آلبوم عکس

   

اندازه نوشتار:


نشریه پرواز  شماره 27 شهریور 1390

 

همیشه وقتی عکس های قدیمی توی آلبومو نگاه میکرد، یک لبخند کم رنگ روی لبش میماسید، یاد دوستاش، اونهائی که روزهای خوب و بدباهاشون بود و فکر میکرد این ساعتها و لحظهها همیشگیاند، یا اینکه از شوخیهاشون میرنجید و با محبتهاشون کینه دلش رو میشست، یاد اینکه درد دلهاشون ساعتها فکرشو مشغول میکرد و تا راه حل درست چیه، یا خودش هیچ وقت با کسی درد دل نمیکرد، شاید نمیخواست بقیه رو ناراحت کنه، وقتی به اون روزها فکر میکرد یاد صحنهی تئاتر میافتاد که بازیگرها وقتی روی سن هستن چقدر با پشت سن فرق دارن، انگار اونها مثل بازیگر بودن، بازیگرهای قهاری که دیگه نیستن .
زنگ تلفن اونو از غرق شدن توی آلبوم عکسها بیرون اُورد، یکی از همون دوستای قدیمی بود .
توی صدای اون غم رو احساس کرد، خیلی با خودش کلنجار رفت که خودشو با غم اون شریک کنه یا نه، وقتی یک لحظه پشت خط سکوت رو احساس کرد، تردید رو کنار گذاشت. یاد روزهای پرخنده و شبهای پر گریه افتاد، تصمیم گرفت مرهم زخمهای کهنه رو با محبت دوباره به اون درست کنه، شاید فکر میکرد زخم دل این طور التیام پیدا میکنه، اون وقت وقتی عکس توی آلبومو میدید، دیگه اون لبخند غمگین روی لبش نمیاومد.
 

 

 

 

Back Up Next

 

 

 

 

استفاده از مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع (بصورت لینک مستقیم) بلامانع است.
.Using the materials of this site with mentioning the reference is free