|
| ||||||||||
|
|
محمد جواد
شمس اِسِنیان، نخستین زُهّاد یهودی
اسنیان ( Essenes ) یكی از مهمترین فرقه هی نخستین یهود و گروهی از زُهّاد یهودیاند كه در دورة معبد (هیكل) دوم (515 ق. م.-73م.) (به نظر میرسد كه تاریخ صحیح 352 ق.م. تا 68 م. باشد – سردبیر) و تقریبا در دوره ظهور مكابیان یا حشمونائیان به همراه دو فرقة دیگر یهود پدیدار شدند و تا 73 م. زمان شكست یهودیان و ویرانی معبد اورشلیم به دست رومیان باقی بودند. منابع موجود دربارة این فرقه علاوه بر مكتوبات نویسندگان یهودی و مسیحی به دو گروه عمده زیر تقسیم میشود: 1- آگاهی هی فراهم آمده توسط نویسندگان هم عصر یا نزدیك به عصر و 2- تحقیقات و مطالعات چند دهة اخیر.
1- ریشه و معنی اِسِن (Essene): ظاهرا اسنیان خود این عنوان را بر خویش اطلاق نمیكردند و در طومارهی بحر میت نیز این نام نیامده است بلكه نخستین بار نویسندگان یونانی آن را به كار بردهاند. دربارة ریشه و معنی این واژه نظرات بسیاری مطرح شده است. گیسبرگ (Gisberg) در حدود 20 نظریه مطرح نموده و خود شخصا معتقد است این واژه از «حسیدیم» به معنی افراد پرهیزكار مشتق شده است. بسیاری از پژوهشگران سدة نوزدهم و اویل سدة بیستم معتقدند اسنیان از واژة سریانی Hase و لهجة آرامی شرقی آن به معنی زاهد و پرهیزگار اشتقاق یافته است. حال آنكه واژه مذكور در لهجة فلسطینی چنین بار معنیی ندارد. از اواخر سدة نوزدهم میلادی به بعد كلمة عبری «حسائیم» Hashaim به معنی افراد خاموش و ساكت به عنوان ریشة واژه اسنیان لحاظ گردید كه آن هم پس از مدتی رد شد. شید مقبول ترین و درست ترین قول دربارة ریشة واژة اسنیان نظریة گریتز(Greats) باشد كه آن را مقتبس از لغت آرامی Sayya به معنی شفا دهندگان دانسته است. در طومارهی بحر میت نیز بر مساله شفا دادن تاكید خاصی شده و افزون بر آن ظاهرا اسنیان در طبابت دست داشتهاند. گیزا ورمس (Geza Vermes) بعدها از این نظریه حمیت كرد و آن را بسط بیشتری داد و اسنیان را با فرقة كومران یا قمران ((Qumran یكی دانست و عنوان اسنیان ر برای این گروه در نظر گرفت.
2- پیشینة تاریخی اسنیان: تصویر دقیق و روشنی از تاریخ این قوم در دست نیست. نخستین بار «یوسفوس» در گزارشی از این فرقه یاد كرده است. ظاهرا اسنیان در میان فرقه حسیدیم كه از متعصبترین یهودیان سدة دوم شمرده میشدند و در برابر هجوم یونیانیان و نفوذ فرهنگ هلینیستی از شریعت موسوی حمیت میكردند، نشو و نما یافتهاند. از این رو آنها تنها راه نجات از درگیریها، جنگ و فساد جامعه را پرداختن به مسائل معنوی، اخلاقی و زهد میدانستند. در دوران حكومت سلوكوس چهارم معروف به فیلوپاتر (175-187 ق. م )، یهودیان به دو گروه ارتدوكس به رهبری كاهن اعظم به نام اونیاس سوم، و یهودیان اهل تساهل به رهبری سمعان یا شمعون تقسیم شدند. در پی اختلاف نظر و درگیری میان ارتدوكسها و سلوكیان و تبعید اونیاس، تبلیغ فرهنگ هلینستی به حدی رواج یافت كه در قربانگاه معبد، برای زئوس خوك قربانی كردند و به دستور آنتیوخوس كتابهی شریعت موسوی سوزانده شد. گذراندن قربانی در معبد منع گردید و عدم شركت یهودیان در آداب و یینهی هلنیستی منجر به مرگ آنها میشد. از این رو در سال 167 ق.بسیاری از پیروان «حسیدیم»قتل عام شدند و بقیه نیز به مكتب یهودا مكابی گرویدند بعد از آن قیام مكابیان كه به حشمونائیان نیز معروف است قوم یهود را وارد مرحلة جدیدی از زندگی خود نمود كه با درگیری با اسنیان، آنان از جامعة یهود كنارهگیری كردند و فرسیان قدرت بسیاری یافتند. در زمان هیرودیس كبیر (37 ق.م) اسنیان از آزادی بیشتری برخوردار شدند و به اورشلیم بازگشتند. یوسفوس معتقد است علت توجه و لطف خاص هیردوس به یهودیان، پیشگویی یكی از اسنیان در مورد پادشاهی او در ینده بوده است. دروازة اسنیان كه یكی از دروازههی جنوب اورشلیم است گواهی بر حضور اسنیان در شهر اورشلیم است. هر چند كه اسنیان از جنگ و خونریزی رویگردان بودند، اما در قیام سال 66.م در قیام «بَركُوخباظ با دادن كشته هی زیادی بر ضد رومیان شركت كردند.
3- آداب و یینهی اجتماعی اسنیان: به شهادت یوسفوس و فیلون، جمعیت این قوم كه به چهار هزار نفر میرسید، در منطقهی میان «اریحا» و «عین جدی» در ساحل غربی دریی سیاه سكونت داشتند و بیشتر در اجتماعات كوچك زندگی میكردند. آنان ب این كه قربانیهی خود را به معبد اورشلیم تقدیم میداشتند ولی در اجری مراسم معبد شركت نمی جستند، از لذتهی دنیوی اجتناب میكردند و حبس نفس و امتناع از شهوات را از بزرگترین ویژگی هی اخلاقی به شمار می آوردند. از آنجیی كه اسنیان از ازدواج دوری میگزیدند، برای ادامه حیات اجتماع خود، فرزندان دیگران را كه داوطلب گرویدن به آنان بودند پذیرفته و آنها را مطابق با اصول تعالیم خود آموزش میدادند. آنها از ثروت و برده داری هم به دلیل این كه همگی بید در یك سطح و به طور مشترك از امكانات و احوال بهره ببرند، متنفر بودند. از مهمترین یینهی آنان، نییش صبحگاهی، پیش از طلوع خورشید بود. در این زمان از مسائل دنیوی سخن نگفته و فقط دعا میخواندند و طلوع خورشید را تقاضا میكردند. كار و فعالیت آنان كه كشاورزی و كاردستی بود بعد از طلوع خورشید آغاز میشد و بعد از 5 ساعت كار مداوم، همگی در یك مكان جمع شده و كتانی به كمر میبستند و با آب سرد استحمام میكردند. سپس لباس مقدس پوشیده و در مكانی خصوصی كه تازه واردان اجازة ورود به آن را نداشتند جمع شدند و با خواندن دعی شكرانه توسط یكی از روحانیون، غذا صرف مینمودند. بعد از غذا نیز علاوه بر خواندن دعی آغازین، خد.اوند حیات بخش را تعظیم و ستیش میكردند. سپس جامة مقدس را كنار گذاشته و تا شب و هنگام شام و اجری همین مراسم، به كار میپرداختند. هنگامی كه میهمان یا تازه وارد بر آنان وارد میشد، وسیل راحتی او را فراهم میكردند. با غریبهها و زیردستان مانند دوستان صمیمی خود رفتار میكردند. از دیگر آداب آنان، پرهیز از تدهین بود و به طهارت اهمیت زیاد میدادند و همواره لباس سفید را به جهت پاكی آن میپوشیدند به همین علت آنان را «مغتسلون» (غسل كنندگان) میخاندند. در مان ی فرقه هرگونه فعالیت با اجازة رهبر گروه صورت میگرفت، مگر یاری رساندن و محبت كردن به دیگران. در بین آنان افراد بیمار و مست از احترام و توجه بییشتری برخوردار بودند. یكی از مهمترین یین هی آنان، امتحان خویشتن داری و بردباری شخص داوطلب تازه وارد بود. رهبران اسنیان مجاز نبودند از قدرت خود برای اهداف شخصی استفاده كنند و بید سوگند یاد میكردند كه مقررات و تعالیم گروه را بدون هیچ كم و كاست نشر دهند و از كتب مقدس و نام فرشتگان با دقت حفاظت نمیند. اگر كسی از این مقررات سرپیچی میكرد از اجتماع طرد میشد. آنان در محاكمه نیز دقت زیادی داشتند و هرگز در دادگاهی كه اعضی آن كمتر از 100 نفر بودند، حكم نمیكردند.
4- اعتقادات اسنیان: اسنیان خود را فرزندان نور میخواندند كه چشم به راه پادشاه نور هستند و در مقابل، دیگران را اولاد ظلمت میشمردند كه «فرشتة تاریكی» و اهریمن بر آنان حكومت میكند. آنها معتقد بودند كه همه چیز تحت امر خد.اوند است و آنان بید برای دست یابی به صداقت بكوشند. در بین آنها اعتقاد جبری مذهبانه رواج داشت ولی مجازات ابدی را قبول نداشند و به جاودانگی روح معتقد بودند. اسنیان بر این باور بودند كه روح از زیباترین مادة اثیری نشأت گرفته است و پس از مرگ هنگامی كه روح از قید و بندهی جسم آزاد میشود، شاد و مسرور به سوی بالا صعود میكند. این اندیشة اسنیان شباهت بسیاری به اندیشة ایرانیان و یونانیان داشت. این قوم به پیشگویی نیز اعتقاد داشتند و پیشگویان ماهری هم از بین آنان برخاست. اسنیان در حفظ قوانین روز سبت (شنبه یا شبات) از همة یهودیان سختگیرتر بودند.
5- اسنیان و تومارهی بحرمیت: در فاصلة سالهی 1947 تا 1956م در غارهی كومران در شمال غربی بحر میت، واقع در صحری اردن تومارهیی كشف شد كه تاریخ تحریر آنها را در فاصلة 135 ق.م. تا 65 م. حدس زده اند، در میان این آثار، قدیمی ترین نسخة كتاب اشعیاء (یشعیا) نبی، تفسیرهیی بر برخی كتب عهد قدیم و نیز آداب و یینهی ساكنان این ناحیه موجود است. شباهتهی میان ساكنان این ناحیه با اسنیان باعث شده محققان، این دو فرقه را در اصل یكی بخوانند. علاوه بر آن حفاریهی 1896. م در قاهره حاكی از گروه دیگری نام «هم پیمانان دمشق» میدهد كه در عصر اسنیان میزیسته و شباهت بسیار زیادی ب این فرقه داشتهاند. برخی از نسخ خطی كه در این حفاری بدست آمد تحت عنوان «گزیدههیی از تألیفات صدوقیان» انتشار یافت. این نوشتهها وجود گروهی دیگر از یهودیان را آشكار میسازد كه خود را فرزندان «صادوق» مینامیدند و به رهبری شخصی بنام «كوكب» به دمشق كوچ كردند و در آنجا گروه جماعت «پیمان جدید» را تشكیل داده و راهبانه زندگی میكردند. آنان به اورشلیم، شهر مقدس، وفادار ماندند و به اسنیان شباهت زیاد داشتهاند. 50 سال بعد از كشف تومارهی غار كومران، شباهتهی بسیاری تومارهی تعدادی از با «گزیدههیی از تألیفات صدوقیان» پیدا شد. این شباهتها شید به این معنا باشد كه در میان گروههی مختلف دینی، ارتباط نزدیكی وجود داشته است. یكی از تومارهی بحرمیت كه در غار اول كومران كشف شد به نام «قانون جماعت» یا «كتاب نظام»، اطلاعات مفیدی از جماعت كومران بدست داد و به همین سبب، برخی، آنان را همان فرقة حسیدیم پنداشتهاند. بین اسنیان و كومران تفاوتهیی نیز وجود دارد. از جمله این كه كومران در انزوی مطلق زندگی میكردند و مالكیت شخصی نیز در میان آنها وجود داشت اما در بین اسنیان ثروت و داریی شخصی وجود نداشت و در شهرهی كوچك و روستاها زندگی میكردند. اسنیان، به جز یك فرقه از آنها ، بقیه از ازدواج متنفر بودند كه همین، وجه تمیز كومران و آنهاست.
منبع:
|
|
|