آيين‏هاي عزا و سوگواري در دين يهود

   

 خرداد 85
دكتر عبدالحسین طریقی

انسان به طور طبیعی در برخی مواقع مانند مرگ دوستان و بستگان نزدیك، یا رهبران دینی و ملی و مصیبت فردی یا اجتماعی غمگین شده و به سوگ می‏نشیند. یكی از مهمترین این موارد غم و اندوه دینی است كه حالت تأثر روانی آن با اندوه شخصی از نظر محتوی و انگیزه تفاوت دارد. در ادیان این حالت نهادینه شده و در قالب یك مراسم دینی خود را می‏نمیاند. در دین یهود به مناسبت‏هیی از قبیل رحلت حضرت موسی و دیگر انبیا، مصائب بنی‏اسرائیل، تخریب بیت‏المقدس و قتل و كشتار یهودیان سوگواری و عزاداری برگزار می‏گردد. برخی از آنها ریشه در كتاب مقدس دارد. عهد عتیق به موارد متعددی از سوگ و عزا اشاره می‏نمید و به خصوص صحیفه مراثی ارمیاء نبی كه حاوی نمونه‏هیی از این حالت است.

اَشكال سوگ در كتاب مقدس :

قِریعا  (لباس پاره كردن) :

جامه چاك كردن، یكی از رسوم ریج سوگ در قسمت‏هی نقلی و توصیفی عهد عتیق است نمونه آن جامه دردیدن یا پاره كردن لباس رئوبن است. رئوبن هنگامی كه سرچاه برمی‏گردد و می‏بیند كه یوسف در چاه نیست جامه خود را چاك می‏زند. (پیدیش: 29: 37). یعقوب رخت خود را پاره كرد و پلاس در بر كرد و روزهی بسیار برای پسر خود ماتم گرفت و ... گفت سوگوار نزد پسر خود به گور فرود می‏روم. (پیدیش : 35: 37).

عكس‏ العمل یوشع و بزرگان بنی‏اسرائیل هنگام شكست در «عی» لا به همین نحو است:

یوشع و مشیخ اسرائیل جامه خود را چاك زده، پیش تابوت خداوند تا شام رو به زمین افتادند و خاك به سرهی خود پاشیدند. (یوشع 6: 7). واكنش حزقیا به سخنان رَوْ شاقه: چون حزقی این را شنید لباس خود را چاك زده و پلاس پوشیده (دوم پادشاهان 1: 19) (شعیا 1: 37). مردخی هنگام شنیدن خبر قتل‏عام یهودیان: چون مردخی از هر آن چه شده بود اطلاع یافت، جامه خود را دریده پلاس با خاكستر دربر كرد. (استر : 1: 4)

یوب هنگام شنیدن مرگ فرزندان: آن گاه یوب برخاسته جامه خود را دریده و سر خود را تراشید (یوب : 20: 1). دوستان او هنگام تسلیت گفتن: با آواز بلند گریستند و جامه خود را دریده خاك به سوی آسمان بر سر خود افشاندند. (یوب : 13: 2)

جامه دریدن: گاه به معنی گریز از عواطف و احساسات غیرقابل وصف یا به عنوان جیگزین نمادین آسیب و نقص عضو است.

پلاس پوشی: تقریباً پلاس پوشی در ماتم به اندازه جامه دریدن ریج بوده است (دوم سموئیل 3:31 مزامیر 12: 30 مراثی 10: 2)

حزقیال پیشگویی می‏كند كه ماتم شهر صور با درآوردن لباس‏هی قلابدوزی شده و پوشیدن لباس‏هی خاص عزا خواهد بود: رخت قلابدوزی خویش را بكنند و به ترس‏ها ملبس شوند (حزقیال 16: 26 و 27: 7). یوآب زنی دانشمند از تِقوعَ آورد و از او خواست خود را مثل ماتم‏كننده ظاهر سازد و لباس تعزیت پوشد تا نزد داود بفرستد (دوم سموئیل 2: 14) كه بی‏شباهت به لباس بیوگی كه تامار بیوة عِر لق - پسر یهودا – پوشید، نیست (پیدیش 19-14: 38). میكاه نبی برهنه شدن عزادار را غیرعادی نمی‏داند. برهنه و عریان خواهم رفت و مثل شغال‏ها ماتم خواهم گرفت (میكاه نبی 8: 1)

خاكریزی بر سر: یكی از انواع آداب عزا كه در یهودیت اخیر نیز باقی مانده است. خاك بر سر ریختن است. یوشع و مشیخ اسرائیل بر زمین افتادند و خاك به سر خود پاشیدند. (یوشع 6: 7 / دوم سموئیل 19: 13 / ارمیاء 34: 25 و 26: 6 / حزقیال 30: 27 مراثی 10: 2)

خود نیاراستن: اجتناب از پوشیدن زیورآلات، چون قوم این سخنان بد را شنیدند ماتم گرفتند و هیچكس زیور خود را بر خود ننهاد.

پرهیز از روغن‏مالی و تدهین و شستشو: داود پس از فوت پسرش برخاسته خود را شستشو داد، تدهین كرد. ( دوم سموئیل 20: 12)

روزه گرفتن : (دوم سموئیل 25: 3 / استر 3: 4 عزرا 6: 10 / نحمیا 4: 1)

سینه زدن : اشعیاء، عزادار را با وصف سینه‏زنی توصیف می‏نمید: برای مزرعه‏ه ی دلپسند و موهی بارور، سینه خواهند زد. (اشعیاء 12: 32)

كلمه معادل سینه ‏زدن در عبری سافَد Safad ספד كه تعدیل به یك اصطلاح عام برای سوگواری و عزاداری הספד شده است. ابراهیم آمد ت برای ساره ماتم و گریه كند. (پیدیش 3: 22). كه حس ماتم و گریه به خود می‏گیرد: آن نبی به شهر آمد تا ماتم گیرد و او را دفن نمید (اول پادشاهان 30: 13/ میكاه 8: 1)

قطع مو و ریش : ظاهرا یهودیان به مناسبت مرگ ناداب و ابیهو – پسران هارون – به نشانه عزا و سوگ موهی سر خود را بلند و پریشان می‏كردند. البته كاهنان (از میان لاویان) مثل هارون مجاز به چنین كاری نبودند.

موسی، هارون و پسرانش اِلعازار و یتامار را گفت موهی سر خود را بلند نكنید و گریبان خود را چاك نزنید. مبادا بمیرید. اما خاندان بنی‏اسرائیل ماتم خواهند كرد. (لاویان 7 و 6: 10)

در یهودیت متأخر و جدید برای عزادار واجب و ضروری است كه موهیش را بلند كند. در آن روز خداوند خالق به گریستن و ماتم كردن و كندن مو و پوشیدن پلاس خواهد خواند. (اشعیاء 12: 22)

سرتراشیدن (كندن موی سر): انبیاء تراشیدن سر را به عنوان یك مراسم و سنت عزاداری معرفی كرده‏اند. (اشعیاء 12: 22 / ارمیاء 6: 16 / حزقیال 18: 7 / عاموس 10: 8)

در همین جهت یوب هنگام شنیدن مرگ فرزندانش موهی سرش را می‏تراشد: باد شدیدی وزیده جوانان مردند. آن گاه یوب برخاسته جامه خود را درید و سر خود را تراشید و به زمین افتاده و سجده كرد. (یوب 21: 1)

حتی زن غیریهودی كه در جنگ اسیر شده است می‏بید تراشیدن سر را به عنوان یك رسم عزاداری رعیت كند. در میان اسیران زن خوب صورتی دیده عاشق او بشوی و بخواهی او را به زنی خود بگیری پس او را به خانه خود ببرد و سر خود را بتراشد و ناخن خود بگیرد و برای والدین خود یك ماه ماتم گیرد. (تثنیه 13: 12)

عمامه ‏برداری: بنابه توصیه حزقیال نبی برای ابراز تأسف و اندوه برداشتن عمامه از سر مرسوم بوده ا ست. ی پسر انسان ماتم و گریه نكن و اشك از چشمت جاری نشود ماتم مگیر بلكه عمامه بر سرت بپیچ و كفش به پیت بكن و شارب را نپوشان و طعام مردم را نخور.

سرپوشی: پوشاندن سر نیز یكی از آداب و مراسم عزاداری شناخته شده است (حزقیال 17: 24) داود چون به فراز كوه زیتون می‏رفت گریه می‏كرد و با سر پوشیده و پی برهنه می‏رفت. (دوم سموئیل 30: 115) (ارمیاء نبی 4 و

3: 14 / استر 12: 6 و 8: 7)

لغت‏شناسان برای معادل عبری پوشش دو ریشه ذكر كرده‏اند: اولا از ریشه خافا به معنی پوشش و ثانیاً از ریشه مشابه عربی حافی به معنی پابرهنه كه آن هم هم‏ریشه با كلمه عبری یاحِف ‎Yahef به معنی پابرهنه است.

ریشه دوم گواهی حزقیال و اشعیا را در سفر تثنیه اثبات و تیید می‏نمید.

در كنار تراشیدن سر و ریش، انبیاء رسم قطع و جرح گوشت دست و دیگر جاها را نهی كرده‏اند.

كسی بریشان ماتم نخواهد گرفت و خویشتن را مجروح نخواهد ساخت و موی خود را نخواهند تراشید (ارمیاء 7: 16). هشتاد نفر با ریش تراشیده وگریبان دریده و بدن خراشیده هدیا و بخور آوردند (ارمیاء6: 41). به نظر می‏رسد آنها از تحریم و نهی چنین مراسم و آداب و رسومی غافل و بی‏اطلاع بودند. برای كاهنان یعنی پسران هارون، یراد جرح و زخم در گوشت، تراشیدن سر و ریش از تمام انواع ماتم و عزا تحریم شده است به استثناء این كه در مورد مرگ در، مادر، پسر، دختر، برادر یا خواهر مجرد كاهن باشد.

سر خود را بی مو نسازید و گوشه‏هی ریش خود را نتراشید و بدن خود را مجروح ننمیند. (لاویان 6: 21)

سفر لاویان تراشیدن و كندن مو، خالكوبی و زخمی و مجروح كردن را به عنوان یك رسم عزاداری برای همه بنی‏اسرائیل تحریم می‏‎كند.

سر و ریش خود را نتراشید بدن خود ر برای مرده مجروح نسازید. (لاویان 28: 19)

سفر تثنیه، مجروح كردن بدن و تراشیدن سر را به عنوان یك رسم عزاداری برای تمام بنی‏اسرائیل تحریم می‏كند. شما پسران یهوه خدی خود هستید پس برای مردگان، خویشتن را مجروح ننمید و مابین چشمان خود را متراشید (تثنیه 1: 14)

سفر لاویان انگیزه تحریم‎‏ها را میل به اجتناب از پلیدی و نجاست در رسوم دینی معرفی می‏كند. (لاو: 19)

در حالی كه سفر تثنیه انگیزه تحریم را تلاش برای نیل به قداست می‏داند.

زیرا تو برای یهوه خدیت قوم مقدس هستی و خداوند تر برای خود برگزیده است. (تثنیه 3: 14)

پوشاندن لب: میكاه و حزقیال نبی پوشش لب (بالیی) را به عنوان شیوه ابراز و بیان ماتم و اندوه ذكر كرده‏اند. برای مرده ماتم نگیر بلكه عمامه بر سرت بپیچ و كفش به پیت بكن و شاربهیت را نپوشان و طعام مردم را نخور. (حزقیال 18: 24)

جمیع یشان لب‏هی خود را خواهند پوشانید. (میكاه 8: 3)

سفر لاویان همین رسم را همراه كشف و پریشان كردن مو و جامه دریدن برای مبروصان توصیه می‏كند اما مبروص گریبان او چاك شده و موی سر او گشاده و شاربهی او پوشیده شود. (لاویان 46: 13)

در كتاب مقدس وضعیت مطلوب و آرمانی عزادار و ماتم‏زده حالت نشستن است. (حزقیال 16: 26) پادشاه نینوا ردی خود را درآورد پلاس پوشیده بر خاكستر نشست (یونس 7: 3) (یوب 13: 2) یا حالت خوابیده بر روی زمین در یهودیت متأخر متداول گردید. (دوم سموئیل 31:13 / مراثی 21: 2)

دست بر سر: دست گذاردن بر سر بنا بر كتاب سموئیل و ارمیاه نبی: تامار خاكستر بر سر خود ریخ و جامه رنگارنگ را كه در برش بود دریده و دست خود را بر سرت گذارده روانه شد. (دوم سموئیل 20: 13) از این نیز دست‏هی خود را بر سرت نهاده. (37:2)

آن چنان كه در یهودیت متأخر توجه شده، عهد عتیق میان عزا و ماتم قبل از خاكسپاری و بعد از دفن تمیزی قائل نیست.

آن چه می‏توان آداب و رسوم ماتم و سوگواری در كتاب مقدس نامید همانست كه یهودیت متأخر را به یهودیت متقدم و اولیه پیوند می‏دهد. از این رو دانیال با پرهیز از گوشت و شراب عزاداری می‏نمید. (دانیال 23: 10) در حالی كه میشنا (كِتووُت: 4: 4) نواختن نی و فلوت را در مراسم تدفین توصیه می‏نمید. عهد عتیق سوگواری را با انقطاع و توقف رقص و وسیل موسیقی همراه می‏داند. شادمانی دف‏ها تلف شده، آواز عشرت‏كنندگان باطل و شادمانی بربط‏ها ساكت خواهد شد (اشعیاء 9: 24) (ارمیاء 12: 31 / مزامیر 12: 30 / یوب 31: 30 مراثی 15: 5 / جامعه 4: 3) همان‏گونه كه روحانیون یهودیت متأخر انجام می‏دهند. از همراهی هدیه دادن با پیان و توقف عزاداری، می‏توان حدس زد كه رسم هدیه دادن برای عزاداران مانند یهودیت متأخر ممنوع بوده است (1) (كارو: شولحان عاروخ/ یورِه دِعا 3: 385)

یهودیت اخیر به عنوان تیید جیگاه ارزشمند اموات (2) و به جهت درخواست رحمت الهی اشكال مختلف عزا و سوگواری را پذیرا گردید. (تَعْنیتْ 1: 2)

هر یك از مكاتب معاصر انسان‎‏شناختی ضمن حمیت و تأكید بر یكی از انگیزه‏هی فوق دیگر گریش را حذف نمودند. هر دو انگیزه و گریش در وری بسیاری از آداب و رسوم عزاداری در كتاب مقدس به چشم می‏خورد.

به نظر برخی از مفسرین هدف و انگیزه مجروح كردن بدن در اصل فراهم كردن زمینه تغذیه از خون برای روح متوفی و مقصود از قطع و كوتاه كردن مو، این كه روح بتواند با قدرت نهفته در بدن به حركت درید.

 

 

 

Back Up Next

 

 

 

 

استفاده از مطالب اين سايت با ذكر منبع بلامانع است.
.Using the materials of this site with mentioning the reference is free