انجمن کلیمیان تهران انجمن کلیمیان تهران
   

اقتصاد یهودیان ایران

   

اندازه نوشتار:
 

نشریه داخلی اهوا
برگرفته از کتاب تاریخ معاصر یهود ایران نگارش هما سرشار
تابستان
1388


از دورترين ايام تاريخ ايران تاكنون، يهوديان همواره در كشورمان حضور داشته اند. با اينكه به لحاظ جمعيتي همواره جمعيت ايرانيان يهودي نسبت به ساير هموطنان خود رقمي ناچيز بوده است، اما همين حضور و ادامه زندگي مشترك قبل و بعد از ظهور اسلام، نشانه هايي گويا از فرهنگ و تمدن يهودي است. با همه اُفت و خيزها و نگراني هاي پيدا و پنهان كه در مورد زندگي اقليت هاي ديني در ايران مي توان يادآور شد، هيچ نشانه اي از نسل كشي يهوديان به سبك كشورهاي اروپايي در قرون مختلف در تاريخ و فرهنگ ايرانيان يافت نمي شود.
بررسي دقيق و مستند زندگي كليميان در ايران و تأثير آنها بر اقتصاد، تجارت، كشاورزي، صنعت و علوم كشورمان، قبل از دوران صفويه (1502 تا 1737) امكان پذير نيست. البته نشانه هايي از حضور افراد سرشناس و بزرگان يهودي در مقامات مؤثر حكومتي ايران در قرون 13 و 14 ميلادي مي توان يافت. ولي اين موارد به هيچ وجه نمايان گر موقعيت اقتصادي جوامع يهودي در دوران ذكر شده نمي باشد. سعد ا...، پزشك يهودي در دولت ارغون شاه (1284 تا 1291)، رشيدالدين فضل ا... همداني، وزير دولت غازان خان (1295 تا 1304) و بعضي ديگر از يهوديان را در مقامات دولت هاي ايلخاني ايران مي توان يافت. در همين دوره، از شاهين، شاعر بزرگ يهودي كه تورات را در مثنوي مشهور و معتبر خود به خط عبري و زبان فارسي سروده است، مي توان نام برد.
اما مدارك قابل استناد بسياري از زندگي كليميان در دوران شاهان صفويه در دسترس است. در اين دوره، عمده محل تجمع يهوديان در اصفهان، شيراز، همدان، يزد، كاشان و شهرهاي حاشيه كوير ايران بوده است. جمعيت كثيري از يهوديان كرد نيز در غرب ايران در شهرهاي سنندج، كرمانشاه، كامياران و ديگر نواحي كردنشين زندگي مي كردند. اما در بعضي از شهرهاي ايران چون تبريز به دليل درگيري ها و هجوم هاي گاه و بيگاه و تبعيض هاي فراوان، جمعيت يهوديان عملاً متفرق شده و يا به حداقل رسيده است.
در عصر صفويه، اشتغال به بسياري از حرفه ها براي يهوديان ممنوع بوده و مخصوصاً در دوران شاه عباس، مشاغلي كه يهوديان مي توانستند آنها را انتخاب كنند، در ليستي بدين شرح اعلام شده بود: "نخ تابي، پيله وري، زرگري، فعله گري، بقچه كشي، دوره گردي و غيره." لذا يهوديان از فعاليت در بسياري از فعاليت هاي اقتصادي باز داشته شده و در حاشيه فعاليت هاي جاري قرار مي گرفتند. ولي در كردستان يهوديان عموماً در كشاورزي و خدمات جنبي آن اشتغال داشته و منشأ اثر بودند. البته اين محدوديت ها هرگز نتوانست يهوديان را حتي به صورت پنهاني از فعاليت در زمينه هاي ديگر باز دارد. گزارش جالبي از آمار كليميان شيراز در اواخر دوران قاجار كم و بيش نسبت اشتغال يهوديان را در شهرهاي ديگر نشان مي دهد. از جمعيت 10 هزار نفري كليمي هاي شيراز 5 نفر طبيب، 4 نفر داروساز، 10 نفر ملا، 150 نفر زرگر، 50 نفر تاجر، 10 درصد جمعيت مطرب (در معني امروز، مجريان مراسم شادي مذهبي و هنرمند)، سه درصد عرقيات فروش (توليد و توزيع) و نزديك به 200 نفر صرّاف و بازاري و بقيه پيله ور بودند. البته اين تركيب اشتغال بعد از دوران صفويه است، وگرنه در عصر صفوي شرايط نامساعد بوده و سخت گيري ها چنان بود كه تأثير آن تا اواخر قرن نوزدهم بر جاي مانده است.


يهوديان در دوره مشروطه

عليرغم انقلاب مشروطه در سال 1906 و ايجاد فضاي مناسب تر براي شروع فعاليت اقليت هاي ديني در زمينه هاي اقتصادي، براي يهوديان محدوديت ها به شدت ادامه يافت و در تمام زمينه ها اولويت فعاليت هاي اقتصادي با مسلمانان بود. براي مثال، در اواخر قرن نوزدهم كه فعاليت كليميان در خرده فروشي قماش در اصفهان به صورت چشم گير گسترش يافت، بلافاصله كسبه و فروشندگان مسلمان اعتراضات خود را در اصفهان به گوش مسؤولان رساندند. در نهايت، در همين حرفه ابتدايي نيز محدوديت فعاليت كليميان شكل قانوني گرفت و التزام نامه اي مبني بر محدوديت يهوديان به فعاليت در خرده فروشي پارچه (بزّازي) بين انجمن مقدس ملي اصفهان و بزرگان يهودي به امضاء رسيد. اين التزام نامه در تاريخ يكشنبه 26 ذي الحجه 1324 برابر با 10 فوريه 1907 امضاء گرديد. متن كامل اين قرارداد بدين شرح است: "طايفه يهود در محلات اصفهان و خارج شهر اصفهان الي دو فرسخ، معامله جنس بزازي و علاقه بندي و حرير به كلي ننمايند، اناثاً و ذكوراً. ولي جهت وصول مطالبات سابقه از حال الي سه ماه ديگر به توسط اناث و پيرمردهاي خود كه سن آنها سي و چهل سال زيادتر باشد، در مراوده به خانه هاي مسلمين مجاز هستند، مشروط بر آنكه بقچه جنس بزازي و غيره همراه نبرند تا بعد از سه ماه ... . ولي محض رفاه حال آنها، در دهات كه بيش از دو فرسخ فاصله دارند تا شهر اصفهان و هر چه بعيدتر، در معامله و داد و ستد مجاز هستند، مشروط كه كاري خلاف قانون شريعت مطهره از آنها نسبت به مسلمين صادر نشود و هرگاه خلاف قوانين و شروط مزبور عمل نمودند، امناي مجلس محترم ملي مختارند كه به تكليف خود درباره خلاف كار معمول فرمايند. البته مقرراً در معاملات آنها با ارامنه جلفا و مراوده به خانه آنها ممنوع نيستند. غرض، طرفيت آنها با مسلمين است. اما مطالبات حضرات يهود و مسلمين هرگاه تعويق حاصل نمايند، امناي مجلس محترم همراهي فرموده وصول فرمايند. ديگر اينكه، يهود حق دارد كه در محل خودشان (جويباره) چهار دكان بزازي داشته باشند، ولي حق معامله با نسوان مسلمين ندارند."
پيداست در چنين شرايطي يهوديان جز آنكه در حاشيه فعاليت هاي اقتصادي بمانند، چاره اي نداشتند. اعمال اين التزام و شبيه به آن تا انقلاب مشروطيت و حتي پس از آن، كم و بيش وجود داشته است. اما ارتباط با اروپاييان و تأثير آن بر شرايط اقتصادي ايران و كم توان شدن ديكتاتوري شاهي و توسعه فعاليت هاي اقتصادي و تنوع مشاغل در 150 سال اخير، ارتباط يهوديان را با ساير اقشار ايران گسترش داد. بنابراين نقش كليميان ايران بعد از اين دوره در بررسي تحولات اقتصادي ايران قابل توجه بوده است. به عنوان نمونه، در دوران اخير تعداد پزشكان يهودي، خواه پزشكان درس خوانده و يا تجربي، به نسبت جمعيت بسيار بيشتر از سايرين بوده است. در همدان، تويسركان، اصفهان، شيراز و تهران حرفه پزشكي در خانواده هاي يهودي تقريباً موروثي بوده است.


يهوديان در فرهنگ ايران

يهوديان ايران در زمينه فعاليت هاي فرهنگي بعد از تأسيس مدارس آليانس در ايران (سال 1895)، كارنامه درخشاني دارند. اولين فرهنگ نويس به سبك امروزي، سليمان حييم (1264 تا 1348) بوده است كه با گذشت زماني طولاني از تدوين فرهنگ هاي اين مرحوم، حييم انگليسي به فارسي ، فارسي به انگليسي، عبري به فارسي، فارسي به عبري و مجموعه اصلاحات انگليسي فارسي وي هنوز بيش از ساير فرهنگ ها مورد استفاده دانش پژوهان است. در همين دوران، فرهنگ هاي فارسي به فرانسه و فرانسه به فارسي مرحوم دكتر مرتضي خان معلم و يادآوري نام تاريخ نويساني چون مرحوم حبيب لوي (نويسنده تاريخ يهود ايران) و پرويز رهبر (تاريخ يهود جهان) و در موسيقي ملي ايران و گسترش و غني بخشيدن به آن، نقش مرتضي خان و موسي خان ني داود، بسيار مؤثر و قابل ذكر است.

بانكداران

قبل از تأسيس بانك شاهي به وسيله انگليسي ها و اعلام تأسيس بانك ملي ايران، يهوديان در شهرهاي مختلف در تجارت پول و صرّافي، فعاليت هاي سازمان يافته اي را شروع كرده بودند و حتي نام فاميل خانواده هايي به حسب موقعيت شغلي "بانكي" بود. در سال 1303 شمسي، خانواده حاجي الازار بابازاده، اجازه تأسيس بانك "رهني و كارگشايي" را به نام آشر بابازاده از وزارت صنايع مستظرفه دريافت كردند. در جواز فعاليت اين بانك، وام دهي در مقابل رهن و وام هاي كارگشايي ذكر شده بود. در همين دوران، برادران دردشتي حاجي شموييل و گئولا در كنار محله سنتي كليميان تهران (محله عودلاجان) و حاجي رخميم و حاجي اسحاق فهميان و سپس ميرزا خداداد بانكي، مؤسسات پولي و بانكي مشابه به ثبت رساندند كه البته بعد از سال 1307 و تشكيل بانك كارگشايي، جواز تمام اين مؤسسات باطل شد. البته در دوران جديد بانكداري نيز يهوديان ايران در زمينه مديريت مالي و سرمايه گذاري فعال و سرشناس بوده اند. براي مثال، برابر اطلاعات موجود، در سال 1959 بيش از 100 نفر از كليميان در بانك هاي مختلف سمت مديريت و يا كارشناس داشته اند. در سال هاي بعد از 1325 نيز نقش خانواده القانايان در تأسيس بانك توسعه صنعتي ايران مؤثر بوده و عمده سهام آزاد آن در موقع تأسيس، توسط آنها سرمايه گذاري شده بود.

كليمي بافت

در تجارت سنتي و مدرن فرش، يهوديان از ابتدا تا سال هاي اخير نقش مؤثر و تعيين كننده اي داشته اند. آنها نه تنها در تجارت، بلكه در طرح نقشه و بافت قالي مهارت خاصي داشتند، تا آنجا كه نوعي گره و بافت در فرش هاي اصفهان و كاشان به فرش " كليمي بافت" مشهور بوده است. حتي تجار ايراني يهودي در هامبورگ، زوريخ، لندن، پاريس و آمريكا هنوز هم سرشناس ترين متخصصان و فروشندگان فرش دستباف ايران به شمار مي روند.
صنايع مختلفي چون ابريشم بافي، زري دوزي، مليله كاري و هنرهاي دستي و بومي نيز شاهد هنرمندان مشهور يهودي بوده اند كه بعضي از خانواده هاي آنها حتي در زمان حاضر هم به كارهاي هنري اشتغال دارند. با شروع ايجاد صنايع و كارخانجات بزرگ در ايران، مديران يهودي كه عموماً درس آموخته اروپا بودند، در سرمايه گذاري ساخت و ساز و بهره برداري و بالا بردن سطح اشتغال و رونق صنايع جديد نقش مشهود و مؤثري داشته اند.
خانواده مراد اريه، پيشگام صنايع كاشي و سراميك و خانواده القانايان در صنايع آلومينيوم و پلاستيك، خانواده ميزراهي (راد) در صنايع تبديل مواد و كارتن سازي، خانواده قدوشيم در صنايع ريسندگي و بافندگي، خانواده اونري در داروسازي و خانواده نهائي در صنعت بيمه و بسياري ديگر طي سال هاي 1320 تا 1357 در زمينه هاي مختلف صنعتي كارساز بوده و عموماً از آنها به نيكي ياد مي شود. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و ملي شدن صنايع و تشديد مهاجرت از ايران، فعاليت هاي كليميان در زمينه هاي اقتصادي سطح بالا متوقف شد.
بديهي است، فعاليت هاي اقتصادي كليميان ايران چون ساير ايرانيان تابع شرايط زمان و امكانات موجود و سياست دولت ها و نهادهاي حاكم وقت بوده است. ولي در هر موقعيتي، نگاه يهوديان به اقتصاد ايران، عمدتاً نگاهي وطن پرستانه و با عشق به خدمت به ملت ايران بوده است. اين امر اولاً ناشي از سعه صدر، فرهنگ غني و باور صادقانه مسلمانان هموطن به زندگي مشترك همه اقوام و اديان ساكن سرزمين ايران و ثانياً، وابسته به استعداد و علاقه و پايبندي يهوديان ايران به سرنوشت مشترك با هموطنان خود مي باشد.

 

 

 

 

Back Up Next 

 

 

 

 

استفاده از مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع (بصورت لینک مستقیم) بلامانع است.
.Using the materials of this site with mentioning the reference is free

این صفحه بطور هوشمند خود را با نمایشگرهای موبایل و تبلت نیز منطبق می‌کند
لطفا در صورت اشکال، به مسئولین فنی ما اطلاع دهید