بسیار مهم است.کار را شروع کند، حتما خدا هم کمک می‌کند. قدم بعدی، پیگیری است. با پیگیری‌های مداوم مطمئنا کار به سرانجام می‌رسد.

و سخن آخر؟

حرف آخر این‌که نوجوان‌ها و جوان‌ها، علائق خود را دنبال کنند؛ چون هیچ لذتی بالاتر از آن چیزهایی نیست که به ما حس خوب می‌دهد.


کنکاش در خود

گزارش تولید و ضبط کتاب‌های صوتی‌ام در یک سال گذشته

شرگان انورزاده

photo_2024-05-26_21-45-49

کنکاش در اعمال و افکار و نحوه‌ی عملکرد خودمان، اغلب نیاز به فراغ بال و دقت بسیار دارد. این‌که در یک سال گذشته، قسمت عمده‌ی اوقات ما چگونه و با چه کیفیتی گذشته است. اندیشیدن به این‌که اکثر اوقات خوش من در استودیو، برای گویندگی شخصیت‌های گوناگون کتاب‌ها و یا روایت کتاب‌ها می‌گذرد، احساس خوش و آرامش‌بخشی را در من به‌وجود می‌آورد.

photo_2024-05-26_21-46-00این فهرست کتاب‌هایی است که سال گذشته، گویندگی آن‌ها را با شخصیت‌سازی، به نسبت اقتضای کتاب، بر عهده داشته‌ام:

(اکثر این آثار در پلتفرم‌های فروش: فیدیبو، کتابراه و طاقچه عرضه می‌شود)

چرا مردان گوش نمی‌دهند و زنان نمی‌توانند نقشه بخوانند

نویسنده: باربارا و آلن پیز / گوینده: شرگان انورزاده / نشر: آسیم /مدت زمان: ۹ ساعت و ۴۴ دقیقه / تهیه شده در ماه آوا

اختراع سری

نویسنده: دن گاتمن / گوینده: شرگان انورزاده / نشر: گام / مدت زمان: یک ساعت و ۸ دقیقه / تهیه شده در واو خوان

نوری که همراهمان است

نویسنده: میشل اوباما / گوینده: شرگان انورزاده / مدت زمان: ۱۱ ساعت و ۵۰ دقیقه / تهیه و نشر: ماه آوا

معجزه‌ی شهود

نویسنده: فلورانس اسکاول شین / گوینده: شرگان انورزاده / مدت زمان: یک ساعت و ۵۴ دقیقه / تهیه و نشر: ماه آوا

چگونه با کودکم صحبت کنم که گوش کند و چگونه گوش کنم که کودکم صحبت کند

نویسنده: ادل فی بر، الین مازلیش / گوینده: شرگان انورزاده / نشر: نسل نو اندیش / مدت زمان: ۷ ساعت و ۳۱ دقیقه / تهیه شده در ماه آوا

photo_2024-05-26_21-45-54

وولجین (از مجموعه‌ی وار کرفت)

 نویسنده: مایکل ای استکپل / گوینده: شرگان انورزاده  / مدت زمان: ۱۳ ساعت و ۵۳ دقیقه / تهیه شده در ماه آوا

photo_2024-05-26_21-45-50

گرگ دل (از مجموعه‌ی وار کرفت)

نویسنده: ریچارد ای ناک / گوینده: شرگان انورزاده  / مدت زمان: ۱۶ ساعت و ۱۰ دقیقه / تهیه شده در ماه آوا

جاینا پراد مور (از مجموعه‌ی وار کرفت)

نویسنده: کریستی گلدن / گوینده: شرگان انورزاده  / مدت زمان: ۱۵ ساعت و ۶ دقیقه / تهیه و نشر: ماه آوا

شیطان به قتل می‌رسد

نویسنده: آگاتا کریستی / گوینده: شرگان انورزاده / مدت زمان: ۱۲ ساعت و ۵۴ دقیقه / تهیه و نشر: ماه آوا

نابغه‌ی کوچولو و مجموعه‌ی نیلوفرانه

نویسنده: فریبا صدیقیم / گوینده: شرگان انورزاده  / در مرحله‌ی میکس و مسترینگ

زنانی که زنده‌اند

نویسنده: فریبا چلبی یانی / گوینده: شرگان انورزاده / در مرحله‌ی میکس و مسترینگphoto_2024-05-26_21-46-04

نمایش صوتی سه خواهر

نوشته‌ی: آنتوان چخوف / نقش شرگان انورزاده: دایه‌ی هفتاد ساله (کار گروهی) / کارگردان: رضا عمرانی / تهیه شده در ماه آوا

نمایش صوتی شهرزاد و دنیا زاد

نقش شرگان انورزاده: پیرزن پیچکی (کار گروهی) / کارگردان: رضا عمرانی /  تهیه شده در ماه آوا

نمایش صوتی صدای آهسته‌ی برف

نقش شرگان انورزاده: مادر بزرگ (کار گروهی) / تهیه کننده: مریم نشیبا

افتتاح مرکز پژوهشی حقوق اقلیت‌ها

آیین رسمی افتتاحیه مرکز پژوهشی حقوق اقلیت‌ها، سه‌شنبه، بیستم آذر همزمان با ۱۰ دسامبر روز جهانی حقوق بشر، با حضور جمعی از اساتید دانشگاه‌ها، اندیشمندان حقوقی، نمایندگانی از اقلیت‌ها و اقوام، پژوهشگران و دانشجویان در تالار سلام کرسی حقوق بشر دانشگاه شهید بهشتی در تهران به ابتکار دکتر احمد کاظمی برگزار شد.

باقر انصاری، دستیار معاون حقوقی رئیس‌جمهور، آرا شاوردیان، نماینده مسیحیان ارمنی تهران و شمال ایران، همایون سامه‌یح، نماینده کلیمیان و بهشید برخوردار، نماینده زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی، علی رهبر، رئیس خانه فرهنگ ترکمن و دیگر سخنرانان در این مراسم حضور داشتند.


قدرت خواندن سرودها، خداوند است

مصاحبه با یوکابِد گیدانیان؛
سخنور جامعه‌ی کلیمی

المیرا سعید

لطفا خودت را برای خوانندگان مجله بینا معرفی کن.

من یوکابد گیدانیان، متولد سال 1384 هستم. در تهران به دنیا آمدم و فرزند سوم خانواده هستم. بعد از به پایان رسیدن دبیرستان، در رشته‌ی حقوق در دانشگاه آزاد تهران جنوب پذیرفته شدم.

علت انتخاب این رشته دانشگاهی چه بود؟

تقریبا از سن 12 سالگی علاقه‌ی فراوانی به شغل وکالت در خودم احساس کردم. با کسب رتبه قبولی در این رشته، بدون تردید و بی‌معطلی در دانشگاه ثبت نام کردم.

چطور به استعداد خودت در حفظ اشعار و دکلمه‌ها پی بردی؟

به نظر من این گونه فعالیت‌ها فقط استعداد نمی‌خواهد، بلکه علاقه‌ی فراوانی است که به زبان عبری و فرهنگ یهودی دارم و خوشبختانه از طرف خانواده، جامعه و حاخام‌های بزرگوار تشویق شدم.

آیا انتخاب متن و شعر در برنامه‌ها به عهده‌ی خودت است؟ و این‌که بیشتر چه متون و اشعاری را برای اجرا ترجیح می‌دهی؟

متن‌ها با توجه به مراسم و اعیاد انتخاب می‌شود. غالبا متون را با کمک پدرم از مزامیر داوود، تورات، هفطارا و... انتخاب می‌کنم و در صورت لزوم آن‌ها را ترجمه می‌کنم. ترجیح می‌دهم متن‌هایی انتخاب شوند که در رابطه با وحدت، همدلی و صلح و مهم‌تر از همه نمایان‌گر فرهنگ اصیل یهودی باشد.

به خاطر داری برای اولین بار کِی و کجا برنامه‌ای را اجرا کردی؟

اولین بار در سال 93 یک شعر عبری را با ترجمه‌اش از حفظ در کنیسای یوسف‌آباد خواندم و از طرف حضار بسیار تشویق شدم. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم و بعد از آن شروع به حفظ اشعار عبری و اجرای آن در مراسم مختلف کردم.

در مناسبت‌های خاص در مدرسه یا دانشگاه برنامه‌ای اجرا کرده‌ای؟

در مدرسه‌ی اتفاق (خاص کلیمیان)، چندین بار به مناسبت روز معلم و ... ، در دبیرستان سمیه هم به مناسبت بازسازی و بازگشایی مجدد به عنوان یکی از مجریان و سخنرانان، برنامه‌ای در حضور شهردار و مسئولان آموزش و پرورش با موضوع برکت و موفقیت برای شروع سال تحصیلی، اجرا کردم. همچنین در دانشگاه در کنفرانسی که موضوع آن ادبیات و شاعران کلیمی بود، یک شعر از حضرت سلیمان و شعر دیگری از آقای ابراهیم سعیدیان، شاعر ایرانی کلیمی، خواندم.

در مجالس رسمی چطور؟

اولین برنامه‌ی رسمی من در سن 12 سالگی، به مناسبت روز شهدای اقلیت، در آرامستان بهشتیه‌ی تهران در سال 96 با حضور مردم، و اعضای انجمن کلیمیان بود. در این برنامه که میزبان آن اقلیت کلیمی بود، دکلمه‌ای به زبان فارسی اجرا کردم. در مرقد حضرت امام خمینی هم به مناسبت سالگرد ارتحال ایشان در حضور حجت الاسلام سید حسن خمینی، دکلمه‌ای در وصف برکت باران، صلح و سلامتی برای جامعه اجرا کردم که در این برنامه از من تقدیر و تشکر به‌عمل آمد. برنامه‌ی دیگری نیز باز هم در مرقد امام، با حضور اعضای انجمن کلیمیان و آقای موحدی، مسئول ستاد مرکزی ادیان الهی برای بزرگداشت سالگرد امام خمینی داشتم. در برنامه‌ای دیگر با موضوع ماشیح در جمکران قم دکلمه‌ای به زبان عبری همراه با ترجمه‌ی فارسی آن اجرا کردم. این برنامه برای پخش در شبکه تلویزیونی قم ضبط شد. کنگره ملی«لشگر فرشتگان تاریخ‌ساز» با موضوع تجلیل از زنان شهید، جانباز و آزاده برنامه‌ای است که بسیار به آن افتخار می‌کنم و برای من با ارزش است. در آن برنامه که به‌صورت زنده از هفده استان در حال پخش بود، من به نمایندگی از طرف تمام اقلیت‌های توحیدی کشور، خواندن دکلمه‌ای را به عهده داشتم. در آن دکلمه، من از تمام زنان سرزمینم فارغ از هر دین و نژادی به زبان عبری و با ترجمه‌ی فارسی تشکر کردم.

در خانواده‌ی شما شخص دیگری هم هست که در این زمینه از این استعداد برخوردار باشد؟

بله، مرحوم پدر بزرگم، صیون گیدانیان که برایم بسیار با ارزش و قابل احترام است، به زبان فارسی شعر می‌سرود و متن‌هایی هم به زبان عبری نوشته بود.

خانواده‌ات در پرورش استعدادت چگونه همکاری می‌کند؟

خانواده در هر مرحله و برنامه‌ای همیشه پشتیبان و همراه من بوده است و همواره بهترین راهنماهای من در این مسیر. در نوشتن متن‌ها پدرم از صفر تا صد کمک می‌کند، اعتماد به نفس می‌دهد و همیشه گوشزد می‌کند که با هر انتقادی از جانب مخاطب نباید خود را ببازم.

برای تقویت حافظه برای از بَر کردن شعر و متن‌ها تا به حال چه کرده‌ای؟

برای از بَر کردن شعرها فقط یک جمله را همیشه مد نظر دارم:

עזי וזמרת יה ויהי לי לישועה : «سبب و قدرت خواندن سرودها خداوند است و اوست مایه‌ی نجات من»

خودت تا به حال شعری سروده‌ای یا مقاله‌ای نوشته‌ای؟

بله، چند شعر گفته‌ام که خوشبختانه در مجله‌ی بینا و بولتن داخلی پرواز به چاپ رسیده‌ است. دل نوشته‌هایی هم گاهی برای خودم می‌نویسم.

چقدر زمان می گذاری تا متنی را حفظ کنی؟

زمان نوشتن و ویرایش و نتیجه‌گیری و حفظ متن بیشتر از یک هفته طول نمی‌کشد. در بعضی از دکلمه‌ها از متونی که قبلا جمع آوری شده استفاده می‌کنم. مثلا آیاتی از تورات یا عباراتی از هفطارا.

حفظ اشعار و خواندن آن در انجام کارهای دیگر در زندگی‌ات چقدر تأثیر دارد؟

بعد از هر سخنرانی خیلی احساس شادی و رضایت می‌کنم و آن حس خوب و مثبت را در کارهای روزانه‌ام به کار می‌بندم.

تا به حال مورد انتقاد قرار گرفته‌ای؟ مثل این‌که صدای خوبی نداری یا خوب اجرا نمی‌کنی؟

بله، انتقادهایی شده ولی مسئله‌ای که خیلی برایم مهم است، تشویق شدن است و مهم‌تر از آن انتقادهای سازنده. چون کسانی که اصولی و سازنده انتقاد می‌کنند، نشان می‌دهند که چقدر پیشرفت و موفقیت من برایشان اهمیت دارد. به وجود این افراد افتخار می‌کنم و هرگز از ایرادهایی که به من می‌گیرند دلخور نمی‌شوم.

برای کسی مثل خودت که پی به این توانایی در خودش برده چه حرفی داری؟ و آیا حاضری برای رشد و پرورش این استعداد به کسی کمک کنی؟

اگر کسی این استعداد و علاقه را در خودش پیدا کرده، حتما به دنبال آن برود و ادامه دهد. چون بداند در مسیری که قرار است طی کند، لذت فراوانی وجود دارد. به کسی که به این کار علاقه دارد با کمال میل کمک می‌کنم و می‌خواهم به او بگویم که در نظر داشته باش در هر اجرایی ابتدا می‌خواهی خودت از کارت لذت ببری. پس از آن حتی اگر فقط یک نفر به تو گوش کند و به برنامه‌ات توجه نشان دهد، تو باید بهترین اجرایت را ارائه دهی. از اینکه تپق بزنی، کلمه‌ای را جا بیندازی یا قسمتی را فراموش کنی، نترس و ناراحت نشو.  این را بدان که همیشه جایی برای بهتر شدن و بالا رفتن هست. از انتقاد دیگران برای پیشرفت و رسیدن به 99 درصد استقبال کن (چون هیچ وقت 100 درصدی وجود ندارد). با حرف‌های دیگران اصالت خودت را فراموش نکن و همواره خودت باش. برای بهتر شدن از هیچ تلاشی دست برندار.


غرفه‌ی کلیمیان در سی و پنجمین نمایشگاه کتاب تهران

ایلن میشاعلیان

مسئول کمیته فرهنگی انجمن کلیمیان

IMG_20240508_115742_447

نوزدهم الی بیست و نهم اردیبهشت 1403 مصادف با سی و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بود. کمیته‌ی فرهنگی انجمن کلیمیان تهران با مسئولیت ایلن میشاعلیان و با حمایت دکترهمایون سامه‌یح و پیگیری‌های مستمر موفق به دریافت غرفه در سالن شبستان و در بخش ناشرین عمومی شد. نمای غرفه با تلاش جمعی از جوانان جامعه به اجرا درآمد و بنرهایی نیز توسط مهندس امین مردخای شموئلیان طراحی شده بود که معرف نمادهایی از لوگوی انجمن کلیمیان و کنیسه‌ها و مقابر انبیای یهودی بود.

سامان سامه‌یح، پرهام ذکریاپور، الناز حریریان، سارا لاله‌پور و نیوشا ماهگرفته مسئولیت برپایی و اداره‌ی غرفه را عهده دار بودند.

کتاب‌های ارائه شده در غرفه شامل 35 عنوان کتاب و 12 شماره از مجله بینا بود. کتب مختلفی که توسط نویسندگان یهودی و غیر یهودی که  به تائید مرجع محترم دینی، حاخام دکتر حمامی لاله زار رسیده بود .

امسال سه عنوان کتاب جدید نیز به لیست کتب اضافه شد:

* جلد اول کتاب «تلمود، چهره‌ها و اندیشه‌ها» تالیف مهندس امید محبتی مقدم  از انتشارات زحل. این کتاب به تحلیل و بررسی زندگی اجتماعی و افکار دانشمندانی  که در تدوین تلمود نقش داشته‌اند، می‌پردازد. جلد اول به دوره‌ی میشنا پرداخته و جلد دوم، دوره‌ی گمارا را بیان خواهد کرد.

* کتاب هشت فصل در اخلاق یهود با ویراستاری آرش آبائی از انتشارات سروش مولانا که اثر موسی بن میمون و مقدمه‌ای بر رساله‌ی اخلاقی فصول پدران از کتاب میشنا است.

* کتاب وظایف قلب‌ها (الهدایه الی فرائض القلوب) ترجمه آرش آبائی و دکتر حسین علی‌جعفری از انتشارات حکمت و عرفان که نوشته‌ی بحیا بن یوسف ابن پاقودا، فقیه و عارف یهودی  و نخستین بیان نظام مند اخلاقیات یهودی است.

روز 28 اردیبهشت 1403، سالن بین‌الملل نمایشگاه در سرای ملل میزبان نشستی از ظرف انجمن کلیمیان با معرفی کتاب «هشت فصل در اخلاق یهود» توسط آرش آبائی و دکتر امیر مازیار (عضو هیئت علمی موسسه سروش مولانا) بود. در این نشست دکتر همایون سامه‌یح، نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی نیز در رابطه با اهمیت کتاب و کتابخوانی سخنرانی داشت.

امسال غرفه انجمن کلیمیان با حضور کارشناسان مذهبی از جمله حاخام آرش تهرانی، آرش آبایی و مهندس امید محبتی مقدم پاسخگوی سئوالات مذهبی مراجعین بود. همچنین حضور افراد سرشناس و شاخص از جمله افتخارات این غرفه بود.

در پایان از همکاران محترمی که با تلاش و عشق خود، یاور کمیته فرهنگی انجمن کلیمیان تهران بودند، با ذکر نام برخی از ایشان، تقدیر و تشکر می‌گردد.

دانیلا یوم‌توبیان، شروین شیرازی، سینا شیرازی، صبا حق نظری، نیکان خالدار، ، درین پاک دامن ، فریماه طوبیان، کامیار نظیری، مهیار نظیری، شبنم برال، الین بنجون، سپهر گلشیرازیان، شایان ملکان، عسل بنایزدی، آیلین ملکان، یوسف ستاره شناس، النورا محلی، هلیا لاله پور، پویا کهن صدق، سوگل دانیال مفرد.

***

نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی مطرح کرد: نمایشگاه کتاب بیش از یک‌بار در سال برگزار شود

همایون سامه‌یح نجف‌آبادی، نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی ضمن بازدید از نمایشگاه کتاب گفت: بنده ضمن اینکه دکتر داروساز و عضو کمیسیون بهداشت مجلس هستم، مدیرمسئول نشریه افق بینا، ارگان رسمی انجمن کلیمیان ایران هم هستم و در دوران بنده چندین کتاب از جمله «فرهنگ عبری به فارسی حییم» منتشر شده است. به همین دلیل با فضای نشر و کتاب بیگانه نیستم.

وی افزود: در بازدیدی که از نمایشگاه داشتم، با استقبال نسبتا خوبی مواجه شدم. به دلیل شبکه‌های مجازی اخیرا اقبال مردم نسبت به کتاب کم شده است لذا امیدوارم نمایشگاه کتاب بیش از یک‌بار در سال برگزار شود تا شاهد رونق صنعت نشر و فرهنگ کتابخوانی و ارتقای فرهنگ جامعه باشیم.

نماینده کلیمیان کشور در مجلس شورای اسلامی ادامه داد:  انجمن کلیمیان تهران برای چندمین سال متوالی در نمایشگاه کتاب شرکت می‌کند و هدف ما فقط فروش کتاب نیست بلکه می‌خواهیم نشان دهیم جزئی از جامعه ایرانی هستیم. وی افزود: ما خوشحال می‌شویم که مردم ایران دین ما را بشناسند. البته نه از لحاظ تبلیغی چون یهودیت تبشیری نیست. اما تلاش می‌کنیم که مردم با این آیین آشنا شوند و مثلا بدانند که در دین یهود هم نماز و روزه داریم. دین ما و دین اسلام حدود ۹۹ درصد شباهت و نزدیکی دارند. خیلی از مردم نمی‌دانند که ما نماز می‌خوانیم یا آیین خاص خود را داریم.

وی در پایان از مسئولان نمایشگاه کتاب و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که همکاری‌های خوبی با انجمن کلیمیان برای برپایی غرفه داشته، تشکر کرد و گفت: با توجه به اینکه انجمن کلیمیان تهران از لحاظ مالی با مشکلاتی مواجه است، مسئولان نمایشگاه در اجاره غرفه با ما همکاری خوبی داشتند.


موفقیت نوجوان 10 ساله‌ی کلیمی در داستان‌نویسی

پیمان مسیح اسرائیلیان

دانیال مسیح1.jpg

بیست و نهمین جشنواره ادبی «آهنگ بهاران» با محوریت شعر، داستان و نقد ادبی در 15 اسفند ۱۴۰۲ برگزار شد.

مخاطبان این جشنواره کلیه‌ اعضای کارگاه‌های ادبی در مراکز فرهنگی هنری، اعضای انجمن‌های شعر و داستان، اعضای باشگاه نقد ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در استان تهران، اعضای بخش مکاتبه‌ای، کلیه مربیان ادبی، فرهنگی، هنری و سایر علاقمندان بودند. این جشنواره در سه بخش شعر، داستان کوتاه و نقد شعر و داستان در کانون پرورش فکری تهران پارس برگزار شد و موضوع شعر و داستان کوتاه در این جشنواره آزاد بود. بخش نقد شعر و داستان، بخش جدیدی بودکه امسال به این جشنواره اضافه شده بود.

«دانیال مسیح اسرائیلیان» که از شرکت‌کنندگان این همایش بود موفق به نوشتن داستانی با عنوان «دردسرهای من» در کتاب «آهنگ بهاران 29» شد. این کودک 10ساله در کلاس داستان‌نویسی مرکز 11 کانون پرورش فکری کودکان شرکت داشته و داستان وی بعد از داوری به عنوان یکی از داستان‌های منتخب در صفحه 58 کتاب آهنگ بهاران 29 چاپ شد. همچنین مصاحبه‌ای با دانیال مسیح اسرائیلیان انجام شد که در 16 اسفند 1402 در اخبار جوانه‌ها از شبکه‌ی 2 سیما نشان داده شد.


برگزاری کنفرانس بررسی نسل‌کشی اویغورها به میزبانی بنیاد اِلی ویزل

آتوسا آرمین

شهر نیویورک در تاریخ 17 و 18 آوریل 2024 محل برگزاری کنفرانسی بود که در آن نمایندگان قوم اویغور و گردانندگان بنیاد الی ویزل[54] گرد هم آمدند تا درباره‌ی ستمی که بر این قوم اعمال می‌شود گفتگو کنند و جهت پایان دادن به وضعیت موجود راهکاری بیابند. بنیاد ویزل با هدف در میان گذاشتن تجربه‌های حاصل از واقعه‌ی تاریخی هولوکاست با اویغورها و ارایه‌ و آموزش روش‌های مقابله با ستم وسرکوب با الهام از وقایع هولوکاست در اجرای این کنفرانس شرکت کرده است. اویغورها، اقلیت مسلمان چین، به مدت چندین دهه با اذیت و آزار مداوم، نقض حقوق اولیه‌ی بشر و نسل‌کشی مواجه بوده‌اند، و اخبار مربوط به آنها، با کم توجهی رسانه‌های جمعی جهان روبه‌رو بوده است.

«بنیاد الی ویزل برای انسانیت[55]» در سال ۱۹۸۶ توسط الی ویزل و همسرش تأسیس گردید. ویزل، از بازماندگان هولوکاست، در همان سال برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل شد. او با استفاده از پول آن جایزه، بودجه‌ی تأسیس این بنیاد را تأمین کرد. اِلیشا ویزل فرزند اِلی ویزل، بر آن است که در مقابل این سکوت جمعی رسانه‌ها، صدای قوم اویغور را به جهانیان برساند. با همین هدف او و بنیاد ویزل بانی برگزاری کنفرانس «تلاش  برای توقف نسل‌کشی اویغورها[56]» شدند. چنانچه گفته شد هدف از این گردهمایی جلب توجه جهانیان و آگاهی رسانی در باره تاریخچه و شرایط فعلی اویغورها است. به گفته الیشا ویزل، او و بنیاد متبوعش قصد دارند زیرگروه فعالان مبارزه با خشونت را بار دیگر در بنیاد خود اجرایی کنند. «این کار گروه ویژه حاصل یک عمر فعالیت بشردوستانه‌ی والدین من است. ما پیش از این توانستیم با گرد هم آوردن رهبران دینی کاتولیک و پروتستان اردنی با ملک عبداله و محمود عباس بر سر میز مذاکره در کنفرانس بلفاست به درگیری‌های دیرپا در منطقه‌ی باستانی و چند قومیتی پترا[57] پایان دهیم. همچنین مبارزه و رفع ممنوعیت خروج از کشور شهروندان یهودی در زمان اتحاد جماهیر شوروی سابق از دستاوردهای ما است».

الیشا ویزل، مدیر ارشد مالی سابق وال استریت، می‌کوشد که ادامه دهنده‌ی رسالت پدرش در مبارزه با نفرت‌ورزی به هر بهانه و در هر پوششی باشد. سخنرانی‌های متعدد او در مجامع عمومی و موزه‌های یادبود قربانیان هولوکاست برای رفع تبعیض از جامعه دگرباشان، برگزاری چندین تجمع در واشنگتن پایتخت ایالات متحده در نفی اشکال مختلف سامی‌ستیزی و نیز سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل در لزوم توجه به شرایط اویغورها و رفع تبعیض نژادی از آنان، از عمده فعالیت‌های اخیر وی می‌باشد.

منبع:

Jewish Journal


پرونده‌ی تعطیلی شنبه‌ها؛
از مجلس تا مجمع و شورای نگهبان

تنظیم: آرش آبائی

تعطیلی روز شنبه، بیش از هفت سال است که تحت موضوع افزایش تعطیلی از یک روز به دو روز در هفته مورد بحث است، اما این‌که این تعطیلی روز پنجشنبه باشد یا شنبه، همواره محل اختلاف‌ نظر مدیران اجرائی بوده است. با گذشت چندین سال از این موضوع، در نهایت نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه‌ی بیستم اسفند ۱۴۰۲، در جریان رسیدگی به کلیات لایحه اصلاح ماده ۸۷ قانون مدیریت خدمات کشوری، با کلیات این لایحه موافقت کردند، اما درباره‌ی روز دوم تعطیلی تصمیمی گرفته نشد. با‌ این‌حال، اواخر فروردین 1403، روزهای تعطیل هفته را پنجشنبه و جمعه و روزهای کاری هفته را از شنبه تا چهارشنبه تعیین کردند که با انتقاد فعالان اقتصادی همراه شد. کار به جایی رسید که رئیس اتاق ایران در نامه‌هایی جداگانه به دفتر مقام معظم رهبری، رئیس‌جمهور و رئیس مجلس، برنامه‌ریزی و همراهی برای مطابق‌سازی تعطیلات آخر هفته با تعطیلات جهانی را خواستار شد.

برخی نمایندگان مجلس در این مسیر نظر علما را نیز پرسیدند که آیت‌الله جوادی‌آملی درباره تعطیلی روز شنبه گفته بود: «از آنجا که تعطیلی روز شنبه، هماهنگ‌شدن با بازار و داد‌و‌ستدهای اقتصادی جهانی است و مؤثر در حل برخی از مشکلات اقتصادی و مهار تورم‌ و قصد تشبه به مخالفین نیست بلکه تعامل است، لذا تعطیلی روز شنبه، علاوه بر روز جمعه، مانعی ندارد».

به قول محسن پیرهادی، نماینده مردم تهران در مجلس و عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی (دوره‌ی یازدهم مجلس)، «اکثر کشورهای منطقه روز شنبه را تعطیل کرده‌اند؛ چرا‌که آنها برای منافع اقتصادی کشورشان برنامه دارند. پس با احساسات تصمیم‌گیری نکنیم و در راستای کمک به اقتصاد حرکت کنیم. اگر اشکال فقهی نیز به این موضوع وارد باشد، شورای نگهبان بررسی می‌کند».

وی گفت به‌رغم مانور و اتهام‌تراشی برخی منتقدان و مخالفان، پس از بررسی‌های دقیقی که صورت گرفت عیان شد، تغییر تعطیلی از «از پنجشنبه و جمعه» به «جمعه و شنبه» منع شرعی و قانونی ندارد و تصمیم حاکمیتی محسوب می‌شود که نیاز به عزم و رویکرد اصلاح بر اساس منافع و مصالح کشور دارد.

پیرهادی افزود: ۱۵ سال پیش عمده کشورهای اسلامی و کشورهای حوزه خلیج فارس برای بهره مندی بیشتر از تعاملات بین‌المللی، در تصمیمی واحد روزهای تعطیلات پایان هفته خود را از «پنج‌شنبه و جمعه» به «جمعه و شنبه» تغییر دهند. اقدام مشترکی که موید اهمیت همگامی با تعاملات و مراودات بین‌المللی و منطقه‌ای است.

پس از کش‌وقوس‌های فراوان، 26 اردیبهشت سال جاری، نمایندگان مجلس شورای اسلامی به تعطیلی روزهای جمعه و شنبه رأی دادند. نمایندگان در جریان رسیدگی به جزئیات لایحه اصلاح ماده ۸۷ قانون مدیریت خدمات کشوری موسوم به افزایش تعطیلی آخر هفته با تصویب تبصره ۳ لایحه به شرح زیر موافقت کردند:

« تبصره ۳- تمامی دستگاه‌های اجرایی اعم از ستادی و استانی به استثنای واحدهای نظامی، انتظامی، امنیتی و بخش عملیاتی واحدهای خدمت‌رسانی از قبیل بیمارستان‌ها، مراکز بهداشتی‌درمانی، مراکز بهزیستی، بانک‌ها و اماکن ورزشی وظیفه دارند ساعات کار خود را در پنج روز هفته از روز یکشنبه تا پنجشنبه تنظیم کنند.

فهرست کامل بخش عملیاتی واحدهای خدمات‌رسانی موضوع این تبصره ظرف مدت سه ماه از تاریخ لازم‌الاجرا شدن این قانون توسط سازمان اداری و استخدامی کشور تهیه می‌شود و به تصویب هیئت وزیران می‌رسد».

محمود نجفی‌عرب، رئیس اتاق بازرگانی تهران، طی نامه‌ای به محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای‌اسلامی، از اقدام‌کنندگان در تصویب پیشنهاد کمیسیون اجتماعی مجلس در بررسی لایحه اصلاح ماده ۸۷ قانون مدیریت خدمات کشوری تقدیر کرد و آن را برگ زرینی در کارنامه تعامل بخش‌خصوصی و مجلس خواند که ثمرات آن در اقتصاد و به‌ویژه تجارت خارجی کشور نمایان خواهد شد.

در این نامه آمده است: «اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران در ماه‌های اخیر طی نامه‌نگاری‌های متعدد با مجلس و دولت محترم و نهادهای اثرگذار در رابطه با تدوین و تصویب این لایحه اصلاحی، اعلام روشن و صریح مواضع خود در قالب بیانیه و حتی استفتا از آیات عظام و مراجع تقلید، تلاش جمعی خود را بر آگاه‌سازی و اطلاع‌رسانی به تصمیم‌گیران و آحاد جامعه در باب مزایای انتخاب شنبه به‌جای پنجشنبه به‌کار بست.»

اما مصوبه‌ای که در آخرین ساعات کاری مجلس یازدهم نهایی شد، فعلا شانس زیادی برای قانون‌شدن ندارد. زیرا مجمع تشخیص مصلحت نظام، آن را منتفی اعلام نمود.

12 خرداد 1403، هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام به ریاست آیت‌الله صادق آملی‌لاریجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت و رئیس هیئت عالی نظارت و با حضور اکثریت اعضا، وزرای کشور، امور اقتصادی و دارایی، رؤسای سازمان امور اداری و استخدامی، امور مالیاتی و سازمان بورس و اوراق بهادار و رئیس کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس شورای اسلامی تشکیل جلسه داد.

در ابتدای جلسه، مصوبه مجلس شورای اسلامی درباره جدول تطبیق لایحه اصلاح ماده ۸۷ قانون مدیریت خدمات کشوری مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس تبصره ۳ این لایحه، تمامی دستگاه‌های اجرائی موظف به تنظیم ساعات کار خود در پنج روز هفته از روز یکشنبه تا پنجشنبه شده بودند که اعضا پس از استماع گزارش سازمان امور اداری و استخدامی و نیز بیان دیدگاه‌های مسئولان اتاق بازرگانی، به بیان دیدگاه‌های خویش در قالب موافق و مخالف این مصوبه پرداختند. سپس رأی‌گیری انجام شد و در نتیجه این بخش از لایحه با جزء ۲ و تبصره ۴ این ماده از جهت ناعادلانه‌بودن مغایر جزء ۱۰ بند ۹ سیاست‌های کلی نظام قانون‌گذاری تشخیص داده شد.

در رابطه با این تصمیم مجمع تشخیص مصلحت نظام، حجت‌الاسلام علیرضا سلیمی (نماینده دوره دوازدهم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه تهران) با اشاره به مخالفت هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام با تعطیلی «شنبه‌ها» گفت: باید نظر هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص از طریق شورای نگهبان به مجلس ارائه شود تا تصمیم‌گیری برای رفع ایراد انجام شود. وی توضیح داد: روال بررسی ایرادات هیئت عالی نظارت در کمیسیون‌های مربوطه این‌گونه است که کمیسیون باید آن موضوع را اصلاح کرده که این اصلاح می‌تواند شامل حذف آن موضوع هم باشد، یا اینکه بر مصوبه قبلی خود اصرار کند که در صورت موافقت صحن علنی، مصوبه به مجمع تشخیص ارجاع داده می‌شود. سلیمی بیان کرد: موضوع تعطیلی «شنبه‌ها» مربوط به کمیسیون اجتماعی است و باید در‌این‌باره تصمیم‌گیری کند که به جای «شنبه‌ها»، «پنجشنبه‌ها» تعطیل شود یا اینکه بر مصوبه قبلی خود درباره تعطیلی «شنبه‌ها» اصرار کند که در صورت اصرار مجلس، پروسه طولانی می‌شود؛ لذا برداشتم این است که تقریبا تعطیلی «شنبه‌ها» منتفی است. این عضو هیئت‌رئیسه مجلس در پایان یادآور شد: با توجه به اینکه هنوز کمیسیون‌های تخصصی مجلس تشکیل نشده‌اند، عملا بررسی ایراد هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص به بعد از تشکیل کمیسیون‌ها موکول می‌شود.

طحان‌نظیف، سخنگوی شورای نگهبان، 12 خرداد 1403 در این زمینه گفت: «مصوبه‌ی تعطیلی شنبه‌ها در نوبت رسیدگی در شورای نگهبان است و به محض اتمام بررسی، نظر شورای نگهبان را اعلام خواهیم کرد».

سرانجام مخالفت شورای نگهبان با لایحه اصلاح ماده (۸۷) قانون مدیریت خدمات کشوری موسوم به افزایش تعطیلی آخر هفته به شرح زیر اعلام شد:

«مصوب جلسه مورخ بیست و ششم اردیبهشت‌ماه یکهزار و چهارصد و سه مجلس شورای اسلامی در جلسه مورخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۶ شورای نگهبان مورد بحث و بررسی قرار گرفت که به‌شرح زیر اعلام‌نظر می‌گردد:

در تبصره ۳، اطلاق تحدید روزهای کاری به یک‌شنبه تا پنج‌شنبه که مستلزم تعطیلی روز شنبه می‌باشد، خلاف موازین شرع شناخته شد».

در 31 مرداد ماه ابوالفضل ابوترابی در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: مجلس شورای اسلامی تعطیلی شنبه‌ها را تصویب کرده، اما شورای نگهبان این مصوبه را مغایر با ارزش‌های اسلامی دانسته است.

وی افزود: فتوای تعدادی از مراجع در خصوص تعطیلی شنبه‌ها گرفته شده که بلامانع دانسته‌اند و این موضوع در کمسیون اجتماعی مجدد بررسی و در صحن علنی مطرح خواهد شد. تعطیلی شنبه‌ها به نفع کشور و اقتصاد بوده و دنبال جریان ضدمذهبی نیستیم و از این جهت موضوع پیگیری خواهد شد.

وی اضافه کرد: در بعضی از کشورهای اسلامی هم شنبه‌ها تعطیل است که عراق هم از همین قانون پیروی می‌کند.

برای تعطیلات شنبه‌ها موضوع پیگیری و مجدد به شورای نگهبان ارسال خواهد شد و پس از طی مراحل قانونی ابلاغ و اجرایی می‌شود.

منابع:

www.imna.ir

www.isna.ir

www.sharghdaily.com


افزایش دانایی، آگاهی و مهارت‌های زندگی

دوریتا معلمی

photo_2024-06-24_20-53-16

در عصر کنونی که قطار تکنولوژی با سرعت هرچه تمام‌تر به پیش می‌رود، شیوه‌ی زندگی همه‌ی ما دگرگون شده؛ از نحوه‌ی پخت‌و پز و گرم کردن غذا و خرید مایحتاج زندگی گرفته تا شیوه‌ی تدریس و آموزش و انجام امور بانکی و اداری و شیوه‌ی برقراری ارتباطات و ... همه و همه آن‌قدر تغییر کرده که اگر همین چند سال پیش یک نفر در مورد شیوه‌ی زندگی امروزه تصویری ارایه می‌کرد، بیشتر شبیه به فیلم‌های تخیلی به نظر می‌رسید. همین امر موجب شده که خلاء میان والدین و فرزندان عمیق‌تر شده و دیگر نسخه‌هایی که والدین برای زندگی فرزندان‌شان می‌پیچند خریداری در بین آنان نداشته باشد؛ و همچنین شیوه‌ی زندگی والدین برای نسل بعدی نه تنها کاربردی نبوده بلکه چه بسا آسیب‌زا هم باشد.

شاید بتوان گفت که نمود این مسئله در سال‌های اخیر خود را نشان داده و متاسفانه همگام با رشد تکنولوژی و ورود به عصر دیجیتال، دانایی و آگاهی در مورد ایجاد روابط سالم بین انسان‌ها رشد چندانی نداشته و همین دانش و آگاهی ناکافی و نامتناسب به بروز تعارضات میان والدین و فرزندان و زوج‌های جوان سرعت بخشیده است.

در همین راستا در اوایل تابستان سال 1402 با پیشنهاد اینجانب و پذیرش نماینده‌ی کلیمیان در مجلس شورای اسلامی، جلسه‌ای با حضور اعضای انجمن کلیمیان تهران، اعضای بیت دین (دارالشرع)، فعالان اجتماعی، روانشناسان و وکلای جامعه برگزار شد و هریک از آنان از منظر خود به بررسی موضوع پرداخته و همه به نقاط اشتراک زیر رسیدند :

- آموزش اقشار جامعه

- اجباری کردن شرکت در دوره‌های آموزشی برای زوجین در آستانه‌ی ازدواج

- بررسی و تنظیم شروط ضمن عقد همخوان با دین یهود

- ارجاع زوجین درگیر تنش به روانشناس و مشاور خانواده در همان ابتدای رجوع به انجمن کلیمیان و بیت دین و جلوگیری از مداخله‌ی افراد بدون تخصص.

لازم به تذکر است که ارجاع زوجین به روانشناس حتی پیش از این جلسه هم مد نظر مسئولین بود و در حال حاضر قویا در حال انجام است.

اجباری کردن شرکت در دوره‌های آموزشی و تنظیم شروط ضمن عقد به دلیل مشکلات و موانع بسیاری که وجود دارد برای محقق شدن نیازمند زمان طولانی است.

و اما در مورد موضوع آموزش اقشار جامعه که شاید زیربنای اساسی باشد قدم‌های مثبتی برداشته شد که در ادامه به تفصیل توضیح داده می‌شود.

در ابتدا گروه‌هایی تشکیل شد تا به بررسی دقیق‌تر و اجرایی کردن موارد فوق پرداخته شود؛ از جمله گروه تخصصی با حضور برخی از روانشناسان جامعه (لیورا سعید، دکتر شرمین روبن‌زاده و یائل هارونیان) که طی بحث و تبادل نظر و ارائه پیشنهادات، تصمیم گرفته شد کودکان و نوجوانان به‌عنوان گروهی که نسل آینده را می‌سازد و همچنین گروهی که به‌راحتی در دسترس است، تحت آموزش مهارت‌های زندگی قرار گیرند. در این راستا طی جلساتی با حضور مسئول کمیته فرهنگی و خزانه‌دار انجمن کلیمیان مقرر شد که این دوره‌ی آموزشی در مدارس روحی‌شاد و مجد دانش در پایه‌های مشخص برگزار شود. در این دوره با تدریس لیورا سعید، روانشناس کودک و نوجوان، و با هدف شناخت بیشتر دانش‌آموزان از خود و توانمندی‌هایشان، مهارت‌هایی از جمله تقویت خودآگاهی و اعتماد به نفس، برقراری ارتباطات بهتر و سازگاری بیشتر با محیط و چالش‌های روزمره، توانایی حل مسئله و پیدا کردن راه حل‌های مناسب و تصمیم‌گیری بهتر در امور زندگی و مدیریت هیجانات از جمله استرس و خشم آموزش داده شد که مورد استقبال خانواده‌های دانش‌آموزان قرار گرفت.

همچنین در گروه تخصصی تصمیم گرفته شد که با سرپرستی اینجانب برای بانوان، به‌عنوان ستون و عضو بسیار تاثیر گذار خانواده و تربیت کنندگان نسل بعدی، کلاس کتابخوانی برگزار شود تا آنها هم به مطالعه کتاب تشویق شوند و هم تحت آموزش‌های حیطه‌ی روانشناسی قرار بگیرند. بنابراین با کمک فعالان اجتماعی، بانوی فعال و مشتاق شناسایی شدند. سپس طی جلساتی که با حضور ایشان برگزار شد، نحوه‌ی جذب مخاطب، زمان و مکان آموزش و شیوه‌ی تاثیر گذاری هرچه بهتر مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت گروهی با عنوان «زنان هم‌اندیش» شکل گرفت که اعضای آن از تابستان 1402 تاکنون در کلاس مذکور شرکت می‌کنند. (در همین جا از سایر بانوان دعوت می‌شود که در جلسات کتابخوانی که با حمایت مالی انجمن کلیمیان به رایگان برگزار می‌شود، شرکت نمایند).

جالب توجه این‌که از دل این گروه، گروه جدیدی شکل گرفت متشکل از بانوان جوانی که مایل بودند تا همراه با همسرانشان در کلاس‌ها شرکت نمایند. بنابراین کارگاه آموزشی «تحلیل روابط متقابل» با محتوای خودشناسی و دگر شناسی به زبان ساده، با تدریس دوریتا معلمی برای آنها ترتیب داده شد که در حال برگزاری است. همچنین بنا بر ابراز تمایل و اشتیاق گروه مذکور برای یادگیری اصول نوین فرزندپروری، قرار است به‌زودی این کارگاه نیز با آموزش لیورا سعید برگزار شود.

لازم به ذکر است که جهت آرامش خاطر والدین گرامی شرکت کننده در این کارگاه‌ها، از طرف انجمن کلیمیان مسئولی برای نگهداری از فرزندان استخدام شده است.

از طرف دیگر با همراهی بیت دین، به‌خصوص جناب حاخام دکتر حمامی لاله‌زار، ماهی یک بار جلسات سخنرانی با موضوع روانشناسی با حضور روانشناسان جامعه از جمله یائل هارونیان و دکتر مریم حناساب‌زاده برای عامه‌ی مردم برگزار شده است.

البته تمامی این اقدامات قدمی است کوچک در مسیری سخت و طولانی که خوشبختانه با موفقیت برداشته شده و قطعا نه تنها این فعالیت‌ها باید ادامه داشته باشد بلکه اقدامات دیگری نیز باید انجام شود تا جامعه‌ی کوچکمان بهتر، سالم‌تر، داناتر و آگاه‌تر از پیش شود.

در پایان از دکتر همایون سامیح (نماینده‌ی کلیمیان در مجلس)، موسی ثانی (خزانه‌دار انجمن کلیمیان)، هرصل گلشیرازیان (مسئول کمیته‌ی جوانان) و ایلن میشاعلیان (مسئول کمیته فرهنگی) که با همراهی و یاری در انجام هرچه بهتر این فعالیت‌های از هیچ کمکی دریغ نداشتند، سپاسگزاری؛ و همچنین از انجمن اولیا و مربیان مدارس مجد دانش و روحی شاد، مهندس فریدون طوبی (مسئول مرکز موسیقی)، امید کدخدا و اعضای هیئت مدیره‌ی دوره‌های 55 و 56 سازمان دانشجویان یهود بخصوص صبا حق نظری قدردانی می‌گردد.

photo_2024-06-24_20-54-14

بی تو همیشه مسافرم

المیرا سعید

خسته از گذر سایه‌ها

حل می‌شوم در سکوت سنگین لحظه‌ها

جدا می‌کنند روزها از پِی هم مرا از وصل تو

و می‌کوشند شب‌ها تا سپردن دستان من به فصل تو

در تاریکیِ غبار به جا مانده از یادها گم می‌شوم

فنا می‌شوم در عادات و تکرار این سال‌ها

تکرار سیاه مشق زندگی،

پُر کردن صفحه‌ای دیگر از این دفتر پر حجم

خواندن شعر ماندن،

ترانه‌ی بودن و رفتن را حفظ کردن

عادت به دل بردن و دل سپردن

مرور قصه دل بریدن و گذشتن،

اما نشکستن

با تو از یادم رفت غصه‌ی بی‌کسی شقایق را

با تو از یاد بردم غم تنهایی پرستوی عاشق را

با تو بودم همپای باد

همسفر خیال‌های رنگی آن کودکِ شاد

با تو با کبوترِ بی سامان، در پرواز

با تو با نغمه‌ی پر شور تار همساز

با تو از یاد برده بودم هر چه سیاهی و خاموشی را

و می‌دادم بر باد غم زشتی و ناسپاسی را

و حالا بی تو، همراز شقایق‌های رفته از یاد

همنشینِ برگ خزان خورده در باغ

سر بر بالین ماه گریستن

و مرثیه‌خوان یاس‌های کبود در بهار

بی تو من همیشه مسافرم

مسافر رویاهای رنگی فردا

بی تو من می‌روم

می‌روم تا رسیدن

و تا رسیدن به دوش می‌کشم کوله‌باری از خاطرات دیروز را


گره‌های امروز و راهکارهای روانشناختی

لیورا سعید

 کارشناس ارشد روانشناسی

احتمالا شما هم مثل من با دیدن بعضی از بچه‌ها و جوانان نسل امروز که با کوچک‌ترین علامتی از غم، خشم، نگرانی، چالش‌های ارتباطی، مشکلات درسی و ... به سمت مشاوره می‌روند دچار رشک و اندوه بشوید که خوشا به حالشان که خودشان یا والدین‌شان زود به مشکل رسیدگی می‌کنند و آن مسئله را تا بزرگسالی با خود حمل نمی‌کنند. بله! واقعا خوش به سعادت کودکان و نوجوانان امروزی که برای مشکلات‌شان چه ضعف درسی باشد، چه مشکل هیجانی، چه ارتباطی باشد، چه رفتاری، راه حل‌های در دسترسی با کمک روانشناسان و درمانگران در اختیار دارند. خوش به احوالات‌شان که برای تعیین رشته‌ی تحصیلی یا شغل آینده‌شان به راحتی مشورت می‌گیرند و با توجه به استعداد و علاقه‌شان، مسیر خود را طی می‌کنند.

خوش به حال جوانان که وقتی رابطه‌ای عاطفی را شروع می‌کنند، کسی هست که با او بنشینند و ساعت‌ها در مورد جزییات آن رابطه، تپش‌های قلب‌شان، ضعف‌های شخصیتی خود و فرد مقابل‌شان، حرف و حدیث‌های خانواده‌های دو طرف صحبت کنند و از کمک کارشناسان بهره بگیرند تا مسیر جلوی پایشان را بهتر ببینند؛ اگر راه را به اشتباه می‌روند پیش از آن که تعهدی یا حتی وابستگی شکل بگیرد از گمراهی و ادامه‌ی مسیر جلوگیری کنند یا اگر راه‌شان درست است با خیال راحت‌تر ادامه دهند و روی آن رابطه سرمایه‌گذاری کنند. 

چه خوب که زوج‌های جوان وقتی با همسر خود به چالش می‌خورند یا در زمان تعهد، دلشان سوی دیگری رفته، به سراغ روانشناس رفته، مسئله‌ی لاینحل خود را وسط گذاشته و با حل مسئله‌ی قوی و رضایت بخش از اتاق مشاوره خارج می‌شوند. خوب است که وقتی تصمیم به جدایی می‌گیرند با کمک گرفتن از متخصص مربوطه به جدایی درستی می‌رسند و کودکان خود را با کمترین آسیب مواجه می‌کنند؛ یا اگر به اشتباه تصمیم به جدایی گرفته‌اند رابطه‌ی خود را با کمک زوج درمانگر اصلاح کرده، با شادی و منطق بیشتری به زندگی مشترک‌شان ادامه می‌دهند.

بله این است تفاوت نسل امروز با نسل دیروز!

ما در زمان قدیم اگر از غصه و ناراحتی یا استرس در حال مرگ هم بودیم، اصلا نام روانشناس در هیچ خانه و محفلی برده نمی‌شد، چه رسد به این که بخواهند فرزند خود را به دست روانشناس بسپارند. اگر عاشق می‌شدیم به تنهایی بار عشق را می‌کشیدیم و هنگام شکست عشقی، باز هم کسی دردمان را نمی‌فهمید، در نهایت همدلی‌های غیر کارشناسانه‌ی رفیق صمیمی‌مان مرهم موقتی برای ذهن و قلب‌مان بود.

در مورد تعیین رشته‌ی تحصیلی در دبیرستان و دانشگاه، اغلب، علائق ما با خواسته‌ی والدین‌مان متفاوت بود و بیشتر، والدین بودند که برما چیره می‌شدند و ما سال‌ها با خود واقعی‌مان سر کلاس نمی‌نشستیم، بنابراین یا درس را رها می‌کردیم، یا تغییر رشته می‌دادیم و یا شغلی متفاوت از رشته‌ی دانشگاهی‌مان را پی می‌گرفتیم.

خودمان به تنهایی تصمیمات مهم زندگی‌مان را می‌گرفتیم، خبری از مشاور و روانشناس نبود، فقط نظرات والدین‌مان را داشتیم که آن‌هم گاهی همراه با دلسوزی‌های ناشیانه بود و در صورتی که شانس داشتیم، دانایی و درایت پدر و مادر، راهنمای تصمیم‌گیری‌هایمان بود. حتی اگر مشکلی داشتیم که نیاز به داروی اعصاب بود، اسم متخصص اعصاب یا روانپزشک همان «اسمش را نبر» بود و خیلی بد بود که بچه‌ی خود را نزد چنین کسی ببرند، چون عیب روی بچه‌شان می آمد و حرف مردم را نمی‌توانستند تحمل کنند!

ممکن بود درهای متعددی را بکوبند تا درد فرزندشان را دوا کنند اما هیچ وقت در اصلی را نمی‌زدند. حق هم داشتند، چون رسم نبود که آدم‌ها برای مسائل و مشکلات‌شان سراغ چنین تخصص‌هایی بروند و تعداد کارشناسان حوزه‌ی روان هم بسیار کم بود.

اوضاع نسل ما که این چنین گذشت، حالا چه برسد به نسل قبل‌تر از ما که راه حل قضایا را در جادو، اوراد و اعمال عجیب و غریب می‌یافتند.

شاید بعضی از شما با خواندن این مطلب بگویید: «اما با این توصیفات، زمان قدیم بهتر بود، قدیمی‌ها ساده‌تر زندگی می‌کردند و خبری از مشکلات امروزی نبود. بنابراین روانشناس، زوج درمانگر، روانپزشک و این داستان‌ها هم جایگاهی در زندگی‌ها نداشتند». دقیقا درست است؛ هر چه زمانه پیش رفت و علم و تکنولوژی ارتقا یافت، زندگی‌ها سخت‌تر، روابط پیچیده‌تر و اختلالات و بیماری‌ها بیشتر شد؛ به این ترتیب طبیعی است نسخه‌ای که در مواجهه با مشکلات امروزی نیاز داریم با نسخه‌های قدیمی متفاوت باشد و چه خوشمان بیاید و چه نیاید، باید بپذیریم که امروز برخی از گره‌های زندگی در اتاق مشاوره و نه در خانه بررسی و باز خواهد شد.

من تعجب می‌کنم که هنوز بعضی افراد می‌خواهند گره‌های امروز را با دست‌های دیروز باز کنند! مادری که خوشبختی فرزندش را در سنگین کردن مهریه، شیربها، مراسم بله برون، نامزدی و عروسی و تعداد مهمان‌ها می‌داند و بدون تحقیق، شناخت کافی و سوق دادن دختر یا پسرش به سمت مشاوره و ارزیابی تخصصی، او را راهی خانه‌ی بخت می‌کند. جوانی که در زندگی‌اش بی‌هدف و سرگردان است، شغل‌های متعدد عوض می‌کند، وارد رابطه‌های متعدد شده و خارج می‌شود و نمی‌تواند همسر مناسبی برگزیند، هزینه‌های زیادی بابت همین سرگشتگی‌ها می‌دهد اما به تنها چیزی که فکر نمی‌کند رفتن پیش روانشناس و بررسی علت درجا زدن‌هایش است.

هنوز سراغ دارم مادری که توصیه‌ی اطرافیان را برای بردن کودکش به روانشناس و درمان اختلال رفتاری او رد می‌کند، چون باور دارد که بچه‌اش از هوش زیادی برخوردار است و این رفتارها از هوش سرشار او نشأت می‌گیرد. یا پدری که به‌جای گوش کردن به توصیه‌ی روانشناس برای بردن فرزندش به روانپزشک و گرفتن دارو بابت اختلال رفتاری او، سراغ داروخانه رفته و با تجویز خودش برای کودک، ویتامین‌درمانی می‌کند.

جوانی که به مشکل خود برای ارتباط و ازدواج آگاه است و قصد دارد برای بررسی و حل آن به مشاور مراجعه کند، اما خانواده مقابل او می‌ایستد و اجازه‌ی مراجعه و تقبل هزینه‌ی مشاوره را به او نمی‌دهد، چرا که باور دارد او مشکلی ندارد و اگر مشکلی وجود دارد با ازدواج کردن او درست خواهد شد.

هنوز زنی هست که بعد از دعوا و کشمکش با همسرش به جای کمی تفکر، صبر و گفتگو با کارشناس، قهر کرده، از خانه بیرون می‌رود و تمام مسائل خصوصی زندگی مشترکش را با خانواده‌ی خودش مطرح می‌کند و معمولا با توصیه‌های ناآگاهانه‌ی آنها درمانده‌تر از قبل بر جا می‌ماند. شوهری که به جای فکر کردن و همکاری کردن با زنش برای مشکلات فرزندش، زنش را سرزنش می کند که «مشکل کودک تقصیر توست و حالا قصد داری با خالی کردن جیب من و پر کردن کیف روانشناس‌ها، من و این بچه را بیچاره کنی!»

اما تا کی می‌توان به این عقاید و شیوه‌ها ادامه داد؟ مثل این است که شخصی را که نیاز به خدمات پزشکی جدی دارد، در خانه نگه داشت و آن مشکل را رها کرد یا با داروهای گیاهی و قرص‌های مسکن خانگی مداوا کرد. این شخص اگر به پزشک مراجعه نکند، سرانجام آسیب بیشتری متحمل شده، مبلغ و زمان بیشتری صرف درمان خواهد کرد.

البته خوشبختانه تعداد این افراد روز به روز در حال کاهش است. امروز خدمات روانشناختی و روان‌پزشکی جای خود را باز کرده و هر روز شاهد مراجعات نسل جوان به این مراکز و پیگیری‌های مکررشان برای بهبود اوضاع ذهنی، هیجانی، رفتاری و ارتباطی‌شان هستیم. خوشحالی بیشتر بابت حضور مردان و به‌خصوص پدران به همراه کودکان و نوجوانان‌شان است که عقاید و باورهای قدیم‌تر را ندارند، خود را عالم بر همه‌ی مسائل نمی‌دانند و مشتاق یادگیری و بهبود زندگی خود، ارتباط‌شان با همسر و فرزندان خود و برطرف کردن مشکل پیش آمده هستند.

طبیعی است هر چه آگاهی افراد بالاتر باشد نیاز خود را به چنین تخصص‌هایی بیشتر می‌دانند.


آیا هنوز درست فکر می‌کنم؟

دکتر آرش آرمین

پزشک عمومی

دکتر مسعودی، پزشک متخصص داخلی، نزدیک به 40 سال است که طبابت می‌کند، اگرچه پزشک بسیار خوش اخلاقی‌ست و بیماران زیادی هم دارد، اما هنوز برای شروع درمان دیابت از دارویی استفاده می‌کند که در دوره‌ی دستیار تخصصی حدود 30 سال پیش در کتاب بیماری‌های غدد خوانده است. متاسفانه یکی از بیمارانش به علت افت قند شدید دچار کما شد و اگرچه زنده ماند اما به شدت ترسیده و دیگر نمی‌خواهد هیچ دارویی مصرف کند.

دکتر مسعودی یک شخصیت ساختگی است اما متاسفانه مصداق‌های متعددی در جامعه و به طور خاص در جامعه‌ی علمی دارد، پزشکان با سابقه‌ای که اغلب بیماران خود را دارند و از داروها یا روش‌های درمانی قدیمی و منسوخ شده استفاده می‌کنند، استادانی که طبق کتاب‌های قدیمی که بعضا خودشان تالیف کرده‌اند تدریس می‌کنند و مثال‌های متعددی از این دست.

جمود ذهنی و مقاومت در برابر نوین‌سازی اطلاعات کهنه یکی از مشکلات اساسی در جوامع به خصوص جوامع علمی است که می‌تواند منجر به معضلاتی غیر قابل جبران شود. اما مشکل محدود به جامعه‌ی علمی نیست و بسیاری از افراد با یا بدون سواد آکادمیک دچار این مشکل هستند. البته که گروه سنی اصلیِ متاثر افراد میانسال و مسن هستند اما نباید از افراد جوان نیز غافل شد؛ در واقع تفاوتی ندارد که اطلاعات منسوخ شده مربوط به دوره‌ی دبستان باشد یا مربوط به دانشگاه، در هر صورت می‌تواند گریبانگیر اعضای جامعه در هر سنی شود.

معضل بعدی آنجاست که بسیاری از افراد حامل اطلاعات منسوخ شده، آموزش‌دهنده نیز هستند؛ این افراد ممکن است معلم یا استاد دانشگاه باشند و مطالبی را که دیگر وجهه‌ی علمی ندارد به دیگران آموزش دهند و بر تداوم بقای این مطالب بیافزایند.

علت این مقاومت در برابر تغییر می‌تواند در افراد مختلف بسیار متفاوت باشد، از ناتوانی یادگیری مطالب جدید در افراد مسن تا تنبلی افراد جوان در مطالعه، تعصب در مورد اطلاعات قدیمی و موارد دیگری که می‌تواند منجر به این مشکل شود.

سمت دیگر ماجرا زیر سوال بردن اطلاعات دقیق وجدید علمی است که معمولا توسط افراد کم سواد و فاقد صلاحیت و معمولا در جهت منافع شخصی یا گروهی صورت می‌گیرد، البته یکی از این منافع شخصی، ولع دیده شدن است که به کرات در دوره‌‌ی واکسیناسیون کرونا دیده شد؛ عده‌ای که هیچ زمینه‌ی علمی یا آگاهی در ارتباط با واکسن و عملکرد آن نداشتند شروع به نفرت‌پراکنی و ایجاد هراس ضد واکسیناسیون کردند. البته همچنان بعد از کنترل موفقیت آمیز کرونا که به طور واضحی با شروع و گسترش واکسیناسیون رخ داد، عده‌ای معلوم‌الحال اخبار بی‌پایه و اساس از مضر بودن واکسن می‌دهند. اینجا دیگر مسئله مقاومت در برابر اطلاعات جدید نیست بلکه پای شایعه پراکنی و انتشار اخبار و اطلاعات غلط در میان است که خود بحثی طولانی و جداگانه می‌طلبد.

فارغ از علم و اطلاعات تخصصی، آنچه که همه‌ی ما باید در مورد اطلاعات و اندیشه‌ی فعلی‌مان در نظر داشته باشیم، احتمال غلط بودن یا ناقص بودن آنهاست. اگرچه نباید به طور کلی هر آنچه می‌دانیم را اشتباه بشماریم، همیشه باید در گوشه‌ی ذهنمان یک ناظر تذکر دهنده داشته باشیم که یاد آور شود «آیا هنوز درست فکر می‌کنم؟»؛ و از طرفی لازم است درهای ذهنمان را به روی اطلاعات جدید باز بگذاریم و حداقل داده‌ها و اطلاعاتی که با تفکرات قبلی ما در تضاد است بررسی کنیم و اجازه دهیم ذهنمان با مجموعه‌ی اطلاعات قدیمی و جدید تصمیم بگیرد، نه صرفا با اطلاعاتی که سال‌هاست در ذهنمان جا خوش کرده‌ است.

تخم مرغ‌های شباتی

مژده یمینیان

«نوستالژی»، واژه‌ای که در مورد بعضی از عکس‌ها، اشیاء، مکان‌ها و... به کار می‌بریم. در زندگی من هم، نوستالژی زیاد وجود داره، حتی بعضی از غذاها...

یکی از غذاهایی که همیشه برای من خاطره انگیز هست، تخم مرغ شباتیه[58] !

هنوز هم طعم خوش تخم مرغ‌های شباتی خونه‌ی مادربزرگم رو روی زبونم احساس می‌کنم، تخم مرغ‌هایی که از روز جمعه تا صبح شبات (شنبه)، داخل دیگ شوربای شباتی، روی بخاری نفتی فیتیله‌ای، از همون بخاری‌های علاءالدین قدیمی، آروم آروم پخته می‌شد تا رنگشون قهوه‌ای بشه و طعم و مزه‌شون، شباتی.

یادش بخیر، بوی خوش شوربای شباتی همراه با بوی نفت چراغ فیتیله‌ای، کل فضای خونه رو پر می‌کرد، همون بخاری فیتیله‌ای که  در فصل زمستون‌، ما بچه‌ها رو دور خودش جمع می‌کرد و گرمابخش دست‌های کوچیک ما بود، در حالی که بزرگ‌ترها به ما یادآوری می‌کردند که به بخاری نزدیک نشیم، خطر داره...

از طعم شوربای شباتی هر چقدر بگم، کم گفتم. همیشه پدربزرگم با یک دنیا شور و اشتیاق، این شوربا رو برای شبات‌ها درست می‌کرد و همه‌ی بچه‌ها، عروس‌ها، دامادها و نوه‌ها رو در روز شبات در خونه‌ی خودش جمع می‌کرد.

چه سفره‌هایی در روزهای شبات در خونه‌ی مادر بزرگ پهن می‌شد!

سفره‌ای که خیلی بزرگ بود و به همون اندازه، بین اعضای خانواده، همبستگی به وجود می‌آورد. هنوز هم می‌تونم طرح و نقش روی سفره رو در ذهنم تصور کنم.

همیشه در سفره، کنار شوربای شباتی، سیر ترشی و سبزی خوردن هم وجود داشت. سبزی‌ای که به دست مادرم و خاله‌هایم، برای شبات پاک می‌شد. البته گاهی اوقات هم ما نوه‌ها از روی بازیگوشی، برای پاک کردن سبزی کمک می‌کردیم.

در سفره‌ی مادربزرگ، همیشه نون سنگک وجود داشت، همون نون‌های سنگکی که گاهی اوقات که پدربزرگ حوصله‌ی خرید نداشت، توسط ما نوه‌ها از مغازه‌ی نونوایی سنگکی که کمی پایین‌تر از خونه‌ی مادربزرگ قرار داشت، برای شبات خریداری می‌شد. یادم میاد همیشه سر برداشتن سنگ‌های داغ از درون حفره‌های نون، با سکه‌هایی که در دستمون بود مسابقه می‌گذاشتیم. پاداش ما از خرید نون‌ها، آب نبات چوبی، آدامس و سایر قاقالی‌لی‌هایی بود که با بقیه‌ی پول، پس از خرید نون‌ها از بقالی سر کوچه‌ی خونه‌ی مادربزرگ، خریداری می‌کردیم و با شور و شوق به خونه برمی‌گشتیم.

نوشیدنی خونه‌ی مادربزرگ، شربت سکنجبین بود که توسط مادربزرگ در یک کاسه بلوری خیلی بزرگ درست می‌شد و پدربزرگ، سرسفره با یک ملاقه آن را در لیوان‌ها می‌ریخت.

پس از گفتن براخای هموتصی[59] شروع می‌کردیم به خوردن غذا و یکی از تفریحات ما نوه‌ها سر سفره، بازی با استخوان جناغ مرغ بود که اصطلاحا به این بازی، جناغ شکستن می‌گفتند. بعد از صرف غذا هم پدر بزرگ، دعای نِوارِخ[60] می‌خوند، اما معمولا در این هنگام، ما نوه‌ها به قدری مشغول بازی و هیجان و شرط‌بندی با استخوان جناغ مرغ بودیم که مانع از رسیدن صدای نوارخ پدربزرگ می‌شدیم تا این که پدربزرگ متن نوارخ رو با صدای بلند، خطاب به ما فریاد می‌کشید، طوری که ما از ترس، سر جامون میخ‌کوب می‌شدیم! چون پدربزرگ خیلی ابهت داشت و ما خیلی ازش حساب می‌بردیم، اما این سکوت فقط برای مدت کوتاهی ادامه داشت و باز شیطونی و بازیگوشی ما از نو آغاز می‌شد ...

بعد از صرف غذا هم همیشه چای نبات می‌خوردیم، همون چای که درون قوری گل سرخی قدیمی، روی سماوری که روی میز کوچک چوبی که در گوشه‌ی هال قرار داشت، دم می‌کشید و ما که طاقت نداشتیم برای نوشیدنش صبر کنیم، از درون استکان‌های کمر باریک، توی نعلبکی‌های گل سرخی مادربزرگ می‌ریختیم و فوت می‌کردیم، تا زودتر سرد بشه ...

همه‌ی این دوران به سرعت یک فوت گذشت ...

اکنون هم همون شوربای شباتی و همون تخم مرغ‌های شباتی با همون شیوه پخته میشه، اما نمی‌دونم چرا هیچ‌وقت طعمش برای من، به اندازه‌ی تخم مرغ‌های خونه‌ی مادربزرگ، همون تخم مرغ‌هایی که همه‌ی اعضای فامیل رو دور خودش پای سفره جمع می‌کرد، خوشایند نیست. غذا همون غذاست و تخم مرغ همون تخم مرغ، اما دیگه پدربزرگ و مادر بزرگ و دایی‌ها و خاله‌ها کنار ما نیستند.

معمولا، رشته‌ی زندگی ما به وجود اطرافیان گره می‌خوره و با عطر و بوی اونا عجین میشه. عطر و بویی که در یک دوره در زندگی ما وجود داره و شاید دیگه نباشه و فقط خاطره‌اش توی ذهنمون بمونه ...

ای کاش که در این دوره به ظاهر طولانی اما کوتاه، بیشتر قدر همدیگرو بدونیم و سعی کنیم، ساز با هم بودنمون، هیچ وقت از کوک خارج نشه ...

چقدر خوبه که اعضای یک خانواده، بدون حضور پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها هم همچنان وابستگی‌شون رو حفظ بکنند و بیشتر قدر همدیگر رو بدونند تا جایی برای افسوس باقی نمونه ...

ای کاش که در لابه‌لای دغدغه‌های خاطر و شلوغی ذهن و گم شدن در مدرنیته، هنوز هم برای بعضی از سنت‌ها، ارزش قائل بشیم تا زنجیر این سنت‌ها به دست نسل آینده پاره نشه ...

در نظر داشته باشیم، همیشه هرچه قدیمی هست کهنه نیست، بعضی چیزها به اندازه‌ی قدمتشون اصالت دارند و به همون اندازه نکته ...

همیشه به خودمون یادآوری کنیم که در زندگی، مانند بازی جناغ شکستن، یادمون باشه موقع ارتباط با دوستان و اطرافیان، تا حد امکان، کاری انجام ندیم که باعث ناراحتی طرف مقابل بشه و حرفی نزنیم که باعث آزردگی خاطر کسی بشه، گاهی اوقات، تیزی یک سخن، خیلی از سر استخوان شکسته جناغ مرغ تیزتره ...

مراقب باشیم که دلمون به یک مرداب تبدیل نشه، بلکه دریای امنی باشه که همیشه جریان داره، تا ماهی‌های محبت، درونش به راحتی شنا کنند ...

     و

یادبگیریم «مانند تخم مرغ‌های شباتی که به آرامی پخته می‌شوند و تغییر رنگ می‌دهند»، ما هم همیشه در زندگی، با صبوری و آرامش، مشکلات و موانع زندگی رو پشت سر بگذاریم تا زندگی‌مون طعم خوب و رنگ زیبایی پیدا کنه ...


اشعار شاهین تورا[61] (قسمت سوم)

شاووعوت؛ عید نزول تورات

گذشت آن ماه ایار[62] چون بر‌آمد

مبارک ماه سیوان[63] بر در آمد

نبی با اُمتانش جمله یک سر

روان گشتند سحرگه همچون آذر

از آن منزل شدند زودی روانه

نبی با آن سپاه بی کرانه

به سوی دشت سینا پردلان تیز

برفتند تیز همچون باد شب خیز

به دشت اندر چو لختی ره بریدند

به پای کوه طور اندر رسیدند

فرود آمد سپاه از امر سبحان

به گرداگرد طور اندر بیابان

فراز طور، سحر، موسی روان شد

در آن بحر و محیط لامکان شد

ندا آمد که یا فرزند عمران

منم دارنده‌ی نُه چرخ گردان


پیامم بر به سوی امتانت

برآن نام آوران بگشا زبانت

بر ایشان گو که ای قومان دیندار

بدانید این چنین فرموده جبار

به صنع قدرت آوردم به بیرون

شما را من ز مصر از چنگ فرعون

به قهاری خویشم قهر کردم

به بحرش با سپاهش غرق کردم

فراز پشت سیمرغان رحمت

نگهتان داشتم زان جور و زحمت

به بیرون آوردیم‌تان ز دریا

بکردم آن چنان راهی مهیا

عمالیق[64] و سپاهش را به خواری

به چنگ اندر سپردمتان به زاری

کنون گر شرط‌هایم گوش دارند

سر از فرمان و امرم برندارند

بود دایم سعادت یار ایشان

نگردانم به عالم‌شان پریشان

ندای حق کلیم‌الله چو بشنید

سجودی کرد، خاک ره ببوسید

روان گردید از آن جا سوی خانه

کلیم محترم شاه زمانه

فرود آمد سپه را نزد خود خواند

خطاب حق سراسر پیش‌شان خواند

چو آن اولاد یعقوب سرافراز

شنیدند آن عزیزان امر و آن راز

چو گل از بار شادی برشکفتند

نبی را آن گهی یک‌باره گفتند

که باشد سر بگرداند ز داور

مگر نبود ورا اقبال یاور

همه فرمان‌ها بر جا بیاریم

سر از فرمان و امرش برنداریم

نبی چون  امتانش یک‌زبان دید

به سوی طور سحر‌گه باز گردید

فراز طور در بارگاه جبار

به بالا بر شد آن خورشید رخسار


سِدِر هفتم

لئا دانیالی

حالا که من برای شما روایت می‌کنم جمعیت کلیمیان در تهران و شیراز و اصفهان به ترتیب و به طرز نامساوی تقسیم شده است. البته در یزد و کرمان و رفسنجان و رشت و کرمانشاه و شاید چند جای دیگر هم اگر سراغ بگیرید چند تنی یا چند خانواری خواهید یافت، اما پیش‌تر از اینها تقریبا در هر کجای ایران که می‌گشتید، می‌توانستید کلیمی پیدا کنید. کلیمیان هر شهری به اقتضای حال و مقام، خصلت‌های خاص خود را داشتند و نه فقط خصلت، از نوا و آوای تفیلا[65] خواندن در کنیساها گرفته تا دستپخت و پوشش زنان هر شهری مناسبات خودش را داشت. جالب این‌که این‌خصلت‌ها چنان پررنگ بود که حتی بر ازدواج‌ها هم سایه داشت و هرکس ترجیح می‌داد با همشهری خودش ازدواج کند. مثلا کلیمیان هِمدانی آهان‌آهان‌هایی داشتند که کمتر با کلیمیان نواحی مرکزی ایران ازدواج می‌کردند، یا هرچه به سمت غرب و کرمانشاه و کردستان می‌رفتیم کلیمیان از لحاظ مذهبی اهل تسامح بیشتری بودند و یهودیان مرکز نشین مانند یزد و اصفهان به رعایت اصول و فروع دین شهره بودند. شاید بسیاری از این خصائل برآیند خصائل اجتماعی آن منطقه بود و شاید هم برخی از آنها در تقابل یا مدارا با خصلت‌های اجتماعی اکثریت شکل گرفته بود. در بین همه‌ی این شهرها با این‌که تهران سابقه‌ی طولانی سکونت کلیمیان را داشت اما پس از پایتخت شدن پذیرای خیل عظیمی از مهاجران یهودی دیگر شهرها بود و همه‌ی آنها را در محله‌ی عودلاجان جای داده بود. با اینکه همه‌ی مهاجرین اصالت شهرستانی خود را می‌شناختند اما گویی تهرانی بودن صرف، شأن اجتماعی خاصی داشت و مثلا موقع دختر شوهر دادن خوب به کار می‌آمد. زنان کلیمی تهرانی به آداب‌دانی در معاشرت، فن سفره‌آرایی و در کنار آن خودآرایی و خوش‌پوشی معروف بودند و این تنها جلوه‌ای بود از جلوه‌گری تهرانی‌ها و این تنها حکایت آن روزهای تهران نیست، بلکه امروز هم چنین است. هرچه تهران به نمایش دست قوی داشت و دارد، اصفهان مصداق صادقی است از «دانه پنهان کن به‌کلی دام شو»؛ اصفهانی‌ها چنان این بیت را شکوفا کرده‌اند که خود شاعر هم هرگز به خوابش نیامده بود.

***

ساناز دخترک جوان تهرانی بود که چند صباحی بیش نبود که تازه عروس اصفهان شده بود. آن‌هم چه شهری، اصفهان که از بهشت چیزی کم نداشت و گویی او حوایی شده بود که باز پا به گن عدن[66] گذاشته بود، به هر طرف سر می‌گرداند چیزی برای جستن و زیبایی در حسرت کشف شدن برایش جلوه‌گر بود: از نقش جهان و دالان‌های تو در تو و حجره‌های پر متاعش گرفته تا هشت بهشت و بوستانش، چهل‌ستون و رودخانه و درختان سرسبز و پل‌های پرنوا و تاریخی‌اش که به سبب آنکه کنیسای «کِتِر داوید» دقیقا در نقطه کانونی این مجموعه دیدنی شهر قرار داشت ایسرائِل‌نشین[67] شده بود. محله‌های ایسرائل‌نشین هم البته مختصات خودش را دارد؛ گرچه به لحاظ مساحت پهناور نیست اما تعداد مشخصی از همکیشان که تک به تک به چهره می‌شناسیشان در این محیط زندگی می‌کنند، به گونه‌ای که محل عبادت و کار و تفریحشان و ... با تو یکی است. کافی است پایت را از خانه به کوچه بگذاری تا چندین بار «شالُوم عَلخِم»[68] بشنوی. جز این خیر و «بِراخا[69]»های دیگری هم هست که با زندگی در این محله نصیبت می‌شود: از کجا نان ساندویچی کاشر می‌شود خرید؟ جامبو نبش چهارراه نقاشی حراج زده، زیر بازارچه حسن‌آباد پیازچه و تره‌فرنگی برای «موعِد[70]» آورده‌اند. دیشب از خانه فلانی صدای ساز و آواز می‌آمد، انگار دختر شوهر داده. حواست نیست شبات[71] هنوز حول[72] نشده چرا خرید می‌کنی؟ و «تیزکو لمیصوُوت»[73] . تا دلت بخواهد این فهرست را می‌شود سیاه کرد.

  چهارباغ از مرکزی‌ترین گذرگاه‌های شهر اصفهان است که این روزها مثل دالان بهشت می‌ماند. از درختان سربه‌هم آورده نارون و جوی آب روان و بوی گل‌های اطلسی که مست می‌شوی، صدای گنجشگان و نوای عابران و هنرمندانی که آواز سر داده‌اند هم مستفیضت می‌کند، اما همه‌اش این نیست. جز نهر آب روان، انواع خوراکی و نوشیدنی در دکان‌های چهارباغ در دست‌رس است. یکی حوض‌چه و فواره‌ای از دوغ ساخته و در کنار گوشفیل می‌فروشد دیگری سیب‌زمینی سرخ کرده را با انواع سس ارائه کرده، انواع بستنی‌ها و خوراک‌های ماستی[74] به وفور یافت می‌شود. در این بین بوی انواع کباب‌ها و برگرها و خوراکی‌های آشی[75] هم پیچیده که هر ایسرائلی را اَحِر[76] می‌کند و بیچاره خیل ایسرائل‌هایی که لا‌به لای این دکان‌ها، دکان البسه و قماش و ... دارند. البته چهارباغ جای تفریح و تفرج باقی بن‌عبری‌ها[77] هم بود از جمله ساناز که گاهی جلوی برخی از این غذافروشی‌ها پایش سست می‌شد و مردد می‌ماند. آخر اگر با گویمی[78] خوردن یک‌جوری کنار می‌آمد، نمی‌دانست با حرف مردم چه‌کند. گرچه شهر چند وقتی بود که صاحب رستوران کاشر شده بود اما در نظر بسیاری از بن‌عبری‌ها از جهات بسیاری از حیز کشروت[79] افتاده بود. رتبه اول به قیمت غیر کاشر آن تعلق می‌گرفت و در درجات بعد کیفیت نامطلوب و کمیتی که به صفر میل می‌کرد و منوی کچل و بهداشت و سلیقه مخصوص به خودش قرار می‌گرفت. رستوران کشروت همیشه مشتریان بخت برگشته مخصوص به خودش را هم داشت اما نه همه. خلاصه یک بار که ساناز جلوی یکی از غذافروشی‌ها پایش سست شده بود، فروشنده نگاه دقیق‌تری به مشتری‌اش انداخته و گفت: «خانم من فکر می‌کنم شما از هموطنان کلیمی ما هستید و گویا اطلاع ندارید که ما اینجا غرفه‌ای مخصوص به آداب غذا خوردن کلیمیان داریم.» ساناز که از تعجب دهانش باز مانده بود با خود فکر کرد یعنی غرفه کاشر دارند؟ و پرسید: «چطور؟» مرد فروشنده گفت: «مغازه یک در دیگر در کوچه پشتی دارد که غذا را آنجا سرو می‌کنند و از آنجا که رسم یهودیان است که هنگام غذا خوردن دیده نشوند، این خواسته آنها این‌گونه می‌تواند برآورده شود.» ساناز بیشتر تعجب کرد چیزی نگفت و رفت اما داستان این عجایب برای او به همین‌جا ختم نمی‌شد.

به تجربه دریافته بود که بهترین لباس‌ها مال کنیسا نیست، خوشی‌ها و دستآوردهای مالی و حتی غیر مالی بهتر است پنهان باشند، البته تا آنجا که آبرو حفظ شود و سبب بی‌آبرویی نشود. از طرف دیگر این نکته درباره‌ی ناخوشی‌ها و بدبختی‌های بزرگ هم صدق می‌کرد. مثلا اگر زیر فشار رنج‌های خانوادگی کمرت خم شده باشد هم با دل خونین لب خندان بهتر است، یا اگر جسمت را بیماری کاسته باشد بهتر است کسی از آن باخبر نشود مخصوصا اگر موضوع ازدواج در بین باشد. از دیگر موضوعات پنهانی، خوشی و تفریح و خوش‌گذرانی بود. از آنجا که اصفهانی‌ها مخصوصا کلیمیانش به سخت‌کوشی و تلاش معاش معروفند، گویی تفریح یک ضد ارزش است، اما نه در نهان. متاسفانه ساناز همه‌ی اینها را نمی‌دانست. هنوز هم گیج بود و هنوز هزار نکته باریک‌تر از مو بود که درنیافته بود. آخر به یکی از دوستان اصفهانی‌اش گفت: «چطور است که هر چیز که برای من آمِنه، برای شما لِخَییمه؟[80]». سارا جواب داد: «مگر خبر نداری در گنیزای[81] یکی از کنیساهای قدیمی اصفهان که می‌گویند قدمتش به دوران باستان می‌رسد اسنادی پیدا شده که مربوط به سِدِر هفتم تلمود[82] است و تمامی روش‌های لخییم بودن آمن‌ها را توضیح داده»!


به دنبال اردیبهشت

شرگان انورزاده

برای من که عاشق فصل بهارم، و برای من که در بین ماه‌های فصل بهار، عاشق اردیبهشتم، آمدن اردیبهشت، به خودی خود، کلی حس خوب و دنیا دنیا امید و زیبایی و تمام واژه‌ها و اتفاقات خوب را به همراه دارد.

از اواخر فصل زمستان، مدام به بهار و اردیبهشت رویایی‌اش می‌اندیشم و ضربان قلبم تند می‌شود.

با خودم فکر می‌کنم که به هنگام آمدن ماه محبوبم، چه‌ها می‌کنم.

تصور می‌کنم که به زیباترین پارک‌ها می‌روم، آسمان آبی آبی را به تماشا می‌نشینم، از طبیعت زیبا لذت می‌برم، با دوستی موافق و همفکر در این ماه زیبا قدم می‌زنم و هوای اردیبهشت را و عصاره‌ی گل‌های تازه شکفته‌اش را با تمام وجودم، نفس می‌کشم.

هر سال، بسیار نقشه‌های زیبا برای گذراندن ماه دوست داشتنی‌ام می‌کشم.

اما عجیب این است که هر سال هم، آن طور که دلم می‌خواهد از رسیدن ماه دلخواهم استفاده نمی‌کنم و آن طور که باید و شاید، لذت نمی‌برم و تا چشم بر هم می‌زنم، ماه عزیزم، به خرداد پیوسته.

مثل افسانه‌ی قدیمی ننه سرما و عمو نوروز، که هر سال ننه سرما چشم انتظار آمدن عمو نوروز بود و موقع آمدن عمو نوروز، خوابش می‌برد و تا سال آینده، رویای دیدارش را در سر می‌پروراند.

دلیل این که چرا در تمام طول سال، منتظر رسیدن اردیبهشت زیبایم هستم و هر سال هم آن طور که باید ازش لذت نمی‌برم، را نمی‌دانم. اما زیاد به آن فکر کرده‌ام و موارد مشابه زیادی را که در زندگی همگی‌مان جریان دارد، بسیار دیده‌ام.

واقعا چرا در ذهنمان، آن‌همه نقشه می‌کشیم و به حقیقت، تبدیلشان نمی‌کنیم؟

چه چیزی مانع‌مان می‌شود؟

چرا به جای فکر کردن درباره‌ی رسیدن به آرزوهایمان، به نرسیدن به آن‌ها فکر می‌کنیم و خودمان، سدی در برابر رسیدن به اهداف‌مان می‌سازیم؟

واقعا چه چیزی باعث می‌شود که شادی و حس خوب و لذت بردن درست از زندگی را به تعویق بیندازیم؟

می‌گوییم، در آینده به سفر می‌رویم اما نمی‌رویم.

می‌گوییم شرکتی را تاسیس می‌کنیم، اما برای تاسیس‌اش کاری نمی‌کنیم.

تمام این انجام ندادن‌ها و به تعویق انداختن‌ها، لحظات طلایی زندگی‌مان را کمرنگ می‌کند و محو می‌کند.

باید شروع کنیم و پر توان، برای تحقق آرزوهای خوب و طلایی‌مان به پیش برویم.

باید «به دنبال اردیبهشت» حقیقی‌مان باشیم و در نهایت دقت و قدر شناسی ببینیمش و از لحظه لحظه‌اش لذت ببریم و با عشق، منتظر رسیدن اردیبهشت زیبای سال آینده باشیم.


ستاره کوچولو

الهام مودب

ستاره کوچولو با خانواده و دوستانش هر شب از این سو به آن سو می‌رفتند و گشتی می‌زدند. او هر وقت به زمین نزدیک می‌شد، صداهایی می‌شنید. یک بار از مادرش پرسید: مادرجان، این صداهایی که از زمین  می‌آید چی هست؟

مادر با دقت گوش کرد و گفت: این صدای گریه‌ی دل‌های شکسته است.

ستاره فکری کرد و گفت: می‌شه براشون کاری کنیم؟

مادر با بی‌تفاوتی جواب داد: نه عزیزم، زندگی انسان‌ها به خودشان مربوطه، اصلا از دست ما کاری بر نمی‌آد.

ستاره با اشتیاق گفت: خوب ما اگر نمی‌توانیم دریا باشیم، قطره که می‌توانیم باشیم، نه مادرجان؟

مادر با قاطعیت پاسخ داد: عزیزم تو فقط به فکر خودت باش و دیگر به این مورد فکر نکن.

آن شب و شب‌های دیگر هم گذشت، اما ستاره کوچولو هر شب با شنیدن گریه‌ها بیشتر به فکر می‌رفت و غصه می‌خورد. بالاخره یک شب تصمیم نهایی‌اش را گرفت. روی همه عزیزانش را بوسید و گفت: من می‌خواهم به زمین بروم. اگر نمی‌توانم دریا باشم، قطره که می‌توانم باشم. همه جلوی او را گرفتند، ولی  او به‌سرعت خداحافظی کرد و آن‌ها را به سمت زمین ترک کرد.

او در یک گوشه، گریه دختر کوچولویی را شنید که می‌گفت: این جنگ و حملات هوایی کی تمام می‌شه و می‌توانم مثل بقیه در صلح و آرامش زندگی کنم؟

قطره اشکی از چشم‌های ستاره کوچولو کنار پنجره افتاد. صبح  دخترک که بیدار شد، چشم‌اش به گل بسیار زیبایی افتاد که پشت پنجره با اشک ستاره روییده بود.

لحظه‌ای از ته دل خندید و شاد شد.

شب بعد ستاره کوچولو به نقطه‌ی دیگری رفت. پسر کوچولویی که تازه پدرش را از دست داده بود، زار زار گریه می‌کرد. قطره اشکی از چشم ستاره کنار پنجره افتاد و گل درخشانی رویید.  پسرک به آن چشم دوخت و لبخندی بر لبانش نقش بست و لحظه‌ای احساس آرامش کرد.

به این ترتیب ستاره از شهری به شهر دیگر و از کویی به کوی دیگر می‌رفت. با دیدن اندوه و اشک انسان‌ها با قطره‌های  اشک‌هایش آنجا را گلباران می‌کرد و برای لحظه‌ای صداهای خنده و شادی در همه جا طنین می‌انداخت.



پابند الکترونیکی

امیرفراز نعیموت

وکیل دادگستری

یکی از مواردی که مکررا از وکلا و حقوقدانان در مورد آن پرسش می‌شود شرایط استفاده از پابند الکترونیکی برای محکومین به مجازات حبس است.

پابند الکترونیکی همانطور که از نامش پیدا است، وسیله‌ای الکترونیکی است که از فناوری G.P.Sیا همان ردیاب ماهواره‌ای بهره می‌برد و با نصب آن به مچ پای محکوم واجد شرایط می‌توان او را تحت نظارت قضایی قرار داد.

قانون‌گذار به منظور جلوگیری از آلوده شدن فرد محکوم به محیط  زندان‌ها و جهت رعایت احوال مجرمین واجد شرایط، شرایطی را تصویب نموده است که محکوم بتواند طبق آن از مزایای این امکان استفاده نماید. هدف اصلی استفاده از این ابزار نظارت بر محکومین به زندان در محدوده‌ی جغرافیایی خاصی خارج از زندان می باشد. کارکرد این مچ‌بند به این شکل است که محدوده‌ی تردد مجرمین را کنترل می‌کند و چنانچه محکوم از محدوده‌ی تعیین شده خارج شود، با اعلام تخلف مراتب را جهت بازداشت مجرم متخلف گزارش می‌دهد. به صورت معمول محل اقامت و تردد محکوم به مکان‌هایی در محل سکونت یا اشتغال و همچنین محل تحصیل و یا درمان او و اطراف آن محدود می‌شود.

شرایط قانونی استفاده محکومین از پابند الکترونیکی:

ماده 62 قانون مجازات اسلامی: «در جرایم تعزیری از درجه پنج تا درجه هشت (حبس تا 5 سال)، دادگاه می‌تواند در صورت وجود شرایط مقرر در تعویق مراقبتی، محکوم به حبس را با رضایت وی در محدوده مکانی مشخص تحت نظارت سامانه‌ (سیستم) های الکترونیکی قرار دهد».

همچنین به حکم تبصره 2 این ماده در حبس های تعزیری درجه 2 تا 4 نیز (حسب 5 الی 25 سال) پس از سپری شدن حداقل یک چهارم دوران محکومیت، محکوم‌علیه می‌تواند تحت نظارت سامانه‌های الکترونیکی قرار گیرد.

در وهله اول از مطالعه این ماده به این موضوع پی می‌بریم که شرط اصلی استفاده از پابند الکترونیکی، محکومیت به حبس است. بنابراین محکومین به سایر مجازات‌ها همچون جزای نقدی و یا شلاق امکان استفاده از این موضوع را ندارند. طبق این ماده افرادی که به مجازات جرائم درجه 5 تا 8 قانون مجازات اسلامی محکوم شده‌اند می‌توانند قبل از شروع محکومیت و یا در ابتدای شروع محکومیت درخواست استفاده از سامانه الکترونیکی را به قاضی اجرای احکام تقدیم کنند. یعنی افرادی که طبق حکم دادگاه به تحمل حبس تا 5 سال محکوم شده‌اند می‌توانند برای تحمل تمام مدت محکومیت از پابند الکترونیکی استفاده نمایند. اما تبصره 2 این ماده که ضمن قانون کاهش حبس‌های تعزیری تصویب شده است امکان استفاده از این سامانه را برای محکومین به حبس از 5 تا 25 سال در نظر گرفته است با این شرط که محکومین حداقل یک چهارم از مدت حبس خود را طی نموده باشند که از این حیث این قانون را می‌توان قانونی تسهیلی در حق مجرمین دانست.

شرط دوم و اساسی استفاده از پابند الکترونیکی، رضایت شخص محکوم به حبس است، بنابراین بدون رضایت خود محکوم نمی‌توان او را به استفاده از این پابند اجبار نمود.

شرط سوم جهت استفاده از پابند الکترونیکی همانطور که در ماده 62 قانون مجازات اسلامی ذکر شده است وجود (شرایط قانونی) می‌باشد اما این شرایط را می بایست در ماده 40 قانون مجازات اسلامی جست‌وجو نمود.

این شرایط قانونی شامل: فقدان سابقه کیفری موثر (عدم سو پیشینه)، وجود جهات تخفیف (شامل گذشت شاکی، همکاری متهم، اعلام و اقرار متهم به جرم، ندامت مجرم، کوشش متهم به کم کردن آثار جرم و ...)، پیش‌بینی اصلاح مرتکب، جبران ضرر و زیان و ... است.

اما شرط آخر جهت استفاده از پابند الکترونیکی برای محکومین به حبس، اجرای کامل دستوراتی است که دادگاه به محکوم‌علیه می‌دهد تا در طول زمان سپری محکومیت انجام دهد. دستورات دادگاه در این مورد می‌تواند ملزم کردن محکوم به حضور به موقع نزد مددکار اجتماعی و یا معرفی نوبتی خود به دادگاه باشد.

پس از موافقت مقام قضایی با استفاده‌ی محکوم‌علیه از تجهیزات الکترونیکی، آموزش‌های لازم جهت استفاده و محافظت از دستگاه به او داده می‌شود و معمولا هزینه‌ی تجهیزات نیز از او گرفته شده و ضمن اخد تامین کیفری لازم رسما محکومیت آغاز می‌شود.

توهم خرید حبس:

در قانون به هیج عنوان چیزی به عنوان خریدن حبس و زندان وجود ندارد، بلکه آن چه که به اشتباه به عنوان خرید حبس نزد اذهان عموم مردم وجود دارد در واقع جزای نقدی بدل از حبس است که توسط قاضی صادر کننده‌ی حکم در متن دادنامه اعلام می‌شود که آن نیز همانند استفاده از پابند الکترونیکی شرایط و مقررات خاص خود را دارد. بنابراین چنانچه دادنامه‌ی قطعی مبنی بر محکومیت به تحمل حبس از سوی محکوم باشد به هیچ عنوان این محکومیت با پرداخت وجه نقدی قابل تعویض نیست.


دیدار دکتر سامه‌یح با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی

در تاریخ ٩مهر ١۴٠٣، نماینده ایرانیان کلیمی در مجلس شورای اسلامی پیرامون مسائل و مشکلات و ظرفیت‌های فرهنگی و هنری جامعه کلیمیان با دکتر صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دیدار و گفت‌وگو کرد.

در این دیدار دکتر سامه یح ضمن تشکر از حمایت های آن وزراتخانه، بیان داشت که جامعه کلیمیان همیشه و در همه‌ی شرایط خصوصا در مسائل فرهنگی و هنری، همراه و حامی آن وزارتخانه بوده.

و همچنین از شرایط و توانایی‌های جامعه خود در عرصه‌های فرهنگی، هنری، تاریخی و اجتماعی و لزوم توجه بیشتر و تلاش در جهت رفع موانع و کاستی‌های مرتبط با این عرصه و نیازهای جامعه خود سخن گفت.

دکتر سید عباس صالح شریعتی، وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در پاسخ به موارد مطرح شده مبنی بر رفع موانع و مشکلات نیز دستور مساعدت و پیگیری ویژه را صادر نمود.


چت جو دی پی

شیپورچی (طنز)

چند وقت پیش توسط یکی از دوستانم با یک چت هوش مصنوعی جالب آشنا شدم که این هوش مصنوعی یک تفاوت خیلی جالب با دیگر چت‌های مشابه خودش داشت؛ و اون چی بود؟

سازنده‌ی خلاق این چت که از قضا از همکیشان خوب کلیمی بود برنامه را متناسب با فرهنگ و رسوم تاریخی جامعه‌ی کلیمی ایران تهیه کرده بود، به طوری که این هوش مصنوعی نه تنها اطلاعات زیادی در خصوص شیوه‌ی زندگی ایرانیان کلیمی در طول تاریخ داشت، بلکه به طرز برگ‌ریزونی تک تک افراد جامعه را با اسم و مشخصات کامل می‌شناخت.

 همین موضوع باعث برانگیختگی کنجکاوی من شد تا از اون پرسش‌های خودم را مطرح کنم. راستش یک جورایی بدم نمی‌اومد امتحان کنم ببینم هوش مصنوعی دوستمون چه اطلاعاتی در مورد جامعه‌ی ما داره. حالا سوال‌هایی که پرسیدم و پاسخ‌های چت را تا جایی که قابل نشر باشه با شما به اشتراک می‌گذارم؛ شاید برای شما هم جالب و جذاب باشه.

***

سوال: مهم‌ترین دغدغه‌ی ایرانیان کلیمی در طول تاریخ 2500 ساله؟

پاسخ ربات: شوهر دادن دختران!

س: بزرگ‌ترین مشکل زنان کلیمی در طول تاریخ؟

 پ: خواهر شوهر!

س: محبوب‌ترین فرد حال حاضر جامعه‌ی کلیمی؟

پ: آن عزیزی که از مجالس شادی فیلم و عکس بیشتری تهیه می‌کند.

س: آرزوی تاریخی پسران کلیمی ایرانی؟

پ: پدر زن پولدار.

س: چگونه بفهمیم دختر یک خانواده قصد ازدواج دارد؟

پ: بررسی میزان حضور دختر در اماکن تجمع کلیمیان علی‌الخصوص شب‌های تعطیل در رستوران‌های کاشر! قابل ذکر است میزان ارتفاع پاشنه‌ی کفش با میل دختر به ازدواج رابطه‌ی مستقیم دارد.

س: عجیب‌ترین عادت مردم جامعه؟

پ: تظاهر به دوست داشتن کسی که از او متنفر هستند .

س: بیشترین کلماتی که توسط جامعه‌ی کلیمی در گوگل سرچ شده است؟

پ: نرخ بهره و سود بانکی- خانه‌ی نوساز در یوسف‌آباد- رستوران گیاهی- کاشت موی ارزان.

س: مورد احترام‌ترین شخص جامعه برای افراد؟

پ: قصابی که گوشت خوب و بدون چربی می‌دهد.

س: پر درآمدترین شغل اجتماعی؟

پ: همسریابی!

س: محبوب‌ترین تفریح جامعه؟

پ: غیبت کردن!

س: بدترین عملی که در طول تاریخ جامعه‌ی ایرانیان کلیمی انجام شده است؟

پ: گرفتن پول توسط شوهر بد جهت طلاق دادن زن عاصی و درمانده به‌وسیله‌ی سوء استفاده از حق شرعی.

س: مشکل بزرگی در جامعه پیش آمده است. چه کنیم؟

پ: خب معلوم است، در این شرایط همه کاردان و عقل کل هستن و جامعه به اندازه‌ی کلیه افراد 8 تا 80 ساله فرد متخصص و آماده برای حل مشکل دارد.

س: زن‌ها در صورت درخواست طلاق دارای چه حقوقی هستند؟

پ: پاسخی یافت نشد.

س: برای کسب اعتبار و اعتماد در جامعه چه کاری انجام دهیم؟

پ: به دین‌داری تظاهر کنیم.

س: مهم‌ترین علت برهم خوردن دوستی‌ها و مناسبات خانوادگی؟

پ: چشم و هم‌چشمی!

س: آیا برای تصدی مسئولیت‌های اجتماعی نیاز به تخصص و سابقه‌ی فعالیت اجتماعی وجود دارد؟

پاسخ ربات: عقلا و منطقا باید وجود داشته باشد اما دیده شده که افرادی بدون داشتن حتی یک روز سابقه‌ی فعالیت اجتماعی، پست‌های اجتماعی را تصاحب نموده‌اند...

***

راستی شما اگر جای من بودید، از چت هوش مصنوعی چه می‌پرسیدید؟



تحلیل تعداد کنیساهای شهر یزد در دورۀ معاصر

الناز حق‌شناس

کارشناس ارشد مطالعات معماري


در شمارۀ 56 نشریۀ افق بینا در مقاله‌ای با عنوان «گزارشی مختصر از وضعیت کنیساهای شهر یزد (کنیساهای حاخام و کمال)»، با استناد به منابع مکتوب و شواهد میدانی چنین بیان شده بود که شهر یزد در دورۀ پهلوی دارای 12 کنیسا بوده است. در این گزارش سعی شده که به تعداد کنیساهای شهر یزد در منابع مکتوب و شفاهی دورۀ پهلوی تا حال حاضر بپردازد.

پروفسور آمنون نتصر (پژوهشگر تاریخ و زبان و فرهنگ کلیمیان ایران) دربارۀ جمعیت یهودیان یزد و تعداد کنیساهایش به این موضوع اشاره کرده است که «در یزد سیصد نفر یهودی زندگی می‌کنند. در این شهر یازده کنیسا وجود دارد ولی بیشتر آن‌ها مورد استفاده نیستند». به نقل از یکی دیگر از پژوهشگران تاریخ کلیمیان ایران، دکتر حبیب لوی «یزد 4000 یهودی، 11 کنیسا و 2 حمام دارد». همچنین طبق مصاحبه‌ای که توسط هما سرشار با هیلل نامور در لس‌آنجلس انجام شده؛ دربارۀ کنیساهای شهر یزد چنین بیان شده است که « [در یزد] كنيسا يازده تا بود هر روز هم مي‌خوانند [...] الان هر يازده تا كنيسا هست». در گزارش‌ یوسف کهن (نمایندۀ جامعۀ یهود ایران در دورۀ بیست و چهارم مجلس شورای ملی تیر 1354- بهمن 1358) در خصوص تعداد کنیساهای یزد و نکاتی دربارۀ مالکیت آن‌ها طی بازدیدشان در تیر ماه 1357 از شهر یزد چنین نوشته شده است که «در محلۀ کلیمیان یزد تعداد یازده کنیسا وجود دارد که کلاً فاقد سند مالکیت بوده و می‌بایستی اقدام جدی جهت ثبت و اخذ اسناد مالکیت آنان به عمل آید. متأسفانه به دلیل سهل‌انگاری‌های گذشته، ادارۀ اوقاف نسبت به پاره‌ای از آنان اقداماتی نموده است».

الیاس اسحقیان (مدیر و دبیر مدارس اتحاد در اصفهان، یزد، سنندج و تهران) دربارۀ جمعیت و تعداد کنیساهای یزد چنین نوشته است که «جمعیت یهودیان یزد که در سال 1321 خورشیدی به بیش از 4000 نفر بالغ می‌شد، رفته رفته به دنبال مهاجرت آنان، رو به کاهش گذاشت. بر پایۀ آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال 1375 خورشیدی این جمعیت به کمتر از 100 نفر کاهش یافت. به همین ترتیب، مراسم تفیلا یا نماز دسته جمعی که در 12 کنیسا برگزار می‌شد، در حال حاضر تنها در یک کنیسا -کنیسای هاداش [حاداش]- انجام می‌پذیرد».

در منابع مکتوب دیگری از جمله در کتاب گویش کلیمیان یزد، تعداد کنیساها به نقل از گزارش فرهنگی کشور سال 1365 این چنین بیان شده «در این استان 12 کنیسا وجود دارد که همگی در شهرستان یزد قرار دارد». در گزارش الهام مؤدب در مجلۀ افق بینا نیز تعداد کنیساهای یزد به نقل از رابرت گوهریان 12 کنیسا بیان شده و این چنین نوشته شده است «[رابرت گوهریان]: در یزد 12 کنیسه به این شرح وجود دارد ولی اکنون فقط کنیسه‌های يوخود و ملا آقا بابا دایر است. کنیسه‌های: يوخود، ملا اسحق، ملا يوسف، ملا آقا بابا، نظام، ملا شموئيل، کمال، حاداش، الی، الياهو، الياس نبي (الیاهو هناوی) و حاخام». مهندس رافائل صدیق‌پور در بازدید خرداد سال 1381 از کنیساهای یزد در پایان‌نامۀ خود چنین نوشته است که «یزد یکی از شهرهایی است که از دیر زمان یهودیان در آن زندگی می‌کرده‌اند و شاهد این مدعا، کنیساهای قدیمی موجود در آن است. در حال حاضر هشت کنیسا در شهر یزد وجود دارد. طبق گفته خداداد گوهریان، تعداد کنیساهای یزد بیش از این بوده و ایشان زمانی را که در یزد پانزده کنیسا برپا بوده را به خاطر می‌آوردند. طبق گفتۀ ایشان قدمت کنیساهای فعلی یزد حدود دویست سال یا بیش از آن است که ساختمان کنیساها و معماری آن‌ها مؤید این گفته است».

 اسامی کنیساهای یزد که مهندس رافائل صدیق‌پور از آن‌ها بازدید داشته بدین شرح است: کنیساهای الی، حاخام، حاداش، کمال، ملا شموئیل، ملا صِدِر، نظام (میزان) و یوخبد. در تحلیل گزارش مهندس صدیق‌پور باید به این موضوع اشاره کرد که شاید بتوان وجود پانزده کنیسا در گذشتۀ یزد را به عنوان یک احتمال برای پژوهش دقیق‌تر دربارۀ تعداد کنیساهای تخریب شده که امروزه نیز شواهدی از آن‌ها باقی نمانده در نظر گرفت.

با وجود آن‌که افرادی همچون آمنون نتصر، حبیب لوی، یوسف کهن و هیلل نامور تعداد کنیساهای یزد را در دورۀ پهلوی 11 کنیسا بیان می‌کنند و افراد دیگری از جمله الیاس اسحقیان، همادخت همایون و رابرت گوهریان تعداد کنیساهای یزد را 12 کنیسا عنوان می‌کنند؛ اما در جلسه‌ای که با هماهنگی دکتر همایون سامه‌یح و مسئولین میراث فرهنگی یزد در تاریخ ۲۷ بهمن ماه 1401 برای برنامه‌ریزی مرمت کنیساهای یزد برگزار شد به دفعات از سوی حاضرین و اسحاق گوهریان تعداد کنیساهای یزد 13 کنیسا بیان شد که این موضوع نگارنده را بر آن داشت که تحقیقات کامل‌تری را در این زمینه انجام دهد و به دنبال چرایی کاربرد 13 کنیسا برای یزد باشد.

در طی مصاحبه با اسحاق گوهریان این چنین بیان شد که در شمارش کنیساهای یزد، علاوه بر آثار 10 کنیسای موجود، کنیسای الیاهو هناوی (قدمگاه یا زیارتگاه الیاهو هناوی) و دو کنیسای تخریب شده یزد با اسامی سرسنگ و ملا یوسف نیز حساب می‌شوند و به همین دلیل است که تعداد کنیساهای یزد 13 کنیسا بیان می‌شود. در واقع باید چنین گفت که مجموع کنیساهای موجود و تخریب شدۀ شهر یزد در حال حاضر، 13 کنیسا است.

دربارۀ کنیسای سرسنگ در کتاب حبیب لوی این چنین نوشته شده است که «یهودیان یزد می‌گویند ساکنان دهکده‌هایی که به نام‌های اسحق‌آباد و یعقوب‌آباد و مریم‌آباد نزدیک یزدند در سابق همگی یهودی بوده‌اند. بین این سه روستا کنیسایی به نام کنیسای سرسنگ وجود داشته که خرابۀ آن قرن‌ها باقی مانده است». لازم به ذکر است که کنیسای سرسنگ زمانی بیرون از محدودۀ شهری یزد بوده است؛ اما در دوران بعد که شهر گسترش پیدا کرد و این مناطق به عنوان محدوده‌ای در شهر یزد قرار گرفت؛ کنیسای سرسنگ و کنیسای الیاهو هناوی نیز جزو کنیساهای شهر یزد در نظر گرفته شد. همچنین اسحاق گوهریان اظهار داشت که آثاری از فضای مخروبۀ کنیسای سرسنگ تا حدود 50 سال گذشته، به دلیل مجاورت این فضای مخروبه با حسینیه، به عنوان چایخانه به حسینیه سرسنگ واگذار شده است؛ اما در حال حاضر هیچ آثاری از این کنیسا باقی نمانده است. یکی دیگر از کنیساهای تخریب شده شهر یزد، کنیسای ملایوسف است که طی 50 سال اخیر به مرور تخریب و امروزه تبدیل به محوطۀ پارکینگ شده است. دربارۀ کنیسای الیاهو هناوی نیز این توضیحات لازم است که با وجود آن‌که این فضا با نام کنیسا در باور کلیمیان شناخته می‌شود؛ اما طبق مطالبی که در صحبت‌های کلیمیان یزد شنیده می‌شد، شاید کاربرد واژۀ قدمگاه یا زیارتگاه برای این فضا درست‌تر باشد؛ زیرا که این فضا هیچ جایگاه تورات و جایگاه پیشنمازی ندارد که بتوان آن را جزو کنیسا به شمار آورد و نام کنیسا را بر آن اطلاق کرد. این فضا نه تنها برای یهودیان، بلکه برای مسلمانان و زرتشتیان نیز مورد احترام است و روایت‌هایی نیز در این زمینه وجود دارد.

در جمع‌بندی اسامی کنیساهای یزد می‎توان 13 کنیسا را به این شکل بیان کرد که در حال حاضر شهر یزد دارای 10 کنیسای موجود (اعم از کنیساهای سالم و نیمه مخروبه) به نام‌های: 1-ملا آقا بابا (نام دیگر: ملا صِدِر) 2-یوخِبِد/یوخِوِد 3-حاخام/خاخام (نام دیگر: مُشه توکل) 4-حاداش 6-اِلی 6-اِلیاهو 7-کمال 8-ملاشموئِل/ملاشموئیل 9-ملا اسحق (ملا ايسحاق/اسحاق) 10-نظام (نام دیگر: میزان)؛ یک قدمگاه یا زیارتگاه به نام اِلیاهو هَناوی (نام دیگر: الیاس نبی) که تحت عنوان کنیسای الیاهو هناوی در دیدگاه کلیمیان شناخته می‌شود و دو کنیسای تخریب شده به نام‌های 1- کنیسای ملا یوسف و 2- کنیسای سرسنگ است. همچنین باید اشاره کرد که طبق شواهد و تحلیل منابع موجود به طور کلی می‌توان تعداد کنیساهای یزد را به سه صورت احتمالی شمارش کرد.

حالت اول مجموع ذکر تعداد 11 کنیسا برای 10 کنیسای موجود و کنیسای تخریب شده ملایوسف (فقط کنیساهایی که در محلۀ کلیمیان شهر یزد بودند شمارش ‌شده است)

حالت دوم در مجموع 12 کنیسا برای کنیساهای 10 کنیسای موجود و کنیسای تخریب شده ملایوسف و سرسنگ

حالت سوم ذکر 13 کنیسا (در وضعیت سالم، نیمه مخروبه، تخریب شده) و با در نظر گرفتن قدمگاه الیاهو هناوی به عنوان کنیسا.

با توجه به کمبود منابع علمی مستند، در نظر داشتن هر سه مورد، بنابر اینکه پژوهشگران و راویان آن‌ها چه دیدگاه و معیاری را برای شمارش داشته‌اند؛ می‌تواند درست باشد. لازم به ذکر است که اسامی و تعداد کنیساهای بیان شده در این مقاله، با استناد به شواهد موجود در بازدیدهای میدانی، مصاحبه‌های صورت گرفته و منابع مکتوب در بازۀ زمانی دورۀ پهلوی تا حال حاضر بیان شده است؛ اما باید این احتمال را نیز در نظر گرفت که شاید کنیساهای تخریب شدۀ دیگری در یزد بوده‌ باشند که در خاطرۀ جمعی افراد یا در منابع مکتوب ذکر نشدند؛ لذا برای تحلیل دقیق‌تر این موضوع بهتر است پژوهش‌های تاریخی دقیقی در بازه‌های زمانی قبل از دورۀ پهلوی نیز انجام شود.

در پایان این گزارش لازم است در خصوص وضعیت کنونی کنیساهای شهر یزد نیز به این موضوع اشاره کرد که امروزه کنیساهای یزد با سبک معماری‌ منحصر به فرد در معرض تخریب و آسیب‌های جدی سازه‌ای است و اگر به وضعیت آن‌ها رسیدگی نشود در طی چندین سال آینده شاهد تخریب کامل برخی از این کنیساهای ارزشمند خواهیم بود.

 در این خصوص هماهنگی‌هایی در سال 1401 توسط دکتر همایون سامه‌یح انجام شد و برنامه‌‌ریزی‌هایی نیز برای ایجاد و تأسیس موزۀ کلیمیان یزد در کنیسای کمال که یکی از کنیساهای دوران صفوی است، در نظر گرفته شد.

با سپاس از دکتر همایون سامه‌یح نجف‌آبادی ، هاراو یهودا گرامی، اسحاق گوهریان، امید سیمایی، رابرت گوهریان، مهشید فرجیان.

منابع:

- صدیق‌پور، رافائل. 1382. کنیسا: عبادتگاه کلیمیان. رساله كارشناسی ارشد. دانشگاه شهید بهشتی.

- کهن، گوئل. 2008م. همراه با فرهنگ: گوشه‌ای از تاریخ مؤسسه آلیانس در ایران: خاطرات الیاس اسحقیان مدیر و دبیر مدارس اتحاد در اصفهان، یزد، سنندج و تهران. کالیفرنیا: مجموعه کتب پژوهشی سینا.

- کهن، یوسف. 2014م. یوسف کهن گزارش و خاطرات فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی. چاپ دوم. لس‌آنجلس: شرکت کتاب.

- لوی، حبیب. 1376. تاریخ جامع یهودیان ایران. بازنوشته دکتر هوشنگ ابرامی. کالیفرنیا: بنیاد فرهنگی حبیب لوی.

- مودب، الهام. 1399. یهودیان یزد. نشريه افق بينا، شماره 54

- نتصر، آمنون. 1996م. پادیاوند: پژوهشنامه یهود ایران.

- همایون، همادخت. 1383. گویش کلیمیان یزد (یک گویش ایرانی). تهران: انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

مصاحبه‌ها:

- مصاحبه‌ هما سرشار با هيلل نامور در لس‌آنجلس. 22 آگوست 2005

- مصاحبه نگارنده با دکتر همایون سامه‌یح نجف‌آبادی در تهران. بهمن 1401

- مصاحبه نگارنده با اسحاق گوهریان در یزد. مرداد 1401

گفتگو علیه گفتگو

دکتر نیما حاسید

یکی از اصلی‌ترین پایه‌ها و اصولی که در فرهنگ جوامع و رقابت‌های سیاسی و اجتماعی و... باعث کاهش هزینه‌های معنوی و افزایش همدلی و پیوستگی اجتماعی و حتی افزایش کارایی های فردی و اجتماعی می‌شود، موضوع گفتگو است.

این موضوع آنچنان نقش اساسی و ریشه‌ای در توسعه جوامع و مناسبات افراد دارد که حتی یک جامعه در تاریخ بشر وجود ندارد که بدون پرداختن به این موضوع توانسته باشد به رشد و توسعه اجتماعی دست یابد.

وقتی از واژه‌ی گفتگو صحبت می‌کنیم مقصود گفتگو یا هم صحبتی یا محاورات روزانه نیست، بلکه مقصود از گفتگو، کنشی گفتاری است که با هدف حل مسئله‌ای خاص بیان می‌شود. در واقع در فرآیند گفتگو نیازی نداریم که به نتیجه‌ی مشترک دست یابیم، ما فقط نیاز داریم که با طرف مقابل هم‌دغدغه باشیم حتی اگر در ذهن‌مان، دیگری جزیی از مساله را تشکیل داده باشد. باید همواره این نکته را در نظر داشت که بهترین و ثمربخش‌ترین گفتگو‌ها میان کسانی صورت گرفته که اختلافات ریشه‌ای و بنیادین در تفکر، مواضع و اهداف با هم داشته‌اند.

اما موانع گفتگو چیست و در واقع کدامین پیش‌فرض‌ها باعث عدم یا ناکامی گفتگو می‌شود؟

گفتگو کنشی گفتاری است که با هدف حل مسئله‌ای خاص بیان می‌شود. پس تا زمانی که دو یا چند طرف حسِ داشتنِ مسئله‌ی مشترک را داشته باشند امکان و نیاز به گفتگو وجود دارد.

پس هر تفکر و پیش شرطی که هم‌مسئله بودن دو طرف را به زیر سوال ببرد باعث عدم گفتگو و یا ناکامی آن می‌شود.

اولین مسئله و انگاره‌ی ذهنی که عامل دوری از گفتگو می‌شود، پیش شرط گذاشتن برای گفتگو است. مثل اینکه کسی بگوید من با آدم متعصب گفتگو نمی‌کنم! یا با کسی که اهل جزم و جمود است صحبتی ندارم! واقعیت این است که معلوم نیست کدامین طرف قضیه دارای چنین خصوصیاتی است، چه بسا طرف مقابل نیز چنین تفکری درباره‌ی ما داشته باشد یا حتی هر دو طرف دارای این خصوصیات باشند. اینگونه انگاره‌های ذهنی دو نتیجه‌ی منفی در خود دارند که باعث عدم گفتگو می شوند. اول اینکه باعث اختلاط نتیجه با شروط گفتگو است. باید در نظر داشت که نتیجه‌ی گفتگو الزاما نباید قانع کردن طرف مقابل باشد، بلکه می‌تواند و می‌بایست منجر به کشف اشتباهات خود و یا حداقل شناختن مواضع و تفکرات طرف مقابل شود. حال اگر بخواهیم دانسته یا نادانسته این نتایج را به عنوان پیش شرط مطرح کنیم، باعث انسداد گفتگو می شویم.

مثلا به جای اینکه پیش شرط برای دیگری بگذاریم که چون انسان متعصبی است پس با وی گفتگویی نداریم، باید به خود یادآوری کنیم که اگر دارای تعصب باشیم نمی‌توانیم گفتگو کنیم، ناگفته پیدا است از لحاظ اخلاقی اینکه خود را محور اخلاقیات و دیگری را محور شرارت بدانیم مردود و ناروا است و جزو رذائل اخلاقی طبقه بندی می شود. حال آنکه زمانی که به دنبال فرو کاستن از صفات منفی خود باشیم قطعا قدم در راه نیل به فضایل اخلاقی گذاشته‌ایم. در روش اول میان خود و دنیای اطراف حصاری می‌کشیم که در نهایت به انزوا و بدبینی مطلق ختم می‌شود، اما روش دوم به شناخت بهتر از خود و جوشش و حس هم مسئله‌گی با دیگران و افزایش همدلی منجر می شود.

دومین مسئله‌ای که این نوع تفکر بوجود می آورد در حالت عکس قضیه است، این‌که گفته شود چون طرف مقابل انسان درست و قابل قبولی است پس حرف‌ها و مواضع وی نیز قابل قبول است، یا عبارتی که بارها شنیده‌ایم: «صحبت شما نیز محترم است!»

واقعیت آن است که گرچه شخصیت همه انسان‌ها محترم است اما تمامی افکار بشری قابل احترام نیست. هر تفکر بشری به اندازه‌ی مشکلاتی که از بشریت حل می‌نماید یا روزنه‌ای که به سوی حقایق می گشاید، قابل احترام است.

بوده اند و هستند انسان‌های محترمی که راه اشتباه رفته و موجبات ضرر شخصی یا جمعی را فراهم آورده است. آیا باید به صرف آنکه آنان شخصیت والایی دارند به تمامی آنچه که به اشتباه انجام داده‌اند به چشم الگو و روش حل مسائل نگریست؟ قطعا پاسخ این سوال منفی است.

از لحاظ علمی باید از طرفی نگاهی خوشبینانه به انسان‌شناسی داشته باشیم و از طرف دیگر نگاهی بدبینانه به معرفت‌شناسی از خود نشان دهیم. به زبان ساده‌تر پیش‌فرض ما در برخورد با هر انسان دیگری باید مبتنی بر احترام به شخصیت وی باشد مگر آنکه خلاف آن اثبات شود اما در برخورد با عقاید و نظریه‌ها بطور عکس باید هر نظریه را به چشم تردید نگریست و تا زمانی که اثبات نشود و نتواند مشکلی از مسائل بشری حل نماید نمی‌توان آن را نظریه یا تفکری سودمند دانست.

انچه که گفته شد از لحاظ فلسفه سیاسی تعریف نقد است، و نقد در واقع در نه در محیط ایزوله بلکه در محاوره‌های دو یا چند جانبه به وقوع می‌پیوندد و نه تنها مبتنی بر جدل‌های بی پایان سیاسی و اجتماعی نیست، بلکه ذاتی منعطف و جماعت‌گرا دارد. درباره‌ی نقد و اصول آن که در جامعه‌ی کوچک ما آنچنان مهجور مانده که عملا هرکس از ظن خود یار آن می‌شود و همین مسئله منجر به اشتباهاتی عظیم شده است، بعدها بسیار سخن خواهیم گفت.



درود ای پزشکان ایران زمین

ابراهیم سعیدیان (آریا)



گزیده اخبار روابط عمومی انجمن کلیمیان تهران[83]


تسلیت شهادت آیت‌اله سید ابراهیم رئیسی، رییس جمهور مردمی و خدوم ملت ایران

روابط عمومی انجمن کلیمیان تهران با دلی آکنده از اندوه و تاثر و با چشمانی اشک‌بار، شهادت آیت‌اله سید ابراهیم رئیسی، رییس جمهور مردمی و خدوم ملت ایران به همراه جمع دیگری از دولت‌مردان و مقامات کشوری جمهوری اسلامی ایران را به رهبر معظم انقلاب و کلیه هموطنان و آزاده‌خواهان جهان تسلیت می‌‌گوید.

بی‌شک تاریخ ایران، یاد و خاطره رییس جمهور متواضع و شهید راه خدمت خود را هیچ‌گاه از یاد نخواهد برد.

جامعه کلیمیان ایران در نهایت تاسف و ناباوری، در غم از دست دادن ناگهانی رییس جمهور خود و سایر خدمتگزارانی که همراه ایشان به فیض شهادت نائل شدند، همراه با کلیه ایرانیان به سوگ می‌نشیند و از قادر متعال برای شهدای بزرگوار این سرزمین علو درجات را مسئلت می‌نماید.

***

جلسه هم‌اندیشی اصحاب ادیان و مساله غزه

هم‌اندیشی اصحاب ادیان و مساله غزه روز سه‌شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۳ در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با حضور روحانیون ادیان توحیدی برگزار شد. از طرف جامعه کلیمیان، جناب حاخام دکتر دکتر یونس حمامی لاله‌زار (رهبر دینی کلیمیان ایران) و مهندس آرش آبائی در این جلسه شرکت داشتند.

آیت الله علی اکبر رشاد (رئیس پژوهشگاه) در این نشست گفت: موضوع فلسطین مساله یک منطقه نیست، بلکه یک مساله جهانی است. امروز شیوه‌های استعمار تفاوت کرده و قرار نیست نیمی از جهان در مقابله با نیمی دیگر بایستند بلکه انسان‌دوستان جهان یک طرف و قدرت‌های طرفدار رژیم صهیونیستی در طرف دیگر قرار دارند.

جناب حاخام دکتر یونس حمامی لاله‌زار نیز در سخنان خود ضمن محکومیت کشتار مردم غزه، بر برابری همه انسان‌های جهان طبق آموزه‌های جاودان تورات مقدس و منع ظلم و ستم به بی‌گناهان تاکید کردند و تفکیک یهودیت از صهیونیسم را یادآور شدند.

پیام تسلیت جناب حاخام دکتر یونس حمامی لاله‌زار رهبر دینی کلیمیان ایران


نتایج انتخابات حوزه انتخابیه اقلیت کلیمی در مجلس شورای اسلامی

تبریک انجمن کلیمیان تهران به رییس جمهور منتخب جمهوری اسلامی ایران

نامه انجمن کلیمیان تهران در خصوص محکومیت ترور رییس دفتر سیاسی حماس


نامه انجمن کلیمیان تهران در خصوص محکومیت ترور شهید سید حسن نصراله، دبیر کل حزب الله لبنان

نامه انجمن کلیمیان تهران در خصوص عملیات وعده صادق ۲

بازدید معاون وزیر و مدیر کل اقوام و مذاهب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

روز یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۳، دکتر احمدوند (معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی) به همراه دکتر جانعلی‌پور (مدیر کل اقوام و مذاهب) با جمعی از اعضای هیات مدیره و بازرسین انجمن کلیمیان تهران در محل کنیسای یوسف‌آباد تهران دیدار کردند.

آشنایی با کنیسای یوسف‌آباد، تبادل‌نظر در خصوص تعامل فی‌مابین وزارت فرهنگ و جامعه کلیمیان و برخی دیگر از امور مربوطه، از جمله موضوعات مورد بحث در این دیدار دوستانه و بی‌نهایت صمیمی بود.

نماینده کلیمیان ایران در مجلس شورای اسلامی (دکتر همایون سامه‌یح)، جمعی از اعضای هیات مدیره انجمن کلیمیان تهران و فعالین جامعه (مهندس هرصل گل‌شیرازیان، یهودا آصف، مهندس امید ماخانی، دکتر ژان پایاب، سعید فروزان‌فر و داوید یوم‌طوبیان) از جمله افراد حاضر در این دیدار بودند.

***

انجام پروژه زمین چمن مجموعه ورزشی گیبور

به دنبال مکاتبات صورت گرفته سال گذشته بین نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی (دکتر همایون سامه‌یح) و وزارت راه و شهرسازی، زمین چمن مصنوعی به صورت رایگان و به هدف نصب در مجموعه ورزشی گیبور تحویل انجمن کلیمیان تهران شد.

با همت مسئول کمیته املاک (مهندس دانیل مرادی) و خزانه‌داری انجمن کلیمیان تهران (موسی ثانی) و در راستای ارتقای کیفی زیرساخت‌های مجموعه ورزشی گیبور، در خرداد ماه ۱۴۰۳، عملیات نصب و پیاده‌سازی این زمین چمن به طور کامل انجام شد.

خاطر نشان می‌سازد ارزش ریالی این زمین چمن با وسعت حدود ۵۰۰متر مربع، معادل ۲۰ میلیارد ریال است. ضمن اینکه انجمن کلیمیان تهران هزینه اجرا و نصب این پروژه به مبلغ ۵۰۰ میلیون ریال متقبل شده و آن را جهت استفاده بهینه در اختیار کمیته ورزش انجمن قرار خواهد داد.


امکان استفاده از منشی در امتحانات روز شبات و موعد شاووعوت

با پیگیری صورت گرفته توسط مسئول کمیته علمی آموزشی انجمن کلیمیان تهران (ایلن میشاعلیان) با وزارت آموزش و پرورش، کلیه دانش‌آموزان کلیمی در همگی شهرهای میهن عزیزمان ایران می‌توانند در امتحانات روز شبات (شنبه) و موعد شاووعوت از منشی کمک بگیرند و نیازی به نامه از بهزیستی نیز نمی‌باشد.


گزارش هفتمین همایش جوانان کلیمی ایران

همایش جوانان ایرانی کلیمی در روز یک‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۳، با هدف ایجاد ارتباط میان جوانان کلیمی از شهرهای مختلف ایران و آشنایی آنان با فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی شیراز آغاز شد. این گردهمایی در محل کنیسای دلرحیم با حضور جوانان و فعالین اجتماعی از شهرهای تهران، شیراز، اصفهان، کرمانشاه، رفسنجان، یزد، کرمان، بروجرد و رشت برگزار گردید.

پس از صرف صبحانه، مراسم معارفه اعضای همایش با حضور نماینده ایرانیان کلیمی در مجلس شورای اسلامی، جناب آقای دکتر همایون سامه یح، خزانه‌دار انجمن کلیمیان تهران، جناب آقای موسی ثانی و تیم برگزارکننده همایش برگزار شد.

در این مراسم، اعضای همایش از انجمن کلیمیان تهران و دست‌اندرکاران تقدیر کرده و هر یک به معرفی خود و تجربیات اجتماعی‌شان پرداختند. پس از ناهار، اتاق‌های هتل هدیش به اعضا تحویل داده شد.

در ادامه، اعضا پس از استراحتی کوتاه، از باغ ارم و حافظیه بازدید نموده و برای مراسم افتتاحیه به مجتمع وحدت رفتند. این مراسم با حضور نماینده کلیمیان در مجلس، اعضای هیئت مدیره انجمن‌های کلیمیان تهران و شیراز و فعالین فرهنگی و اجتماعی برگزار شد.

در روز دوم، مراسم سلیخوت و تفیلا در کنیسای کوثر برگزار و پس از آن، صبحانه صرف شد. سپس دکتر فرنام کارگاهی با موضوع «خردمندی و جامعه یهود» برگزار نمود. پس از ناهار و استراحت کوتاهی، اعضای همایش به تخت جمشید رفته و روز را با پذیرایی در پارک آزادی به پایان رساندند.

روز سوم با برگزاری مراسم شحریت و صرف صبحانه در سازمان دانشجویان آغاز و پس از آن، کلاس‌ها و کارگاه‌های اجتماعی، فرهنگی، روانشناسی و مدیریتی توسط اساتید زیر برگزار شد:

مهندس آرش آبایی - مهندس امیر مره‌صدق - دکتر شیوا رحیمیان - دوریتا معلمی - مرجان یشایایی

پس از اتمام کلاس‌ها و صرف ناهار در خانه جوانان، اعضای همایش جهت حضور در جشن ویژه همایش جوانان کلیمی آماده شدند.

در روز چهارم، اعضای همایش از ارگ کریم‌خان زند بازدید نموده، سپس مراسم اختتامیه در مجتمع وحدت برگزار شد. فضای مراسم اختتامیه بسیار احساسی بود و در این مراسم، از برگزارکنندگان همایش تقدیر شد. همچنین هدایایی از طرف کمیته جوان، توسط مسئول کمیته جوانان، آقای هرصل گلشیرازی، به تیم برگزاری همایش اهدا گردید.

همایش جوانان ایرانی کلیمی در تاریخ ۲۱ شهریور ۱۴۰۳ به پایان رسید.

تعطیلات دینی دانش‌آموزان کلیمی شاغل به تحصیل در مدارس خاص و عام

افتخارآفرینی دانشجوی نخبه کلیمی

در بیست و نهمین المپیاد علمی-دانشجویی کشور (۱۴۰۳)

آزمون مرحله نهائی بیست و نهمین دوره المپیاد علمی دانشجویی کشور با حضور نفرات برگزیده آزمون کارشناسی‌ارشد (متمرکز) و آزمون غیرمتمرکز المپیاد در تاریخ جمعه ۵ مردادماه سال ۱۴۰۳ در دانشگاه‌های واقع در مراکز مناطق ده‌گانه کشور برگزار شد.

با اعلام نتایج این آزمون، یروشا پرطی‌یلی دانشجوی کلیمی دانشکده مهندسی و علم مواد دانشگاه صنعتی شریف موفق به کسب مدال برنز در این مسابقات علمی شد.


جشن بیست و چهارمین سالگرد مرکز آموزش موسیقی

مرکز آموزش موسیقی انجمن کلیمیان تهران که از سال 1379 آغاز به کار نموده است، بیست و چهارمین سالگرد تاسیس خود را در روز سه شنبه 15 آبان ماه در محل این مرکز در ساختمان سرابندی با حضور همکیشان و ریاست انجمن کلیمیان تهران و نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی دکتر همایون سامه یح و رامین سخایی بازرس انجمن و نایب رییس و مسئول کمیته جوانان هرتصل گلشیرازی و اعضای آن برگزار نمود.

این مرکز که دارای استادان جوان و علاقه مند کامل به هر موسیقی و با حوصله می‌باشد برای جوانان بستری مناسب جهت آموزش موسیقی می‌باشد و حتی کودکان 3 تا 8 ساله زیر نظر دینا روبنیان (دارای مدرک آموزش دوره ارف کودکان) مشغول یادگیری هستند که اجرای برنامه نواختن طبلک آنان بسیار مورد توجه حاضرین قرار گرفت. در این برنامه هنرجویان آنچه آموخته بودند به اجرا درآوردند و در جهت تشویق هرچه بیشتر آنان جوایزی که بودجه آن از طرف انجمن کلیمیان تهران تامین و توسط مرکز آموزش موسیقی خریداری شده بود به همه استادان و هنرجویان اهدا گردید.

نام‌ هنرجویان های و آهنگ‌های اجرا شده به این شرح است:

• اجرای سرود عبری سال نو توسط عوودیا یزدی - الی اور یزدی - الیا هرمان مقدم

• اجرای تنبک – استاد رها نقوی

• دو نوازی دف توسط رها نقوی و دینا روبنیان

• تک نوازی تنبک توسط تهیلا تهرانی

• اجرای گیتار – استاد یونس احمدیان

• آهنگ گل سنگم توسط فراز هارونیان و میخائیل منشه اف

• اجرای ارف کودکان – استاد دینا روبنیان

• نواختن طبلک توسط نتن ال جاودانفر – سلینا کدخدازاده – دانیل یوم طوبیان

• اجرای ویلن – استاد بهارک خواجه ای

• آهنگ هاوا ناگیلا و پدرخوانده توسط ال شوع و آهنگ گل گلدان من توسط رینا تهرانی

• اجرای پیانو – استاد خانم آوانسیان

• آهنگ سپیده و گل سایه چمن توسط سام دقیقی نیک

• آهنگ غوغای ستارگان توسط الینا الیاسی

• اجرای گیتار استاد مازیار حکاکیان

• اجرای آهنگ بهار دل نشین توسط یروشا همدانی کهن.

با سپاس از کسانی که این مرکز را برای برگزاری این مراسم یاری نمودند از جمله رامین ساخایی بازرس انجمن کلیمیان تهران، هرتصل گلشیرازیان نایب رئیس و مسئول کمیته جوانان انجمن کلیمیان تهران و الیور ملکان مسئول سیستم صوتی.




[1] این نوشته برداشت آزاد و امتداد سخنی است که در برنامه‌ای با همین عنوان در ۱۸/۹ /۱۴۰۲ در گروه فارغ التحصیلان یهودی ارائه شد.

[2] شیرا: شعرغالبا با مضمون دینی

[3] حکایت، سیره‌ی علما

[4]  داراش در اینجا به معنای وعظ است. تا آنجا که من اطلاع دارم اختصاص زمان داراش بین نمازهای مینحا و عرویت شبات در اصفهان از اواخر عصر پهلوی رایج شده و قبل از آن داراش رایج نبوده است. به جز ذکر پاراشای هفته، میزان پرداختن به داستان‌های پندآموز و تفاسیر و ... بسته به هر سخنرانی متفاوت است. مثلا در اصفهان آقای بیژن خاکشور از سخنرانانی است که تاریخ و فرهنگ کلیمیان را در سخنانش مد نظر دارد. 

[5] از انصاف نگذریم که برخی شبکه‌های پی‌دی‌اف‌ساز غیر مجاز کتاب در ایران برای پژوهشگر جوینده در ایران این مشکل را تا حدی آسان کرده‌است.

[6] - Dr. Vera Basch Moreen

[7] - از خانم دکتر مورین که این زندگی‌نامه‌ی خود‌نوشت را اختصاصا برای مجله‌ی افق بینا نگاشته‌است سپاس بسیار دارم، همچنین از خانم دکتر آریانه ساجد که این امر را میسر کر‌د، ممنونم.

[8] Franklin & Marshall

[9] (Miniature Paintings in Judeo-Persian Manuscripts)

[10]  The Encyclopedia of Jews in the Islamic World Online (EJIW)

[11] این مقاله در نخستین کنگره‌ی ملی ایرانشناسی (اردیبهشت 1403)  ارائه و توسط سردبیر خلاصه و ویرایش شده است.

[12] ישעיהו

[13] ירמיהו

[14] דברי הימים

[15] עזרא

[16] חגי

[17] זכריה

[18] נחמיה

[19] דניאל

[20] אסתר

[21]  این مقاله در سال 1402 در «کارنامَگ پارسه» (مجموعه مقالات علمی – پژوهشی پایگا ه میراث جهانی تخت جمشید) منتشر شده و توسط سردبیر خلاصه و ویرایش گردیده و منابع کتابشناختی آن نیزحذف شده است.

[22] سوزنی - Graffiti : نوشتار، حکاکی یا خراش بر روی سنگ با ابزار سوزنی شکل (سردبیر)

[23] در برخی نگاره‏های سوزنی از کلیمیان در جاهای دیگر دنیا، گاهی در کنار منورا، نگارۀ یک گیاه نیز دیده می‏شود که کلیمیان بنابر لاویان 23 : 40 آنرا برای عید سوکّوت آماده می‏کنند و به عنوان لولاو (לוּלׇב) می‏شناسند. اما از آنجا که در نگارۀ اردشیر و اُهرمزد این گیاهان دور از منورا کشیده شده و در نقوش چوپانی هم به کار رفته‏اند، نمی‏شود آن را لولاو دانست. برای دیدن بن‏مایه‏های کلیمی به ویژه لولاو و اتروگ (אֶתְרוֹג)، روی مُهرهای ساسانی. با این همه در کنار منورا و لولاو، گاهی یک شیپور یا شوفار (שׁוֹפָר‎) نیز وجود دارد که مانند خط کنار منورا در تصویر 6 د تنها یک خط منحنی‏دار مانند نویسۀ «ر» است.

[24] برای نمونه رک. کتاب‏مقدس، اشعیا، پارۀ 45، پاسوق 1 به بعد.

[25] در تلمود اورشلیمی، رسالۀ پئا 1 : 1 : 36 چنین آمده که «اردوان (אַרְטַבָּן) مرواریدی گرانبها برای یک ربی یهودی (شاید ربی یهودا هناسی) فرستاد و به او گفت که مرا چیزی به همین ارزش بفرست و ربی برایش یک مزوزا (طوماری با نوشته‏های مقدس عبری) فرستاد. اردوان به ربی گفت که من برایت چیز گرانبهایی فرستادم اما تو چیزی به ارزش یک پشیز برایم فرستادی! ربی به او پاسخ داد که دارایی تو و من با هم یکی نیست! بلکه تو چیزی برای من فرستادی که من باید از آن نگهبانی کنم و من چیزی برای تو فرستادم که او تو را نگهبانی خواهد کرد هنگامی که خوابیده‏ای، چرا که نوشته شده 'هنگامی که راه می‏روی، تو را راهنمایی خواهم کرد' (امثال سلیمان 6 : 22)». از سوی دیگر در رسالۀ عوودا زارا 10ب:16 نیز چنین گفته که «همانند آنطونینوس که به دیدار ربی یهودا هناسی می‏رفت، اردوان (אֲדַרְכָּן) نیز چنین می‏کرد و زمانی که آنطونینوس درگذشت، ربی یهودا هناسی گفت: پیوند گسست! و هنگامی که اردوان نیز درگذشت، گفت: پیوند گسست! (נתפרדה חבילה)».

[26] از شاپور یکم در تلمود اورشلیمی بارها با نام «شاپور شاه» (שַׁבּוּר מַלְכָּא) یاد شده و از دوستی او با یک ربی یهودی به نام «شموئل» (שְׁמוּאֵל) سخن گفته است (برای نمونه رسالۀ براخوت 56 آ). افزون بر این حتی نام مادر شاپور را به نام «ایفرا هورمیز» (אִיפְרָא הוֹרְמִיז) آورده که او نیز پیوند خوبی با یهودیان داشت، برای نمونه در باوا بترا 8 : 18 آ چنین آورده: «ایفرا هورمیز مادر شاپور شاه، انبانی پر از دینار به پیشگاه ربی یوسف فرستاد و گفت برای یک میصوای بزرگ باشد».

[27] در موارد شناسایی شده از تخت‌جمشید و نقش‌رستم، دست‏کم در یک مورد واژۀ בַּת «دختر» نیز به کار رفته است.

[28]  Adolf von Baeyer

[29]  Richard Willstatter

[30]  Fritz Haber

[31] Adolph Frank

[32]  August von Wassermann

[33]  Béla Schick

[34]  Gertrude Trudy Belle Elion

[35] Bronx

[36] Ruth Gottesman

[37] Ruth Levy

[38] Childrens Evaluation & Rehabilitation Center

[39] David Gottesman

[40]  استر گارفانکل Esther Garfunkel. زاده نیویورک و فارغ‌التحصیل از دانشگاه ایالتی نیویورک. یکی از احیا کنندگان طومارهای بحرالمیت. او همچون پدرش فعال حقوق بشر در امور یهودیان بود.

[41] Ruth & David Gottesman Institute for Stem cells & Regenerative Medicine Research

[42] Ruth L.Gottseman Clinical Skills Center

[43] Epigenetics: مطالعه تاثیر عوامل خارجی و پیرامونی بر کارکرد وتغییرات ژنتیکی

[44] Claudia Dale Goldin

[45] Drew Weissman

[46]  بخش نخست این واژگان در شماره‌ی 56 مجله (زمستان 1400) منتشر شد

[47] شهرهای تهران، اصفهان و شیراز

[48] مزوزا: متنی حاوی آیاتی از تورات که بر چهارچوب در ورودی قرار می‌گیرد

[49]  تفیلین: دو جعبه‌ی چرمی حاوی آیاتی از تورات که در نماز صبح (غیر از شنبه و اعیاد) بر پیشانی و بازوی مرد قرار می‌گیرد

[50]  متن سند شرعی ازدواج

[51] پوست آهو یا بز

[52]  کاشر: مطابق قوانین شرع

[53]  هخال: جایگاه طومارهای تورات

[54] Elisha Wiesel and the Elie Wiesel Foundation

[55] The Elie Wiesel Foundation for Humanity

[56] Disrupting Uyghur Genocide Conference

[57] Petra شهر باستانی واقع در جنوب کشور اردن. معماری بناهای این شهر که از دل سنگها تراشیده شده، منحصر

بفرد و بسیار مشهور است.

[58]  تخم مرغ شَبّاتی : تخم مرغ‌هایی که به شیوه‌ی خاص پخته می‌شود و یهودیان در روز شنبه تناول می‌کنند.

[59]  براخای هموتصی: دعای مخصوصی که بر نان، قبل از صرف غذا خوانده می‌شود.

[60]  دعای نوارخ (بیرکت همازون): دعای شکرانه بعد از صرف غذا با نان

[61]  به کوشش زنده‌یاد پیام لاله‌زاری

[62] دومین ماه عبری

[63] سومین ماه عبری

[64]  قوم عَمالِق که با بنی‌اسرائیل به جنگ برخاستند

[65] نیایش

[66]  باغی در بهشت که طبق روایت تورات خداوند برای آدم و حوا آفرید.

[67] یهودی‌نشین

[68]   سلام علیکم

[69]   برکت

[70]  عید توراتی

[71]  شنبه

[72]  غیر مقدس (اشاره به پایان زمان محدودیت تقدس شنبه)

[73]  نائل به صواب شوید.

[74]  لبنی

[75]  بنا به قوانین شرع یهود، خوردن توام غذاهای لبنی (ماستی) و گوشتی (آشی) جایز نیست.

[76]  منقلب

[77] یهودی‌ها

[78]  غیر حلال

[79]  قوانین مربوط به حلال بودن خوراکی‌ها

[80]- «هر چه برای من جایز نیست برای شما گواراست؟»

[81] - گنجینه، محل دفن متون دینی مستهلک شده.

[82] -تلمود که میشنا، هسته‌ی محتوایی آن است مجموعه‌ای مکتوب از تورات شفاهی است که شش سِدِر (جلد) دارد.

[83]  با همکاری مهندس امید محبتی مقدم (عضو هیئت مدیره‌ی انجمن کلیمیان تهران و مدیر روابط عمومی انجمن)

 

 

 

Back Up Next

 

 

 

 

استفاده از مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع (بصورت لینک مستقیم) بلامانع است.
.Using the materials of this site with mentioning the reference is free

این صفحه بطور هوشمند خود را با نمایشگرهای موبایل و تبلت نیز منطبق می‌کند
لطفا در صورت اشکال، به مسئولین فنی ما اطلاع دهید