دن ییصحاق ابربنل

   

آرزو ثنایی
اردیبهشت 79

با نگاهی به زندگی مشاهیر یهود، تصاویری از مقاومت، صبر و از خود گذشتگی و در عین حال سلوك خاضعانه با پرودگار جهان را مشاهده می‌‌كنیم. یكی از این نمونه‌‌هی بارز، دُن یزاك ابربنل است. این مرد بزرگ، شجرة نامة خود را كه به حضرت داود می‌‌رسید در دست داشت. نسل‌‌هی گذشتة او نیز، همگی خدمتگزاران جامعه‌‌ی بودند كه در آن زندگی می‌‌كردند. دن یزاك، در لیسبون پرتغال حدود سال 1437 م. به دنیا آمد. خانوادة سیاستمدار و ثروتمند او در عین حال بسیار مذهبی بودند و دن یزاك همراه با تحصیل تورات و تلمود، به یادگیری زبان‌‌هی مختلف، فیزیك، نجوم، منطق،ریاضی و فلسفه یونان پرداخت. او داری حافظه‌‌ی قوی بود و همین امتیاز، موجب شد كه بسیاری از كتاب‌‌هی خود را، هنگامی كه از خانة خود رانده شده بود، از حفظ بنویسد. تفاسیر ابربنل بر تنخ (تورات و كتب سیر انبیاء بنی اسرائیل) از سادگی خاصی برخوردارند كه این خصوصیت را از راو اعظم لیسبون، ربی «یوسف شاخن»، فرا گرفت. وسعت اطلاعات دن نیز مدیون محیط آزاد خانة او بود، خانه‌‌ی كه مركز تجمع اندیشمندان مسلمان و مسیحی اسپانیا بود. اولین اثر دن، در مورد اثر عناصر چهارگانه (آب، باد، خاك، آتش) با نام «صورت هَیسودوُت- حالت عناصر اصلی» است كه جامعه روشنفكر لیسبون را با یك فكرِ جوان اما شكوفا آشنا كرد. پس از انتشار اولین كتاب، بلافاصله دومین اثر او «عَتِرِت زِقِنیم: تاج پیران» منتشر شد. در این كتاب، ابربنل از درك خد.ا، معنی نبوت، تحسین عرفان یهود كه آنها را حامل حقیقت می‌‌نامد و انتقاد از بعضی فیلسوفان متحجر كه در تاریكی بسر می‌‌برند سخن می‌‌گوید. از میان متفكران فقط هارامبام (موسی بن میمون) را استثنا می‌‌داند و هرگز نمی‌‌تواند تأثیر او را بر خود انكار كند. دن، نمی‌‌خواست روش مفسران پیشین همچون، راشی، ابن عزرا، هارمبان، داوید كیمخی، و گرشونید را تكرار كند،او عقیده داشت بید به تورات با نور درونی نزدیك شد و نه از بیرون بر آن. دُن برتمامی كتاب‌‌هی انبیاء و نوشته‌‌هی مقدس تفاسیری نوشت و سؤالاتی را كه احتمال برای یك غیر یهودی پیش می‌‌ید در این تفاسیر جواب داد. از دیگر كارهی مهم او، بر هم زدن ترتیب سنتی كتاب‌‌هی مقدس بود كه با پژوهش‌‌هی فراوان، آنها را بر اساس وقیع مرتب نمود. با دانش فراوانش در تاریخ و تجزیه و تحلیل آن و همچنین آشنیی او با فلسفه و منطق، توانست یرادات مسیحیان آن زمان را بر تورات جواب گوید. پدر دُن، دُن یهودا، و پدر بزرگش، دُن شموئل، مشاور پادشاهان بودند و این مقام، با شیستگی دن یزاك به او واگذار شد. بدین ترتیب، دُن یزاك مشاور «آلفونسو» و به مرور، دوست صمیمی او شد. آشنیی او با طبقه اشراف پرتغال موجب شد كه پس از مرگ آلفونسو، از نیات پلید شاه «خائو»، پسر 29 سالة آلفونسو، آگاه گردد. دن یزاك از پرتغال كه شروع به آزار یهودیان نموده بود فرار كرد و به اسپانیا رفت. هر چند كه اسپانیا با پرتغال هم مرز بود و دُن می‌‌توانست از سرزمینش خبر داشته باشد ولی به سبب حضور جاسوسان شاه خائو، دن در اسپانیا نیز مخفیانه با عوض كردن محل زندگی خود، سر می‌‌كرد اما چه چیز موجب شد كه شاه فردنیاند و ملكه یزابل، حاكمان مقتدر اسپانیا دن یزاك را به دربار فرا خوانند؟... زمزمة اشراف‌‌زادگان پرتغال كه به اسپانیا فرار كرده بودند... یا «اوراهام سینیور» (كه بعدها مسیحی شد) و جمع كنندة مالیات دربار بود و یا...؟ به هر حال سرنوشت، دوباره دُن یزاك را از دنیی مذهب و تفاسیر دینی، به دربار و طبقة اشراف‌‌زادگان كشاند. البته، این بار با شكوه و جلال بیشتر، زیرا اسپانیا بزرگترین دربار آن روز بود. اما دُن با یك خزانة خالی (به علت جنگ‌‌هی فراوان با پرتغال، مورها و همچنین جنگ‌‌هی داخلی و یالتی) روبرو شد. دُن، مرد عمل بود و به سرعت اوضاع اقتصادی را سر و سامان بخشید. در این میان «توماس دتوركمادا»، روحانی شیطان صفت، كم كم با نفوذ مخفیانة خود اوضاع را آشفته كرد. مسیحیان را بر علیه یهودیان شوراند و پاپ را واداشت كه به فردیناند لقب (فردیناند كاتولیك) دهد. یهودیان باور نمی‌‌كردند كه روابط دوستانة آنها با مردم به زودی به زنده زنده سوختن در میدان‌‌هی شهر، تبعید و سرگردانی تبدیل خواهد شد. با صادر شدن دستورات ضد یهودی، ابربنل به دربار رفت. به شاه گفت كه تمامی ثروتش و همچنین ثروت تمامی یهودیان را در قبال زندگی و آزادی مذهب در اسپانیا به شاه تقدیم خواهد كرد. شاه مردد بود و به محض آمادگی برای قبول پیشنهاد دُن، ناگهان توركمادا با صلیبی نزد آنها ظاهر شد و فریاد زد یهودی اسحریوطی، حواری خود عیسی، «عیسی را به سی پارة نقره، فروخت. پادشاه با نقره و طلا همین كار را خواهد كرد. من استعفا می‌‌دهم و گناهی متوجه من نیست اما پادشاه بید به خد.ا جواب پس بدهد». و صلیب را به صورت یزابل و فردیناند پرتاب كرد و رفت. توركمادا پیروز شد و در 31 مارس 1492 حكمی صادر شد كه در عرض 4 ماه یهودیان، بدون هیچ مال، نقره و جواهر بید اسپانیا را ترك كنند. كنیساها، مدارس، آموزشگاه‌‌هی مذهبی، یادگارهی خانوادگی همه بید ترك می‌‌شدند. دن یزاك با كلام آرام بخش خود، یهودیان را به یاد اجدادشان آورد و آنها را به مقاومت و زندگی ینده تشویق نمود و نوعی سیستم برادری یجاد كرد كه ثروتمند به فقیر كمك كند و او را بیش از پیش در پناه بگیرد. با ابربنل، بزرگان یهود همچون: یزاك ابوهب، بزرگترین دانشمند اسپانیا و رئیس یشیوی گواداخارا- یعقوب حبیب، از سالاما نك، نویسنده تفسیر «عِین یعقوو»- یزاك آراما، نویسندة عَقِدَت یصحاق- و اوراهام زاكوتو، ریاضیدان بزرگ و نویسندة سِفِر یوحَسین كه نظرات او موجب كمك بسیاری به كریستف كلمب شد، به تبعید رفتند. فردیناند، پنهانی از ابرنبل خواست كه در اسپانیا بماند و مسیحی شود ولی ابرنبل به همراه یكی از پسرانش یهودا كه جراح مخصوص دربار بود (با وجود این كه درباریان پسر یهودا را دزدیدند تا از خدمات ابرنبل و یهودا بهره‌‌مند باشند) به ناپل- خلیجی در یتالیا- فرار كرد. روز اخراج یهودیان، در دوم اگوست 1492 برابر با نهم ماه عبری آو (روزة بزرگ یهودیان برای خرابی خانة خد.ا)، مصادف شد. به قولی سیصد هزار و به قولی دیگر هشتصد هزار یهودی از اسپانیا اخراج شدند اما ابرنبل می‌‌نویسد كه فقط ده هزار یهودی از سفر سخت، كشتار پنهانی اسپانیائی‌‌ها، بیماری، فقر و ناامیدی نجات یافتند، ابرنبل، در ناپل نیز یشیواها و مدارس بزرگ تاسیس كرد و به خاطر حضور او، هزاران نفر به ناپل آمدند و زندگی یهودی را تحت حاكمیت فردیناند یتالییی و پس از او آلفونسو دوم (یتالییی) شروع كردند. این حاكمان بسیار درستكار و عادل بودند ولی بار دیگر، ناپل مورد حملة فرانسویان (شارل هشتم) واقع شد و ابرنبل به همراه پادشاه آلفونسو یتالییی به سیسیل و پس از مرگ شاه به كورفو و آخر به ونیز رفت. حاصل این سال‌‌ها سه كتاب در مورد ماشیح (ناجی موعود در دیدگاه یهود) به نام‌‌‌هی «مَعیان یشووعا»، «یشوعَت مِشیخو»، «مَشِمعَ یشوعا»، است كه نور امیدی بر دل تبعیدیان نا امید تاباند. دن در «ونیز» نیز آموزشگاه‌‌هی مذهبی تاسیس كرد و آنجا را نیز محلی برای آموزش تورات نمود. در ونیز نیز به دربار دعوت شد و موجب گشت كه با مذاكراتی كه با پرتغال انجام داد جنگی سر نگیرد. اما اسپانیا و سپس شاه «ماكزیمیلیان» از آلمان به ونیز حمله كردند. ام این بار ابربنل زنده نبود تا احكام سخت بر علیه یهودیان را شاهد باشد. مردی كه در زندگی آرامش نداشت، در مرگ نیز محلی برای آرامش نافت. گورستان یهودیان در «ونیز» و «پاوا» زیر پی سربازان زیر و رو شد. تمامی آثار گورها محو شد و محل مرگ ابرنبل در 1508 یا 1509 میلادی گمنام ماند تا در سال 1904 یهودیان پادوا یتالیا، در مركز گورستان شهر، سنگی برای یادبود این مرد بزرگ بنا نمودند. یادش گرامی باد. نمونه‌‌ی از تفاسیر او در زیر آمده است: * پاراشی صو: چرا هدیة آردی در درگاه خد.اوند مانند قربانی گناه بسیار مقدس است؟ زیرا هدیة مرد فقیر است (كه استطاعت تقدیم گاو یا گوسفند ندارد) و در نظر خد.اوند بسیار قیمت و ارزش دارد. اما قربانی گناه نیز بسیار مقدس است زیر برای توبه تقدیم شده است. چنان كه گفته شده است: «توبه كاران مقامی بسیار بالا دارند و درستكاران كامل هم در حد توبه كاران قرار نمی‌‌گیرند. * با وجود احترام بسیار برای هارامبام، همانند او معتقد به یك جنبش نجات در زمان ماشیح نیستم بلكه اعتقاد دارم ماشیح یك فرد است كه بر علیه ظلم قیام می‌‌كند. * اعتراف می‌‌كنم كه نبید دوران جوانیم را با مطالعة ادبیات یونان باستان می‌‌گذراندم. تورات كلام ا.لهی است و منبع همة علوم. تمامی شك و شبهات با آموزش و انجام كلام خد.اوند كه علم مطلق است برطرف می‌‌شود.

 

 

 

Back Up Next

 

 

 

 

استفاده از مطالب اين سايت با ذكر منبع بلامانع است.
.Using the materials of this site with mentioning the reference is free