|
| ||||||||||
|
|
گزارشگر : مهدی
فردوسی مشهدی دع برای ظهور ماشیح (منجی
جهان) در نمازهی سه گانه یهود جی دارد.
آینده روشن: به نظر میرسد میان موعود باوری در یهود و یده برگزیدگی قوم بنی اسرائیل پیوندی خاص وجود دارد. دیدگاه شما در خصوص آموزه برگزیدگی این قوم و ارتباط آن با موعود باوری در یهود چیست؟ وقتی از یهود سوال می شود بید روشن كنیم كه از كدام یهود سوال میكنیم؟ از یهود كلاسیك توراتی و تلمودی (سابقه تورات 3300 سال است و سابقه تلمود نهیی 1500 سال پیش است كه در آن زمان یهود در مقابل جهان كفر بوده است) یا یهود امروزی یعنی یهود پانصد سال یا هزار سال پیش تا كنون؟ هر سوالی كه می شود بید این مساله روشن شود كه از كدام یك از این دو مرحله سوال می شود. در مورد برگزیدگی هم همانند دیگر سوالات همین قضیه وجود دارد. طبق متن صریح تورات و كتب انبیی یهود و تلمود، قوم یهود برگزیده است زیرا كه در آن زمان تنها قوم خدا پرست و یا حداقل تنها قوم داری شریعت مدون خدیی بوده است. ( با توجه به این نكته كه دین زرتشت برای یهود كلاسیك شناخته شده نیست و حتی اگر بگوییم زرتشت از نظر تاریخی مقدم بوده است، ذكری از آنها به میان نیامده است یا به زعم یهود آن زمان موحد شمرده نشده اند.) بنابر این در آن وقت یهود بوده و جهانی از كفر لذا اعتقاد به برگزیدگی كاملا منطقی بوده است. اما مسلم است كه بعد از پدید آمدن اسلام و مسیحیت، (هرچند كه یهود شید موضع دیگری نسبت به آنها داشت) چون ینها موحد بودند، این برگزیدگی كم رنگ شد و آن شكل خود را از دست داد ولی معنی دیگری از برگزیدگی كه در خود تورات به صراحت ذكر شده و امروز هم كسانی كه همچنان ادعی برگزیدگی یهود را دارند می توانند به آن استناد كنند ، این است: خداوند در تورات (خطاب به بنی اسرائیل) می گوید : شما «مملخت كهنیم » هستید . مملخت كهنیم یعنی مملكت كاهنان. در یهود یك تیره ی داریم مانند سادات در اسلام كه ینها سبط لاوی هستند و گروهی از آنها كه از نسل حضرت هارون هستند ، كاهن یا كهن خوانده می شوند و در زمان آبادی بیت المقدس این گروه تنها عهده داران مراسم رسمی عبادت و تقدیم قربانی بودند، یعنی واسطه ی بودند میان بنی اسرییل و خدا. كاهنها گروهی هستند ( البته در زمان كنونی كاهنها هستند اما وظیفشان دیگر مانند آن زمان وجود ندارد) كه یهودی هستند اما یهودیانی برگزیده از میان بهودیهی دیگر كه به خاطر اصل و نسبشان انتخاب شدند كه مراسم عبادی و قربانی ها را انجام بدهند. به طور مثال صحن بیت المقدس از نظر قداست درجه بندی شده بود مكانی وجود داشت كه همه می توانستند به آن وارد شوند و در یك مكانی زنها نمی توانستند وارد شوند و در مكانی دیگر فقط سبط لاوی می توانستند وارد شوند و یك قدس الاقداسی داشتند كه همان نقطه مركزی بیت المقدس بود و فقط كاهن اعظم یهود سالی یكبار می توانست در آنجا ساعاتی را وارد شود و مراسم را اجرا كند. وقتی در تورات می گوید شما مملكت كاهنان هستید ، این موضع را نسبت به جهان اعلام می كند یعنی میگوید نسبت شما به جهان همانند نسبت كاهن است به سیر یهودیان. پس برگزیدگی شما نسبت به جهانیان به این صورت است كه قرار بوده شما مراسم عبادی را به نیابت از سیر اقوام جهان انجام بدهید یعنی شما نسلی از انسانها هستید كه به دلیل سابقه یا هر چیز دیگری برای انجام مراسم عبادی برگزیده شده اید. در مناسک یهود نیز سمبلی از این جریان وجود دارد در یكی از اعیاد یهود كه جشن سكوت یا عید سیبان ها نام دارد و هشت روز است، در روز آخر هفتاد گاو یا گوسفند به نشانه هفتاد قوم جهان قربانی میشود نه فقط برای یهودیها ، بلکه یهودیها قربانی می بردند برای كل مردم جهان، جهانیانی كه شید اصلا اطلاعی نداشتند كه یهودیان چه كسانی هستند و یا چه می كنند. این تعبیر دیگری است از برگزیدگی قوم یهود هر چند كه نظر نهیی نیست و چه بسا كسانی سر سختانه به همان معانی اولیه برگزیدگی معتقد باشند و گروهی دیگر این مساله را تمام شده و متعلق به زمان گذشته بدانند. آینده روشن: برخی بر این باورند که یهودیان چون از طرفی خود را برگزیده می دانستند و از طرفی در طول تاریخ وعده های الهی در مورد این قوم برگزیده تحقق نیافت، کم کم بر اندیشه موعود و ماشیح متمرکز شدند. آیا تبیین اینچنینی از موعود باوری یهود به نظر شما صحیح است؟ ین مساله هم به تفاسیر مختلف برمی گردد. آن چیزی كه در متن مقدس صراحتی در مورد آن نباشد، تفسیر بردار است و تفسیر هم بر اساس عقید و احساسات انسانها انجام می شود. عده ی بر این باورند كه لفظ ماشیح و اشاره به او از ابتدی آفرینش جهان بوده است. هر چند در خود تورات كلمه ماشیح ذكر نشده ولی به استناد یات اولیه تورات، در هفت روز آفرینش جهان، در یكی از این روزها و مراحل آفرینش گفته شده است كه روح خداوند بر سطح آبها پرواز می كرد وین روح خداوند را اولین اشاره دانسته اند بر روح ماشیح و منجی كه از ابتدا قرار بوده است بیید . استناد دیگر به تورات سخنی است از حضرت یعقوب كه در هنگام فوت فرزندان را جمع می كند و می گوید تركه تادیب از یهودا (یعنی نسل یهودا یا همان یهودیان) دور نخواهد شد تا ینكه منجی از او ظهور كند و ملتها از او اطاعت كنند . یعنی حضرت یعقوب در شریطی كه هنوز توراتی نیامده است و بدان صورت قوم یهودی تشكیل نشده پیشبینی میكند كه كسی می ید كه همه از او اطاعت می كنند. می بینیم كه ریشه ها را می شود در ینجا پیدا كرد . حضرت یوسف همیشه بشارت می داده است ( اسارت بنی اسرییل در مصر شید در پیان دوران یوسف بوده و یا ینكه یشان پیش بینی می كرده) و می گوید كسی خواهد آمد كه نشان می دهد خداوند شما را مورد تفقد قرار می دهد . یعنی همانطور كه شما اشاره كردید ، همیشه به دنبال این بوده اند كه بگویند رنج با ظهور مجی پیان می یابد و تمام می شود. اما به طور صریحتر كلمه مسیح یا ماشیح (لفظ مسیح، همان معرب لفظ ماشیح عبری است) را در كتب انبیی یهود اشعیا، ارمیا، میخا و زكریا می بینیم كه در آنجا اشاره به موعود كرده اند كه می ید و صلح را برقرار می كند. این یات معروف است كه گرگ با بره خواهد خوابید و نیزه ها و شمشیرها به قیچی باغبانی و گاو آهن تبدیل می شوند و ینها به صراحت در كتاب مقدس یعنی كتب انبیی یهود و بعد از تورات آمده است. در برخی قسمتهای این کتابها هم نسبت فردی به او داده اند و مثلا كوروش را در كتاب اشعیی نبی، مسیح خداوند ذكر می كند . چون كورش كسی بود كه اولین تبعید بنی اسرییل را پیان داد و بعد از ینكه آنها به ایران باستان پناهنده شدند، كورش، آشوریها را شكست داده و سرزمین اسرائیل را تسخیر كرده و به یهودیها اجازه می دهد برگزدند و برای دومین بار معبد بیت المقدس را بنا كنند . و همین كار او باعث شده كه او در یهود یك نجات دهنده تلقی شود و به او لقب مسیح یا ماشیح داده شده است. بنابر این یده ها از ابتدا وجود داشته است و در جاهیی هم به صراحت گفته شده ولی بعد از تبعید نهیی یهود است که در تلمود به صورت مفصل در مورد ماشیح صحبت شده است. شریط ظهور او، ینكه او كه هست و چه خواهد كرد ، همه ینها در تلمود كه 1500 سال پیش تدوین شده آمده است. بعد از تلمود بر حسب نوساناتی كه در تاریخ یهود بوده است گریش به این باور گاهی زیادتر و گاهی كمتر شده است و تقریبا می شود گفت با رفاه و امنیت یهودیان نسبت عكس داشته است. هر جا رفاه و امنیت كم شده است آنها بیشتر به دنبال منجی بوده اند و هر جا رفاهشان بیشتر شده است این مساله كم رنگ شده است. به طور مشخص در حدود سال 132 میلادی یكی از یهودیان شجاع به نام بركوخبا كه یك سردار نظامی بوده است، گروهی را جمع می كند و برابر رومی ها شورش می كند ( رومی هیی كه اسرائیل را تسخیر كرده بودند و یهودیان را از آنجا تبعید كرده بودند). این فرد با یده بازگشت به دوران كتاب مقدس و شكست دادن دشمنان خدا قیام می كند و برابر رومی ها شورش می كند و اتفاقا یكی از بزرگترین عالمان تلمودی به نام ربی عقیوا تمام شاگردانش را به عنوان سپاهیان او می فرستد و باور داشته است كه او همان مسیح موعود است. البته بركوخبا شكست می خورد و اكثر شاگردان و طلاب مذهبی مكتب او كشته می شوند. این جریان یك مثال است و در تاریخ یهود بارها تكرار شده است. آینده روشن: هم اکنون در میان کلیمیان چه اعتقاداتی در مورد برگزیدگی و موعود باوری وجود دارد؟ وضعیت فعلی را بید بر حسب میزان پیبندی گروههی یهودی به باورهی یهودی دسته بندی كنیم. در جوامع سنتی (یا اكثرا سفارادی ) همه چیز سنتی است و عقید دسته بندی نمی شود. در ینچنین جوامعی مثل جامعه ایرانی اگر سوال كنید كه شما چه جور یهودی هستید؟ جواب این است كه ما یهودی هستیم و همه خودشان را از نظر گروهبندی یكی می دانند. اما در جوامع غربی كه گریش خاصی به دسته بندی و قراردادن هر چیزی در جی خود هست، همین یهودیها وارد طبقه بندی می شوند. از یهودیان ارتودوكس و بسیار پیبند به احكام و قوانین دینی گرفته تا یهودیان میانه رو تر و محافظه كار و تا گروههی نو گری امروزی یعنی یهودیان رفرمیست (یهودیانی كه حتی حاضر شدند ساختارهی كهنه عقید یهود را بشكنند و چیز جدیدی از آن در آورند). به همین نسبت نگاهشان به ماشیح و موعود در یهود تفاوت دارد. اگر بخواهم تقسیم كنم بید بگویم سنتی ترین و معمولی ترین اعتقاد همین است كه موعود به صورتی معجزه وار ظهور خواهد كرد و یك دنیی كاملا تخیلی و یك اتوپیا را به بار خواهد آورد و مشخصا هدف اصلی او یهودیان خواهد بود که از این اسارت و پراكندگی جهانی به زعم خود رها می شوند و به بیت المقدس بر خواهند گشت و در آنجا حكومتی تشكیل خواهند داد و آداب و رسوم اولیه عبادت كه در تلمود ذكر شده دوباره احیا خواهد شد. در مرحله بعد و در درجه دوم تمام جهانیان خداوند را خواهند شناخت و اختلاف عقیده در مورد خدا در میان آنها از بین می رود. البته عده ی عقیده دارند جهانیان به یهودیت گریش پیدا می كنند حال از این گریش یا تغییر دین، یا احترام گذاشتن و علاقمندی به آن و یا حداقل عدم مخالفت با آن تعبیر می شود. اكثر عقید سنتی بر این است كه وقتی ماشیح بیید ما دنیی بهشتی خواهیم داشت، تابلویی تخیلی و بسیار زیبا و در افراطی ترین نگاه. در آن زمان توبه هم معنیی نخواهد داشت چون گناهی نیست كه توبه ی باشد و حتی مردم نیازی به كار هم نخواهند داشت چون كار مجازاتی است كه خد برای آدم اول قرار داده و با آمدن ماشیح انسان به همان باغ عدن اولیه بر می گردد. این سنتی ترین اعتقاد است به طوری كه در نمازهی سه گانه یهود هم بندی به طور مشخص به دع برای ظهور ماشیح اختصاص پیدا كرده است. در سیر گروهها ی یهودی شاهدیم كه هر قدر گروههی یهودی از این سنتهی تلمودی دور شده اند وبه عقل گریی روی آورند، این اعتقادات نیز تغییر کرده است. مثلا "هارمبام" یا "موسی بن میمون" كه از فلاسفه بزرگ یهودی است و فردی عقل گرا بوده است و اتفاقا همین فرد بوده است كه اعتقاد به ماشیح را وارد سیزده اصل یمان یهود كرده است(اصل دوازدهم از اصول سیزده گانه یهود اعتقاد به ظهور ماشیح است) او اعتقاد دارد وقتی ماشیح بیید دنیا روال عادی خو د را دارد و از یك نگاه معجزه وار به یك باور روز مره می رسد. ماشیح فردی است كاملا عادی از نظر جسمانی و شخصیتی( نه از لحاظ علمی و معنوی كه او را بسیار والا می دانند) او ظهور خواهد كرد و مصلح دنیا خواهد بود و جهان به آرمانهیش نزدیكتر می شود و این فرد مثل تمام انسانهی دیگر می میرد و فرزندان او جانشینش می شوند و هیچ اتفاق معجزه واری نمی افتد. می بینیم كه این نگاه بسیار عقل گرا ست. گروهی دیگری نیز هستند مثل عارفان یهود كه اعتقادشان بیشتر به این سمت معطوف می شود كه ما بید سعی كنیم خودمان، ماشیح شویم . یعنی ما بید از نظر شخصیتی خود را به ماشیح نزدیك كنیم و این سعی ماست که ماشیح را خواهد آورد دیدگاه یهود در مورد شخص منجی و ویژگیهای او چیست؟ اعتقاد كلی یهود بر این است كه ماشیح فردی است كه در هر دوره ی وجود دارد و قابلیت مسیح شدن را دارد و اگر شریط كه عموما از آن به توبه جامعه یهودی تعبیر می شود، محقق شود او اعلام موجودیت میكند و خداوند ماشیح بودن را به او اعلام می كند و اگر شریط آماده نباشد كس دیگری كه او هم در زمان خود لیقترین فرد است مستعد این مساله است و بالطبع نظرها بیشتر به سوی مراجع مذهبی یا عالمترین فرد است. این معمول بوده كه وقتی یكی از عالمان یهود فوت می كرده است چه بسا مردم با تاسف می گفتند كه اگر شریط مهیا میشد، او ماشیح می بود و این قضیه تا آنجا پیش رفت كه گروهی فكری از یهود به نام حسیدیم ها كه به تعبیر خودشان پارسیان و زهاد یهود هستند و به اجری احكام توجه بیشتری دارند، در این دوران اخیر رسما اعلام كردند كه رهبر دینی شان همان ماشیح است. آن رهبر اعلام كرده بود كه دوران تبعید دارد تمام می شود و ما وارد دوران مسیحیی می شویم و این تعبیر شد كه پس خود او مسیح است و علی رغم این كه او چند سال پیش فوت كرد هم چنان پیروانش عقیده دارند كه این مرگ ظاهری است و روزی او دوباره قیام می كند و بنی اسرائیل را نجات می دهد. برخی دیگر نیز مثل یهودیت مدرن و رفرم ها و برخی از صهیمونیست ها، ساختار را شكسته و اصلا عقیده شخص ماشیح را كنار گذاشتند و بر این باورند که نیازی به انتظار او نیست. جیگزین این باور در اعتقاد آنها دوران مسیحیی است یعنی ما به جی منتظر بودن شخص مسیح منتظر دوران هستیم و این دورا ن هم از طریق اعمال خودمان به دست می ید یعنی وقتی گروهی تلاش كنند و فضی بهتری را درست كنند ما به آن هدف كه دوران مسیحیی است نه شخص مسیح نزدیك می شویم. حتی یهودیت سكولار یعنی یهودیت كاملا غیر مذهبی هم مثل كارل ماركس كه اصلا كمونیست شدند و احكام و شریع یهود را به طور كامل كنار گذاشتند، این ها هم حتی معتقد بودند كه می شود رسوم و سنتهی دینی را به طور كامل از یهود گرفت اما اعتقاد و امید به مسیح و ماشیح و منجی هم چنان در یهود باقی خواهد ماند. یعنی حتی آنها هم به مسیح اعتقاد داشتند ولی راههی رسیدن فرق دارد. یهودیان سنتی معتقد به لزوم پیبندی اجری دقیق تر احكام و اخلاقیات یهود هستند برای ظهور ماشیح. اما یهودیان سكولار و مدرن از تلاش مذهبی بیرون می یند و به سوی تلاش اجتماعی می روند. ب این تفاوت که این تلاش اجتماعی را یهودیان رفرم به صورت نیكوكاری و كارهی خیریه و نظم بخشیدن به جامعه و جهان می دانند و یهودیان سیاسی یا صهیونیستهی سیاسی آن را به جو سیاسی می برند یعنی می گویند ما با اقدامات خود برای تصرف سرزمینی موعود و پابرجا كردن دولت سیاسی به همان دوران طلیی خواهیم رسید. ینها تقریبا طیفی از عقید و باورهی یهودیان بود در مورد منجی. اندیشه موعود باوری به لحاظ حساسیت موضوع همواره درگیر آسیبهایی بوده است. همچنان که شما هم اشاره فرمودید در تاریخ یهود و به طور خاص با تلقی سنتی از این آموزه ، این آسیبها وجود داشته است. در این باره بیشتر توضیح دهید. بزرگترین موردی كه البته نمی توان آن را به عنوان آسیب یاد كرد ولی نكته ی است كه یهود را در برابر اندیشه ماشیح محافظه كارتر كرد، ظهور حضرت عیسی بود. این قضیه نقطه اختلاف میان یهودیت و مسیحیت است. یعنی وعده هیی كه در كتابهی پیامبران بنی اسرائیل در مورد ظهور منجی آمده بود باعث شد به هنگام ظهور عیسی مسیح، خیلی ها به این باور رسیدند كه این همان منجی موعود یهود است و از همین جا نقطه اختلاف یهودیت و مسیحیت آغاز شد و اتفاقا همین افتراق و ینكه یهودیان آن انتظاراتی كه از مسیح موعود داشتند را در مسیحیت ندیدند، باعث شد كه یهودیان بیشتر مراقب اوضاع باشند. قبلا گفتیم كه در قضیه بركوخبا در سال 130 میلادی، یهودیان فریب خوردند و از احساسات آنها سوءاستفاده شد و بعد از این هم برخی مدعیان دروغین مسیح بودن وجود داشته اند كه با باور مردم مواجه شدند ولی معمولا آنقدر ها فراگیر نبوده است. یعنی بعد از آن اتفاقات اولیه حضرت عیسی و بركوخبا اگر هم كسی این ادعا را كرده است، آنقدرها موفق نبوده است. ولی بر اساس اطلاعی كه من دارم امروزه برخی گروههی افراطی یهودی كه معتقد به دوران بهشتی زمان ماشیح هستند، یعنی می گویند در آن دوران انسان به دوران قبل از حضرت آدم برمی گردد و نیازی به كار ندارد و بهشتی می شود، سوء استفاده هیی كرده اند. بخش عظیمی از طلاب یشیواهی یهودی چه در اسرائیل و چه در اروپا و آمریكا معتقد هستند كه ماشیح تا چند روز دیگر ظهور می كند و ما اصلا نه نیاز به ساخت و ساز داریم و نه اصلا به كار نیازی هست. این افكار گروهی از جمعه را تحت اثیر رار داده و ینگونه فكر می كنند و هر واقعه ی را به نشانه نزدیكی دوران ظهور نسبت می دهند. من یادم هست كه در دوران جنگ خلیج فارس می گفتند این همان نشانه هیی است كه در تورات ذكر شده است. این گونه سوء استفاده ها جزء آسیبهی این باور است. ویژگیهای اندیشه موعود در دین یهود و تفاوت آن با سایر ادیان چیست؟ این مسلم است كه اصل اندیشه منجی و موعود باوری در اكثر ادیان وجود دارد. اما تفاوت عمده ی در یهود نسبت به سیر ادیان وجود دارد. آن تفاوت این است كه تقریبا هیچ دینی وابستگی تاریخی و مكانی به نقطه خاصی ندارد . ادیان دیگر مثل اسلام ، مسیحیت و زرتشت و.....آزادانه در فضی زمانی و مكانی جهان پیش می روند ولی دین یهود یك خصوصیتی دارد كه تقریبا در هیچ دین دیگری نیست و آن وابستگی زمانی و مكانی است. این دین از لحاظ مكانی به شدت به سرزمین اسرائیل و بیت المقدس وابسته است و از لحاظ زمانی هم به همان دوران حضور در اسرائیل و حكومت در آن وابسته است. در سیر ادیان ینگونه نیست كه آنها چیزی را از دست داده باشند كه نیاز به بازگشت به آن داشته باشند، شما به عنوان یك فرد مسلمان در هر نقطه ی از جهان كه باشید پیش می روید ولی یهود خودش را در تبعید می داند. تبعیدی دو هزارساله كه در این دو هزارسال هر روز سه بار دعا می كند كه به آن دوران طلایی برگردد. این مساله نقطه اصلی اعتقادات یهود است . یهود اگر همه شرعیات را هم كنار بگذارد این باور را نمی تواند كنار بگذارد. ریشه امید به آمدن یک منجی كه آن دوران را بازسازی كند، با اصل یهودیت عجین شده است و یهودی كه به این اصل معتقد نباشد یهودی نیست. از این روست كه یمان به ماشیح یا حداقل در نظر داشتن ماشیح یك عنصر یهودیست. مطابق آموزههای یهود ماشیح به هنگام ظهور چه برخوردی با پیروان سایر ادیان خواهد داشت؟ دوران ظهور ماشیح با آزادی هی مذهبی همراه است یا یا مبارزه وجنگ؟ در این باره عقید مختلف است چون همانطور كه قبلا گفتم در هر جیی كه متن دین صریح نباشد تفاوت در تفسیر هست . برخی بر اساس متنی كه در تلمود هم هست كه "خوشا به حال چشمی كه آن دوران را می بیند و بدا به حال آن كسی كه آن دوران را می بیند" معتقدند كه آن زمان هم آنقدر قضیا فجیع است که شاهد آن زنج می کشد و هم آنقدر بعدش خوب می شود كه برای كسی كه آن دوران را میبیند چنین تعبیری شده است. ینها معتقدند كه ظهور ماشیح با بروز جنگهی سخت جهانی همراه خواهد بود و سپس ماشیح خواهد آمد و خون و خونریزی را لازمه آمدن آن دوران می دانند. و برخی لازمه ظهور را ظلم فراگیر می دانند و حتی می گویند چون قرار است ظهور ماشیح از طریق توبه یهود صورت بگیرد ، اگر مردم یهود خودشان توبه نكنند، خداوند آنها را مجبور به توبه خواهد كرد و این امر با گماردن یك حاكم ستمگر بر آنها خواهد بود. این یك نوع از دیدگاههاست و در مقابل برخی این نوع باورها را خلاف عقل میدانند و می گویند اگر ما قرار است به یك نقطه روشنی برسیم چه لزومی دارد كه برای این رسیدن حتما فضا را تاریك كنیم. آنچه عقلانی است، این است كه ما ذره ذره و كم كم روشن و روشن تر شویم تا به آن نقطه نهیی نور برسیم. در مورد شخص ماشیح هم اشاره شد كه نظر افراطی بر این است كه شخص ماشیح یهودی است و برای قوم یهود می ید و هدف اولیه او بنی اسرائیل و قوم یهود و اورشلیم است و بقیه مردم هم وقتی این واقعیت را می بینند یمان می آورند حال این یمان از نوع یمان یهودی است یا از نوع یمان موحدانه است. ولی آنچه كه بیشتر مورد قبول است این است كه در آن روز همه مردم خداوند را یكسان می پرستند و حتی طبق كتاب مقدس، حتی در پرستش خدا اختلاف اسمی هم ندارند و همه خدا را با یك نام می پرستند. با توضیحاتی که در مورد پیوند اندیشه
منجی و سرزمین موعود فرمودید، بالطبع این سوال پیش می آید که حکومت فعلی اسرائیل و
رویکرد صهیونیست ها چه ارتباطی با موعود گرایی در یهود دارد؟ در این خصوص توضیح
بفرمایید. شما در میان سخنانتان به دكترین یهودیت اشاره کردید. آیا می توان گفت دکترین یهودیت (به معنای عنصر اصلی یا راهبردی ترین عنصر) اعتقاد به منجی است؟ می توان گفت در یهودیت، دكترین بر بازگشت و احیاء هست و این باز گشت و احیاء در دوران ماشیح و با حضور او اتفاق می افتد . و كلی تر از این آنچنان كه دیدگاههی عرفانی یهود می گویند این كه دكترین یهود باز گشت به آن فضی قبل از دوره آدم هست وتمام اساس كار این است كه دنییی كه آدم آن را با گناه خود به هم ریخت دوباره به جی اول برگردانیم و آنجوری شود كه خدا می خواسته است. به قول استاد ملكیان تفاوت علم یا مدرنیته با دین سنتی یا همان سنت این است كه در دین پیشرفت نیست و همیشه گذشته ی دارد كه انسان با برگشت به گذشته كامل تر می شود و هر چه پیش می رود انسان گناه كارتر می شود و تنها امید هست كه انسان را به جلو می برد و این امید همان امید به بازگشت به گذشته است. ولی در علم و مدرنیته قضیه بر عكس تبیین می شود. گذشته تاریك است و هرچه جلوتر می رویم انسان پیشرفت می كند و فربه تر می شود. بنابر این در شكل سنتی یهود، دكترین بر بازگشت به گذشته است و این بازگشت سر راهش از اسرائیل و بیت المقدس و اعمال اولیه یهود می گذرد و در نهیت همین ها انسان را به همان عدن اولیه بر می گرداند. منبع :
خبرگزاری آینده روشن |
|
|