انجمن کلیمیان تهران انجمن کلیمیان تهران
   

کریگ کیل بورگر

   

اندازه نوشتار:
 

کریگ کیل بورگر
مترجم :سیما مقتدر
تیر
 1378

نوجوان 15 ساله ای که با اشتغال به کارکودکان مبارزه می کند.
حدود سه سال است که "کریگ" علیه به کار طاقت فرسای کودکان مبارزه خود را آغاز کرده است. وی با مسافرت های خود به کشورهای جهان سوم و گفتگو با سیاستمداران تاثیرات مثبتی در این راستا داشته و جدیدا هم کتابی در مورد فعالیتهای خود منتشر کرده است. "کریگ کیل بورگر" نوجوانی است که اهالی یکی از شهرهای کوچک کانادا، پدر و مادر وی دبیران آلمانی الاصل هستند که دو نسل قبل به کانادا مهاجرت کرده اند و "کریگ کیل بورگر" در موطن خود بعنوان مشاور وزارت امور خارجه فعالیت می کند. وی بطور منظم در مجامعی مانند سازمان ملل، یونسکو و انجمن جهانی کلیساها و غیره سخنرانی می کند. حتی اخیرا یک مجله خبری او را بعنوان "یکی از مهمترین 20 شخصیت مهم مملکتی" انتخاب کرده است.
زمانیکه با خودش باب گفت گو را باز می کنیم می گوید: "من یک نوجوان معمولی هستم و فوتبال و بسکتبال بازی می کنم. اما دلم می خواهد تمام بچه های جهان مثل من یک زندگی عادی داشته باشند."
آغاز این فعالیت به اردیبهشت 1374 باز می گردد. "کریگ کیل بورگر" مثل هر صبح ضمن صرف صبحانه به دنبال قسمت طنز محلی در روزنامه های کانادا بود که به طور اتفاقی عنوان یک داستان نظر او را به خود جلب می کند "داستان یک پسرک بنام اقبال مسیح". در سن چهار سالگی "اقبال مسیح" را پدر و مادرش به یک کارخانه دار فرش به قیمت 30 مارک فروختند تا بتوانند قروض خود را پرداخت کنند. "اقبال مسیح" تا سن 10 سالگی در کنار بچه ای هم سن و سال خود در حالیکه تمام روز روی زمین می نشستند و پاهایشان به یکدیگر بسته شده بود در کارخانه کار می کرد. او روزانه با 12 ساعت کار فقط 5 فنیگ درآمد داشت. ب این حال "اقبال مسیح" در سن 10 سالگی موفق به فرار از کارخانه می شود. دو سال متمادی این پسر بچه پاکستانی سعی می کرد توجه اذهان عمومی را به کارهای سخت کودکان معطوف کند و در این راستا به کسب جوائزی هم نائل گردید. ولی متاسفانه بطور ناگهانی به قتل می رسد. "کریگ" می گوید: "با مطالعه این داستان برای اولین بار زندگی خود را مرور کردم. من هم مثل اقبال مسیح 12 ساله هستم."
داستان "اقبال مسیح" در سراسر دنیا پخش می شود، اما فقط نوجوانی اهل "تورن هیل کانادا"، "کریگ کیل بورگر" تصمیم به مبارزه ب این بیگاری ها می گیرد. در این راه رهبر مذهبی مسیحیان جهان "پاپ" ملکه انگلستان، و بعضی از روسای مملکتی از وی حمایت می کنند. "الگور" معاون ریاست جمهوری امریکا نیز "کریگ کیل بورگر" را به منزل خود دعوت کرده است.
"کریگ کیل بورگر" برای تحقق یافتن اهداف خود نیاز به سرمایه داشت. او با کمک همکلاسی های خود اجناس اضافی را که در منزل داشتند می فروشند. با درآمد حاصل از این دست فروشی بروشوری چاپ می کند. کم کم با استفاده از کمک های مالی اولیاء و مربیان و سایر همکلاسی های خود گروهی تحت نام "کودکان آزاد" تشکیل می دهد.
"کریگ کیل بورگر" می گوید: در یک روز یکشنبه حین صرف نهار تصمیم به مسافرت به قاره ی آسیا را گرفتم. روز اول والدینم ب این کار مخالفت کردند چون من فقط 12 سال داشتم، اما بعد از یکماه با توجه به اهمیت موضوع موافقت آنها را بدست آوردم. از معلم ها هم اجازه گرفتم و آنها را راضی کردم تا در فرصتهای دیگری امتحانات خود را جبران کنم. پس از آن با یکی از دوستان که دانشجو بود سفرم را به مناطق مختلفی از جمله داکا، کلکته، کاتماندو، دهلی، کراچی، اسلام آباد، بمبئی و صحبت با بچه هائی که برای تهیه ی فقط یک وعده خوراک از ساعت 7 صبح تا نیمه شب در کارخانه کار می کنند یا توسط والدینشان حتی به کارخانه داران فروخته می شوند، مطالبی برایم روشن شد که تاکنون از آنها اطلاعی نداشتم.
او ادامه می دهد تعداد بچه هایی که تحت این شرایط کار می کنند حدود 250 میلیون نفر است و فقط در صورتی در مبارزه خود موفق خواهم بود که به نحوی این دردها و ناراحتی ها را منعکس کنم. به همین دلیل او برای مثال یک گروه فیلمبرداری از شبکه تلویزیونی را با خود به مزارع نیشکر در برزیل می برد تا از فعالیت های بچه های 6 ساله در این مزارع گزارش تهیه کنند وعده ای را نیز جهت مصاحبه با "کارگران خردسال" به کارخانه ها هند اعزام می کند. به این طریق اذهان مردم به این موضوع جلب می شود.
همزمان با سفر "کریگ کیل بورگر" به آسیا نخست وزیر کانادا نیز در هند و پاکستان حضور داشت و یک هیئت اقتصادی جهت انعقاد قرار داد با کارخانه ها کانادایی وی را همراهی می کردند. "کریگ کیل بورگر" خواستار ملاقات با او برای تشریح وضعیت اشتغال کودکان شد. اما به او اطلاع دادند که نخست وزیر فرصتی برای اینکار ندارد. به دنبال آن "کریگ کیل بورگر" از خبرنگاران که هیئت اقتصادی را همراهی می کردند برای مصاحبه با دو کودک هندی که در یک کارخانه وسائل آتش بازی کار می کردند کمک گرفت. در این مصاحبه کودکان وضعیت خود را شرح دادند و به دنبال آن "کریگ کیل بورگر" هم اضافه کرد که "نخست وزیر ما تمایلی به صحبت در این موضوعات ندارد."
با چاپ این مصاحبه در روزنامه های کانادا، نخست وزیر کانادا وقت ملاقاتی برای او تعیین کرد و آنها یکدیگر را در اسلام آباد ملاقات کردند. اوایل صحبت نخست وزیر از شنیدن حقایق گریز می زد اما در انتها قانع شد که علیه بکارگیری کودکان در هر زمان و مکانی باید مبارزه کرد، ت این حد که در مراسم شام رسمی در کانادا زمانیکه یکی از نمایندگان مجلس از این مسئله شکوه می کند که در یک سفر اقتصادی جایی برای صحبت از کار کودکان و غارت آنها نیست، نخست وزیر پاسخ می دهد که این موضع در زمان مناسبی مطرح شده است.
دو سال بعد از گذشت این ملاقات در کانادا مبلغی معادل 800000 مارک برای اقدام بین المللی جهت خاتمه دادن به اشتغال کودکان سرمایه گذاری شد و استفاده از وسائل آتش بازی که توسط کودکان ساخته می شد و نیز فرش های بافته شده توسط آنها ممنوع شد.
اوایل خرداد ماه سال گذشته "کریگ کیل بورگر" بعنوان نماینده اولین سازمان کودکان بنام "کودکان آزاد بدون مرز" که مورد تایید سازمان ملل است در بوسنی هرزگوین قسم یاد کرد. هزاران کودک و نوجوان در سراسر دنیا از کانادا، سوئد، ایتالیا، فرانسه، امریکا، استرالیا و آلمان گرفته تا برزیل، سنگاپور و نیوزلند برای همکاری ب این سازمان تازه تاسیس اعلام آمادگی کردند و کماکان اعضای آن رو به تزاید است.
"کریک کیل بورگر" در تیرماه 1377 در نهمین کنفرانس "روسای گروه ملی جوانان" به پشت تریبون می رود. آنقدر او را تشویق می کنند که با گذشت بیش از 5 دقیقه از حضورش هنوز صحبتهایش قطع می شد. "همیشه از من سوال می شود تو چرا اینقدر در فکر کودکان هستی ؟ تو که خودت هنوز بچه ای. فکر نمی کنی این کارها بچه بازی باشد؟." اما او پاسخ می دهد: "فکر نمی کنید طرز فکر شما اشتباه باشد که کار من بچه بازی تلقی می کنید، در حالیکه بچه های پاکستانی شش روز در هفته تمام وقت روی زمین می نشینند و توپ چرمی فوتبال را می دوزند، توپهایی که هیچ وقت خودشان با آنها بازی نمی کنند." این کلمات "کریگ" نیست که مردم را به تشویق وا می دارد بلکه هنر ذاتی او در سخنرانی است که شاید هر پنجاه سال یکبار یک مورد خلق می شود. او نه تنها جوانترین سخنران می باشد بلکه سخنرانی است که بدون استفاده از پیش نویس سخنرانی می کند، آنطور که انگار خودش روزی تمامی این فشارها را از نزدیک لمس کرده است. نکته جالب توجه در اینجاست که والدینش می گویند که "کریگ" در بچگی لکنت زبان داشته و کسی هم به او فن سخنرانی را نیاموخته است.
اغلب از "کریگ" سوال می شود که آیا موقعیت بچه هایی را که کار می کنند می تواند درک کند، چون خانواده ها به درآمد این بچه ها وابسته می باشند. او پاسخ می دهد: "در هند حداقل 20 میلیون خردسال در شرایط وحشتناکی مشغول به کار هستند در حالیکه تعداد بیکاران بیداد می کند. اما کارخانه داران با رغبت بیشتری بچه ها را استخدام می کنند. چون ارزانتر هستند و به علت بیسوادی هم هیچگونه توان فکری و جسمی برای مقاومت ندارند. اثر کشورهای جهان سوم درصد کمی از بودجه خود را به امور فرهنگی و آموزشی خردسالان اختصاص می دهند مواردی است که ما موظف به تغییر آن می باشیم."
"کریگ کیل بورگر" در سخنرانی های خود هیچگاه از کلمه ی "من" استفاده نمی کند بلکه معتقد است که این کار جمعی است و همیشه "ما" را به کار می برد.
در یکی از مصاحبه ها از او در مورد اهداف آینده سوال می شود. "کریگ کیل بورگر" می گوید هدف این است که برای کلیه ی بچه هایی که غارت می شوند این امکان را فراهم کنیم که به مدرسه بروند. با داشتن علم، دفاع از خود وجود دارد و با داشتن اطلاعات بیشتر برنامه های گسترده تری را می توان طرح ریزی کرد.
زمانیکه بزرگسالان قصد سو استفاده از بچه ها را دارند و مایل نیستند از آنها حقیقت را بشنوند می گویند شما بچه هستید. اما هنگامی که مسئله در آمد و بیگاری پیش می آید حتی یک بار هم نمی گویند که این ها بچه هستند و باید آنها را آزاد بگذاریم.
نوجوانی ب این طرز تفکر عالی چه آینده ای در انتظارش خواهد بود؟ آیا برنده ی جایزه ی نوبل خواهد شد یا رییس جمهور؟ خودش می گوید علاقه به شغل پزشکی دارد. حتما "پزشک بدون مرز" خواهد شد.
"کریگ کیل بورگر" در پایان یکی از سخنرانی های خود چنین می گوید: "همانطورکه من قادر به دیدن و شنیدن هستم، دیگران هم می توانند ببینند و بشنوند. به صرف اینکه فقط 14 سال داریم نباید چشمهایمان را در مقابل سرنوشت افرادی مثل اقبال مسیح ببندیم چرا که درست در همان لحظه ای که اقبال مسیح کشته شد، هزاران اقبال مسیح دیگر به دنیا آمدند. به همین دلیل دست یاری به سوی شما دراز می کنیم تا بتوانیم این کودکان را آزاد کنیم".

نقل از مجله ی زود دوچه زایتونگ و روزنامه اشپیگل اطریش نوامبر 1998

 

 

 

Back Up Next 

 

 

 

 

استفاده از مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع (بصورت لینک مستقیم) بلامانع است.
.Using the materials of this site with mentioning the reference is free

این صفحه بطور هوشمند خود را با نمایشگرهای موبایل و تبلت نیز منطبق می‌کند
لطفا در صورت اشکال، به مسئولین فنی ما اطلاع دهید