|
| ||||||||||
|
|
آرش آبیی
بدون تردید و اغراق، این نشریه اثرات بسیار مهمی در تشخص جامعه كلیمی ایران در داخل و خارج این جامعه بر جی نهاده است. اما آنچه كه بیش از همة ویژگیهی مثبت و منفی این نشریه در این عمر كوتاه و بخصوص 2 سال اخیر جلب نظر میكند و سؤال برانگیز است، كندی و تاخیر غیرقابل قبول انتشار هر شماره است. صرفنظر از مشكلات مدیریتی، مالی، حرفهی و فنی- كه هر كدام جی تأمل و تفصیل دارد- یك عامل بسیار مهم در این تأخیر- و بالطبع افت كیفیت و مقبولیت آن – نقش دارد و آن، افزیش روزافزون مسئولیتها بر دوش یك فرد واحد است. از آنجا كه این معضل مختص سردبیری نشریه افق بینا نیست و در سیر امور جامعه كلیمی نیز به چشم میخورد، كمی به آن پرداخته میشود. 1- جامعه كلیمی ایران – مانند هر جامعه اقلیت دیگر – در نقاط تفاوت خود با جامعه كل، نیازمند برنامهریزی و تلاش در پیشبرد امور نظری و اجریی مختص به خود است، كه برای این جامعه، مهمترین آنها، امور دینی و فرهنگی است كه موجب تمیز ایرانیان كلیمی با دیگر هموطنان شده است. به طور منطقی، از آنجا كه تحقیق، تدریس و تشریح علوم دینی و شرعیات یهود، تشخیص و رفع معضلات فرهنگی جامعه، اظهارنظر درباره مواضع دین یهود، ارتباط با سیر جوامع یهودی و غیریهودی در این حوزه، و برنامهریزی و مدیریت این امور، لزوما بید توسط نیروی یهودی انجام گردد، این نیروهی تخصصی – از معلم آموزش الفبی عبری گرفته تا مشاوران عالی مسائل دینی و فرهنگی و نیز مدیران نهادها و پستهی مربوط – بید به هر طریق قابل تصور آموزش دیده و برای تصدی امور مورد نظر آمادگی كسب كنند. 2- متاسفانه قبل و به خصوص پس از انقلاب، تقریبا هیچ برنامه جامع و مدونی برای تربیت نیروهی تخصصی جامعه كلیمی - چه آكادمیك و چه تجربی – دیده نمیشود. چه بسا تصمیماتی كه برای فردی 24 ساعتی گرفته شد، اما فرداهی در مقیاس سال هرگز در نظر نیامدند. این سهلانگاری موجه یا غیرموجه – كه در هر صورت یك حاصل را به دنبال داشته است- در كنار موج عظیم مهاجرتهی خواسته و ناخواسته، بار سنگین امور فرهنگی دینی جامعه را به دوش معدود افرادی غیرمتخصص گذارد كه عمدتا تنها داری ویژگیهی تعهد، دلسوزی و عشق به فعالیت اجتماعی بودند، كه مسلما شریط كافی برای احراز این مسئولیتهی جدی- آن هم در دنیی به شدت تخصصزده امروزی- نیستند. 3- این نكته را نیز نبید از نظر دور داشت كه انجمن كلیمیان تهران به شكل امروزی آن، حاصل تلاشها و ابتكارات سالیان اخیر بوده و در گذشتههی دور و نزدیك فعالیتهی فرهنگی سازمانیافته و متمركز در آن به صورت پیدار و یندهنگر موجود نبوده است. هر چند كه ارزش زحمات و انجام وظیفه كلیه دستاندركاران دینی و فرهنگی جامعه كلیمی – چه آنها كه مهاجرت كردند و چه آنها كه ماندند – قابل انكار نیست، اما بید پذیرفت كه هر تلاش و كوششی، هر چقدر هم كه متعهدانه و خیرخواهانه باشد، اگر تحت یك برنامهریزی هدفمند و مدیریت كارآمد قرار نگیرد، حاصل آن بازدهی بسیار پائینی خواهد داشت و اثر آن نیز در كوتاه مدت ضیع خواهد شد (همچنان كه امروز شاهد آن هستیم). 4- كمبود ارتباطات و تبادلات فرهنگی با یهودیان دیگر نقاط جهان، عدم رغبت دانشآموزان و دانشجویان فعلی جامعه به تحصیل در رشتههی علومانسانی و فرهنگی، فقدان سیستم كارآمد آموزش دینی علوم یهودی در ایران در سطح متوسط (سخن از آموزش عالی دینی گفتن به طنز میماند!)، و ناامیدی و دلسردی معدود متولیان این امور، حال و ینده نه چندان خوشیندی را در برابر این جامعه قرار داده است. هر چند كه نقش شریط عمومی كشور را نمیتوان نادیده گرفت- چرا كه همین ایرانیان یهودی مهاجر در آن سوی مرزها به تحصیل و تحقیق در آنچه كه ما نیازمندش بودیم مشغول شدند و به اندازه كل تاریخ یهود ایران به چاپ و نشر كتب، مجلات و مقالات فارسی و انگلیسی در حوزه یهود پرداختند- ب این حال، تقصیر و سهلانگاری مدیران قدیم و جدید را از یك سو و مسئولیت ناپذیری مردم – هر چند مومن و معتقد – كلیمی را نمیتوان كوچك انگاشت. 5- گاه در پاسخ این سوال كه فردا چه خواهد شد، این جواب شنیده میشود كه «ین چرخ به هر حال خواهد چرخید»، اما سوال اساسی آن است كه چگونه و با چه سرعت و كیفیتی؟ نشریه افق بینا به احتمال زیاد با همین وضعیت انتشارش ادامه خواهد یافت، دبیران تعلیمات دینی اكثرا ناآزموده ما نیز همچنان و به هر صورت ممكن تدریس خواهند كرد، وعاظ مذهبی ما نیز همچنان قصههی تكراری از تورات ر برای مردمی كه در كنیساهی شلوغ صدی آنها را نمیشنوند تعریف میكنند، جوانان ما – و فقط معدودی از آنها- همچنان در نهادهی جوانان با برنامههی عموما غیرهدفمند سرگرم خواهند شد، باز هم نمیندگانی از جامعه كلیمی در فلان كنفرانس و همیش دینی گوش به سخنرانیها میسپارند و حداكثر با یك معرفی آماری از جامعه یهودی، حضور خود را مینمیانند و ..... این همان چرخی است كه به هر حال خواهد چرخید، با كندی ، با لنگی، و حتی اگر نچرخد هم به طریقی روی زمین كشیده خواهد شد. اما اگر بار مسئولیتی هست، بید مدبرانه بر دوش همه «مسئولیتپذیرها» باشد و این چرخ هم اگر قرار است بچرخد، حداقل با سرعت و وضعیت سیر ایرانیان و در شأن اعتبار و سابقه كلیمیان این مرز و بوم بچرخد. و این «بیدها»، گفتنش هم دیگر چندان آسان نیست، چه برسد به اجرا .... |
|
|