|
| |||||||||||||||||
|
|
فرهنگي – اجتماعي – خبري ارگان انجمن كليميان تهران
شمارهی 60 - سال بیست و پنجم پاییز 1403 خورشیدی کیسلِو 5785 عبری سپتامبر 2024 میلادی
صاحب امتیاز: انجمن کلیمیان تهران مدير مسئول: دکتر همایون سامهیح نجفآبادی سردبير: آرش آبائی
اجراء، صفحهآرایی و طراحی جلد: مردخای امین شموئلیان تایپ: بهاره برخوردار
همکاران تحریریه این شماره به ترتیب الفبا: آتوسا
آرمین – آرش آرمین - شرگان انورزاده - بیژن
خاکشور
نشاني نشريه: تهران - خيابان شيخهادي - شماره 223 - طبقه سوم كد پستي: 33317-11397 تلفن: 66702556 - نمابر : 66716429
نشاني الكترونيكي : bina126@iranjewish.com پايگاه اينترنتي: www.iranjewish.com کانال نشریه: @ofoq_bina
• نشـريه در ويرايـش و كوتاه كردن مطالـب آزاد اسـت. • نقل مطالب از نشريه با ذكر منبع و نام نويسنده بلامانع است. • طرح روی جلد: جایگاه تورات (هخال) در کنیسای کهن. (صفحه 13)
افق بينا – אפק בינה – در عبري به معناي چشمانداز آگاهي و بصيرت است.
فهرست مطالباسناد تاریخی مکشوفه در کنیسای مشه حیا واقع در اصفهان دکتر همایون سامهیح نجفآبادی آرش آبائی آرش آبائی لئا دانیالی رحمن دلرحیم لئا دانیالی تأملی بر سیر شکلگیری و ریشههای تاریخی گورستان گیلیارد[11] مریم میرزایی مهندس مهران ملک یاسمن غنی آموزش و پرورش کودکان یهودی تا پیش از برپایی نظام آموزشی نوین در ایران مرجان یشایایی اخلاق در یهودیت از نگاه ابن میمون سوزنیهای آرامی- عبری نقشرستم، روی نگارۀ دیهیمستانی اردشیر پابگان[21] ابراهیم شفیعی شیمیدانهای یهودی که جهان را تغییر دادند جرد سیچل داروسازان مشهور یهودی؛ ناجی انسانها جارد سیشل آتوسا آرمین آرش آبائی واژگان مشابه عبری- عربی – فارسی (بخش دوم[46]) رحمن دلرحیم ثبت «هنر خوشنویسی عبری و سنت طومارنویسی تورات» ایرانیان کلیمی یاسمن غنی نخستین کنگرۀ ملی ایرانشناسی ایران المیرا سعید شرگان انورزاده افتتاح مرکز پژوهشی حقوق اقلیتها قدرت خواندن سرودها، خداوند است المیرا سعید غرفهی کلیمیان در سی و پنجمین نمایشگاه کتاب تهران ایلن میشاعلیان پیمان مسیح اسرائیلیان برگزاری کنفرانس بررسی نسلکشی اویغورها به میزبانی بنیاد اِلی ویزل پروندهی تعطیلی شنبهها؛ از مجلس تا مجمع و شورای نگهبان تنظیم: آرش آبائی افزایش دانایی، آگاهی و مهارتهای زندگی دوریتا معلمی المیرا سعید گرههای امروز و راهکارهای روانشناختی لیورا سعید دکتر آرش آرمین مژده یمینیان اشعار شاهین تورا[61] (قسمت سوم) لئا دانیالی شرگان انورزاده الهام مودب امیرفراز نعیموت دیدار دکتر سامهیح با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شیپورچی (طنز) تحلیل تعداد کنیساهای شهر یزد در دورۀ معاصر الناز حقشناس دکتر نیما حاسید گزیده اخبار روابط عمومی انجمن کلیمیان تهران[83] نتایج انتخابات حوزه انتخابیه اقلیت کلیمی در مجلس شورای اسلامی
|
|
|
|
|
||
|
|
|
||
|
تصویر 2 الف. منورای پنج شاخۀ پایهدار از
|
تصویر 2 ب. منورای پنج شاخۀ پایهدار از پاسارگاد، آرامگاه کوروش، عکاس حامد مولایی کردشولی
|
|||
|
|
|
|
|
|
|
تصویر 2 ج. منورای پنج شاخه در عمارت موسوم به حرم |
تصویر 2 د. منورای پنج شاخه و پایه زیر اسب اردشیر |
|||
|
|
||||
|
١. حسن بن سهل بن حسن ٢. شموئل کاهن بن زَوْدی ٣. شائول کاهن بن زَوْدی ٤. یوسف کاهن بن پِیطرُس ٥. فرج بر یحیی |
٦. مُردخَی بن هکوهن ٧. یوسف بر سهلان بر حُواو ٨. کوهیار بن فضل ٩. پینحاس بن سعدان بن کاتب ١٠. هعبا ... (؟) |
|||
|
تصویر 3. جانمایی نوشتههای آرامی-عبری بر روی نگارۀ اردشیر پابگان و اُهرمزد در نقشرستم |
||||
|
|
|
|
تصویر 4. حسن بن سهل بن حسن |
جرد سیچل
ترجمه: مردخای امین شموئلیان
آدولف فون بایر[28]

شاید تعجب کنید که نخ و پارچه «جین» به طور طبیعی آبی نیستند بلکه باید رنگآمیزی شوند. در واقع این به خاطر آدولف فون بایر است که در سال 1880 ایندیگو (نیل مصنوعی) و یک رنگ آبی را برای صنعت نساجی تولید کرد. آدولف فون بایر (1835-1917). متولد برلین، آلمان بود که برنده جایزه نوبل شیمی در سال شد و با عنوان شیمیدان لباسهای جین معروف است. این دانشمند یهودیالاصل کمتر شناخته شده در تعدادی دیگر از تحقیقات علمی نیز مشارکت داشته است، از جمله کشف اسید باربیتوریک (که منجر به تولید انواع داروهای آرامبخش و بیهوشی شد) و فلورئسئین که محققان جرمشناسی برای یافتن خون و سایر لکهها از آن استفاده میکنند.
***
ریچارد ویلشتاتر[29]

یکی از شاگردان آدولف فون بایر در دانشگاه مونیخ، ریچارد ویلشتاتر (1872-1942) متولد کارلسروهه، آلمان بود. او اولین دانشمندی بود که فرمول شیمیایی کلروفیل، ماده شیمیایی حیاتی در فتوسنتز - فرآیندی که در آن نور خورشید به انرژی تبدیل میشود - را تعیین کرد. این مهمترین تحقیقی بود که این دانشمند یهودی برای آن جایزه نوبل شیمی را در سال 1915دریافت کرد. در سال 1917، زمانی که دوستش فریتز هابر از او خواست که گازی سمی را برای پیشبرد منافع آلمان در جنگ جهانی اول مورد بررسی و توسعه قرار دهد، ویلشتاتر امتناع کرد و به جای آن پیشنهاد داد که به توسعهی یک فیلتر دفاعی برای گاز سمی کمک کند که منجر به تولید اولین ماسکهای ضد گاز شد.
فریتز هابر[30]

فریتز هابر (1868-1934) متولد وروکلاو، لهستان در مرکز دورهی طلایی شکوفایی شیمیدانان یهودی قرار دارد. او و آدولف فرانک مسئول تغذیه بخش بزرگی از بشریت هستند - «فرآیند هابر»، که آمونیاک را از نیتروژن و هیدروژن تولید کرد، مسئول تولید کودهای ازتهی کشاورزی است (با تولید سالانه ۵۰۰ میلیون تن) که اکنون به تغذیه بخش بزرگی از بشریت کمک میکند. تولید آمونیاک توسط هابر حتی باعث افزایش جمعیت از ۱.۶ میلیارد نفر در سال ۱۹۰۰ به بیش از ۷ میلیارد نفر شده است. زیرا اگر روشهای نسبتاً ناکارآمد کشاورزی در آن دوران بهبود نمییافت، تغذیه جمعیت رو به افزایش جهان غیرممکن بود. کودهای مبتنی بر آمونیاک به مزارع اجازه میدهد که بسیار بیشتر از گذشته غذا تولید کنند. از سوی دیگر، اکتشافات هابر را باید به عنوان رئیس بخش شیمی نظامی آلمان نیز بررسی کرد. در طول جنگ جهانی اول او برای اولین بار استفاده از دفاع شیمیایی (ماسکهای گاز) در جنگ مدرن را مدیریت کرد.
آدولف فرانک[31]
هر سال بیش از ۳۰ میلیون تن پتاس در سراسر
جهان تولید میشود. پتاس، که ماده اصلی آن پتاسیم است، بعد از ازت، یکی از مهمترین
مواد مغذی مصنوعی در صنعت کشاورزی است. از چه کسی باید برای کشف پتاس، این کود
ارزشمند که تغذیه بشریت را ارتقاء داد، تشکر کنیم؟ آدولف فرانک (1834-1916)، یکی دیگر
از دانشمندان یهودی آلمانی است که کمتر شناخته شده اما تأثیر بسیار زیادی داشته
است. علاوه بر این، فرانک راهی برای استخراج بُرُم از معادن نمک ابداع کرد. برم به
خوبی به بشریت خدمت کرده است - به عنوان یک بازدارنده شعله، یک آفتکش و یک آرامبخش. منبع:
Jewish Journal: Jewish Chemists Who Changed the World
جارد سیشل
ترجمه: دوریتا معلمی
آگوست ون واسرمن[32]
آگوست ون واسرمن (1925-1866 بمبرگ، آلمان) ایمونولوژیست
یهودی بود که در سال 1906 تست تشخیصی سیفلیس را که یک بیماری مقاربتی است ارایه
نمود. تست تشخیصی واسرمن که در انستیتو رابرت کخ و برای مقابله با بیماری های
عفونی تولید شده بود قابلیت تشخیص آنتی بادی مخصوص سیفلیس، سل، سل پوستی و مالاریا
را هم دارد. بر اساس این تست، تستهای تشخیصی بعدی بیماریهای مذکور ساخته شد. واسرمن
در سال 1921 بخاطر دستاوردهایش در زمینهی ایمونولوژی، اولین جایزه ارونسون را
دریافت کرد.
بلا شیک[33]
اگرچه بلاشیک (1967-1877) درمجارستان بزرگ
شده بود ولی دورهی بالینی پزشکی اطفال را در نیویورک گذراند. وی برای تشخیص
بیماری کشندهی دیفتری که هنوز هم سالانه هزاران نفر را به کام مرگ میکشاند، تست
شیک را ابداع نمود. بلا شیک این تست را در سال 1910 تولید کرد یعنی در زمانی که
دیفتری یک بیماری خوفناک بود و به دلیل کمبود واکسن، تزریق آن تنها برای کودکانی
که از ابتدا نسبت به دیفتری حساس بودند الزامی بود. با کمک تست تشخیصی شیک و تزریق
مقدار کمی از بیماری دیفتری رقیق شده به بازو، کودکانی که در خطر ابتلا بودند
شناسایی می شدند. به این صورت که محل تزریق در بازوی کودکانی که نسبت به دیفتری
حساس بودند قرمز و متورم میشد. این دانشمند یهودی به مدت 5 سال یک کمپین گسترده و
موفق روابط عمومی را رهبری کرد و توانست بسیاری از والدین را تشویق کند تا حساسیت
کودکان خود را در قبال دیفتری مورد آزمایش قرار دهند.
گرترود الیون[34]
گرترود (
1999-1918 نیویورک) در15 سالگی پدر بزرگش را بر اثر بیماری سرطان از دست داد و همین
موضوع انگیزهای شد تا بهدنبال حرفهای برود که بتواند به بهبود دیگران کمک کند.
گرترود در دههی سوم زندگیاش در آزمایشگاه گلاسکو اسمیت کلاین که در حال حاضر یکی
از غولهای داروسازی است مشغول به تحقیق شد و به همین جهت از دریافتPHD
انصراف داد تا بتواند تمام وقت به کار در آزمایشگاه
بپردازد. وی تا پایان دورهی حرفهای خود مسئولیت ساخت داروهایی مانند پیورینتول:
اولین داروی درمان سرطان خون، ایمیوران: داروی حیاتی برای پیوند اعضا، داراپریم:
داروی مالاریا، سپترا: داروی حیاتی برای درمان عفونتهای ادراری و تنفسی، زوویراکس:
داروی درمان تبخال و
AZT: اولین داروی تایید شده در آمریکا برای درمانHIV
را بر عهده داشت. بر اساس فهرست داروهای اساسی
سازمان بهداشت جهانی، بسیاری از داروهای ساخته شده توسط گرترود الیون، جزو داروهای
اساسی طبقهبندی شده است. این فهرست شامل داروهایی است که برای رسیدن به حد
استاندارد سلامتی باید در هر جامعهای وجود داشته باشد.
این بانوی داروساز یهودی در سال 1988 برندهی جایزهی نوبل پزشکی و فیزیولوژی شد.
منبع:
Jewish Journal, The Jewish Drug Dealers Who Are Saving Lives
رویایی که برای دانشجویان دانشکده پزشکی آلبرت اینشتین تحقق یافت
آتوسا آرمین

فوریه 2024 خبر اهدای یک میلیارد دلار کمک هزینه تحصیلی به دانشگاه برونکس[35] نیویورک در صدر اخبار جهان قرار گرفت. روت گاتسمن[36] استاد یهودی بازنشسته کالج پزشکی آلبرت اینشتین با اهدای این مبلغ، بانی تحقق رویایی دست نیافتنی برای بسیاری از دانشجویان مستعد ولی کم برخوردار ساکن این محلهی فقیر نشین ایالت نیویورک است. برونکس بالاترین نرخ مرگ زودرس و همچنین پایینترین سطح سلامت را در ایالت نیویورک دارد. اگرچه اختصاص مبالغ هنگفت به دانشکدههای پزشکی این ایالت از سوی ثروتمندان آمریکایی کم سابقه نیست ولی تا به امروز مبالغ اهدایی به بیمارستانهای بخشهای ثروتمند اختصاص یافته است. این کمک هزینه دانشجویان این دانشگاه را از پرداخت حدود 200 هزار دلار شهریه تحصیل دوره پزشکی عمومی معاف می کند. دکتر گاتسمن امیدوار است که افراد مستعد بیشتری از اقشار اقتصادی ضعیفتر بتوانند در این دانشگاه به تحصیل بپردازند.
• بیوگرافی
روت لِوی[37] در سال 1935 در خانوادهای از یهودیان اشکنازی زاده شد. تحصیلات متوسطه را در ایالت بالتیمور به پایان رساند و مدرک کارشناسی را از کالج بارنارد اخذ کرد. دورههای کارشناسی ارشد و دکتری در آموزش و پرورش را در دانشگاه کلمبیا گذراند. در سال 1968 به دانشگاه آلبرت اینشتین پیوست و در مرکزسنجش و توانبخشی کودکان[38] CERC مشغول به کار شد. او در این مرکز به غربالگری و سنجش کودکان و نوجوانانی پرداخت که در یادگیری دچار مشکل بودند و با بهکار گرفتن رویههای درمانی مدرن تلاش میکرد تا مشکل آنان را برطرف سازد . در سال 1992 به مدیریت بخش آموزش بزرگسالان این مرکز منصوب شد و در سال 1998 مرکز ناتوانیهای آموزشی را بنیان گذارد. او به مقام پروفسوری دانشگاه آلبرت اینشتین نایل و به عضویت دایم هیئت امنای دانشگاه انتخاب شد و چندین دوره بر کرسی ریاست هیئت امنا نشست. از دیگر مناصب او می توان به عضویت هیئت امنای بیمارستان مونته فیوره و بیمارستان آموزشی دانشگاه برونکس، اشاره کرد، جایی که مشاهدات عینی وی از شرایط بیماران و دانشجویان زمینهساز این اقدام تاریخی او شد.
روت در سال 1950 با دیوید گاتسمن[39] ازدواج کرد. دیوید از خانوادهی یهودی نیو یورکی بود ، از طرف مادری به نسلی پژوهشگر و تاریخدان تعلق داشت[40] همچون پدرش در والاستریت فعالیت اقتصادی داشت . او از ابتدای جوانی به فعالیت در امور بشردوستانه پرداخت. حاصل 72 سال زندگی مشترک این زوج سه فرزند و تاسیس انستیتوی تحقیقات سلولهای بنیادین و پزشکی ترمیمی روت و دیوید گاتسمن[41]، مرکز آموزشی مهارتهای بالینی روت گاتسمن[42] و تاسیس دانشکدهی آموزش عالی Epi genetics[43] در دانشگاه مذکور میباشد. دیوید در سال 2022 درگذشت و در زمان حیاتش نیمی از ماترک خود را با تاکید بر مصرف خیریهی آن با اختیارات کامل به روت منتقل کرده بود. ثروت بجاس مانده برای روت 87 ساله بهحدی چشمگیر بود که او را در چگونگی مصرف آن دچار مشکل ساخت. پس از مدتی با حمایت و پشتیبانی فرزندانش موفق شد آرزوی دیرینه خود را شناسایی کند؛ فراهم کردن امکان تحصیل رایگان در رشته پزشکی.
• تاثیر کمک مالی
طبق مدارک بخش مالی دانشگاه بیش از نیمی از فارغالتحصیلان آن بیش از 200 هزار دلار وام بانکی برای پرداخت شهریه تحصیل گرفتهاند. یعنی قرضی بسیار سنگین در ابتدای راه زندگی. بیش از نیمی از این عده زن هستند و با تنوع نژادی 49%سفیدپوست، 29% آسیایی تبار، 11% لاتین تبار و 5% سیاهپوست.
روت امیدوار است که اهدای این مبلغ به دانشگاه و خلاصی از دغدغهی باز پرداخت وام، بتواند نسلی از پزشکان را تحویل جامعه دهد که با فراغت خیال به درمان بیماران مستمند و دردمند بپردازند. در آغاز فرایند اهدا، روت گاتسمن تاکید برآن داشت که نامش بهعنوان اهدا کننده مطرح نشود. از دید او هر کس دیگری هم در موقعیت مشابه او همین کار را انجام میداد. ولی مدیریت دانشگاه با اصرار بر این عقیده که کار وی می تواند الهام بخش و مشوق دیگران باشد از اجرای خواسته او سرباز زد. اما روت توانست از اجرای مصوبهی هیئت مدیره در تغییر نام دانشکدهی پزشکی آلبرت اینشتین به روت گاتسمن جلوگیری کند. او میگوید: «یافتن نامی سترگتر از نام پروفسور اینشتین برای این دانشکده در خیال هم نمیگنجد».
منابع:
o نیویورک تایمز
o ویکی پدیا
مسئولیت
دینداران
در مبارزه با چالشهای جهانی
سمینار مشترک مرکز گفتوگوی ادیان و فرهنگهای سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و مرکز بینالمللی گفتوگوی ادیان و مذاهب قزاقستان با موضوع «مسئولیت دینداران در مبارزه با چالشهای جهانی» با حضور جمعی از صاحبنظران و کارشناسان دو کشور و با شرکت نمایندگان جامعهی کلیمی 19 آذر ماه برگزار شد.
علی اکبر ضیایی، رئیس مرکز گفتوگوی ادیان و فرهنگهای سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در سخنرانی خود گفت: امروز نیازمند ارائه و به کار گیری راهکارهایی عملی برای مواجهه اصولی و تلاش برای حل بحرانهای اجتماعی روز جهان هستیم. دراین بین مسئولیت سنگینی بر عهده رهبران دینی قرار دارد، مسائل زیست محیطی و از سویی جنایتهای رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه همگی از مواردی هستند که با همافزایی ادیان قادر به حل آنها هستیم.
حاخام دکتر یونس حمامی لالهزار، رهبر دینی کلیمیان ایران نیز با تاکید بر آن که چالشهای امروز جهان مسئولیت مهمی را بر دوش رهبران دینی گذاشته است گفت: در چنین شرایطی مهمترین مسئله تلاش برای گفتوگوی سازنده است؛ باید علیرغم تفاوتها با حفظ حرمت یکدیگر برای حل مسائل به تعامل پرداخته و گفتههای یکدیگر را بشنویم. با گفتوگو بسیاری از سوءتفاهمها حل میشود و قادر به حل اختلافها خواهیم بود. بااین حال باید تلاش بیشتری به خرج بدهیم تا به راهکارهای بهتری دست پیدا کنیم.
دکتر همایون سامیح نجف آبادی نماینده کلیمیان
ایران در مجلس نیز ضمن اظهارنگرانی از وقوع برخی افراطیگریها در کشورهای مختلف
گفت: وجود آزادی بیش از حد در برخی کشورها موجب بروز افراطیگریهایی شده است.
افراطی گری در عرصه جهانی موجب کشتارهای بسیاری شده است که برای جلوگیری از وقوع
آن باید فکری جدی کرد.
آرش آبائی
کلودیا گلدن[44]؛ نوبل اقتصاد

جایزهی علوم اقتصادی نوبل سال 2023 میلادی به یک اقتصاددان آمریکایی یهودی برای تحقیق و بررسی در مورد «زنان در بازار کار» رسید. بر اساس تحقیقات وی، حتی در جوامعی که سعی میکنند برابری را درنظر بگیرند و زنها تحصیلکردهتر از مردان هستند، احتمال کار کردن زنان کمتر است و اگر بخواهند کار کنند، حقوقی کمتر از مردان دارند.
دبیر آکادمی نوبل اعلام کرد، این جایزه به علت ارتقای درک ما از نتایج بازار کار زنان به کلودیا گلدن اعطا شده است.
کلودیا گلدن در سال 1946 در نیویورک در یک خانواده یهودی متولد شده است؛ وی در دانشگاه کرنل تحصیل کرد و دکترای اقتصاد خود را در سال ۱۹۷۲ در دانشگاه شیکاگو به پایان رساند او استاد اقتصاد دانشگاه هارواد و مدیر توسعه برنامه اقتصاد آمریکا در دفتر ملی تحقیقات اقتصادی است. وی در حال حاضر با دانشگاههای هاروارد، کمبریج، امای و یواسای همکاری دارد.
گلدن در سالهای 2013 تا 2014 رئیس انجمن اقتصادی آمریکا بوده است. وی عضو آکادمی ملی علوم آمریکا نیز است.
او نخستین زنی بود که در سال 1990 در بخش اقتصاد دانشگاه هاروارد استخدام دائم شد. تحقیقات وی شامل مباحثی از قبیل نیروی کار زنان، نابرابری درآمدی، تحصیلات و شکاف جنسیتی اقتصادی است.
کلودیا گلدن سومین زنی است که تاکنون جایزهی نوبل اقتصاد را دریافت کرده است.
درو وایسمن[45]؛ نوبل پزشکی

جایزه نوبل پزشکی سال 2023 میلادی به کاتالین کاریکو بیو شیمیدان مجارستانی ساکن آمریکا و درو وایسمن ایمنیشناس یهودی آمریکایی به دلیل تحقیقات در زمینهی ساخت واکسن کرونا بر پایهی «پیام رسان آرانای» تعلق گرفت.
این دو دانشمند با تحقیقات در مورد نحوه تعامل mRNA با سیستم ایمنی بدن، در ساخت واکسن کووید19 اثرگذار بودند.
آکادمی نوبل در بیانیهای اعلام کرد: «تحقیقات کاتالین کاریکو و درو وایسمن منجر به ساخت دو واکسن بسیار موفق بر پایهی امآرانای در اواخر سال 2020 شد. این واکسنها جان میلیونها نفر را نجات داد و از بیماریهای شدید در بسیاری افراد دیگر جلوگیری کرد».
درو وایسمن دانشمند یهودی آمریکایی (متولد 1959) و استاد پژوهشگر دانشگاه پنسیلوانیا در زمینهی واکسن است.
***
منابع:
1. en.wikipedia.org/wiki/List_of_Jewish_Nobel_laureates
2. isna.ir/xdPHc7
3. fna.ir/3fcdud
رحمن دلرحیم
|
|
عبری |
عربی |
فارسی |
|
|
عبری |
عربی |
فارسی |
||
|
1 |
אדם |
آدام |
آدم |
آدم |
|
16 |
מטבח |
میطباخ |
مطبخ |
آشپزخانه |
|
2 |
אח |
آخ |
اخ |
برادر |
|
17 |
מרכז |
مِرکاز |
مرکز |
مرکز |
|
3 |
ארץ |
اِرِص |
ارض |
سرزمین |
|
18 |
נגר |
نَگّار |
نجار |
نجار |
|
4 |
בטן |
بِطِن |
بطن |
شکم |
|
19 |
נפש |
نِفِش |
نفْس |
جان |
|
5 |
בית |
بَئیت |
بِیت |
خانه |
|
20 |
ספינה |
سِفینا |
سفینه |
کشتی |
|
6 |
זאב |
زِئِو |
ذئب |
گرگ |
|
21 |
ספר |
سِفِر |
سِفْر |
کتاب |
|
7 |
טוב |
طُوو |
طوبا |
خوب |
|
22 |
עין |
عَیین |
عین |
چشم |
|
8 |
טעם |
طَعَم |
طعم |
مزه |
|
23 |
פועל |
پُوعِل |
فاعل |
فاعل/ کارگر |
|
9 |
יד |
یاد |
ید |
دست |
|
24 |
צדקה |
صِداقا |
صدقه |
صداقت/ صدقه |
|
10 |
כוכב |
کُوخاوْ |
کوکب |
ستاره |
|
25 |
צייד |
صیاد |
صیاد |
شکارچی |
|
11 |
כל |
کُل |
کل |
همه |
|
26 |
קצב |
قَصاوْ |
قصاب |
قصاب |
|
12 |
כרוב |
کَرووْ |
کروب |
فرشته |
|
27 |
רמז |
رِمِز |
رمز |
رمز - نکته |
|
13 |
לוח |
لوئَح |
لوح |
لوح |
|
28 |
שוק |
شوق |
سوق |
بازار |
|
14 |
לילה |
لَیلا/لَئیل |
لیل |
شب |
|
29 |
שמש |
شِمِش |
شمس |
خورشید |
|
15 |
מות |
ماوِت |
موت |
مرگ |
|
30 |
שן |
شِن |
سِن |
دندان |
در فهرست میراث فرهنگی ناملموس ملی
یاسمن غنی

«میراث فرهنگی ناملموس» به تولیدات و فرآیندهای فرهنگی گفته میشود که با گذشت زمان و از نسلهای پیشین باقی ماندهاند و در گروههای فرهنگی گوناگون در زندگی مردم جریان دارد. این نوع از میراث فرهنگی، اگرچه ملموس نبوده و قابلیت نگهداری در موزهها را ندارد، اما قابل رویت، تجربه کردن و ثبت و ضبط بوده و توسط سازمان ملل متحد «گنجینههای بشری» نامیده شده است. ایران در سال 2006 به عنوان چهلمین عضو به کنوانسیون حفاظت از میراث فرهنگی ناملموس پیوست و «برنامهی ملی پاسداری از هنر سنتی خوشنویسی ایران» در سال 2021 در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت جهانی شد.
«هنر خوشنویسی عبری و سنت طومارنویسی تورات» به همت دکتر شهابالدین نیکمان در پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، در 24 بهمن 1402 با شماره ثبت: ۱۴۴ به ثبت ملی رسیده است.
هنر خوشنویسی زبان عبری، که به عنوان زیرمجموعهی هنر خوشنویسی ایرانی زبانهای غیرفارسی (اوستایی، عبری، ارمنی) و سنت خوشنویسی متون مقدس و آیینی (قرآن، اوستا، تورات، انجیل) قرار میگیرد، میراثی کهن و هنری سنتی در میان جامعهی ایرانیان کلیمی است. مهمترین کاربرد این هنر، نوشتن متون مقدس یهود به ویژه طومارنویسی تورات است که قدمتی حدود سه هزار ساله دارد و میبایست توسط سُوفِر (کاتب) انجام شود. سوفر دارای مجوز کتابت تورات از مراجع دینی و استادان کتابت شرعی (سَفروت) است و لازمهی گرفتن این مجوز، ضمن داشتن صلاحیت اعتقادی و دانش دینی، تسلط به قواعد کتابت زبان عبری، هنر و مهارت خوشنویسی است. خوشنویسی تورات اگرچه امروزه در شهرهایی که بیشترین جمعیت کلیمیان در آن ساکن هستند[47]، انجام میگیرد اما تنها یک طومار تورات در دهههای گذشته در حال کتابت در تهران توسط آقای یورام عزیزی است و سایر توراتهای موجود در کنیسهها از گذشته و اکثرا توسط کاتبان غیرایرانی تهیه شده است. در حال حاضر در ایران با توجه به دشواری مسیر آموختن این هنر، تعداد کاتبان تورات اندک است و این خطر وجود دارد که این میراث ارزشمند به فراموشی سپرده شود.
خوشنویسی عبری علاوه بر طومار تورات یا همان اسفار پنجگانه، در نوشتههای مربوط به «مِزوزا[48]» «تِفیلین[49]» و «کِتوبا[50]» نیز به کار می رود. در این هنر که معمولا به شیوهی استاد و شاگرد و در خانهی سوفران یا کنیسهها آموزش داده میشود؛ خوشنویسان، حین یادگیری اصول و قواعد خوشنویسی و کتابت، به فراگیری بخش مشخصی از احکام دینی و همچنین آموختن زبان عبری نیز میپردازند. از رسمالخطهای متداول در خوشنویسی عبری میتوان به رسمالخط «یزدی» و «بغدادی» اشاره کرد و ابزار خوشنویسی همان قلم (غیر فلزی)، مرکب، کاغذ و پوست است. متن مقدس تورات بر روی قطعاتی از پوست[51] کاشر[52] که «قلاف» نام دارند نوشته میشود. این پوستها به یکدیگر دوخته شده و یکپارچه است و کل طومار در جعبهای استوانهای شکل مزین چوبی یا فلزی نگهداشته شده و در بخش هِخال[53] در کنیسهها قرار میگیرد. نوشتن تورات باید از روی متن انجام شود و مجاز نیست که از حفظ نوشته شود. همچنین حروف از روی الگوهای از پیش تهیه شده (دوگما) با استفاده از قلم و مرکبِ کاشر نوشته شده و در هر ورقهی پوست، چهار ستون از متن کتابت میشود. هر ستون یک «عَمود» نام دارد و کل تورات معمولاً در 245 عمود نوشته میشود. قِلاف معمولا با استفاده از شیارهای بسیار ریز برای نوشتن سطرهای متن در عمودها خطکشی شده است. پس از این مراحل، طومار در اختیار متخصص بررسی متن یا «بُدِق» قرار میگیرد تا بهطور کامل بررسی و از درستی و رعایت قواعد کتابت در همهی حروف اطمینان حاصل شود؛ به این فرایند «بِدیقا» میگویند. پس از اصلاح اشکالات احتمالی، همهی ۶۲ قِلاف با نخی که از زردپی گوسفند با رعایت دستورات مذهبی به دست آمده، به یکدیگر دوخته میشود تا به شکل طومار درآمده و در محفظهی مخصوص قرار گیرد.
زمانی که نوشتن تورات به اتمام نزدیک شد چند کلمهای از آن را باقی میگذارند تا در همان کنیسهای که قرار است نگهداری شود تکمیل و تقریر شود؛ و کلیمیان طی مراسمی از محل نوشتن تورات آن را به سمت کنیسهای که باید در آن قرار گیرد مشایعت میکنند.
اگرچه ثبت این مهم در فهرست آثار ملی خبری خوش برای جامعهی ایرانیان کلیمی و دوستداران میراث فرهنگی ایران است اما عواملی آن را تهدید میکند که در صورت عدم توجه و رسیدگی، این هنر ارزشمند ملی را به سمت فراموشی سوق میدهد. عواملی چون نبود مراکز آموزش رسمی خوشنویس تورات، نبود حامی مالی برای کتابت تورات جدید، عدم حمایت و توجه مسئولین ذیربط به حفظ این هنر، نبود موزهای برای نگهداری آثار خطی کهن عبری، کمبود مرکب و قلاف کاشر برای کتابت تورات و همچنین عدم نگهداری صحیح و استاندارد توراتهای قدیمی موجود در کنیسهها از این جمله است. n
به همت انجمن ایرانشناسی ایران نخستین کنگرۀ ملی ایرانشناسی ایران در 20 اردیبهشت 140

3 برگزار شد. از میان مقالات ارسالی و پذیرفته شده در این کنگره، 4
مقاله در حوزه یهودیت به شرح زیر اختصاص داشت:
1. تأملی بر سیر شکلگیری و ریشههای تاریخی گورستان گیلیارد؛ مریم میرزایی
2. بررسی تاریخی- توصیفی کنیسه های تهران؛ یاسمن غنی
3. بررسی صحت تاریخی واقعهی پوریم از دیدگاه موافقان و مخالفان؛ یاسمن غنی
4.
کندوکاوی
در اثرگذاری حماسهی گرشاسب بر شمشون عبرانی؛ کامروز خسروی جاوید
آرش آبائی گفتگو با موسی قِویتیان

• جناب قویتیان، نام خانوادگی شما به چه معناست؟
این نام از کلمهی «قیویتی» به معنای امید داشتن (من امید داشتم) است.
• کمی از خود بگویید.
من متولد 1336 در اصفهان هستم و سالهاست که در تهران در صنف لوازم الکتریک مشغولم.
از کلاس چهارم ابتدایی به هنر خوشنویسی فارسی و عبری علاقه پیدا کردم و بدون شرکت در هیچ کلاس و دورهی خوشنویسی، این هنر را بهصورت خودآموز فراگرفتم و آثار متعددی تولید کردم. مبنای کارم علاقه به هنر خطاطی و طراحی بوده و هیچگاه برای عرضه در نمایشگاه یا فروشگاه نبوده است. در تمام این سالها، فعالیت هنریام با حمایت و همکاری همسرم، ژاکلین افرامیان، همراه بودهاست.
• شرحی از آثارتان بفرمایید.
از نخستین آثار حرفهای من، متن کامل ده فرمان تورات بود که به کنیسهی کتر داوید اصفهان اهدا کردم و نیز در سال 1355 متنی مشابه را روی مقوا و با مرکب تهیه و به کنیسهی مشهدیهای خیابان عزیزخان (منطقه میدان حسن آباد فعلی) اهدا کردم.
از دیگر آثار اولیهام متن "בשם השם נעשה ונצליח" (به نام خداوند، انجام خواهیم داد و موفق خواهیم شد) بود که روی سرامیک اجرا و در یکی از کنیسههای اصفهان قرار داده شد.

همچنین طرحی را بر روی پردهی سوکا (سایبان عید سوکوت) در یکی از کنیسههای اصفهان اجرا کردم و نیز سالها بعد یک منورا (شمعدان هفت شاخه مقدس) را بر روی سرامیک برای کنیسهی گلبهار اصفهان طراحی نمودم.
2
اثر من با موضوع متون دینی عبری حدود 30 سال پیش در کنیسه حکیم (خیابان پسیان)
تهران، 2 اثر خوش آمد گویی به عبری و طرح منورا در تالار کوروش (مجتمع انجمن
کلیمیان تهران) و یک اثر با متن عبری یک فصل از مزامیر داوود در آرامگاه استر و
مردخای همدان قرار دارد. یک اثرم نیز با طرح منورا و درج آیاتی از مزامیر داوود
داخل آن، بر روی پارچه اجرا و جهت نصب در یکی از کنیسهها به کانادا ارسال شد.
• روش کار شما چگونه است؟
من بهطور حرفهای حدود یک دهه است که کار خوشنویسی را روی پارچه و پوست انجام میدهم. جنس پارچه عمدتا متقال، ساتن یا هر نوع با زمینهی نرم است. پارچه را قبل از شروع کار شستشو میدهم و خوشنویسی را نیز با رنگهای مخصوص پارچه و قابل شستشو انجام میدهم. نوع پوست هم از پوستهای دباغی شدهی بز یا گوسفند است.
قلمهای چوبی خوشنویسی را هم خودم شخصا تهیه و بر حسب نوع خطاطی آماده میکنم.

• موضوع کارها عمدتا چیست؟
غالبا متون دینی معروف یهودی از تورات و مزامیر داوود، یا متون مورد استفاده در نمازهای یهودی است. ضمن آن که اشعار فارسی از سعدی و حافظ و مولوی یا سایر متون ادبی را مورد استفاده قرار میدهم. علاوه بر این، متون معروف عربی- اسلامی مانند بسم الله الرحمن رحیم یا آیهی «وان یکاد» را هم کار کردهام.
• و سخن آخر؟
اثر چندزبانهی «همنوعت را مانند خودت دوست
بدار» که آیهی معروف تورات (سفر لاویان، فصل 19 آیه 18) است، به نظرم فصل مشترک
ادیان است و آن را در سال 1399 همراه با شعر معادل فارسیاش به چند زبان ترجمه و
روی پارچه و پوست اجرا کردم (که تصویر آن در پشت جلد مجله نیز آمده است). در پایان
از خانواده خود ودوست عزیز آقای رحمتالله منشه اف که از رهنمودهای ایشان استفاده
نموده کمال تشکر و سپاس را دارم.
گفتگو با آنااِل ملکان؛ مبدع بازی فکری
المیرا سعید

• لطفا خودت را برای ما معرفی کن تا بیشتر با شما آشنا شویم.
آنااِل ملکان متولد 1383 هستم. سه خواهر دارم و فرزند دوم خانواده هستم. فارغالتحصیل دبیرستان اتفاق در رشته کامپیوتر هستم و در حال حاضر در همان مدرسه، معلم تعلیمات دینی هستم. به رشته گرافیک علاقه دارم و در آینده قصد ادامه تحصیل در این رشته را دارم. شغل معلمی را دوست دارم و از اینکه به کسی چیزی را یاد بدهم، لذت می برم. از زمان کودکی به بازیهای فکری علاقهی زیادی نشان میدادم. هنوز هم برای سرگرمی در اوقات فراغت، به سراغشان میروم. به هنر در زمینهی نقاشی و به مطالعهی کتاب در رشتهی روان شناسی بسیار علاقه دارم.
• چه شد که به فکر ساخت یک بازی فکری افتادی؟ و هدفت از ساخت آن چه بود؟
حدود دو سال پیش بود که فهمیدم بچههای زیادی، مثل خودم، هستند که به بازی فکری علاقه مندند. با خودم گفتم اگر این بازیها همراه با تمام اهداف علمی و روانشناسی که با خود دارند، اگر آموزش دینی را هم دنبال کنند، مطمئنا جذابتر میشوند. هدفم این بود که در کنار یک سرگرمی، بچهها چیزی را هم یاد بگیرند.
• مراحل ساخت این بازی را بهطور خلاصه تعریف کن.
چند روز بعد از رسیدن این ایده به ذهنم، با حاخام نیما رنگکار تماس گرفتم و موضوع را با ایشان در میان گذاشتم. ایشان خیلی از این موضوع استقبال کردند و به من قول همکاری دادند. آن موقع من هنوز فتوشاپ بلد نبودم. با خانم کاکِن در شیراز، که در این زمینه فعالیت میکنند، تماس گرفتم. ایشان زحمت کشیدند و ترتیب برگزاری کلاس فتوشاپ را دادند. آقای گَمزه هم زحمت آموزش را به عهده گرفتند. ایشان حین آموزش با صبر و حوصله پاسخگوی تمام سؤالات من بودند. همچنین در طول مدت ساخت بازی نیز ایشان از هیچ کمکی دریغ نکردند.
با کمک و یاری خدا و حمایتهای معلمان و مشاوران، شش ماه بعد نمونهی بازی و کتاب کامل شد. با توجه به توضیح دربارهی روزهای آفرینش، عنوان סוֺד הַבְּרִיאָה به معنای «راز آفرینش»را برای بازی انتخاب کردم. در ضمن چون اولین پاراشای تورا (بخش نخست تورات) به نام آفرینش است، دوست داشتم بچه ها بیشتر با آن آشنا شوند.
• از مشکلات و کمبودهایی که در این مسیر داشتی بگو.
بالاخره ساخت هر چیزی بدون مشکل نیست. ساخت این بازی فکری هم بدون مشکل و کمبود نبود. هر چه جلوتر میرفتم، با مشکلات بیشتری مواجه میشدم. ولی چون معتقدم اگر خدا بخواهد کاری انجام شود، بیشک انجام میشود و کارها سریع پیش میرود. من تنها نبودم و افراد زیادی در این مسیر کنارم بودند و زحمت کشیدند.
• در مورد کتابی که همراه با بازی فکری به چاپ رسیده هم کمی توضیح بده.
این بازی، یک کتاب و چند دسته کارت (به تعداد روزهای هفته) هم دارد. کتاب شامل نکات علمی، دانستنیها، تصاویری برای رنگآمیزی و سرگرمی است. بچه ها اگر QR Code آن را اسکن کنند، فیلمهای هر روز هفته پخش میشود.
• برای ساخت بازی از چه چیزی الهام گرفتی؟ و آیا این بازی نمونه و مشابهی هم دارد؟
برای ساختنش از بازی «سیبیلوها» الهام گرفتم و در نوع خودش نمونه و مشابه دیگری ندارد.
• وقت گذاشتن برای ساخت آن به مطالعهی درسهایت لطمه نزد؟
چون به این کار علاقهی زیادی داشتم و به شدت پیگیر آن بودم، شبهای زیادی تا صبح بیدار میماندم تا کار را تمام کنم؛ به خاطر همین روزها سر کلاس خوابم میبرد ولی بالاخره با تلاش زیاد، خودم را به بقیهی کلاس میرساندم تا عقب نیفتم. خیلی وقتها نمرات خوبی میگرفتم که خودم هم باور نمیکردم.
• خانوادهات با ساخت بازی مخالف نبودند؟ و آیا در این زمینه کمکی کردند؟
مخالف که نبودند که هیچ، در هر مرحله کمک و یاورم بودند. مادر و خواهرم ایدههای زیادی میدادند و با هم همفکری میکردیم. پدرم هم همچنین؛ هر وقت به چاپخانه میخواستم بروم، مرا همراهی میکرد.
• از چه کسان دیگری کمک و مشورت گرفتی؟
حاخام رنگکار و حاخام فهیم لالهزاری در زمینهی دینی کمک فکری زیادی کردند. همچنین حاخام لاله زاری و جناب حاخام حمامیلالهزار زحمت ویرایش نکات عبری را در بازی کشیدند. خانم لیورا سعید هم در چند جلسه، بازی را دقیق و مو شکافانه از نظر روانشناسی بررسی کردند. از تمام این بزرگواران کمال تشکر و قدردانی را دارم.
• بازی برای کدام گروه سنی طراحی شده؟
بستگی به توانایی و اطلاعات بچهها دارد. تقریبا از سن شش سال به بالا، حتی بزرگترها هم میتوانند از آن استفاده کنند.
• چند نسخه از بازی و کتاب چاپ شده و فکر می کنی به چاپ مجدد هم برسد؟
در حدود 500 نسخه به چاپ رسید
و فکر میکنم با توجه به استقبالی که از آن شده، به چاپ مجدد هم برسد.
• به عنوان یک فرد خلاق، برای کسی که مدتهاست ایدهای را در ذهن خود میپروراند و منتظر یک فرصت است تا آنرا عملی کند چه توصیهای داری؟
قدم اول، داشتن همت، اراده و جرأت است که بسیار مهم است.کار را شروع کند، حتما خدا هم کمک میکند. قدم بعدی، پیگیری است. با پیگیریهای مداوم مطمئنا کار به سرانجام میرسد.
• و سخن آخر؟
حرف آخر اینکه نوجوانها و جوانها، علائق خود را دنبال کنند؛ چون هیچ لذتی بالاتر از آن چیزهایی نیست که به ما حس خوب میدهد.
گزارش تولید و ضبط کتابهای صوتیام در یک سال گذشته
شرگان انورزاده

کنکاش در اعمال و افکار و نحوهی عملکرد خودمان، اغلب نیاز به فراغ بال و دقت بسیار دارد. اینکه در یک سال گذشته، قسمت عمدهی اوقات ما چگونه و با چه کیفیتی گذشته است. اندیشیدن به اینکه اکثر اوقات خوش من در استودیو، برای گویندگی شخصیتهای گوناگون کتابها و یا روایت کتابها میگذرد، احساس خوش و آرامشبخشی را در من بهوجود میآورد.
این فهرست کتابهایی است که سال گذشته، گویندگی
آنها را با شخصیتسازی، به نسبت اقتضای کتاب، بر عهده داشتهام:
(اکثر این آثار در پلتفرمهای فروش: فیدیبو، کتابراه و طاقچه عرضه میشود)
• چرا مردان گوش نمیدهند و زنان نمیتوانند نقشه بخوانند
نویسنده: باربارا و آلن پیز / گوینده: شرگان انورزاده / نشر: آسیم /مدت زمان: ۹ ساعت و ۴۴ دقیقه / تهیه شده در ماه آوا
• اختراع سری
نویسنده: دن گاتمن / گوینده: شرگان انورزاده / نشر: گام / مدت زمان: یک ساعت و ۸ دقیقه / تهیه شده در واو خوان
• نوری که همراهمان است
نویسنده: میشل اوباما / گوینده: شرگان انورزاده / مدت زمان: ۱۱ ساعت و ۵۰ دقیقه / تهیه و نشر: ماه آوا
• معجزهی شهود
نویسنده: فلورانس اسکاول شین / گوینده: شرگان انورزاده / مدت زمان: یک ساعت و ۵۴ دقیقه / تهیه و نشر: ماه آوا
• چگونه با کودکم صحبت کنم که گوش کند و چگونه گوش کنم که کودکم صحبت کند
نویسنده: ادل فی بر، الین مازلیش / گوینده: شرگان انورزاده / نشر: نسل نو اندیش / مدت زمان: ۷ ساعت و ۳۱ دقیقه / تهیه شده در ماه آوا

• وولجین (از مجموعهی وار کرفت)
نویسنده: مایکل ای استکپل / گوینده: شرگان انورزاده / مدت زمان: ۱۳ ساعت و ۵۳ دقیقه / تهیه شده در ماه آوا

• گرگ دل (از مجموعهی وار کرفت)
نویسنده: ریچارد ای ناک / گوینده: شرگان انورزاده / مدت زمان: ۱۶ ساعت و ۱۰ دقیقه / تهیه شده در ماه آوا
• جاینا پراد مور (از مجموعهی وار کرفت)
نویسنده: کریستی گلدن / گوینده: شرگان انورزاده / مدت زمان: ۱۵ ساعت و ۶ دقیقه / تهیه و نشر: ماه آوا
• شیطان به قتل میرسد
نویسنده: آگاتا کریستی / گوینده: شرگان انورزاده / مدت زمان: ۱۲ ساعت و ۵۴ دقیقه / تهیه و نشر: ماه آوا
• نابغهی کوچولو و مجموعهی نیلوفرانه
نویسنده: فریبا صدیقیم / گوینده: شرگان انورزاده / در مرحلهی میکس و مسترینگ
• زنانی که زندهاند
نویسنده: فریبا
چلبی یانی
/ گوینده: شرگان انورزاده
/ در مرحلهی میکس و
مسترینگ
• نمایش صوتی سه خواهر
نوشتهی: آنتوان چخوف / نقش شرگان انورزاده: دایهی هفتاد ساله (کار گروهی) / کارگردان: رضا عمرانی / تهیه شده در ماه آوا
• نمایش صوتی شهرزاد و دنیا زاد
نقش شرگان انورزاده: پیرزن پیچکی (کار گروهی) / کارگردان: رضا عمرانی / تهیه شده در ماه آوا
• نمایش صوتی صدای آهستهی برف
نقش شرگان انورزاده: مادر بزرگ (کار گروهی) / تهیه کننده: مریم نشیبا
آیین رسمی افتتاحیه مرکز پژوهشی حقوق اقلیتها، سهشنبه، بیستم آذر همزمان با ۱۰ دسامبر روز جهانی حقوق بشر، با حضور جمعی از اساتید دانشگاهها، اندیشمندان حقوقی، نمایندگانی از اقلیتها و اقوام، پژوهشگران و دانشجویان در تالار سلام کرسی حقوق بشر دانشگاه شهید بهشتی در تهران به ابتکار دکتر احمد کاظمی برگزار شد.
باقر انصاری، دستیار معاون حقوقی رئیسجمهور، آرا
شاوردیان، نماینده مسیحیان ارمنی تهران و شمال ایران، همایون سامهیح، نماینده کلیمیان
و بهشید برخوردار، نماینده زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی، علی رهبر، رئیس خانه
فرهنگ ترکمن و دیگر سخنرانان در این مراسم حضور داشتند.
مصاحبه با یوکابِد گیدانیان؛
سخنور جامعهی کلیمی
المیرا سعید

• لطفا خودت را برای خوانندگان مجله بینا معرفی کن.
من یوکابد گیدانیان، متولد سال 1384 هستم. در تهران به دنیا آمدم و فرزند سوم خانواده هستم. بعد از به پایان رسیدن دبیرستان، در رشتهی حقوق در دانشگاه آزاد تهران جنوب پذیرفته شدم.
• علت انتخاب این رشته دانشگاهی چه بود؟
تقریبا از سن 12 سالگی علاقهی فراوانی به شغل وکالت در خودم احساس کردم. با کسب رتبه قبولی در این رشته، بدون تردید و بیمعطلی در دانشگاه ثبت نام کردم.
• چطور به استعداد خودت در حفظ اشعار و دکلمهها پی بردی؟
به نظر من این گونه فعالیتها فقط استعداد نمیخواهد، بلکه علاقهی فراوانی است که به زبان عبری و فرهنگ یهودی دارم و خوشبختانه از طرف خانواده، جامعه و حاخامهای بزرگوار تشویق شدم.
• آیا انتخاب متن و شعر در برنامهها به عهدهی خودت است؟ و اینکه بیشتر چه متون و اشعاری را برای اجرا ترجیح میدهی؟
متنها با توجه به مراسم و اعیاد انتخاب میشود. غالبا متون را با کمک پدرم از مزامیر داوود، تورات، هفطارا و... انتخاب میکنم و در صورت لزوم آنها را ترجمه میکنم. ترجیح میدهم متنهایی انتخاب شوند که در رابطه با وحدت، همدلی و صلح و مهمتر از همه نمایانگر فرهنگ اصیل یهودی باشد.
• به خاطر داری برای اولین بار کِی و کجا برنامهای را اجرا کردی؟
اولین بار در سال 93 یک شعر عبری را با ترجمهاش از حفظ در کنیسای یوسفآباد خواندم و از طرف حضار بسیار تشویق شدم. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم و بعد از آن شروع به حفظ اشعار عبری و اجرای آن در مراسم مختلف کردم.
• در مناسبتهای خاص در مدرسه یا دانشگاه برنامهای اجرا کردهای؟
در مدرسهی اتفاق (خاص کلیمیان)، چندین بار به مناسبت روز معلم و ... ، در دبیرستان سمیه هم به مناسبت بازسازی و بازگشایی مجدد به عنوان یکی از مجریان و سخنرانان، برنامهای در حضور شهردار و مسئولان آموزش و پرورش با موضوع برکت و موفقیت برای شروع سال تحصیلی، اجرا کردم. همچنین در دانشگاه در کنفرانسی که موضوع آن ادبیات و شاعران کلیمی بود، یک شعر از حضرت سلیمان و شعر دیگری از آقای ابراهیم سعیدیان، شاعر ایرانی کلیمی، خواندم.
• در مجالس رسمی چطور؟
اولین برنامهی رسمی من در سن 12 سالگی، به مناسبت روز شهدای اقلیت، در آرامستان بهشتیهی تهران در سال 96 با حضور مردم، و اعضای انجمن کلیمیان بود. در این برنامه که میزبان آن اقلیت کلیمی بود، دکلمهای به زبان فارسی اجرا کردم. در مرقد حضرت امام خمینی هم به مناسبت سالگرد ارتحال ایشان در حضور حجت الاسلام سید حسن خمینی، دکلمهای در وصف برکت باران، صلح و سلامتی برای جامعه اجرا کردم که در این برنامه از من تقدیر و تشکر بهعمل آمد. برنامهی دیگری نیز باز هم در مرقد امام، با حضور اعضای انجمن کلیمیان و آقای موحدی، مسئول ستاد مرکزی ادیان الهی برای بزرگداشت سالگرد امام خمینی داشتم. در برنامهای دیگر با موضوع ماشیح در جمکران قم دکلمهای به زبان عبری همراه با ترجمهی فارسی آن اجرا کردم. این برنامه برای پخش در شبکه تلویزیونی قم ضبط شد. کنگره ملی«لشگر فرشتگان تاریخساز» با موضوع تجلیل از زنان شهید، جانباز و آزاده برنامهای است که بسیار به آن افتخار میکنم و برای من با ارزش است. در آن برنامه که بهصورت زنده از هفده استان در حال پخش بود، من به نمایندگی از طرف تمام اقلیتهای توحیدی کشور، خواندن دکلمهای را به عهده داشتم. در آن دکلمه، من از تمام زنان سرزمینم فارغ از هر دین و نژادی به زبان عبری و با ترجمهی فارسی تشکر کردم.
• در خانوادهی شما شخص دیگری هم هست که در این زمینه از این استعداد برخوردار باشد؟
بله، مرحوم پدر بزرگم، صیون گیدانیان که برایم بسیار با ارزش و قابل احترام است، به زبان فارسی شعر میسرود و متنهایی هم به زبان عبری نوشته بود.
• خانوادهات در پرورش استعدادت چگونه همکاری میکند؟
خانواده در هر مرحله و برنامهای همیشه پشتیبان و همراه من بوده است و همواره بهترین راهنماهای من در این مسیر. در نوشتن متنها پدرم از صفر تا صد کمک میکند، اعتماد به نفس میدهد و همیشه گوشزد میکند که با هر انتقادی از جانب مخاطب نباید خود را ببازم.
• برای تقویت حافظه برای از بَر کردن شعر و متنها تا به حال چه کردهای؟
برای از بَر کردن شعرها فقط یک جمله را همیشه مد نظر دارم:
עזי וזמרת יה ויהי לי לישועה : «سبب و قدرت خواندن سرودها خداوند است و اوست مایهی نجات من»
• خودت تا به حال شعری سرودهای یا مقالهای نوشتهای؟
بله، چند شعر گفتهام که خوشبختانه در مجلهی بینا و بولتن داخلی پرواز به چاپ رسیده است. دل نوشتههایی هم گاهی برای خودم مینویسم.
• چقدر زمان می گذاری تا متنی را حفظ کنی؟
زمان نوشتن و ویرایش و نتیجهگیری و حفظ متن بیشتر از یک هفته طول نمیکشد. در بعضی از دکلمهها از متونی که قبلا جمع آوری شده استفاده میکنم. مثلا آیاتی از تورات یا عباراتی از هفطارا.
• حفظ اشعار و خواندن آن در انجام کارهای دیگر در زندگیات چقدر تأثیر دارد؟
بعد از هر سخنرانی خیلی احساس شادی و رضایت میکنم و آن حس خوب و مثبت را در کارهای روزانهام به کار میبندم.
• تا به حال مورد انتقاد قرار گرفتهای؟ مثل اینکه صدای خوبی نداری یا خوب اجرا نمیکنی؟
بله، انتقادهایی شده ولی مسئلهای که خیلی برایم مهم است، تشویق شدن است و مهمتر از آن انتقادهای سازنده. چون کسانی که اصولی و سازنده انتقاد میکنند، نشان میدهند که چقدر پیشرفت و موفقیت من برایشان اهمیت دارد. به وجود این افراد افتخار میکنم و هرگز از ایرادهایی که به من میگیرند دلخور نمیشوم.
• برای کسی مثل خودت که پی به این توانایی در خودش برده چه حرفی داری؟ و آیا حاضری برای رشد و پرورش این استعداد به کسی کمک کنی؟
اگر کسی این استعداد و علاقه را در خودش پیدا کرده، حتما به دنبال آن برود و ادامه دهد. چون بداند در مسیری که قرار است طی کند، لذت فراوانی وجود دارد. به کسی که به این کار علاقه دارد با کمال میل کمک میکنم و میخواهم به او بگویم که در نظر داشته باش در هر اجرایی ابتدا میخواهی خودت از کارت لذت ببری. پس از آن حتی اگر فقط یک نفر به تو گوش کند و به برنامهات توجه نشان دهد، تو باید بهترین اجرایت را ارائه دهی. از اینکه تپق بزنی، کلمهای را جا بیندازی یا قسمتی را فراموش کنی، نترس و ناراحت نشو. این را بدان که همیشه جایی برای بهتر شدن و بالا رفتن هست. از انتقاد دیگران برای پیشرفت و رسیدن به 99 درصد استقبال کن (چون هیچ وقت 100 درصدی وجود ندارد). با حرفهای دیگران اصالت خودت را فراموش نکن و همواره خودت باش. برای بهتر شدن از هیچ تلاشی دست برندار.


ایلن میشاعلیان
مسئول کمیته فرهنگی انجمن کلیمیان

نوزدهم الی بیست و نهم اردیبهشت 1403 مصادف با سی و پنجمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران بود. کمیتهی فرهنگی انجمن کلیمیان تهران با مسئولیت ایلن میشاعلیان و با حمایت دکترهمایون سامهیح و پیگیریهای مستمر موفق به دریافت غرفه در سالن شبستان و در بخش ناشرین عمومی شد. نمای غرفه با تلاش جمعی از جوانان جامعه به اجرا درآمد و بنرهایی نیز توسط مهندس امین مردخای شموئلیان طراحی شده بود که معرف نمادهایی از لوگوی انجمن کلیمیان و کنیسهها و مقابر انبیای یهودی بود.
سامان سامهیح، پرهام ذکریاپور، الناز حریریان، سارا لالهپور و نیوشا ماهگرفته مسئولیت برپایی و ادارهی غرفه را عهده دار بودند.
کتابهای ارائه شده در غرفه شامل 35 عنوان کتاب و 12 شماره از مجله بینا بود. کتب مختلفی که توسط نویسندگان یهودی و غیر یهودی که به تائید مرجع محترم دینی، حاخام دکتر حمامی لاله زار رسیده بود .
امسال سه عنوان کتاب جدید نیز به لیست کتب اضافه شد:
* جلد اول کتاب «تلمود، چهرهها و اندیشهها» تالیف مهندس امید محبتی مقدم از انتشارات زحل. این کتاب به تحلیل و بررسی زندگی اجتماعی و افکار دانشمندانی که در تدوین تلمود نقش داشتهاند، میپردازد. جلد اول به دورهی میشنا پرداخته و جلد دوم، دورهی گمارا را بیان خواهد کرد.
* کتاب هشت فصل در اخلاق یهود با ویراستاری آرش آبائی از انتشارات سروش مولانا که اثر موسی بن میمون و مقدمهای بر رسالهی اخلاقی فصول پدران از کتاب میشنا است.
* کتاب وظایف قلبها (الهدایه الی فرائض القلوب) ترجمه آرش آبائی و دکتر حسین علیجعفری از انتشارات حکمت و عرفان که نوشتهی بحیا بن یوسف ابن پاقودا، فقیه و عارف یهودی و نخستین بیان نظام مند اخلاقیات یهودی است.
روز 28 اردیبهشت 1403، سالن بینالملل نمایشگاه در سرای ملل میزبان نشستی از ظرف انجمن کلیمیان با معرفی کتاب «هشت فصل در اخلاق یهود» توسط آرش آبائی و دکتر امیر مازیار (عضو هیئت علمی موسسه سروش مولانا) بود. در این نشست دکتر همایون سامهیح، نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی نیز در رابطه با اهمیت کتاب و کتابخوانی سخنرانی داشت.
امسال غرفه انجمن کلیمیان با حضور کارشناسان مذهبی از جمله حاخام آرش تهرانی، آرش آبایی و مهندس امید محبتی مقدم پاسخگوی سئوالات مذهبی مراجعین بود. همچنین حضور افراد سرشناس و شاخص از جمله افتخارات این غرفه بود.
در پایان از همکاران محترمی که با تلاش و عشق خود، یاور کمیته فرهنگی انجمن کلیمیان تهران بودند، با ذکر نام برخی از ایشان، تقدیر و تشکر میگردد.
دانیلا یومتوبیان، شروین شیرازی، سینا شیرازی، صبا حق نظری، نیکان خالدار، ، درین پاک دامن ، فریماه طوبیان، کامیار نظیری، مهیار نظیری، شبنم برال، الین بنجون، سپهر گلشیرازیان، شایان ملکان، عسل بنایزدی، آیلین ملکان، یوسف ستاره شناس، النورا محلی، هلیا لاله پور، پویا کهن صدق، سوگل دانیال مفرد.
***
نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی مطرح کرد: نمایشگاه کتاب بیش از یکبار در سال برگزار شود
همایون سامهیح نجفآبادی، نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی ضمن بازدید از نمایشگاه کتاب گفت: بنده ضمن اینکه دکتر داروساز و عضو کمیسیون بهداشت مجلس هستم، مدیرمسئول نشریه افق بینا، ارگان رسمی انجمن کلیمیان ایران هم هستم و در دوران بنده چندین کتاب از جمله «فرهنگ عبری به فارسی حییم» منتشر شده است. به همین دلیل با فضای نشر و کتاب بیگانه نیستم.
وی افزود: در بازدیدی که از نمایشگاه داشتم، با استقبال نسبتا خوبی مواجه شدم. به دلیل شبکههای مجازی اخیرا اقبال مردم نسبت به کتاب کم شده است لذا امیدوارم نمایشگاه کتاب بیش از یکبار در سال برگزار شود تا شاهد رونق صنعت نشر و فرهنگ کتابخوانی و ارتقای فرهنگ جامعه باشیم.
نماینده کلیمیان کشور در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: انجمن کلیمیان تهران برای چندمین سال متوالی در نمایشگاه کتاب شرکت میکند و هدف ما فقط فروش کتاب نیست بلکه میخواهیم نشان دهیم جزئی از جامعه ایرانی هستیم. وی افزود: ما خوشحال میشویم که مردم ایران دین ما را بشناسند. البته نه از لحاظ تبلیغی چون یهودیت تبشیری نیست. اما تلاش میکنیم که مردم با این آیین آشنا شوند و مثلا بدانند که در دین یهود هم نماز و روزه داریم. دین ما و دین اسلام حدود ۹۹ درصد شباهت و نزدیکی دارند. خیلی از مردم نمیدانند که ما نماز میخوانیم یا آیین خاص خود را داریم.
وی در پایان از مسئولان نمایشگاه کتاب و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که همکاریهای خوبی با انجمن کلیمیان برای برپایی غرفه داشته، تشکر کرد و گفت: با توجه به اینکه انجمن کلیمیان تهران از لحاظ مالی با مشکلاتی مواجه است، مسئولان نمایشگاه در اجاره غرفه با ما همکاری خوبی داشتند.
موفقیت نوجوان 10 سالهی کلیمی در داستاننویسی
پیمان مسیح اسرائیلیان

بیست و نهمین جشنواره ادبی «آهنگ بهاران» با محوریت شعر، داستان و نقد ادبی در 15 اسفند ۱۴۰۲ برگزار شد.
مخاطبان این جشنواره کلیه اعضای کارگاههای ادبی در مراکز فرهنگی هنری، اعضای انجمنهای شعر و داستان، اعضای باشگاه نقد ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در استان تهران، اعضای بخش مکاتبهای، کلیه مربیان ادبی، فرهنگی، هنری و سایر علاقمندان بودند. این جشنواره در سه بخش شعر، داستان کوتاه و نقد شعر و داستان در کانون پرورش فکری تهران پارس برگزار شد و موضوع شعر و داستان کوتاه در این جشنواره آزاد بود. بخش نقد شعر و داستان، بخش جدیدی بودکه امسال به این جشنواره اضافه شده بود.
«دانیال مسیح اسرائیلیان» که از شرکتکنندگان این همایش بود موفق به نوشتن داستانی با عنوان «دردسرهای من» در کتاب «آهنگ بهاران 29» شد. این کودک 10ساله در کلاس داستاننویسی مرکز 11 کانون پرورش فکری کودکان شرکت داشته و داستان وی بعد از داوری به عنوان یکی از داستانهای منتخب در صفحه 58 کتاب آهنگ بهاران 29 چاپ شد. همچنین مصاحبهای با دانیال مسیح اسرائیلیان انجام شد که در 16 اسفند 1402 در اخبار جوانهها از شبکهی 2 سیما نشان داده شد.

برگزاری کنفرانس بررسی نسلکشی اویغورها به میزبانی
بنیاد اِلی ویزلآتوسا آرمین

شهر نیویورک در تاریخ 17 و 18 آوریل 2024 محل برگزاری کنفرانسی بود که در آن نمایندگان قوم اویغور و گردانندگان بنیاد الی ویزل[54] گرد هم آمدند تا دربارهی ستمی که بر این قوم اعمال میشود گفتگو کنند و جهت پایان دادن به وضعیت موجود راهکاری بیابند. بنیاد ویزل با هدف در میان گذاشتن تجربههای حاصل از واقعهی تاریخی هولوکاست با اویغورها و ارایه و آموزش روشهای مقابله با ستم وسرکوب با الهام از وقایع هولوکاست در اجرای این کنفرانس شرکت کرده است. اویغورها، اقلیت مسلمان چین، به مدت چندین دهه با اذیت و آزار مداوم، نقض حقوق اولیهی بشر و نسلکشی مواجه بودهاند، و اخبار مربوط به آنها، با کم توجهی رسانههای جمعی جهان روبهرو بوده است.
«بنیاد الی ویزل برای انسانیت[55]» در سال ۱۹۸۶ توسط الی ویزل و همسرش تأسیس گردید. ویزل، از بازماندگان هولوکاست، در همان سال برندهی جایزهی صلح نوبل شد. او با استفاده از پول آن جایزه، بودجهی تأسیس این بنیاد را تأمین کرد. اِلیشا ویزل فرزند اِلی ویزل، بر آن است که در مقابل این سکوت جمعی رسانهها، صدای قوم اویغور را به جهانیان برساند. با همین هدف او و بنیاد ویزل بانی برگزاری کنفرانس «تلاش برای توقف نسلکشی اویغورها[56]» شدند. چنانچه گفته شد هدف از این گردهمایی جلب توجه جهانیان و آگاهی رسانی در باره تاریخچه و شرایط فعلی اویغورها است. به گفته الیشا ویزل، او و بنیاد متبوعش قصد دارند زیرگروه فعالان مبارزه با خشونت را بار دیگر در بنیاد خود اجرایی کنند. «این کار گروه ویژه حاصل یک عمر فعالیت بشردوستانهی والدین من است. ما پیش از این توانستیم با گرد هم آوردن رهبران دینی کاتولیک و پروتستان اردنی با ملک عبداله و محمود عباس بر سر میز مذاکره در کنفرانس بلفاست به درگیریهای دیرپا در منطقهی باستانی و چند قومیتی پترا[57] پایان دهیم. همچنین مبارزه و رفع ممنوعیت خروج از کشور شهروندان یهودی در زمان اتحاد جماهیر شوروی سابق از دستاوردهای ما است».
الیشا ویزل، مدیر ارشد مالی سابق وال استریت، میکوشد که ادامه دهندهی رسالت پدرش در مبارزه با نفرتورزی به هر بهانه و در هر پوششی باشد. سخنرانیهای متعدد او در مجامع عمومی و موزههای یادبود قربانیان هولوکاست برای رفع تبعیض از جامعه دگرباشان، برگزاری چندین تجمع در واشنگتن پایتخت ایالات متحده در نفی اشکال مختلف سامیستیزی و نیز سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل در لزوم توجه به شرایط اویغورها و رفع تبعیض نژادی از آنان، از عمده فعالیتهای اخیر وی میباشد.
منبع:
Jewish Journal
تنظیم: آرش آبائی
تعطیلی روز شنبه، بیش از هفت سال است که تحت موضوع افزایش تعطیلی از یک روز به دو روز در هفته مورد بحث است، اما اینکه این تعطیلی روز پنجشنبه باشد یا شنبه، همواره محل اختلاف نظر مدیران اجرائی بوده است. با گذشت چندین سال از این موضوع، در نهایت نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسهی بیستم اسفند ۱۴۰۲، در جریان رسیدگی به کلیات لایحه اصلاح ماده ۸۷ قانون مدیریت خدمات کشوری، با کلیات این لایحه موافقت کردند، اما دربارهی روز دوم تعطیلی تصمیمی گرفته نشد. با اینحال، اواخر فروردین 1403، روزهای تعطیل هفته را پنجشنبه و جمعه و روزهای کاری هفته را از شنبه تا چهارشنبه تعیین کردند که با انتقاد فعالان اقتصادی همراه شد. کار به جایی رسید که رئیس اتاق ایران در نامههایی جداگانه به دفتر مقام معظم رهبری، رئیسجمهور و رئیس مجلس، برنامهریزی و همراهی برای مطابقسازی تعطیلات آخر هفته با تعطیلات جهانی را خواستار شد.
برخی نمایندگان مجلس در این مسیر نظر علما را نیز پرسیدند که آیتالله جوادیآملی درباره تعطیلی روز شنبه گفته بود: «از آنجا که تعطیلی روز شنبه، هماهنگشدن با بازار و دادوستدهای اقتصادی جهانی است و مؤثر در حل برخی از مشکلات اقتصادی و مهار تورم و قصد تشبه به مخالفین نیست بلکه تعامل است، لذا تعطیلی روز شنبه، علاوه بر روز جمعه، مانعی ندارد».
به قول محسن پیرهادی، نماینده مردم تهران در مجلس و عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی (دورهی یازدهم مجلس)، «اکثر کشورهای منطقه روز شنبه را تعطیل کردهاند؛ چراکه آنها برای منافع اقتصادی کشورشان برنامه دارند. پس با احساسات تصمیمگیری نکنیم و در راستای کمک به اقتصاد حرکت کنیم. اگر اشکال فقهی نیز به این موضوع وارد باشد، شورای نگهبان بررسی میکند».
وی گفت بهرغم مانور و اتهامتراشی برخی منتقدان و مخالفان، پس از بررسیهای دقیقی که صورت گرفت عیان شد، تغییر تعطیلی از «از پنجشنبه و جمعه» به «جمعه و شنبه» منع شرعی و قانونی ندارد و تصمیم حاکمیتی محسوب میشود که نیاز به عزم و رویکرد اصلاح بر اساس منافع و مصالح کشور دارد.
پیرهادی افزود: ۱۵ سال پیش عمده کشورهای اسلامی و کشورهای حوزه خلیج فارس برای بهره مندی بیشتر از تعاملات بینالمللی، در تصمیمی واحد روزهای تعطیلات پایان هفته خود را از «پنجشنبه و جمعه» به «جمعه و شنبه» تغییر دهند. اقدام مشترکی که موید اهمیت همگامی با تعاملات و مراودات بینالمللی و منطقهای است.
پس از کشوقوسهای فراوان، 26 اردیبهشت سال جاری، نمایندگان مجلس شورای اسلامی به تعطیلی روزهای جمعه و شنبه رأی دادند. نمایندگان در جریان رسیدگی به جزئیات لایحه اصلاح ماده ۸۷ قانون مدیریت خدمات کشوری موسوم به افزایش تعطیلی آخر هفته با تصویب تبصره ۳ لایحه به شرح زیر موافقت کردند:
« تبصره ۳- تمامی دستگاههای اجرایی اعم از ستادی و استانی به استثنای واحدهای نظامی، انتظامی، امنیتی و بخش عملیاتی واحدهای خدمترسانی از قبیل بیمارستانها، مراکز بهداشتیدرمانی، مراکز بهزیستی، بانکها و اماکن ورزشی وظیفه دارند ساعات کار خود را در پنج روز هفته از روز یکشنبه تا پنجشنبه تنظیم کنند.
فهرست کامل بخش عملیاتی واحدهای خدماترسانی موضوع این تبصره ظرف مدت سه ماه از تاریخ لازمالاجرا شدن این قانون توسط سازمان اداری و استخدامی کشور تهیه میشود و به تصویب هیئت وزیران میرسد».
محمود نجفیعرب، رئیس اتاق بازرگانی تهران، طی نامهای به محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورایاسلامی، از اقدامکنندگان در تصویب پیشنهاد کمیسیون اجتماعی مجلس در بررسی لایحه اصلاح ماده ۸۷ قانون مدیریت خدمات کشوری تقدیر کرد و آن را برگ زرینی در کارنامه تعامل بخشخصوصی و مجلس خواند که ثمرات آن در اقتصاد و بهویژه تجارت خارجی کشور نمایان خواهد شد.
در این نامه آمده است: «اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران در ماههای اخیر طی نامهنگاریهای متعدد با مجلس و دولت محترم و نهادهای اثرگذار در رابطه با تدوین و تصویب این لایحه اصلاحی، اعلام روشن و صریح مواضع خود در قالب بیانیه و حتی استفتا از آیات عظام و مراجع تقلید، تلاش جمعی خود را بر آگاهسازی و اطلاعرسانی به تصمیمگیران و آحاد جامعه در باب مزایای انتخاب شنبه بهجای پنجشنبه بهکار بست.»
اما مصوبهای که در آخرین ساعات کاری مجلس یازدهم نهایی شد، فعلا شانس زیادی برای قانونشدن ندارد. زیرا مجمع تشخیص مصلحت نظام، آن را منتفی اعلام نمود.
12 خرداد 1403، هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام به ریاست آیتالله صادق آملیلاریجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت و رئیس هیئت عالی نظارت و با حضور اکثریت اعضا، وزرای کشور، امور اقتصادی و دارایی، رؤسای سازمان امور اداری و استخدامی، امور مالیاتی و سازمان بورس و اوراق بهادار و رئیس کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس شورای اسلامی تشکیل جلسه داد.
در ابتدای جلسه، مصوبه مجلس شورای اسلامی درباره جدول تطبیق لایحه اصلاح ماده ۸۷ قانون مدیریت خدمات کشوری مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس تبصره ۳ این لایحه، تمامی دستگاههای اجرائی موظف به تنظیم ساعات کار خود در پنج روز هفته از روز یکشنبه تا پنجشنبه شده بودند که اعضا پس از استماع گزارش سازمان امور اداری و استخدامی و نیز بیان دیدگاههای مسئولان اتاق بازرگانی، به بیان دیدگاههای خویش در قالب موافق و مخالف این مصوبه پرداختند. سپس رأیگیری انجام شد و در نتیجه این بخش از لایحه با جزء ۲ و تبصره ۴ این ماده از جهت ناعادلانهبودن مغایر جزء ۱۰ بند ۹ سیاستهای کلی نظام قانونگذاری تشخیص داده شد.
در رابطه با این تصمیم مجمع تشخیص مصلحت نظام، حجتالاسلام علیرضا سلیمی (نماینده دوره دوازدهم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه تهران) با اشاره به مخالفت هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام با تعطیلی «شنبهها» گفت: باید نظر هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص از طریق شورای نگهبان به مجلس ارائه شود تا تصمیمگیری برای رفع ایراد انجام شود. وی توضیح داد: روال بررسی ایرادات هیئت عالی نظارت در کمیسیونهای مربوطه اینگونه است که کمیسیون باید آن موضوع را اصلاح کرده که این اصلاح میتواند شامل حذف آن موضوع هم باشد، یا اینکه بر مصوبه قبلی خود اصرار کند که در صورت موافقت صحن علنی، مصوبه به مجمع تشخیص ارجاع داده میشود. سلیمی بیان کرد: موضوع تعطیلی «شنبهها» مربوط به کمیسیون اجتماعی است و باید دراینباره تصمیمگیری کند که به جای «شنبهها»، «پنجشنبهها» تعطیل شود یا اینکه بر مصوبه قبلی خود درباره تعطیلی «شنبهها» اصرار کند که در صورت اصرار مجلس، پروسه طولانی میشود؛ لذا برداشتم این است که تقریبا تعطیلی «شنبهها» منتفی است. این عضو هیئترئیسه مجلس در پایان یادآور شد: با توجه به اینکه هنوز کمیسیونهای تخصصی مجلس تشکیل نشدهاند، عملا بررسی ایراد هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص به بعد از تشکیل کمیسیونها موکول میشود.
طحاننظیف، سخنگوی شورای نگهبان، 12 خرداد 1403 در این زمینه گفت: «مصوبهی تعطیلی شنبهها در نوبت رسیدگی در شورای نگهبان است و به محض اتمام بررسی، نظر شورای نگهبان را اعلام خواهیم کرد».
سرانجام مخالفت شورای نگهبان با لایحه اصلاح ماده (۸۷) قانون مدیریت خدمات کشوری موسوم به افزایش تعطیلی آخر هفته به شرح زیر اعلام شد:
«مصوب جلسه مورخ بیست و ششم اردیبهشتماه یکهزار و چهارصد و سه مجلس شورای اسلامی در جلسه مورخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۶ شورای نگهبان مورد بحث و بررسی قرار گرفت که بهشرح زیر اعلامنظر میگردد:
در تبصره ۳، اطلاق تحدید روزهای کاری به یکشنبه تا پنجشنبه که مستلزم تعطیلی روز شنبه میباشد، خلاف موازین شرع شناخته شد».
در 31 مرداد ماه ابوالفضل ابوترابی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: مجلس شورای اسلامی تعطیلی شنبهها را تصویب کرده، اما شورای نگهبان این مصوبه را مغایر با ارزشهای اسلامی دانسته است.
وی افزود: فتوای تعدادی از مراجع در خصوص تعطیلی شنبهها گرفته شده که بلامانع دانستهاند و این موضوع در کمسیون اجتماعی مجدد بررسی و در صحن علنی مطرح خواهد شد. تعطیلی شنبهها به نفع کشور و اقتصاد بوده و دنبال جریان ضدمذهبی نیستیم و از این جهت موضوع پیگیری خواهد شد.
وی اضافه کرد: در بعضی از کشورهای اسلامی هم شنبهها تعطیل است که عراق هم از همین قانون پیروی میکند.
برای تعطیلات شنبهها موضوع پیگیری و مجدد به شورای نگهبان ارسال خواهد شد و پس از طی مراحل قانونی ابلاغ و اجرایی میشود.
منابع:
www.imna.ir
www.isna.ir
www.sharghdaily.com
افزایش دانایی، آگاهی و
مهارتهای زندگیدوریتا معلمی

در عصر کنونی که قطار تکنولوژی با سرعت هرچه تمامتر به پیش میرود، شیوهی زندگی همهی ما دگرگون شده؛ از نحوهی پختو پز و گرم کردن غذا و خرید مایحتاج زندگی گرفته تا شیوهی تدریس و آموزش و انجام امور بانکی و اداری و شیوهی برقراری ارتباطات و ... همه و همه آنقدر تغییر کرده که اگر همین چند سال پیش یک نفر در مورد شیوهی زندگی امروزه تصویری ارایه میکرد، بیشتر شبیه به فیلمهای تخیلی به نظر میرسید. همین امر موجب شده که خلاء میان والدین و فرزندان عمیقتر شده و دیگر نسخههایی که والدین برای زندگی فرزندانشان میپیچند خریداری در بین آنان نداشته باشد؛ و همچنین شیوهی زندگی والدین برای نسل بعدی نه تنها کاربردی نبوده بلکه چه بسا آسیبزا هم باشد.
شاید بتوان گفت که نمود این مسئله در سالهای اخیر خود را نشان داده و متاسفانه همگام با رشد تکنولوژی و ورود به عصر دیجیتال، دانایی و آگاهی در مورد ایجاد روابط سالم بین انسانها رشد چندانی نداشته و همین دانش و آگاهی ناکافی و نامتناسب به بروز تعارضات میان والدین و فرزندان و زوجهای جوان سرعت بخشیده است.
در همین راستا در اوایل تابستان سال 1402 با پیشنهاد اینجانب و پذیرش نمایندهی کلیمیان در مجلس شورای اسلامی، جلسهای با حضور اعضای انجمن کلیمیان تهران، اعضای بیت دین (دارالشرع)، فعالان اجتماعی، روانشناسان و وکلای جامعه برگزار شد و هریک از آنان از منظر خود به بررسی موضوع پرداخته و همه به نقاط اشتراک زیر رسیدند :
- آموزش اقشار جامعه
- اجباری کردن شرکت در دورههای آموزشی برای زوجین در آستانهی ازدواج
- بررسی و تنظیم شروط ضمن عقد همخوان با دین یهود
- ارجاع زوجین درگیر تنش به روانشناس و مشاور خانواده در همان ابتدای رجوع به انجمن کلیمیان و بیت دین و جلوگیری از مداخلهی افراد بدون تخصص.
لازم به تذکر است که ارجاع زوجین به روانشناس حتی پیش از این جلسه هم مد نظر مسئولین بود و در حال حاضر قویا در حال انجام است.
اجباری کردن شرکت در دورههای آموزشی و تنظیم شروط ضمن عقد به دلیل مشکلات و موانع بسیاری که وجود دارد برای محقق شدن نیازمند زمان طولانی است.
و اما در مورد موضوع آموزش اقشار جامعه که شاید زیربنای اساسی باشد قدمهای مثبتی برداشته شد که در ادامه به تفصیل توضیح داده میشود.
در ابتدا گروههایی تشکیل شد تا به بررسی دقیقتر و اجرایی کردن موارد فوق پرداخته شود؛ از جمله گروه تخصصی با حضور برخی از روانشناسان جامعه (لیورا سعید، دکتر شرمین روبنزاده و یائل هارونیان) که طی بحث و تبادل نظر و ارائه پیشنهادات، تصمیم گرفته شد کودکان و نوجوانان بهعنوان گروهی که نسل آینده را میسازد و همچنین گروهی که بهراحتی در دسترس است، تحت آموزش مهارتهای زندگی قرار گیرند. در این راستا طی جلساتی با حضور مسئول کمیته فرهنگی و خزانهدار انجمن کلیمیان مقرر شد که این دورهی آموزشی در مدارس روحیشاد و مجد دانش در پایههای مشخص برگزار شود. در این دوره با تدریس لیورا سعید، روانشناس کودک و نوجوان، و با هدف شناخت بیشتر دانشآموزان از خود و توانمندیهایشان، مهارتهایی از جمله تقویت خودآگاهی و اعتماد به نفس، برقراری ارتباطات بهتر و سازگاری بیشتر با محیط و چالشهای روزمره، توانایی حل مسئله و پیدا کردن راه حلهای مناسب و تصمیمگیری بهتر در امور زندگی و مدیریت هیجانات از جمله استرس و خشم آموزش داده شد که مورد استقبال خانوادههای دانشآموزان قرار گرفت.
همچنین در گروه تخصصی تصمیم گرفته شد که با سرپرستی اینجانب برای بانوان، بهعنوان ستون و عضو بسیار تاثیر گذار خانواده و تربیت کنندگان نسل بعدی، کلاس کتابخوانی برگزار شود تا آنها هم به مطالعه کتاب تشویق شوند و هم تحت آموزشهای حیطهی روانشناسی قرار بگیرند. بنابراین با کمک فعالان اجتماعی، بانوی فعال و مشتاق شناسایی شدند. سپس طی جلساتی که با حضور ایشان برگزار شد، نحوهی جذب مخاطب، زمان و مکان آموزش و شیوهی تاثیر گذاری هرچه بهتر مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت گروهی با عنوان «زنان هماندیش» شکل گرفت که اعضای آن از تابستان 1402 تاکنون در کلاس مذکور شرکت میکنند. (در همین جا از سایر بانوان دعوت میشود که در جلسات کتابخوانی که با حمایت مالی انجمن کلیمیان به رایگان برگزار میشود، شرکت نمایند).
جالب توجه اینکه از دل این گروه، گروه جدیدی شکل گرفت متشکل از بانوان جوانی که مایل بودند تا همراه با همسرانشان در کلاسها شرکت نمایند. بنابراین کارگاه آموزشی «تحلیل روابط متقابل» با محتوای خودشناسی و دگر شناسی به زبان ساده، با تدریس دوریتا معلمی برای آنها ترتیب داده شد که در حال برگزاری است. همچنین بنا بر ابراز تمایل و اشتیاق گروه مذکور برای یادگیری اصول نوین فرزندپروری، قرار است بهزودی این کارگاه نیز با آموزش لیورا سعید برگزار شود.
لازم به ذکر است که جهت آرامش خاطر والدین گرامی شرکت کننده در این کارگاهها، از طرف انجمن کلیمیان مسئولی برای نگهداری از فرزندان استخدام شده است.
از طرف دیگر با همراهی بیت دین، بهخصوص جناب حاخام دکتر حمامی لالهزار، ماهی یک بار جلسات سخنرانی با موضوع روانشناسی با حضور روانشناسان جامعه از جمله یائل هارونیان و دکتر مریم حناسابزاده برای عامهی مردم برگزار شده است.
البته تمامی این اقدامات قدمی است کوچک در مسیری سخت و طولانی که خوشبختانه با موفقیت برداشته شده و قطعا نه تنها این فعالیتها باید ادامه داشته باشد بلکه اقدامات دیگری نیز باید انجام شود تا جامعهی کوچکمان بهتر، سالمتر، داناتر و آگاهتر از پیش شود.
در پایان از دکتر همایون سامیح (نمایندهی کلیمیان در مجلس)، موسی ثانی (خزانهدار انجمن کلیمیان)، هرصل گلشیرازیان (مسئول کمیتهی جوانان) و ایلن میشاعلیان (مسئول کمیته فرهنگی) که با همراهی و یاری در انجام هرچه بهتر این فعالیتهای از هیچ کمکی دریغ نداشتند، سپاسگزاری؛ و همچنین از انجمن اولیا و مربیان مدارس مجد دانش و روحی شاد، مهندس فریدون طوبی (مسئول مرکز موسیقی)، امید کدخدا و اعضای هیئت مدیرهی دورههای 55 و 56 سازمان دانشجویان یهود بخصوص صبا حق نظری قدردانی میگردد.

المیرا سعید
خسته از گذر سایهها
حل میشوم در سکوت سنگین لحظهها
جدا میکنند روزها از پِی هم مرا از وصل تو
و میکوشند شبها تا سپردن دستان من به فصل تو
در تاریکیِ غبار به جا مانده از یادها گم میشوم
فنا میشوم در عادات و تکرار این سالها
تکرار سیاه مشق زندگی،
پُر کردن صفحهای دیگر از این دفتر پر حجم
خواندن شعر ماندن،
ترانهی بودن و رفتن را حفظ کردن
عادت به دل بردن و دل سپردن
مرور قصه دل بریدن و گذشتن،
اما نشکستن
با تو از یادم رفت غصهی بیکسی شقایق را
با تو از یاد بردم غم تنهایی پرستوی عاشق را
با تو بودم همپای باد
همسفر خیالهای رنگی آن کودکِ شاد
با تو با کبوترِ بی سامان، در پرواز
با تو با نغمهی پر شور تار همساز
با تو از یاد برده بودم هر چه سیاهی و خاموشی را
و میدادم بر باد غم زشتی و ناسپاسی را
و حالا بی تو، همراز شقایقهای رفته از یاد
همنشینِ برگ خزان خورده در باغ
سر بر بالین ماه گریستن
و مرثیهخوان یاسهای کبود در بهار
بی تو من همیشه مسافرم
مسافر رویاهای رنگی فردا
بی تو من میروم
میروم تا رسیدن
و تا رسیدن به دوش میکشم کولهباری از خاطرات دیروز را
لیورا سعید
کارشناس ارشد روانشناسی

احتمالا شما هم مثل من با دیدن بعضی از بچهها و جوانان نسل امروز که با کوچکترین علامتی از غم، خشم، نگرانی، چالشهای ارتباطی، مشکلات درسی و ... به سمت مشاوره میروند دچار رشک و اندوه بشوید که خوشا به حالشان که خودشان یا والدینشان زود به مشکل رسیدگی میکنند و آن مسئله را تا بزرگسالی با خود حمل نمیکنند. بله! واقعا خوش به سعادت کودکان و نوجوانان امروزی که برای مشکلاتشان چه ضعف درسی باشد، چه مشکل هیجانی، چه ارتباطی باشد، چه رفتاری، راه حلهای در دسترسی با کمک روانشناسان و درمانگران در اختیار دارند. خوش به احوالاتشان که برای تعیین رشتهی تحصیلی یا شغل آیندهشان به راحتی مشورت میگیرند و با توجه به استعداد و علاقهشان، مسیر خود را طی میکنند.
خوش به حال جوانان که وقتی رابطهای عاطفی را شروع میکنند، کسی هست که با او بنشینند و ساعتها در مورد جزییات آن رابطه، تپشهای قلبشان، ضعفهای شخصیتی خود و فرد مقابلشان، حرف و حدیثهای خانوادههای دو طرف صحبت کنند و از کمک کارشناسان بهره بگیرند تا مسیر جلوی پایشان را بهتر ببینند؛ اگر راه را به اشتباه میروند پیش از آن که تعهدی یا حتی وابستگی شکل بگیرد از گمراهی و ادامهی مسیر جلوگیری کنند یا اگر راهشان درست است با خیال راحتتر ادامه دهند و روی آن رابطه سرمایهگذاری کنند.
چه خوب که زوجهای جوان وقتی با همسر خود به چالش میخورند یا در زمان تعهد، دلشان سوی دیگری رفته، به سراغ روانشناس رفته، مسئلهی لاینحل خود را وسط گذاشته و با حل مسئلهی قوی و رضایت بخش از اتاق مشاوره خارج میشوند. خوب است که وقتی تصمیم به جدایی میگیرند با کمک گرفتن از متخصص مربوطه به جدایی درستی میرسند و کودکان خود را با کمترین آسیب مواجه میکنند؛ یا اگر به اشتباه تصمیم به جدایی گرفتهاند رابطهی خود را با کمک زوج درمانگر اصلاح کرده، با شادی و منطق بیشتری به زندگی مشترکشان ادامه میدهند.
بله این است تفاوت نسل امروز با نسل دیروز!
ما در زمان قدیم اگر از غصه و ناراحتی یا استرس در حال مرگ هم بودیم، اصلا نام روانشناس در هیچ خانه و محفلی برده نمیشد، چه رسد به این که بخواهند فرزند خود را به دست روانشناس بسپارند. اگر عاشق میشدیم به تنهایی بار عشق را میکشیدیم و هنگام شکست عشقی، باز هم کسی دردمان را نمیفهمید، در نهایت همدلیهای غیر کارشناسانهی رفیق صمیمیمان مرهم موقتی برای ذهن و قلبمان بود.
در مورد تعیین رشتهی تحصیلی در دبیرستان و دانشگاه، اغلب، علائق ما با خواستهی والدینمان متفاوت بود و بیشتر، والدین بودند که برما چیره میشدند و ما سالها با خود واقعیمان سر کلاس نمینشستیم، بنابراین یا درس را رها میکردیم، یا تغییر رشته میدادیم و یا شغلی متفاوت از رشتهی دانشگاهیمان را پی میگرفتیم.
خودمان به تنهایی تصمیمات مهم زندگیمان را میگرفتیم، خبری از مشاور و روانشناس نبود، فقط نظرات والدینمان را داشتیم که آنهم گاهی همراه با دلسوزیهای ناشیانه بود و در صورتی که شانس داشتیم، دانایی و درایت پدر و مادر، راهنمای تصمیمگیریهایمان بود. حتی اگر مشکلی داشتیم که نیاز به داروی اعصاب بود، اسم متخصص اعصاب یا روانپزشک همان «اسمش را نبر» بود و خیلی بد بود که بچهی خود را نزد چنین کسی ببرند، چون عیب روی بچهشان می آمد و حرف مردم را نمیتوانستند تحمل کنند!
ممکن بود درهای متعددی را بکوبند تا درد فرزندشان را دوا کنند اما هیچ وقت در اصلی را نمیزدند. حق هم داشتند، چون رسم نبود که آدمها برای مسائل و مشکلاتشان سراغ چنین تخصصهایی بروند و تعداد کارشناسان حوزهی روان هم بسیار کم بود.
اوضاع نسل ما که این چنین گذشت، حالا چه برسد به نسل قبلتر از ما که راه حل قضایا را در جادو، اوراد و اعمال عجیب و غریب مییافتند.
شاید بعضی از شما با خواندن این مطلب بگویید: «اما با این توصیفات، زمان قدیم بهتر بود، قدیمیها سادهتر زندگی میکردند و خبری از مشکلات امروزی نبود. بنابراین روانشناس، زوج درمانگر، روانپزشک و این داستانها هم جایگاهی در زندگیها نداشتند». دقیقا درست است؛ هر چه زمانه پیش رفت و علم و تکنولوژی ارتقا یافت، زندگیها سختتر، روابط پیچیدهتر و اختلالات و بیماریها بیشتر شد؛ به این ترتیب طبیعی است نسخهای که در مواجهه با مشکلات امروزی نیاز داریم با نسخههای قدیمی متفاوت باشد و چه خوشمان بیاید و چه نیاید، باید بپذیریم که امروز برخی از گرههای زندگی در اتاق مشاوره و نه در خانه بررسی و باز خواهد شد.
من تعجب میکنم که هنوز بعضی افراد میخواهند گرههای امروز را با دستهای دیروز باز کنند! مادری که خوشبختی فرزندش را در سنگین کردن مهریه، شیربها، مراسم بله برون، نامزدی و عروسی و تعداد مهمانها میداند و بدون تحقیق، شناخت کافی و سوق دادن دختر یا پسرش به سمت مشاوره و ارزیابی تخصصی، او را راهی خانهی بخت میکند. جوانی که در زندگیاش بیهدف و سرگردان است، شغلهای متعدد عوض میکند، وارد رابطههای متعدد شده و خارج میشود و نمیتواند همسر مناسبی برگزیند، هزینههای زیادی بابت همین سرگشتگیها میدهد اما به تنها چیزی که فکر نمیکند رفتن پیش روانشناس و بررسی علت درجا زدنهایش است.
هنوز سراغ دارم مادری که توصیهی اطرافیان را برای بردن کودکش به روانشناس و درمان اختلال رفتاری او رد میکند، چون باور دارد که بچهاش از هوش زیادی برخوردار است و این رفتارها از هوش سرشار او نشأت میگیرد. یا پدری که بهجای گوش کردن به توصیهی روانشناس برای بردن فرزندش به روانپزشک و گرفتن دارو بابت اختلال رفتاری او، سراغ داروخانه رفته و با تجویز خودش برای کودک، ویتامیندرمانی میکند.
جوانی که به مشکل خود برای ارتباط و ازدواج آگاه است و قصد دارد برای بررسی و حل آن به مشاور مراجعه کند، اما خانواده مقابل او میایستد و اجازهی مراجعه و تقبل هزینهی مشاوره را به او نمیدهد، چرا که باور دارد او مشکلی ندارد و اگر مشکلی وجود دارد با ازدواج کردن او درست خواهد شد.
هنوز زنی هست که بعد از دعوا و کشمکش با همسرش به جای کمی تفکر، صبر و گفتگو با کارشناس، قهر کرده، از خانه بیرون میرود و تمام مسائل خصوصی زندگی مشترکش را با خانوادهی خودش مطرح میکند و معمولا با توصیههای ناآگاهانهی آنها درماندهتر از قبل بر جا میماند. شوهری که به جای فکر کردن و همکاری کردن با زنش برای مشکلات فرزندش، زنش را سرزنش می کند که «مشکل کودک تقصیر توست و حالا قصد داری با خالی کردن جیب من و پر کردن کیف روانشناسها، من و این بچه را بیچاره کنی!»
اما تا کی میتوان به این عقاید و شیوهها ادامه داد؟ مثل این است که شخصی را که نیاز به خدمات پزشکی جدی دارد، در خانه نگه داشت و آن مشکل را رها کرد یا با داروهای گیاهی و قرصهای مسکن خانگی مداوا کرد. این شخص اگر به پزشک مراجعه نکند، سرانجام آسیب بیشتری متحمل شده، مبلغ و زمان بیشتری صرف درمان خواهد کرد.
البته خوشبختانه تعداد این افراد روز به روز در حال کاهش است. امروز خدمات روانشناختی و روانپزشکی جای خود را باز کرده و هر روز شاهد مراجعات نسل جوان به این مراکز و پیگیریهای مکررشان برای بهبود اوضاع ذهنی، هیجانی، رفتاری و ارتباطیشان هستیم. خوشحالی بیشتر بابت حضور مردان و بهخصوص پدران به همراه کودکان و نوجوانانشان است که عقاید و باورهای قدیمتر را ندارند، خود را عالم بر همهی مسائل نمیدانند و مشتاق یادگیری و بهبود زندگی خود، ارتباطشان با همسر و فرزندان خود و برطرف کردن مشکل پیش آمده هستند.
طبیعی است هر چه آگاهی افراد بالاتر باشد نیاز خود را به چنین تخصصهایی بیشتر میدانند.
آیا
هنوز درست فکر میکنم؟دکتر آرش آرمین
پزشک عمومی

دکتر مسعودی، پزشک متخصص داخلی، نزدیک به 40 سال است که طبابت میکند، اگرچه پزشک بسیار خوش اخلاقیست و بیماران زیادی هم دارد، اما هنوز برای شروع درمان دیابت از دارویی استفاده میکند که در دورهی دستیار تخصصی حدود 30 سال پیش در کتاب بیماریهای غدد خوانده است. متاسفانه یکی از بیمارانش به علت افت قند شدید دچار کما شد و اگرچه زنده ماند اما به شدت ترسیده و دیگر نمیخواهد هیچ دارویی مصرف کند.
دکتر مسعودی یک شخصیت ساختگی است اما متاسفانه مصداقهای متعددی در جامعه و به طور خاص در جامعهی علمی دارد، پزشکان با سابقهای که اغلب بیماران خود را دارند و از داروها یا روشهای درمانی قدیمی و منسوخ شده استفاده میکنند، استادانی که طبق کتابهای قدیمی که بعضا خودشان تالیف کردهاند تدریس میکنند و مثالهای متعددی از این دست.
جمود ذهنی و مقاومت در برابر نوینسازی اطلاعات کهنه یکی از مشکلات اساسی در جوامع به خصوص جوامع علمی است که میتواند منجر به معضلاتی غیر قابل جبران شود. اما مشکل محدود به جامعهی علمی نیست و بسیاری از افراد با یا بدون سواد آکادمیک دچار این مشکل هستند. البته که گروه سنی اصلیِ متاثر افراد میانسال و مسن هستند اما نباید از افراد جوان نیز غافل شد؛ در واقع تفاوتی ندارد که اطلاعات منسوخ شده مربوط به دورهی دبستان باشد یا مربوط به دانشگاه، در هر صورت میتواند گریبانگیر اعضای جامعه در هر سنی شود.
معضل بعدی آنجاست که بسیاری از افراد حامل اطلاعات منسوخ شده، آموزشدهنده نیز هستند؛ این افراد ممکن است معلم یا استاد دانشگاه باشند و مطالبی را که دیگر وجههی علمی ندارد به دیگران آموزش دهند و بر تداوم بقای این مطالب بیافزایند.
علت این مقاومت در برابر تغییر میتواند در افراد مختلف بسیار متفاوت باشد، از ناتوانی یادگیری مطالب جدید در افراد مسن تا تنبلی افراد جوان در مطالعه، تعصب در مورد اطلاعات قدیمی و موارد دیگری که میتواند منجر به این مشکل شود.
سمت دیگر ماجرا زیر سوال بردن اطلاعات دقیق وجدید علمی است که معمولا توسط افراد کم سواد و فاقد صلاحیت و معمولا در جهت منافع شخصی یا گروهی صورت میگیرد، البته یکی از این منافع شخصی، ولع دیده شدن است که به کرات در دورهی واکسیناسیون کرونا دیده شد؛ عدهای که هیچ زمینهی علمی یا آگاهی در ارتباط با واکسن و عملکرد آن نداشتند شروع به نفرتپراکنی و ایجاد هراس ضد واکسیناسیون کردند. البته همچنان بعد از کنترل موفقیت آمیز کرونا که به طور واضحی با شروع و گسترش واکسیناسیون رخ داد، عدهای معلومالحال اخبار بیپایه و اساس از مضر بودن واکسن میدهند. اینجا دیگر مسئله مقاومت در برابر اطلاعات جدید نیست بلکه پای شایعه پراکنی و انتشار اخبار و اطلاعات غلط در میان است که خود بحثی طولانی و جداگانه میطلبد.
فارغ از علم و اطلاعات تخصصی، آنچه که همهی ما باید در مورد اطلاعات و اندیشهی فعلیمان در نظر داشته باشیم، احتمال غلط بودن یا ناقص بودن آنهاست. اگرچه نباید به طور کلی هر آنچه میدانیم را اشتباه بشماریم، همیشه باید در گوشهی ذهنمان یک ناظر تذکر دهنده داشته باشیم که یاد آور شود «آیا هنوز درست فکر میکنم؟»؛ و از طرفی لازم است درهای ذهنمان را به روی اطلاعات جدید باز بگذاریم و حداقل دادهها و اطلاعاتی که با تفکرات قبلی ما در تضاد است بررسی کنیم و اجازه دهیم ذهنمان با مجموعهی اطلاعات قدیمی و جدید تصمیم بگیرد، نه صرفا با اطلاعاتی که سالهاست در ذهنمان جا خوش کرده است.
تخم
مرغهای شباتی
مژده یمینیان

«نوستالژی»، واژهای که در مورد بعضی از عکسها، اشیاء، مکانها و... به کار میبریم. در زندگی من هم، نوستالژی زیاد وجود داره، حتی بعضی از غذاها...
یکی از غذاهایی که همیشه برای من خاطره انگیز هست، تخم مرغ شباتیه[58] !
هنوز هم طعم خوش تخم مرغهای شباتی خونهی مادربزرگم رو روی زبونم احساس میکنم، تخم مرغهایی که از روز جمعه تا صبح شبات (شنبه)، داخل دیگ شوربای شباتی، روی بخاری نفتی فیتیلهای، از همون بخاریهای علاءالدین قدیمی، آروم آروم پخته میشد تا رنگشون قهوهای بشه و طعم و مزهشون، شباتی.
یادش بخیر، بوی خوش شوربای شباتی همراه با بوی نفت چراغ فیتیلهای، کل فضای خونه رو پر میکرد، همون بخاری فیتیلهای که در فصل زمستون، ما بچهها رو دور خودش جمع میکرد و گرمابخش دستهای کوچیک ما بود، در حالی که بزرگترها به ما یادآوری میکردند که به بخاری نزدیک نشیم، خطر داره...
از طعم شوربای شباتی هر چقدر بگم، کم گفتم. همیشه پدربزرگم با یک دنیا شور و اشتیاق، این شوربا رو برای شباتها درست میکرد و همهی بچهها، عروسها، دامادها و نوهها رو در روز شبات در خونهی خودش جمع میکرد.
چه سفرههایی در روزهای شبات در خونهی مادر بزرگ پهن میشد!
سفرهای که خیلی بزرگ بود و به همون اندازه، بین اعضای خانواده، همبستگی به وجود میآورد. هنوز هم میتونم طرح و نقش روی سفره رو در ذهنم تصور کنم.
همیشه در سفره، کنار شوربای شباتی، سیر ترشی و سبزی خوردن هم وجود داشت. سبزیای که به دست مادرم و خالههایم، برای شبات پاک میشد. البته گاهی اوقات هم ما نوهها از روی بازیگوشی، برای پاک کردن سبزی کمک میکردیم.
در سفرهی مادربزرگ، همیشه نون سنگک وجود داشت، همون نونهای سنگکی که گاهی اوقات که پدربزرگ حوصلهی خرید نداشت، توسط ما نوهها از مغازهی نونوایی سنگکی که کمی پایینتر از خونهی مادربزرگ قرار داشت، برای شبات خریداری میشد. یادم میاد همیشه سر برداشتن سنگهای داغ از درون حفرههای نون، با سکههایی که در دستمون بود مسابقه میگذاشتیم. پاداش ما از خرید نونها، آب نبات چوبی، آدامس و سایر قاقالیلیهایی بود که با بقیهی پول، پس از خرید نونها از بقالی سر کوچهی خونهی مادربزرگ، خریداری میکردیم و با شور و شوق به خونه برمیگشتیم.
نوشیدنی خونهی مادربزرگ، شربت سکنجبین بود که توسط مادربزرگ در یک کاسه بلوری خیلی بزرگ درست میشد و پدربزرگ، سرسفره با یک ملاقه آن را در لیوانها میریخت.
پس از گفتن براخای هموتصی[59] شروع میکردیم به خوردن غذا و یکی از تفریحات ما نوهها سر سفره، بازی با استخوان جناغ مرغ بود که اصطلاحا به این بازی، جناغ شکستن میگفتند. بعد از صرف غذا هم پدر بزرگ، دعای نِوارِخ[60] میخوند، اما معمولا در این هنگام، ما نوهها به قدری مشغول بازی و هیجان و شرطبندی با استخوان جناغ مرغ بودیم که مانع از رسیدن صدای نوارخ پدربزرگ میشدیم تا این که پدربزرگ متن نوارخ رو با صدای بلند، خطاب به ما فریاد میکشید، طوری که ما از ترس، سر جامون میخکوب میشدیم! چون پدربزرگ خیلی ابهت داشت و ما خیلی ازش حساب میبردیم، اما این سکوت فقط برای مدت کوتاهی ادامه داشت و باز شیطونی و بازیگوشی ما از نو آغاز میشد ...
بعد از صرف غذا هم همیشه چای نبات میخوردیم، همون چای که درون قوری گل سرخی قدیمی، روی سماوری که روی میز کوچک چوبی که در گوشهی هال قرار داشت، دم میکشید و ما که طاقت نداشتیم برای نوشیدنش صبر کنیم، از درون استکانهای کمر باریک، توی نعلبکیهای گل سرخی مادربزرگ میریختیم و فوت میکردیم، تا زودتر سرد بشه ...
همهی این دوران به سرعت یک فوت گذشت ...
اکنون هم همون شوربای شباتی و همون تخم مرغهای شباتی با همون شیوه پخته میشه، اما نمیدونم چرا هیچوقت طعمش برای من، به اندازهی تخم مرغهای خونهی مادربزرگ، همون تخم مرغهایی که همهی اعضای فامیل رو دور خودش پای سفره جمع میکرد، خوشایند نیست. غذا همون غذاست و تخم مرغ همون تخم مرغ، اما دیگه پدربزرگ و مادر بزرگ و داییها و خالهها کنار ما نیستند.
معمولا، رشتهی زندگی ما به وجود اطرافیان گره میخوره و با عطر و بوی اونا عجین میشه. عطر و بویی که در یک دوره در زندگی ما وجود داره و شاید دیگه نباشه و فقط خاطرهاش توی ذهنمون بمونه ...
ای کاش که در این دوره به ظاهر طولانی اما کوتاه، بیشتر قدر همدیگرو بدونیم و سعی کنیم، ساز با هم بودنمون، هیچ وقت از کوک خارج نشه ...
چقدر خوبه که اعضای یک خانواده، بدون حضور پدربزرگها و مادربزرگها هم همچنان وابستگیشون رو حفظ بکنند و بیشتر قدر همدیگر رو بدونند تا جایی برای افسوس باقی نمونه ...
ای کاش که در لابهلای دغدغههای خاطر و شلوغی ذهن و گم شدن در مدرنیته، هنوز هم برای بعضی از سنتها، ارزش قائل بشیم تا زنجیر این سنتها به دست نسل آینده پاره نشه ...
در نظر داشته باشیم، همیشه هرچه قدیمی هست کهنه نیست، بعضی چیزها به اندازهی قدمتشون اصالت دارند و به همون اندازه نکته ...
همیشه به خودمون یادآوری کنیم که در زندگی، مانند بازی جناغ شکستن، یادمون باشه موقع ارتباط با دوستان و اطرافیان، تا حد امکان، کاری انجام ندیم که باعث ناراحتی طرف مقابل بشه و حرفی نزنیم که باعث آزردگی خاطر کسی بشه، گاهی اوقات، تیزی یک سخن، خیلی از سر استخوان شکسته جناغ مرغ تیزتره ...
مراقب باشیم که دلمون به یک مرداب تبدیل نشه، بلکه دریای امنی باشه که همیشه جریان داره، تا ماهیهای محبت، درونش به راحتی شنا کنند ...
و
یادبگیریم «مانند تخم مرغهای شباتی که به آرامی پخته میشوند و تغییر رنگ میدهند»، ما هم همیشه در زندگی، با صبوری و آرامش، مشکلات و موانع زندگی رو پشت سر بگذاریم تا زندگیمون طعم خوب و رنگ زیبایی پیدا کنه ...
شاووعوت؛ عید نزول تورات
گذشت آن ماه ایار[62] چون برآمد
مبارک ماه سیوان[63] بر در آمد
نبی با اُمتانش جمله یک سر
روان گشتند سحرگه همچون آذر
از آن منزل شدند زودی روانه
نبی با آن سپاه بی کرانه
به سوی دشت سینا پردلان تیز
برفتند تیز همچون باد شب خیز
به دشت اندر چو لختی ره بریدند
به پای کوه طور اندر رسیدند
فرود آمد سپاه از امر سبحان
به گرداگرد طور اندر بیابان
فراز طور، سحر، موسی روان شد
در آن بحر و محیط لامکان شد
ندا آمد که یا فرزند عمران
منم دارندهی نُه چرخ گردان
پیامم بر به سوی امتانت
برآن نام آوران بگشا زبانت
بر ایشان گو که ای قومان دیندار
بدانید این چنین فرموده جبار
به صنع قدرت آوردم به بیرون
شما را من ز مصر از چنگ فرعون
به قهاری خویشم قهر کردم
به بحرش با سپاهش غرق کردم
فراز پشت سیمرغان رحمت
نگهتان داشتم زان جور و زحمت
به بیرون آوردیمتان ز دریا
بکردم آن چنان راهی مهیا
عمالیق[64] و سپاهش را به خواری
به چنگ اندر سپردمتان به زاری
کنون گر شرطهایم گوش دارند
سر از فرمان و امرم برندارند
بود دایم سعادت یار ایشان
نگردانم به عالمشان پریشان
ندای حق کلیمالله چو بشنید
سجودی کرد، خاک ره ببوسید
روان گردید از آن جا سوی خانه
کلیم محترم شاه زمانه
فرود آمد سپه را نزد خود خواند
خطاب حق سراسر پیششان خواند
چو آن اولاد یعقوب سرافراز
شنیدند آن عزیزان امر و آن راز
چو گل از بار شادی برشکفتند
نبی را آن گهی یکباره گفتند
که باشد سر بگرداند ز داور
مگر نبود ورا اقبال یاور
همه فرمانها بر جا بیاریم
سر از فرمان و امرش برنداریم
نبی چون امتانش یکزبان دید
به سوی طور سحرگه باز گردید
فراز طور در بارگاه جبار
به بالا بر شد آن خورشید رخسار

لئا دانیالی

حالا که من برای شما روایت میکنم جمعیت کلیمیان در تهران و شیراز و اصفهان به ترتیب و به طرز نامساوی تقسیم شده است. البته در یزد و کرمان و رفسنجان و رشت و کرمانشاه و شاید چند جای دیگر هم اگر سراغ بگیرید چند تنی یا چند خانواری خواهید یافت، اما پیشتر از اینها تقریبا در هر کجای ایران که میگشتید، میتوانستید کلیمی پیدا کنید. کلیمیان هر شهری به اقتضای حال و مقام، خصلتهای خاص خود را داشتند و نه فقط خصلت، از نوا و آوای تفیلا[65] خواندن در کنیساها گرفته تا دستپخت و پوشش زنان هر شهری مناسبات خودش را داشت. جالب اینکه اینخصلتها چنان پررنگ بود که حتی بر ازدواجها هم سایه داشت و هرکس ترجیح میداد با همشهری خودش ازدواج کند. مثلا کلیمیان هِمدانی آهانآهانهایی داشتند که کمتر با کلیمیان نواحی مرکزی ایران ازدواج میکردند، یا هرچه به سمت غرب و کرمانشاه و کردستان میرفتیم کلیمیان از لحاظ مذهبی اهل تسامح بیشتری بودند و یهودیان مرکز نشین مانند یزد و اصفهان به رعایت اصول و فروع دین شهره بودند. شاید بسیاری از این خصائل برآیند خصائل اجتماعی آن منطقه بود و شاید هم برخی از آنها در تقابل یا مدارا با خصلتهای اجتماعی اکثریت شکل گرفته بود. در بین همهی این شهرها با اینکه تهران سابقهی طولانی سکونت کلیمیان را داشت اما پس از پایتخت شدن پذیرای خیل عظیمی از مهاجران یهودی دیگر شهرها بود و همهی آنها را در محلهی عودلاجان جای داده بود. با اینکه همهی مهاجرین اصالت شهرستانی خود را میشناختند اما گویی تهرانی بودن صرف، شأن اجتماعی خاصی داشت و مثلا موقع دختر شوهر دادن خوب به کار میآمد. زنان کلیمی تهرانی به آدابدانی در معاشرت، فن سفرهآرایی و در کنار آن خودآرایی و خوشپوشی معروف بودند و این تنها جلوهای بود از جلوهگری تهرانیها و این تنها حکایت آن روزهای تهران نیست، بلکه امروز هم چنین است. هرچه تهران به نمایش دست قوی داشت و دارد، اصفهان مصداق صادقی است از «دانه پنهان کن بهکلی دام شو»؛ اصفهانیها چنان این بیت را شکوفا کردهاند که خود شاعر هم هرگز به خوابش نیامده بود.
***
ساناز دخترک جوان تهرانی بود که چند صباحی بیش نبود که تازه عروس اصفهان شده بود. آنهم چه شهری، اصفهان که از بهشت چیزی کم نداشت و گویی او حوایی شده بود که باز پا به گن عدن[66] گذاشته بود، به هر طرف سر میگرداند چیزی برای جستن و زیبایی در حسرت کشف شدن برایش جلوهگر بود: از نقش جهان و دالانهای تو در تو و حجرههای پر متاعش گرفته تا هشت بهشت و بوستانش، چهلستون و رودخانه و درختان سرسبز و پلهای پرنوا و تاریخیاش که به سبب آنکه کنیسای «کِتِر داوید» دقیقا در نقطه کانونی این مجموعه دیدنی شهر قرار داشت ایسرائِلنشین[67] شده بود. محلههای ایسرائلنشین هم البته مختصات خودش را دارد؛ گرچه به لحاظ مساحت پهناور نیست اما تعداد مشخصی از همکیشان که تک به تک به چهره میشناسیشان در این محیط زندگی میکنند، به گونهای که محل عبادت و کار و تفریحشان و ... با تو یکی است. کافی است پایت را از خانه به کوچه بگذاری تا چندین بار «شالُوم عَلخِم»[68] بشنوی. جز این خیر و «بِراخا[69]»های دیگری هم هست که با زندگی در این محله نصیبت میشود: از کجا نان ساندویچی کاشر میشود خرید؟ جامبو نبش چهارراه نقاشی حراج زده، زیر بازارچه حسنآباد پیازچه و ترهفرنگی برای «موعِد[70]» آوردهاند. دیشب از خانه فلانی صدای ساز و آواز میآمد، انگار دختر شوهر داده. حواست نیست شبات[71] هنوز حول[72] نشده چرا خرید میکنی؟ و «تیزکو لمیصوُوت»[73] . تا دلت بخواهد این فهرست را میشود سیاه کرد.
چهارباغ از مرکزیترین گذرگاههای شهر اصفهان است که این روزها مثل دالان بهشت میماند. از درختان سربههم آورده نارون و جوی آب روان و بوی گلهای اطلسی که مست میشوی، صدای گنجشگان و نوای عابران و هنرمندانی که آواز سر دادهاند هم مستفیضت میکند، اما همهاش این نیست. جز نهر آب روان، انواع خوراکی و نوشیدنی در دکانهای چهارباغ در دسترس است. یکی حوضچه و فوارهای از دوغ ساخته و در کنار گوشفیل میفروشد دیگری سیبزمینی سرخ کرده را با انواع سس ارائه کرده، انواع بستنیها و خوراکهای ماستی[74] به وفور یافت میشود. در این بین بوی انواع کبابها و برگرها و خوراکیهای آشی[75] هم پیچیده که هر ایسرائلی را اَحِر[76] میکند و بیچاره خیل ایسرائلهایی که لابه لای این دکانها، دکان البسه و قماش و ... دارند. البته چهارباغ جای تفریح و تفرج باقی بنعبریها[77] هم بود از جمله ساناز که گاهی جلوی برخی از این غذافروشیها پایش سست میشد و مردد میماند. آخر اگر با گویمی[78] خوردن یکجوری کنار میآمد، نمیدانست با حرف مردم چهکند. گرچه شهر چند وقتی بود که صاحب رستوران کاشر شده بود اما در نظر بسیاری از بنعبریها از جهات بسیاری از حیز کشروت[79] افتاده بود. رتبه اول به قیمت غیر کاشر آن تعلق میگرفت و در درجات بعد کیفیت نامطلوب و کمیتی که به صفر میل میکرد و منوی کچل و بهداشت و سلیقه مخصوص به خودش قرار میگرفت. رستوران کشروت همیشه مشتریان بخت برگشته مخصوص به خودش را هم داشت اما نه همه. خلاصه یک بار که ساناز جلوی یکی از غذافروشیها پایش سست شده بود، فروشنده نگاه دقیقتری به مشتریاش انداخته و گفت: «خانم من فکر میکنم شما از هموطنان کلیمی ما هستید و گویا اطلاع ندارید که ما اینجا غرفهای مخصوص به آداب غذا خوردن کلیمیان داریم.» ساناز که از تعجب دهانش باز مانده بود با خود فکر کرد یعنی غرفه کاشر دارند؟ و پرسید: «چطور؟» مرد فروشنده گفت: «مغازه یک در دیگر در کوچه پشتی دارد که غذا را آنجا سرو میکنند و از آنجا که رسم یهودیان است که هنگام غذا خوردن دیده نشوند، این خواسته آنها اینگونه میتواند برآورده شود.» ساناز بیشتر تعجب کرد چیزی نگفت و رفت اما داستان این عجایب برای او به همینجا ختم نمیشد.
به تجربه دریافته بود که بهترین لباسها مال کنیسا نیست، خوشیها و دستآوردهای مالی و حتی غیر مالی بهتر است پنهان باشند، البته تا آنجا که آبرو حفظ شود و سبب بیآبرویی نشود. از طرف دیگر این نکته دربارهی ناخوشیها و بدبختیهای بزرگ هم صدق میکرد. مثلا اگر زیر فشار رنجهای خانوادگی کمرت خم شده باشد هم با دل خونین لب خندان بهتر است، یا اگر جسمت را بیماری کاسته باشد بهتر است کسی از آن باخبر نشود مخصوصا اگر موضوع ازدواج در بین باشد. از دیگر موضوعات پنهانی، خوشی و تفریح و خوشگذرانی بود. از آنجا که اصفهانیها مخصوصا کلیمیانش به سختکوشی و تلاش معاش معروفند، گویی تفریح یک ضد ارزش است، اما نه در نهان. متاسفانه ساناز همهی اینها را نمیدانست. هنوز هم گیج بود و هنوز هزار نکته باریکتر از مو بود که درنیافته بود. آخر به یکی از دوستان اصفهانیاش گفت: «چطور است که هر چیز که برای من آمِنه، برای شما لِخَییمه؟[80]». سارا جواب داد: «مگر خبر نداری در گنیزای[81] یکی از کنیساهای قدیمی اصفهان که میگویند قدمتش به دوران باستان میرسد اسنادی پیدا شده که مربوط به سِدِر هفتم تلمود[82] است و تمامی روشهای لخییم بودن آمنها را توضیح داده»!
شرگان انورزاده

برای من که عاشق فصل بهارم، و برای من که در بین ماههای فصل بهار، عاشق اردیبهشتم، آمدن اردیبهشت، به خودی خود، کلی حس خوب و دنیا دنیا امید و زیبایی و تمام واژهها و اتفاقات خوب را به همراه دارد.
از اواخر فصل زمستان، مدام به بهار و اردیبهشت رویاییاش میاندیشم و ضربان قلبم تند میشود.
با خودم فکر میکنم که به هنگام آمدن ماه محبوبم، چهها میکنم.
تصور میکنم
که به زیباترین پارکها میروم، آسمان آبی آبی را به تماشا مینشینم، از طبیعت زیبا
لذت میبرم، با دوستی موافق و همفکر در این ماه زیبا قدم میزنم و هوای اردیبهشت
را و عصارهی گلهای تازه شکفتهاش را با تمام وجودم، نفس میکشم. 
هر سال، بسیار نقشههای زیبا برای گذراندن ماه دوست داشتنیام میکشم.
اما عجیب این است که هر سال هم، آن طور که دلم میخواهد از رسیدن ماه دلخواهم استفاده نمیکنم و آن طور که باید و شاید، لذت نمیبرم و تا چشم بر هم میزنم، ماه عزیزم، به خرداد پیوسته.
مثل افسانهی قدیمی ننه سرما و عمو نوروز، که هر سال ننه سرما چشم انتظار آمدن عمو نوروز بود و موقع آمدن عمو نوروز، خوابش میبرد و تا سال آینده، رویای دیدارش را در سر میپروراند.
دلیل این که چرا در تمام طول سال، منتظر رسیدن اردیبهشت زیبایم هستم و هر سال هم آن طور که باید ازش لذت نمیبرم، را نمیدانم. اما زیاد به آن فکر کردهام و موارد مشابه زیادی را که در زندگی همگیمان جریان دارد، بسیار دیدهام.
واقعا چرا در ذهنمان، آنهمه نقشه میکشیم و به حقیقت، تبدیلشان نمیکنیم؟
چه چیزی مانعمان میشود؟
چرا به جای فکر کردن دربارهی رسیدن به آرزوهایمان، به نرسیدن به آنها فکر میکنیم و خودمان، سدی در برابر رسیدن به اهدافمان میسازیم؟
واقعا چه چیزی باعث میشود که شادی و حس خوب و لذت بردن درست از زندگی را به تعویق بیندازیم؟
میگوییم، در آینده به سفر میرویم اما نمیرویم.
میگوییم شرکتی را تاسیس میکنیم، اما برای تاسیساش کاری نمیکنیم.
تمام این انجام ندادنها و به تعویق انداختنها، لحظات طلایی زندگیمان را کمرنگ میکند و محو میکند.
باید شروع کنیم و پر توان، برای تحقق آرزوهای خوب و طلاییمان به پیش برویم.
باید «به دنبال اردیبهشت» حقیقیمان باشیم و در نهایت دقت و قدر شناسی ببینیمش و از لحظه لحظهاش لذت ببریم و با عشق، منتظر رسیدن اردیبهشت زیبای سال آینده باشیم.
الهام مودب
ستاره کوچولو با خانواده و دوستانش هر شب از این سو به آن سو میرفتند و گشتی میزدند. او هر وقت به زمین نزدیک میشد، صداهایی میشنید. یک بار از مادرش پرسید: مادرجان، این صداهایی که از زمین میآید چی هست؟
مادر با دقت گوش کرد و گفت: این صدای گریهی دلهای شکسته است.
ستاره فکری کرد و گفت: میشه براشون کاری کنیم؟
مادر با بیتفاوتی جواب داد: نه عزیزم، زندگی انسانها به خودشان مربوطه، اصلا از دست ما کاری بر نمیآد.
ستاره با اشتیاق گفت: خوب ما اگر نمیتوانیم دریا باشیم، قطره که میتوانیم باشیم، نه مادرجان؟
مادر با قاطعیت پاسخ داد: عزیزم تو فقط به فکر خودت باش و دیگر به این مورد فکر نکن.
آن شب و شبهای دیگر هم گذشت، اما ستاره کوچولو هر شب با شنیدن گریهها بیشتر به فکر میرفت و غصه میخورد. بالاخره یک شب تصمیم نهاییاش را گرفت. روی همه عزیزانش را بوسید و گفت: من میخواهم به زمین بروم. اگر نمیتوانم دریا باشم، قطره که میتوانم باشم. همه جلوی او را گرفتند، ولی او بهسرعت خداحافظی کرد و آنها را به سمت زمین ترک کرد.
او در یک گوشه، گریه دختر کوچولویی را شنید که میگفت: این جنگ و حملات هوایی کی تمام میشه و میتوانم مثل بقیه در صلح و آرامش زندگی کنم؟
قطره اشکی از چشمهای ستاره کوچولو کنار پنجره افتاد. صبح دخترک که بیدار شد، چشماش به گل بسیار زیبایی افتاد که پشت پنجره با اشک ستاره روییده بود.
لحظهای از ته دل خندید و شاد شد.
شب بعد ستاره کوچولو به نقطهی دیگری رفت. پسر کوچولویی که تازه پدرش را از دست داده بود، زار زار گریه میکرد. قطره اشکی از چشم ستاره کنار پنجره افتاد و گل درخشانی رویید. پسرک به آن چشم دوخت و لبخندی بر لبانش نقش بست و لحظهای احساس آرامش کرد.
به این ترتیب ستاره از شهری به شهر دیگر و از کویی
به کوی دیگر میرفت. با دیدن اندوه و اشک انسانها با قطرههای اشکهایش آنجا را
گلباران میکرد و برای لحظهای صداهای خنده و شادی در همه جا طنین میانداخت.
امیرفراز نعیموت
وکیل دادگستری

یکی از مواردی که مکررا از وکلا و حقوقدانان در مورد آن پرسش میشود شرایط استفاده از پابند الکترونیکی برای محکومین به مجازات حبس است.
پابند الکترونیکی همانطور که از نامش پیدا است، وسیلهای الکترونیکی است که از فناوری G.P.Sیا همان ردیاب ماهوارهای بهره میبرد و با نصب آن به مچ پای محکوم واجد شرایط میتوان او را تحت نظارت قضایی قرار داد.
قانونگذار به منظور جلوگیری از آلوده شدن فرد محکوم به محیط زندانها و جهت رعایت احوال مجرمین واجد شرایط، شرایطی را تصویب نموده است که محکوم بتواند طبق آن از مزایای این امکان استفاده نماید. هدف اصلی استفاده از این ابزار نظارت بر محکومین به زندان در محدودهی جغرافیایی خاصی خارج از زندان می باشد. کارکرد این مچبند به این شکل است که محدودهی تردد مجرمین را کنترل میکند و چنانچه محکوم از محدودهی تعیین شده خارج شود، با اعلام تخلف مراتب را جهت بازداشت مجرم متخلف گزارش میدهد. به صورت معمول محل اقامت و تردد محکوم به مکانهایی در محل سکونت یا اشتغال و همچنین محل تحصیل و یا درمان او و اطراف آن محدود میشود.
شرایط قانونی استفاده محکومین از پابند الکترونیکی:
ماده 62 قانون مجازات اسلامی: «در جرایم تعزیری از درجه پنج تا درجه هشت (حبس تا 5 سال)، دادگاه میتواند در صورت وجود شرایط مقرر در تعویق مراقبتی، محکوم به حبس را با رضایت وی در محدوده مکانی مشخص تحت نظارت سامانه (سیستم) های الکترونیکی قرار دهد».
همچنین به حکم تبصره 2 این ماده در حبس های تعزیری درجه 2 تا 4 نیز (حسب 5 الی 25 سال) پس از سپری شدن حداقل یک چهارم دوران محکومیت، محکومعلیه میتواند تحت نظارت سامانههای الکترونیکی قرار گیرد.
در وهله اول از مطالعه این ماده به این موضوع پی میبریم که شرط اصلی استفاده از پابند الکترونیکی، محکومیت به حبس است. بنابراین محکومین به سایر مجازاتها همچون جزای نقدی و یا شلاق امکان استفاده از این موضوع را ندارند. طبق این ماده افرادی که به مجازات جرائم درجه 5 تا 8 قانون مجازات اسلامی محکوم شدهاند میتوانند قبل از شروع محکومیت و یا در ابتدای شروع محکومیت درخواست استفاده از سامانه الکترونیکی را به قاضی اجرای احکام تقدیم کنند. یعنی افرادی که طبق حکم دادگاه به تحمل حبس تا 5 سال محکوم شدهاند میتوانند برای تحمل تمام مدت محکومیت از پابند الکترونیکی استفاده نمایند. اما تبصره 2 این ماده که ضمن قانون کاهش حبسهای تعزیری تصویب شده است امکان استفاده از این سامانه را برای محکومین به حبس از 5 تا 25 سال در نظر گرفته است با این شرط که محکومین حداقل یک چهارم از مدت حبس خود را طی نموده باشند که از این حیث این قانون را میتوان قانونی تسهیلی در حق مجرمین دانست.
شرط دوم و اساسی استفاده از پابند الکترونیکی، رضایت شخص محکوم به حبس است، بنابراین بدون رضایت خود محکوم نمیتوان او را به استفاده از این پابند اجبار نمود.
شرط سوم جهت استفاده از پابند الکترونیکی همانطور که در ماده 62 قانون مجازات اسلامی ذکر شده است وجود (شرایط قانونی) میباشد اما این شرایط را می بایست در ماده 40 قانون مجازات اسلامی جستوجو نمود.
این شرایط قانونی شامل: فقدان سابقه کیفری موثر (عدم سو پیشینه)، وجود جهات تخفیف (شامل گذشت شاکی، همکاری متهم، اعلام و اقرار متهم به جرم، ندامت مجرم، کوشش متهم به کم کردن آثار جرم و ...)، پیشبینی اصلاح مرتکب، جبران ضرر و زیان و ... است.
اما شرط آخر جهت استفاده از پابند الکترونیکی برای محکومین به حبس، اجرای کامل دستوراتی است که دادگاه به محکومعلیه میدهد تا در طول زمان سپری محکومیت انجام دهد. دستورات دادگاه در این مورد میتواند ملزم کردن محکوم به حضور به موقع نزد مددکار اجتماعی و یا معرفی نوبتی خود به دادگاه باشد.
پس از موافقت مقام قضایی با استفادهی محکومعلیه از تجهیزات الکترونیکی، آموزشهای لازم جهت استفاده و محافظت از دستگاه به او داده میشود و معمولا هزینهی تجهیزات نیز از او گرفته شده و ضمن اخد تامین کیفری لازم رسما محکومیت آغاز میشود.
توهم خرید حبس:
در قانون به هیج عنوان چیزی به عنوان خریدن حبس و زندان وجود ندارد، بلکه آن چه که به اشتباه به عنوان خرید حبس نزد اذهان عموم مردم وجود دارد در واقع جزای نقدی بدل از حبس است که توسط قاضی صادر کنندهی حکم در متن دادنامه اعلام میشود که آن نیز همانند استفاده از پابند الکترونیکی شرایط و مقررات خاص خود را دارد. بنابراین چنانچه دادنامهی قطعی مبنی بر محکومیت به تحمل حبس از سوی محکوم باشد به هیچ عنوان این محکومیت با پرداخت وجه نقدی قابل تعویض نیست.
در تاریخ ٩مهر ١۴٠٣، نماینده ایرانیان کلیمی در مجلس شورای اسلامی پیرامون مسائل و مشکلات و ظرفیتهای فرهنگی و هنری جامعه کلیمیان با دکتر صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دیدار و گفتوگو کرد.
در این دیدار دکتر سامه یح ضمن تشکر از حمایت های آن وزراتخانه، بیان داشت که جامعه کلیمیان همیشه و در همهی شرایط خصوصا در مسائل فرهنگی و هنری، همراه و حامی آن وزارتخانه بوده.
و همچنین از شرایط و تواناییهای جامعه خود در عرصههای فرهنگی، هنری، تاریخی و اجتماعی و لزوم توجه بیشتر و تلاش در جهت رفع موانع و کاستیهای مرتبط با این عرصه و نیازهای جامعه خود سخن گفت.
دکتر سید عباس صالح شریعتی، وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی
نیز در پاسخ به موارد مطرح شده مبنی بر رفع موانع و مشکلات نیز دستور مساعدت و پیگیری
ویژه را صادر نمود.
شیپورچی (طنز)
چند وقت پیش توسط یکی از دوستانم با یک چت هوش مصنوعی جالب آشنا شدم که این هوش مصنوعی یک تفاوت خیلی جالب با دیگر چتهای مشابه خودش داشت؛ و اون چی بود؟
سازندهی خلاق این چت که از قضا از همکیشان خوب کلیمی بود برنامه را متناسب با فرهنگ و رسوم تاریخی جامعهی کلیمی ایران تهیه کرده بود، به طوری که این هوش مصنوعی نه تنها اطلاعات زیادی در خصوص شیوهی زندگی ایرانیان کلیمی در طول تاریخ داشت، بلکه به طرز برگریزونی تک تک افراد جامعه را با اسم و مشخصات کامل میشناخت.
همین موضوع باعث برانگیختگی کنجکاوی من شد تا از اون پرسشهای خودم را مطرح کنم. راستش یک جورایی بدم نمیاومد امتحان کنم ببینم هوش مصنوعی دوستمون چه اطلاعاتی در مورد جامعهی ما داره. حالا سوالهایی که پرسیدم و پاسخهای چت را تا جایی که قابل نشر باشه با شما به اشتراک میگذارم؛ شاید برای شما هم جالب و جذاب باشه.
***
سوال: مهمترین دغدغهی ایرانیان کلیمی در طول تاریخ 2500 ساله؟
پاسخ ربات: شوهر دادن دختران!
س: بزرگترین مشکل زنان کلیمی در طول تاریخ؟
پ: خواهر شوهر!
س: محبوبترین فرد حال حاضر جامعهی کلیمی؟
پ: آن عزیزی که از مجالس شادی فیلم و عکس بیشتری تهیه میکند.
س: آرزوی تاریخی پسران کلیمی ایرانی؟
پ: پدر زن پولدار.
س: چگونه بفهمیم دختر یک خانواده قصد ازدواج دارد؟
پ: بررسی میزان حضور دختر در اماکن تجمع کلیمیان علیالخصوص شبهای تعطیل در رستورانهای کاشر! قابل ذکر است میزان ارتفاع پاشنهی کفش با میل دختر به ازدواج رابطهی مستقیم دارد.
س: عجیبترین عادت مردم جامعه؟
پ: تظاهر به دوست داشتن کسی که از او متنفر هستند .
س: بیشترین کلماتی که توسط جامعهی کلیمی در گوگل سرچ شده است؟
پ: نرخ بهره و سود بانکی- خانهی نوساز در یوسفآباد- رستوران گیاهی- کاشت موی ارزان.
س: مورد احترامترین شخص جامعه برای افراد؟
پ: قصابی که گوشت خوب و بدون چربی میدهد.
س: پر درآمدترین شغل اجتماعی؟
پ: همسریابی!
س: محبوبترین تفریح جامعه؟
پ: غیبت کردن!
س: بدترین عملی که در طول تاریخ جامعهی ایرانیان کلیمی انجام شده است؟
پ: گرفتن پول توسط شوهر بد جهت طلاق دادن زن عاصی و درمانده بهوسیلهی سوء استفاده از حق شرعی.
س: مشکل بزرگی در جامعه پیش آمده است. چه کنیم؟
پ: خب معلوم است، در این شرایط همه کاردان و عقل کل هستن و جامعه به اندازهی کلیه افراد 8 تا 80 ساله فرد متخصص و آماده برای حل مشکل دارد.
س: زنها در صورت درخواست طلاق دارای چه حقوقی هستند؟
پ: پاسخی یافت نشد.
س: برای کسب اعتبار و اعتماد در جامعه چه کاری انجام دهیم؟
پ: به دینداری تظاهر کنیم.
س: مهمترین علت برهم خوردن دوستیها و مناسبات خانوادگی؟
پ: چشم و همچشمی!
س: آیا برای تصدی مسئولیتهای اجتماعی نیاز به تخصص و سابقهی فعالیت اجتماعی وجود دارد؟
پاسخ ربات: عقلا و منطقا باید وجود داشته باشد اما دیده شده که افرادی بدون داشتن حتی یک روز سابقهی فعالیت اجتماعی، پستهای اجتماعی را تصاحب نمودهاند...
***
راستی شما اگر جای من بودید، از چت هوش مصنوعی چه میپرسیدید؟
الناز حقشناس
کارشناس ارشد مطالعات معماري
در شمارۀ 56 نشریۀ افق بینا در مقالهای با عنوان «گزارشی مختصر از وضعیت کنیساهای شهر یزد (کنیساهای حاخام و کمال)»، با استناد به منابع مکتوب و شواهد میدانی چنین بیان شده بود که شهر یزد در دورۀ پهلوی دارای 12 کنیسا بوده است. در این گزارش سعی شده که به تعداد کنیساهای شهر یزد در منابع مکتوب و شفاهی دورۀ پهلوی تا حال حاضر بپردازد.
پروفسور آمنون نتصر (پژوهشگر تاریخ و زبان و فرهنگ کلیمیان ایران) دربارۀ جمعیت یهودیان یزد و تعداد کنیساهایش به این موضوع اشاره کرده است که «در یزد سیصد نفر یهودی زندگی میکنند. در این شهر یازده کنیسا وجود دارد ولی بیشتر آنها مورد استفاده نیستند». به نقل از یکی دیگر از پژوهشگران تاریخ کلیمیان ایران، دکتر حبیب لوی «یزد 4000 یهودی، 11 کنیسا و 2 حمام دارد». همچنین طبق مصاحبهای که توسط هما سرشار با هیلل نامور در لسآنجلس انجام شده؛ دربارۀ کنیساهای شهر یزد چنین بیان شده است که « [در یزد] كنيسا يازده تا بود هر روز هم ميخوانند [...] الان هر يازده تا كنيسا هست». در گزارش یوسف کهن (نمایندۀ جامعۀ یهود ایران در دورۀ بیست و چهارم مجلس شورای ملی تیر 1354- بهمن 1358) در خصوص تعداد کنیساهای یزد و نکاتی دربارۀ مالکیت آنها طی بازدیدشان در تیر ماه 1357 از شهر یزد چنین نوشته شده است که «در محلۀ کلیمیان یزد تعداد یازده کنیسا وجود دارد که کلاً فاقد سند مالکیت بوده و میبایستی اقدام جدی جهت ثبت و اخذ اسناد مالکیت آنان به عمل آید. متأسفانه به دلیل سهلانگاریهای گذشته، ادارۀ اوقاف نسبت به پارهای از آنان اقداماتی نموده است».
الیاس اسحقیان (مدیر و دبیر مدارس اتحاد در اصفهان، یزد، سنندج و تهران) دربارۀ جمعیت و تعداد کنیساهای یزد چنین نوشته است که «جمعیت یهودیان یزد که در سال 1321 خورشیدی به بیش از 4000 نفر بالغ میشد، رفته رفته به دنبال مهاجرت آنان، رو به کاهش گذاشت. بر پایۀ آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال 1375 خورشیدی این جمعیت به کمتر از 100 نفر کاهش یافت. به همین ترتیب، مراسم تفیلا یا نماز دسته جمعی که در 12 کنیسا برگزار میشد، در حال حاضر تنها در یک کنیسا -کنیسای هاداش [حاداش]- انجام میپذیرد».
در منابع مکتوب دیگری از جمله در کتاب گویش کلیمیان یزد، تعداد کنیساها به نقل از گزارش فرهنگی کشور سال 1365 این چنین بیان شده «در این استان 12 کنیسا وجود دارد که همگی در شهرستان یزد قرار دارد». در گزارش الهام مؤدب در مجلۀ افق بینا نیز تعداد کنیساهای یزد به نقل از رابرت گوهریان 12 کنیسا بیان شده و این چنین نوشته شده است «[رابرت گوهریان]: در یزد 12 کنیسه به این شرح وجود دارد ولی اکنون فقط کنیسههای يوخود و ملا آقا بابا دایر است. کنیسههای: يوخود، ملا اسحق، ملا يوسف، ملا آقا بابا، نظام، ملا شموئيل، کمال، حاداش، الی، الياهو، الياس نبي (الیاهو هناوی) و حاخام». مهندس رافائل صدیقپور در بازدید خرداد سال 1381 از کنیساهای یزد در پایاننامۀ خود چنین نوشته است که «یزد یکی از شهرهایی است که از دیر زمان یهودیان در آن زندگی میکردهاند و شاهد این مدعا، کنیساهای قدیمی موجود در آن است. در حال حاضر هشت کنیسا در شهر یزد وجود دارد. طبق گفته خداداد گوهریان، تعداد کنیساهای یزد بیش از این بوده و ایشان زمانی را که در یزد پانزده کنیسا برپا بوده را به خاطر میآوردند. طبق گفتۀ ایشان قدمت کنیساهای فعلی یزد حدود دویست سال یا بیش از آن است که ساختمان کنیساها و معماری آنها مؤید این گفته است».
اسامی کنیساهای یزد که مهندس رافائل صدیقپور از آنها بازدید داشته بدین شرح است: کنیساهای الی، حاخام، حاداش، کمال، ملا شموئیل، ملا صِدِر، نظام (میزان) و یوخبد. در تحلیل گزارش مهندس صدیقپور باید به این موضوع اشاره کرد که شاید بتوان وجود پانزده کنیسا در گذشتۀ یزد را به عنوان یک احتمال برای پژوهش دقیقتر دربارۀ تعداد کنیساهای تخریب شده که امروزه نیز شواهدی از آنها باقی نمانده در نظر گرفت.
با وجود آنکه افرادی همچون آمنون نتصر، حبیب لوی، یوسف کهن و هیلل نامور تعداد کنیساهای یزد را در دورۀ پهلوی 11 کنیسا بیان میکنند و افراد دیگری از جمله الیاس اسحقیان، همادخت همایون و رابرت گوهریان تعداد کنیساهای یزد را 12 کنیسا عنوان میکنند؛ اما در جلسهای که با هماهنگی دکتر همایون سامهیح و مسئولین میراث فرهنگی یزد در تاریخ ۲۷ بهمن ماه 1401 برای برنامهریزی مرمت کنیساهای یزد برگزار شد به دفعات از سوی حاضرین و اسحاق گوهریان تعداد کنیساهای یزد 13 کنیسا بیان شد که این موضوع نگارنده را بر آن داشت که تحقیقات کاملتری را در این زمینه انجام دهد و به دنبال چرایی کاربرد 13 کنیسا برای یزد باشد.
در طی مصاحبه با اسحاق گوهریان این چنین بیان شد که در شمارش کنیساهای یزد، علاوه بر آثار 10 کنیسای موجود، کنیسای الیاهو هناوی (قدمگاه یا زیارتگاه الیاهو هناوی) و دو کنیسای تخریب شده یزد با اسامی سرسنگ و ملا یوسف نیز حساب میشوند و به همین دلیل است که تعداد کنیساهای یزد 13 کنیسا بیان میشود. در واقع باید چنین گفت که مجموع کنیساهای موجود و تخریب شدۀ شهر یزد در حال حاضر، 13 کنیسا است.
دربارۀ کنیسای سرسنگ در کتاب حبیب لوی این چنین نوشته شده است که «یهودیان یزد میگویند ساکنان دهکدههایی که به نامهای اسحقآباد و یعقوبآباد و مریمآباد نزدیک یزدند در سابق همگی یهودی بودهاند. بین این سه روستا کنیسایی به نام کنیسای سرسنگ وجود داشته که خرابۀ آن قرنها باقی مانده است». لازم به ذکر است که کنیسای سرسنگ زمانی بیرون از محدودۀ شهری یزد بوده است؛ اما در دوران بعد که شهر گسترش پیدا کرد و این مناطق به عنوان محدودهای در شهر یزد قرار گرفت؛ کنیسای سرسنگ و کنیسای الیاهو هناوی نیز جزو کنیساهای شهر یزد در نظر گرفته شد. همچنین اسحاق گوهریان اظهار داشت که آثاری از فضای مخروبۀ کنیسای سرسنگ تا حدود 50 سال گذشته، به دلیل مجاورت این فضای مخروبه با حسینیه، به عنوان چایخانه به حسینیه سرسنگ واگذار شده است؛ اما در حال حاضر هیچ آثاری از این کنیسا باقی نمانده است. یکی دیگر از کنیساهای تخریب شده شهر یزد، کنیسای ملایوسف است که طی 50 سال اخیر به مرور تخریب و امروزه تبدیل به محوطۀ پارکینگ شده است. دربارۀ کنیسای الیاهو هناوی نیز این توضیحات لازم است که با وجود آنکه این فضا با نام کنیسا در باور کلیمیان شناخته میشود؛ اما طبق مطالبی که در صحبتهای کلیمیان یزد شنیده میشد، شاید کاربرد واژۀ قدمگاه یا زیارتگاه برای این فضا درستتر باشد؛ زیرا که این فضا هیچ جایگاه تورات و جایگاه پیشنمازی ندارد که بتوان آن را جزو کنیسا به شمار آورد و نام کنیسا را بر آن اطلاق کرد. این فضا نه تنها برای یهودیان، بلکه برای مسلمانان و زرتشتیان نیز مورد احترام است و روایتهایی نیز در این زمینه وجود دارد.
در جمعبندی اسامی کنیساهای یزد میتوان 13 کنیسا را به این شکل بیان کرد که در حال حاضر شهر یزد دارای 10 کنیسای موجود (اعم از کنیساهای سالم و نیمه مخروبه) به نامهای: 1-ملا آقا بابا (نام دیگر: ملا صِدِر) 2-یوخِبِد/یوخِوِد 3-حاخام/خاخام (نام دیگر: مُشه توکل) 4-حاداش 6-اِلی 6-اِلیاهو 7-کمال 8-ملاشموئِل/ملاشموئیل 9-ملا اسحق (ملا ايسحاق/اسحاق) 10-نظام (نام دیگر: میزان)؛ یک قدمگاه یا زیارتگاه به نام اِلیاهو هَناوی (نام دیگر: الیاس نبی) که تحت عنوان کنیسای الیاهو هناوی در دیدگاه کلیمیان شناخته میشود و دو کنیسای تخریب شده به نامهای 1- کنیسای ملا یوسف و 2- کنیسای سرسنگ است. همچنین باید اشاره کرد که طبق شواهد و تحلیل منابع موجود به طور کلی میتوان تعداد کنیساهای یزد را به سه صورت احتمالی شمارش کرد.
حالت اول مجموع ذکر تعداد 11 کنیسا برای 10 کنیسای موجود و کنیسای تخریب شده ملایوسف (فقط کنیساهایی که در محلۀ کلیمیان شهر یزد بودند شمارش شده است)
حالت دوم در مجموع 12 کنیسا برای کنیساهای 10 کنیسای موجود و کنیسای تخریب شده ملایوسف و سرسنگ
حالت سوم ذکر 13 کنیسا (در وضعیت سالم، نیمه مخروبه، تخریب شده) و با در نظر گرفتن قدمگاه الیاهو هناوی به عنوان کنیسا.
با توجه به کمبود منابع علمی مستند، در نظر داشتن هر سه مورد، بنابر اینکه پژوهشگران و راویان آنها چه دیدگاه و معیاری را برای شمارش داشتهاند؛ میتواند درست باشد. لازم به ذکر است که اسامی و تعداد کنیساهای بیان شده در این مقاله، با استناد به شواهد موجود در بازدیدهای میدانی، مصاحبههای صورت گرفته و منابع مکتوب در بازۀ زمانی دورۀ پهلوی تا حال حاضر بیان شده است؛ اما باید این احتمال را نیز در نظر گرفت که شاید کنیساهای تخریب شدۀ دیگری در یزد بوده باشند که در خاطرۀ جمعی افراد یا در منابع مکتوب ذکر نشدند؛ لذا برای تحلیل دقیقتر این موضوع بهتر است پژوهشهای تاریخی دقیقی در بازههای زمانی قبل از دورۀ پهلوی نیز انجام شود.
در پایان این گزارش لازم است در خصوص وضعیت کنونی کنیساهای شهر یزد نیز به این موضوع اشاره کرد که امروزه کنیساهای یزد با سبک معماری منحصر به فرد در معرض تخریب و آسیبهای جدی سازهای است و اگر به وضعیت آنها رسیدگی نشود در طی چندین سال آینده شاهد تخریب کامل برخی از این کنیساهای ارزشمند خواهیم بود.
در این خصوص هماهنگیهایی در سال 1401 توسط دکتر همایون سامهیح انجام شد و برنامهریزیهایی نیز برای ایجاد و تأسیس موزۀ کلیمیان یزد در کنیسای کمال که یکی از کنیساهای دوران صفوی است، در نظر گرفته شد.
با سپاس از دکتر همایون سامهیح نجفآبادی ، هاراو یهودا گرامی، اسحاق گوهریان، امید سیمایی، رابرت گوهریان، مهشید فرجیان.
منابع:
- صدیقپور، رافائل. 1382. کنیسا: عبادتگاه کلیمیان. رساله كارشناسی ارشد. دانشگاه شهید بهشتی.
- کهن، گوئل. 2008م. همراه با فرهنگ: گوشهای از تاریخ مؤسسه آلیانس در ایران: خاطرات الیاس اسحقیان مدیر و دبیر مدارس اتحاد در اصفهان، یزد، سنندج و تهران. کالیفرنیا: مجموعه کتب پژوهشی سینا.
- کهن، یوسف. 2014م. یوسف کهن گزارش و خاطرات فعالیتهای سیاسی و اجتماعی. چاپ دوم. لسآنجلس: شرکت کتاب.
- لوی، حبیب. 1376. تاریخ جامع یهودیان ایران. بازنوشته دکتر هوشنگ ابرامی. کالیفرنیا: بنیاد فرهنگی حبیب لوی.
- مودب، الهام. 1399. یهودیان یزد. نشريه افق بينا، شماره 54
- نتصر، آمنون. 1996م. پادیاوند: پژوهشنامه یهود ایران.
- همایون، همادخت. 1383. گویش کلیمیان یزد (یک گویش ایرانی). تهران: انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
مصاحبهها:
- مصاحبه هما سرشار با هيلل نامور در لسآنجلس. 22 آگوست 2005
- مصاحبه نگارنده با دکتر همایون سامهیح نجفآبادی در تهران. بهمن 1401
- مصاحبه نگارنده با اسحاق گوهریان در یزد. مرداد 1401
دکتر نیما حاسید
یکی از اصلیترین پایهها و اصولی که در فرهنگ جوامع و رقابتهای سیاسی و اجتماعی و... باعث کاهش هزینههای معنوی و افزایش همدلی و پیوستگی اجتماعی و حتی افزایش کارایی های فردی و اجتماعی میشود، موضوع گفتگو است.
این موضوع آنچنان نقش اساسی و ریشهای در توسعه جوامع و مناسبات افراد دارد که حتی یک جامعه در تاریخ بشر وجود ندارد که بدون پرداختن به این موضوع توانسته باشد به رشد و توسعه اجتماعی دست یابد.
وقتی از واژهی گفتگو صحبت میکنیم مقصود گفتگو یا هم صحبتی یا محاورات روزانه نیست، بلکه مقصود از گفتگو، کنشی گفتاری است که با هدف حل مسئلهای خاص بیان میشود. در واقع در فرآیند گفتگو نیازی نداریم که به نتیجهی مشترک دست یابیم، ما فقط نیاز داریم که با طرف مقابل همدغدغه باشیم حتی اگر در ذهنمان، دیگری جزیی از مساله را تشکیل داده باشد. باید همواره این نکته را در نظر داشت که بهترین و ثمربخشترین گفتگوها میان کسانی صورت گرفته که اختلافات ریشهای و بنیادین در تفکر، مواضع و اهداف با هم داشتهاند.
اما موانع گفتگو چیست و در واقع کدامین پیشفرضها باعث عدم یا ناکامی گفتگو میشود؟
گفتگو کنشی گفتاری است که با هدف حل مسئلهای خاص بیان میشود. پس تا زمانی که دو یا چند طرف حسِ داشتنِ مسئلهی مشترک را داشته باشند امکان و نیاز به گفتگو وجود دارد.
پس هر تفکر و پیش شرطی که هممسئله بودن دو طرف را به زیر سوال ببرد باعث عدم گفتگو و یا ناکامی آن میشود.
اولین مسئله و انگارهی ذهنی که عامل دوری از گفتگو میشود، پیش شرط گذاشتن برای گفتگو است. مثل اینکه کسی بگوید من با آدم متعصب گفتگو نمیکنم! یا با کسی که اهل جزم و جمود است صحبتی ندارم! واقعیت این است که معلوم نیست کدامین طرف قضیه دارای چنین خصوصیاتی است، چه بسا طرف مقابل نیز چنین تفکری دربارهی ما داشته باشد یا حتی هر دو طرف دارای این خصوصیات باشند. اینگونه انگارههای ذهنی دو نتیجهی منفی در خود دارند که باعث عدم گفتگو می شوند. اول اینکه باعث اختلاط نتیجه با شروط گفتگو است. باید در نظر داشت که نتیجهی گفتگو الزاما نباید قانع کردن طرف مقابل باشد، بلکه میتواند و میبایست منجر به کشف اشتباهات خود و یا حداقل شناختن مواضع و تفکرات طرف مقابل شود. حال اگر بخواهیم دانسته یا نادانسته این نتایج را به عنوان پیش شرط مطرح کنیم، باعث انسداد گفتگو می شویم.
مثلا به جای اینکه پیش شرط برای دیگری بگذاریم که چون انسان متعصبی است پس با وی گفتگویی نداریم، باید به خود یادآوری کنیم که اگر دارای تعصب باشیم نمیتوانیم گفتگو کنیم، ناگفته پیدا است از لحاظ اخلاقی اینکه خود را محور اخلاقیات و دیگری را محور شرارت بدانیم مردود و ناروا است و جزو رذائل اخلاقی طبقه بندی می شود. حال آنکه زمانی که به دنبال فرو کاستن از صفات منفی خود باشیم قطعا قدم در راه نیل به فضایل اخلاقی گذاشتهایم. در روش اول میان خود و دنیای اطراف حصاری میکشیم که در نهایت به انزوا و بدبینی مطلق ختم میشود، اما روش دوم به شناخت بهتر از خود و جوشش و حس هم مسئلهگی با دیگران و افزایش همدلی منجر می شود.
دومین مسئلهای که این نوع تفکر بوجود می آورد در حالت عکس قضیه است، اینکه گفته شود چون طرف مقابل انسان درست و قابل قبولی است پس حرفها و مواضع وی نیز قابل قبول است، یا عبارتی که بارها شنیدهایم: «صحبت شما نیز محترم است!»
واقعیت آن است که گرچه شخصیت همه انسانها محترم است اما تمامی افکار بشری قابل احترام نیست. هر تفکر بشری به اندازهی مشکلاتی که از بشریت حل مینماید یا روزنهای که به سوی حقایق می گشاید، قابل احترام است.
بوده اند و هستند انسانهای محترمی که راه اشتباه رفته و موجبات ضرر شخصی یا جمعی را فراهم آورده است. آیا باید به صرف آنکه آنان شخصیت والایی دارند به تمامی آنچه که به اشتباه انجام دادهاند به چشم الگو و روش حل مسائل نگریست؟ قطعا پاسخ این سوال منفی است.
از لحاظ علمی باید از طرفی نگاهی خوشبینانه به انسانشناسی داشته باشیم و از طرف دیگر نگاهی بدبینانه به معرفتشناسی از خود نشان دهیم. به زبان سادهتر پیشفرض ما در برخورد با هر انسان دیگری باید مبتنی بر احترام به شخصیت وی باشد مگر آنکه خلاف آن اثبات شود اما در برخورد با عقاید و نظریهها بطور عکس باید هر نظریه را به چشم تردید نگریست و تا زمانی که اثبات نشود و نتواند مشکلی از مسائل بشری حل نماید نمیتوان آن را نظریه یا تفکری سودمند دانست.
انچه که گفته شد از لحاظ فلسفه سیاسی تعریف نقد است، و نقد در واقع در نه در محیط ایزوله بلکه در محاورههای دو یا چند جانبه به وقوع میپیوندد و نه تنها مبتنی بر جدلهای بی پایان سیاسی و اجتماعی نیست، بلکه ذاتی منعطف و جماعتگرا دارد. دربارهی نقد و اصول آن که در جامعهی کوچک ما آنچنان مهجور مانده که عملا هرکس از ظن خود یار آن میشود و همین مسئله منجر به اشتباهاتی عظیم شده است، بعدها بسیار سخن خواهیم گفت.
درود ای پزشکان ایران زمین
ابراهیم سعیدیان (آریا)

تسلیت شهادت آیتاله سید ابراهیم رئیسی، رییس جمهور مردمی و خدوم ملت ایران
روابط عمومی انجمن کلیمیان تهران با دلی آکنده از اندوه و تاثر و با چشمانی اشکبار، شهادت آیتاله سید ابراهیم رئیسی، رییس جمهور مردمی و خدوم ملت ایران به همراه جمع دیگری از دولتمردان و مقامات کشوری جمهوری اسلامی ایران را به رهبر معظم انقلاب و کلیه هموطنان و آزادهخواهان جهان تسلیت میگوید.
بیشک تاریخ ایران، یاد و خاطره رییس جمهور متواضع و شهید راه خدمت خود را هیچگاه از یاد نخواهد برد.
جامعه کلیمیان ایران در نهایت تاسف و ناباوری، در غم از دست دادن ناگهانی رییس جمهور خود و سایر خدمتگزارانی که همراه ایشان به فیض شهادت نائل شدند، همراه با کلیه ایرانیان به سوگ مینشیند و از قادر متعال برای شهدای بزرگوار این سرزمین علو درجات را مسئلت مینماید.
***
جلسه هماندیشی اصحاب ادیان و مساله غزه
هماندیشی اصحاب ادیان و مساله غزه روز سهشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۳ در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با حضور روحانیون ادیان توحیدی برگزار شد. از طرف جامعه کلیمیان، جناب حاخام دکتر دکتر یونس حمامی لالهزار (رهبر دینی کلیمیان ایران) و مهندس آرش آبائی در این جلسه شرکت داشتند.
آیت الله علی اکبر رشاد (رئیس پژوهشگاه) در این نشست گفت: موضوع فلسطین مساله یک منطقه نیست، بلکه یک مساله جهانی است. امروز شیوههای استعمار تفاوت کرده و قرار نیست نیمی از جهان در مقابله با نیمی دیگر بایستند بلکه انساندوستان جهان یک طرف و قدرتهای طرفدار رژیم صهیونیستی در طرف دیگر قرار دارند.
جناب حاخام دکتر یونس حمامی لالهزار نیز در سخنان خود ضمن محکومیت کشتار مردم غزه، بر برابری همه انسانهای جهان طبق آموزههای جاودان تورات مقدس و منع ظلم و ستم به بیگناهان تاکید کردند و تفکیک یهودیت از صهیونیسم را یادآور شدند.

پیام تسلیت جناب حاخام دکتر یونس حمامی لالهزار رهبر دینی کلیمیان ایران


تبریک انجمن کلیمیان تهران به رییس جمهور منتخب جمهوری اسلامی ایران

نامه انجمن کلیمیان تهران در خصوص محکومیت ترور رییس دفتر سیاسی حماس

نامه انجمن کلیمیان تهران در خصوص محکومیت ترور شهید سید حسن نصراله، دبیر کل حزب الله لبنان

نامه انجمن کلیمیان تهران در خصوص عملیات وعده صادق ۲

بازدید معاون وزیر و مدیر کل اقوام و مذاهب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
روز یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۳، دکتر احمدوند (معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی) به همراه دکتر جانعلیپور (مدیر کل اقوام و مذاهب) با جمعی از اعضای هیات مدیره و بازرسین انجمن کلیمیان تهران در محل کنیسای یوسفآباد تهران دیدار کردند.
آشنایی با کنیسای یوسفآباد، تبادلنظر در خصوص تعامل فیمابین وزارت فرهنگ و جامعه کلیمیان و برخی دیگر از امور مربوطه، از جمله موضوعات مورد بحث در این دیدار دوستانه و بینهایت صمیمی بود.
نماینده کلیمیان ایران در مجلس شورای اسلامی (دکتر همایون سامهیح)، جمعی از اعضای هیات مدیره انجمن کلیمیان تهران و فعالین جامعه (مهندس هرصل گلشیرازیان، یهودا آصف، مهندس امید ماخانی، دکتر ژان پایاب، سعید فروزانفر و داوید یومطوبیان) از جمله افراد حاضر در این دیدار بودند.
***
انجام پروژه زمین چمن مجموعه ورزشی گیبور
به دنبال مکاتبات صورت گرفته سال گذشته بین نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی (دکتر همایون سامهیح) و وزارت راه و شهرسازی، زمین چمن مصنوعی به صورت رایگان و به هدف نصب در مجموعه ورزشی گیبور تحویل انجمن کلیمیان تهران شد.
با همت مسئول کمیته املاک (مهندس دانیل مرادی) و خزانهداری انجمن کلیمیان تهران (موسی ثانی) و در راستای ارتقای کیفی زیرساختهای مجموعه ورزشی گیبور، در خرداد ماه ۱۴۰۳، عملیات نصب و پیادهسازی این زمین چمن به طور کامل انجام شد.
خاطر نشان میسازد ارزش ریالی این زمین چمن با وسعت حدود ۵۰۰متر مربع، معادل ۲۰ میلیارد ریال است. ضمن اینکه انجمن کلیمیان تهران هزینه اجرا و نصب این پروژه به مبلغ ۵۰۰ میلیون ریال متقبل شده و آن را جهت استفاده بهینه در اختیار کمیته ورزش انجمن قرار خواهد داد.

امکان استفاده از منشی در امتحانات روز شبات و موعد شاووعوت
با پیگیری صورت گرفته توسط مسئول کمیته علمی آموزشی انجمن کلیمیان تهران (ایلن میشاعلیان) با وزارت آموزش و پرورش، کلیه دانشآموزان کلیمی در همگی شهرهای میهن عزیزمان ایران میتوانند در امتحانات روز شبات (شنبه) و موعد شاووعوت از منشی کمک بگیرند و نیازی به نامه از بهزیستی نیز نمیباشد.


گزارش هفتمین همایش جوانان کلیمی ایران
همایش جوانان ایرانی کلیمی در روز یکشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۳، با هدف ایجاد ارتباط میان جوانان کلیمی از شهرهای مختلف ایران و آشنایی آنان با فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی شیراز آغاز شد. این گردهمایی در محل کنیسای دلرحیم با حضور جوانان و فعالین اجتماعی از شهرهای تهران، شیراز، اصفهان، کرمانشاه، رفسنجان، یزد، کرمان، بروجرد و رشت برگزار گردید.
پس از صرف صبحانه، مراسم معارفه اعضای همایش با حضور نماینده ایرانیان کلیمی در مجلس شورای اسلامی، جناب آقای دکتر همایون سامه یح، خزانهدار انجمن کلیمیان تهران، جناب آقای موسی ثانی و تیم برگزارکننده همایش برگزار شد.
در این مراسم، اعضای همایش از انجمن کلیمیان تهران و دستاندرکاران تقدیر کرده و هر یک به معرفی خود و تجربیات اجتماعیشان پرداختند. پس از ناهار، اتاقهای هتل هدیش به اعضا تحویل داده شد.
در ادامه، اعضا پس از استراحتی کوتاه، از باغ ارم و حافظیه بازدید نموده و برای مراسم افتتاحیه به مجتمع وحدت رفتند. این مراسم با حضور نماینده کلیمیان در مجلس، اعضای هیئت مدیره انجمنهای کلیمیان تهران و شیراز و فعالین فرهنگی و اجتماعی برگزار شد.
در روز دوم، مراسم سلیخوت و تفیلا در کنیسای کوثر برگزار و پس از آن، صبحانه صرف شد. سپس دکتر فرنام کارگاهی با موضوع «خردمندی و جامعه یهود» برگزار نمود. پس از ناهار و استراحت کوتاهی، اعضای همایش به تخت جمشید رفته و روز را با پذیرایی در پارک آزادی به پایان رساندند.
روز سوم با برگزاری مراسم شحریت و صرف صبحانه در سازمان دانشجویان آغاز و پس از آن، کلاسها و کارگاههای اجتماعی، فرهنگی، روانشناسی و مدیریتی توسط اساتید زیر برگزار شد:
مهندس آرش آبایی - مهندس امیر مرهصدق - دکتر شیوا رحیمیان - دوریتا معلمی - مرجان یشایایی
پس از اتمام کلاسها و صرف ناهار در خانه جوانان، اعضای همایش جهت حضور در جشن ویژه همایش جوانان کلیمی آماده شدند.
در روز چهارم، اعضای همایش از ارگ کریمخان زند بازدید نموده، سپس مراسم اختتامیه در مجتمع وحدت برگزار شد. فضای مراسم اختتامیه بسیار احساسی بود و در این مراسم، از برگزارکنندگان همایش تقدیر شد. همچنین هدایایی از طرف کمیته جوان، توسط مسئول کمیته جوانان، آقای هرصل گلشیرازی، به تیم برگزاری همایش اهدا گردید.
همایش جوانان ایرانی کلیمی در تاریخ ۲۱ شهریور ۱۴۰۳ به پایان رسید.

تعطیلات دینی دانشآموزان کلیمی شاغل به تحصیل در مدارس خاص و عام

افتخارآفرینی دانشجوی نخبه کلیمی
در بیست و نهمین المپیاد علمی-دانشجویی کشور (۱۴۰۳)
آزمون مرحله نهائی بیست و نهمین دوره المپیاد علمی دانشجویی کشور با حضور نفرات برگزیده آزمون کارشناسیارشد (متمرکز) و آزمون غیرمتمرکز المپیاد در تاریخ جمعه ۵ مردادماه سال ۱۴۰۳ در دانشگاههای واقع در مراکز مناطق دهگانه کشور برگزار شد.
با اعلام نتایج این آزمون، یروشا پرطییلی دانشجوی کلیمی دانشکده مهندسی و علم مواد دانشگاه صنعتی شریف موفق به کسب مدال برنز در این مسابقات علمی شد.
جشن بیست و چهارمین سالگرد مرکز آموزش موسیقی
مرکز آموزش موسیقی انجمن کلیمیان تهران که از سال 1379 آغاز به کار نموده است، بیست و چهارمین سالگرد تاسیس خود را در روز سه شنبه 15 آبان ماه در محل این مرکز در ساختمان سرابندی با حضور همکیشان و ریاست انجمن کلیمیان تهران و نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی دکتر همایون سامه یح و رامین سخایی بازرس انجمن و نایب رییس و مسئول کمیته جوانان هرتصل گلشیرازی و اعضای آن برگزار نمود.
این مرکز که دارای استادان جوان و علاقه مند کامل به هر موسیقی و با حوصله میباشد برای جوانان بستری مناسب جهت آموزش موسیقی میباشد و حتی کودکان 3 تا 8 ساله زیر نظر دینا روبنیان (دارای مدرک آموزش دوره ارف کودکان) مشغول یادگیری هستند که اجرای برنامه نواختن طبلک آنان بسیار مورد توجه حاضرین قرار گرفت. در این برنامه هنرجویان آنچه آموخته بودند به اجرا درآوردند و در جهت تشویق هرچه بیشتر آنان جوایزی که بودجه آن از طرف انجمن کلیمیان تهران تامین و توسط مرکز آموزش موسیقی خریداری شده بود به همه استادان و هنرجویان اهدا گردید.
نام هنرجویان های و آهنگهای اجرا شده به این شرح است:
• اجرای سرود عبری سال نو توسط عوودیا یزدی - الی اور یزدی - الیا هرمان مقدم
• اجرای تنبک – استاد رها نقوی
• دو نوازی دف توسط رها نقوی و دینا روبنیان
• تک نوازی تنبک توسط تهیلا تهرانی
• اجرای گیتار – استاد یونس احمدیان
• آهنگ گل سنگم توسط فراز هارونیان و میخائیل منشه اف
• اجرای ارف کودکان – استاد دینا روبنیان
• نواختن طبلک توسط نتن ال جاودانفر – سلینا کدخدازاده – دانیل یوم طوبیان
• اجرای ویلن – استاد بهارک خواجه ای
• آهنگ هاوا ناگیلا و پدرخوانده توسط ال شوع و آهنگ گل گلدان من توسط رینا تهرانی
• اجرای پیانو – استاد خانم آوانسیان
• آهنگ سپیده و گل سایه چمن توسط سام دقیقی نیک
• آهنگ غوغای ستارگان توسط الینا الیاسی
• اجرای گیتار استاد مازیار حکاکیان
• اجرای آهنگ بهار دل نشین توسط یروشا همدانی کهن.
با سپاس از کسانی که این مرکز را برای برگزاری این مراسم یاری نمودند از جمله رامین ساخایی بازرس انجمن کلیمیان تهران، هرتصل گلشیرازیان نایب رئیس و مسئول کمیته جوانان انجمن کلیمیان تهران و الیور ملکان مسئول سیستم صوتی.



[1] این نوشته برداشت آزاد و امتداد سخنی است که در برنامهای با همین عنوان در ۱۸/۹ /۱۴۰۲ در گروه فارغ التحصیلان یهودی ارائه شد.
[2] شیرا: شعرغالبا با مضمون دینی
[3] حکایت، سیرهی علما
[4] داراش در اینجا به معنای وعظ است. تا آنجا که من اطلاع دارم اختصاص زمان داراش بین نمازهای مینحا و عرویت شبات در اصفهان از اواخر عصر پهلوی رایج شده و قبل از آن داراش رایج نبوده است. به جز ذکر پاراشای هفته، میزان پرداختن به داستانهای پندآموز و تفاسیر و ... بسته به هر سخنرانی متفاوت است. مثلا در اصفهان آقای بیژن خاکشور از سخنرانانی است که تاریخ و فرهنگ کلیمیان را در سخنانش مد نظر دارد.
[5] از انصاف نگذریم که برخی شبکههای پیدیافساز غیر مجاز کتاب در ایران برای پژوهشگر جوینده در ایران این مشکل را تا حدی آسان کردهاست.
[6] - Dr. Vera Basch Moreen
[7] - از خانم دکتر مورین که این زندگینامهی خودنوشت را اختصاصا برای مجلهی افق بینا نگاشتهاست سپاس بسیار دارم، همچنین از خانم دکتر آریانه ساجد که این امر را میسر کرد، ممنونم.
[8] Franklin & Marshall
[9] (Miniature Paintings in Judeo-Persian Manuscripts)
[10] The Encyclopedia of Jews in the Islamic World Online (EJIW)
[11] این مقاله در نخستین کنگرهی ملی ایرانشناسی (اردیبهشت 1403) ارائه و توسط سردبیر خلاصه و ویرایش شده است.
[12] ישעיהו
[13] ירמיהו
[14] דברי הימים
[15] עזרא
[16] חגי
[17] זכריה
[18] נחמיה
[19] דניאל
[20] אסתר
[21] این مقاله در سال 1402 در «کارنامَگ پارسه» (مجموعه مقالات علمی – پژوهشی پایگا ه میراث جهانی تخت جمشید) منتشر شده و توسط سردبیر خلاصه و ویرایش گردیده و منابع کتابشناختی آن نیزحذف شده است.
[22] سوزنی - Graffiti : نوشتار، حکاکی یا خراش بر روی سنگ با ابزار سوزنی شکل (سردبیر)
[23] در برخی نگارههای سوزنی از کلیمیان در جاهای دیگر دنیا، گاهی در کنار منورا، نگارۀ یک گیاه نیز دیده میشود که کلیمیان بنابر لاویان 23 : 40 آنرا برای عید سوکّوت آماده میکنند و به عنوان لولاو (לוּלׇב) میشناسند. اما از آنجا که در نگارۀ اردشیر و اُهرمزد این گیاهان دور از منورا کشیده شده و در نقوش چوپانی هم به کار رفتهاند، نمیشود آن را لولاو دانست. برای دیدن بنمایههای کلیمی به ویژه لولاو و اتروگ (אֶתְרוֹג)، روی مُهرهای ساسانی. با این همه در کنار منورا و لولاو، گاهی یک شیپور یا شوفار (שׁוֹפָר) نیز وجود دارد که مانند خط کنار منورا در تصویر 6 د تنها یک خط منحنیدار مانند نویسۀ «ر» است.
[24] برای نمونه رک. کتابمقدس، اشعیا، پارۀ 45، پاسوق 1 به بعد.
[25] در تلمود اورشلیمی، رسالۀ پئا 1 : 1 : 36 چنین آمده که «اردوان (אַרְטַבָּן) مرواریدی گرانبها برای یک ربی یهودی (شاید ربی یهودا هناسی) فرستاد و به او گفت که مرا چیزی به همین ارزش بفرست و ربی برایش یک مزوزا (طوماری با نوشتههای مقدس عبری) فرستاد. اردوان به ربی گفت که من برایت چیز گرانبهایی فرستادم اما تو چیزی به ارزش یک پشیز برایم فرستادی! ربی به او پاسخ داد که دارایی تو و من با هم یکی نیست! بلکه تو چیزی برای من فرستادی که من باید از آن نگهبانی کنم و من چیزی برای تو فرستادم که او تو را نگهبانی خواهد کرد هنگامی که خوابیدهای، چرا که نوشته شده 'هنگامی که راه میروی، تو را راهنمایی خواهم کرد' (امثال سلیمان 6 : 22)». از سوی دیگر در رسالۀ عوودا زارا 10ب:16 نیز چنین گفته که «همانند آنطونینوس که به دیدار ربی یهودا هناسی میرفت، اردوان (אֲדַרְכָּן) نیز چنین میکرد و زمانی که آنطونینوس درگذشت، ربی یهودا هناسی گفت: پیوند گسست! و هنگامی که اردوان نیز درگذشت، گفت: پیوند گسست! (נתפרדה חבילה)».
[26] از شاپور یکم در تلمود اورشلیمی بارها با نام «شاپور شاه» (שַׁבּוּר מַלְכָּא) یاد شده و از دوستی او با یک ربی یهودی به نام «شموئل» (שְׁמוּאֵל) سخن گفته است (برای نمونه رسالۀ براخوت 56 آ). افزون بر این حتی نام مادر شاپور را به نام «ایفرا هورمیز» (אִיפְרָא הוֹרְמִיז) آورده که او نیز پیوند خوبی با یهودیان داشت، برای نمونه در باوا بترا 8 : 18 آ چنین آورده: «ایفرا هورمیز مادر شاپور شاه، انبانی پر از دینار به پیشگاه ربی یوسف فرستاد و گفت برای یک میصوای بزرگ باشد».
[27] در موارد شناسایی شده از تختجمشید و نقشرستم، دستکم در یک مورد واژۀ בַּת «دختر» نیز به کار رفته است.
[28] Adolf von Baeyer
[29] Richard Willstatter
[30] Fritz Haber
[31] Adolph Frank
[32] August von Wassermann
[33] Béla Schick
[34] Gertrude Trudy Belle Elion
[35] Bronx
[36] Ruth Gottesman
[37] Ruth Levy
[38] Childrens Evaluation & Rehabilitation Center
[39] David Gottesman
[40] استر گارفانکل Esther Garfunkel. زاده نیویورک و فارغالتحصیل از دانشگاه ایالتی نیویورک. یکی از احیا کنندگان طومارهای بحرالمیت. او همچون پدرش فعال حقوق بشر در امور یهودیان بود.
[41] Ruth & David Gottesman Institute for Stem cells & Regenerative Medicine Research
[42] Ruth L.Gottseman Clinical Skills Center
[43] Epigenetics: مطالعه تاثیر عوامل خارجی و پیرامونی بر کارکرد وتغییرات ژنتیکی
[44] Claudia Dale Goldin
[45] Drew Weissman
[46] بخش نخست این واژگان در شمارهی 56 مجله (زمستان 1400) منتشر شد
[47] شهرهای تهران، اصفهان و شیراز
[48] مزوزا: متنی حاوی آیاتی از تورات که بر چهارچوب در ورودی قرار میگیرد
[49] تفیلین: دو جعبهی چرمی حاوی آیاتی از تورات که در نماز صبح (غیر از شنبه و اعیاد) بر پیشانی و بازوی مرد قرار میگیرد
[50] متن سند شرعی ازدواج
[51] پوست آهو یا بز
[52] کاشر: مطابق قوانین شرع
[53] هخال: جایگاه طومارهای تورات
[54] Elisha Wiesel and the Elie Wiesel Foundation
[55] The Elie Wiesel Foundation for Humanity
[56] Disrupting Uyghur Genocide Conference
[57] Petra شهر باستانی واقع در جنوب کشور اردن. معماری بناهای این شهر که از دل سنگها تراشیده شده، منحصر
بفرد و بسیار مشهور است.
[58] تخم مرغ شَبّاتی : تخم مرغهایی که به شیوهی خاص پخته میشود و یهودیان در روز شنبه تناول میکنند.
[59] براخای هموتصی: دعای مخصوصی که بر نان، قبل از صرف غذا خوانده میشود.
[60] دعای نوارخ (بیرکت همازون): دعای شکرانه بعد از صرف غذا با نان
[61] به کوشش زندهیاد پیام لالهزاری
[62] دومین ماه عبری
[63] سومین ماه عبری
[64] قوم عَمالِق که با بنیاسرائیل به جنگ برخاستند
[65] نیایش
[66] باغی در بهشت که طبق روایت تورات خداوند برای آدم و حوا آفرید.
[67] یهودینشین
[68] سلام علیکم
[69] برکت
[70] عید توراتی
[71] شنبه
[72] غیر مقدس (اشاره به پایان زمان محدودیت تقدس شنبه)
[73] نائل به صواب شوید.
[74] لبنی
[75] بنا به قوانین شرع یهود، خوردن توام غذاهای لبنی (ماستی) و گوشتی (آشی) جایز نیست.
[76] منقلب
[77] یهودیها
[78] غیر حلال
[79] قوانین مربوط به حلال بودن خوراکیها
[80]- «هر چه برای من جایز نیست برای شما گواراست؟»
[81] - گنجینه، محل دفن متون دینی مستهلک شده.
[82] -تلمود که میشنا، هستهی محتوایی آن است مجموعهای مکتوب از تورات شفاهی است که شش سِدِر (جلد) دارد.
[83] با همکاری مهندس امید محبتی مقدم (عضو هیئت مدیرهی انجمن کلیمیان تهران و مدیر روابط عمومی انجمن)
|
|