|
| ||||||||||
|
|
منبع: نشریه نقش جهان
گفتگو با هنرمند كلیمی اصفهان: استاد روبن یروشالمی، از معدود اساتید برخوردار از توانمندی خاص هنر ساخت فیروزه كوب است، او كه متولد 1328 است افتخار شاگردی اساتیدی نظیر الیاهو و سلیمان صدیق پور را داشته است. وی در حال حاضر در اصفهان به ساخت فیروزه كوب اشتغال دارد.
ینجانب روبن یروشالمی فرزند رحیم متولد 1328 هستم كه در شهر اصفهان به دنیا آمده ام. بنده كار فیروزهكوبی را از سن 12 سالگی نزد پدرم فرا گرفتم و مشغول به كار شدم. اشتغال به این كار چند علت دارد: اول این كه این هنر به صورتی ذاتی، نسل اندر نسل در وجود ما بوده است. ثانیاً علاقه به این كار باعث شد تا به این كار مشغول شوم. ثالثاً علت اصلی اشتغال به این كار را فقر مالی خانواده ام میدانم- زیرا در زمان كودكی به علت فقر مالی و عدم تمكن مالی پدرم، من مجبور به ترك تحصیل و مشغول به این كار شدم (بری فراهم كردن خرجی خانواده)- و حدود 40 سال است به كار مشغولم.
صنعت فیروزهكوبی از معدود رشته هی صنیع دستی است كه سابقه تاریخی چندانی ندارد و به همین علت زیاد شناخته شده نیست و قدمت این صنعت در حدود 70 الی 80 سال میرسد. اصل این كار را آقی حكیمیان معروف به محمدرضا، از كشور روسیه وارد ایران كردند و ابتدا در شهر مشهد این كار را رواج دادند و این كار بعد از چندین سال توسط فردی به نام حاج داداش به اصفهان آورده شد و در حال حاضر هم من و چند نفر دیگر مشغول به این كار هستیم.
من سه فرزند دارم یك دختر و دو پسر، پسرهیم علاقه زیادی به این كار دارند و گاهی در كارگاه به من كمك میكنند، ولی من شخصاً به آنها توصیه میكنم كه به این كار مشغول نشوند زیر این كار دردسر زیادی دارد و اهمیت این كار برای مردم مشخص نیست. من علاقه دارم فرزندانم پا به عرصه علوم مختلف گذاشته، وارد دانشگاه شده و آموزش عالی را پشت سر بگذارند زیرا من معتقدم كه پیشرفت بید منطبق با علم روز باشد.
مشكلات در این كار زیاد است از جمله : 1- عدم فراهم كردن مصالح مناسب نظیر سنگهی فیروزه و مواد لاكی كه به شدت كمبود آن احساس میشود. 2- سازمان صنیع دستی نسبت به این صنعت بی تفاوت بوده و یا حداقل نسبت به این هنر اهمیت كمتری میدهد. 3- عدم آگاهی مردم از این صنعت- هنر و ارزش ندادن به این كار.
این كار بسیار مشقت آور است، حتی نسبت به صنیع دستی دیگر. همچنین وسیل و موارد مورد نیاز این كار كمیاب است بنابرین كسی رغبت به یادگیری و رواج این صنعت ندارد. در ضمن صرفه اقتصادی نیز ندارد و با داشتن توانمندی ارزآوری از هیچگونه حمیتی برخوردار نمیباشد.
تفاوت چندانی وجود ندارد فقط درگذشته این كار روی ظروف برنجی انجام میشد ولی حالا به علت نیاز بازار و استقبال مردم از این كار روی ظروف مسی انجام میگیرد.
پیشنهاد من این است كه چون این صنعت از كیفیت بالائی برخوردار است و زیبیی بخصوص خود را دارد، سازمان صنیع دستی بید از طریق تبلیغ، آموزش، در دسترس قرار دادن امكانات این هنر و ... جهت توسعه آن قدم بردارد. همچنین سازمان بید تدابیری پیشه كند كه تولیدات این صنعت به سهولت به كشورهی دیگر صادر شود، در این كار ما هستیم و یك جهان.
دلم میخواهد كه جهت ترویج این صنعت به بقیه آموزش بدهم، ولی به علت كمبود وقت و انگیزه كم حاضر به این كار نیستم، هر چند در حال حاضر در شهر مشهد و اصفهان حدود 30 نفر شاگرد دارم كه در كارگاهها مشغول به كار هستند.
این را صادقانه میگویم اگر دوباره زندگی برای من تكرار شود نه ینكه خودم به این كار مشغول نمیشوم بلكه به دیگران هم توصیه میكنم به این كار مشغول نشوند.
خاطره تلخ همان فقر مالی دوران كودكی بود كه باعث شد ترك تحصیل كرده و به این كار مشغول شوم. خاطره شیرین این كه نصیحتها و پندهی پدرم بود كه آنها را در زندگی سرمشق قرار دادم و تا به حال هم موفق بوده ام. |
|
|