جای خالی تفکر

   

دانیل ذریمانی
نشریه پرواز -آبان
86


پرداختن به معضلات جامعه و حداقل بازگو کردن بخشی از آن معضلات را می توان یکی از وظیف قشر روشن فکر، تحصیل کرده و دلسوز هر جامعه ی دانست. در این مقاله سعی شده به یکی از این معضلات اشاره و مسائل پیرامون آن تا حدودی طرح گردد.
....................................................
جامعه یهودی ایران مانند هر جامعه اقلیت دیگر، داری دو دسته مشکل است: دسته اول مشکلاتی است مربوط به جامعه یهودی و دسته دوم مشکلاتی است که جامعه ما تحت تإثیر جامعه بزرگ تر به آن دچار گشته است.
نبود فرهنگ "تفکر" و "پرسش گری" در جامعه کلیمی را می توان از معضلاتی به شمار آورد که علی رغم جی گرفتن در دسته ی دوم در جامعه کوچک ما، داری شدت و تبعات بیشتری نیز می باشد. عدم توجه به ارزش تفکر و جیگاه آن در تمامی شئونات زندگی و در نتیجه ضعیف شدن روحیه ی پرسشگری و نقادی در میان بخش کثیری از جامعه، به خودی خود می تواند یکی از عوامل عدم پیشرفت جامعه کلیمی در بخش هی مختلف باشد. مثالی می آورم؛ به یاد دارم در زمان انتخابات هیأت مدیره انجمن کلیمیان تهران یکی از کاندیداها هنگام تبلیغات در کنیسی یوسف آباد گفته بود:" من می خواهم بلوغ را در جامعه افزیش دهم" و بعد هم با تشویق شدید حاضرین در کنیسا رو به رو شده بود. واقعاً جی این سؤال باقی است مردمی که آن چنان به تشویق یشان پرداختند، چه برداشتی ـ آن هم به صورت آنی ـ از شعار آن کاندیدی محترم داشتند؟ و مهم تر از آن، چه ابزاری برای اجری آن شعار ارائه گردید که تشویق حاضرین را در پی داشت؟ یا واقعاً تفکر بید آن قدر مهجور بماند که جماعتی بدون تفکر در شعارها و هم چنین ابزار اجری آن شعارها به تشویق یا به عبارت دیگر تیید یک شخص، پدیده یا نگرش بپردازد؟
از این دست مثال ها را می توان نه فقط در مورد یک انتخابات خاص، بلکه در سیر انتخابات ها و در سیر شعارهی داده شده توسط افراد مختلف نیز مشاهده کرد.
بحث بر سر آن افراد و این که چرا آن ها به خود اجازه انتخاب چنین زبانی را می دهند نیست، بلکه موضوع این است که چر این شعارها بید ابتدا از جانب افراد جامعه مورد استقبال قرار گرفته و سپس بدتر از آن، به راحتی به فراموشی سپرده شود.
در مقیاس کلان بید گفت عدم تمیل به تفکر و تعمق پیرامون مسائل و پدیده هی مختلف و تحلیل آن ها و هم-چنین نداشتن "روحیه ی نقاد و پرسشگر" ـ که بدون همان تفکر و تعمق ذکر شده حاصل نمی گردد ـ و نیز سرسری گرفتن و بی توجهی نسبت به مسائلی که می تواند آفت هر جامعه ی باشد مانند مهاجرت، پیین آمدن سن ازدواج و ... یکی از بزرگ ترین معضلات جامعه یهودی ما به شمار می-رود. البته دلیل این پدیده را ـ که صرفاً هم مختص به جامعه ما نیست ـ شید بتوان در نگرشی یافت که متفکرین و صاحبان اندیشه را عموماً بی دردان و انسان هیی جدا از جامعه و خارج از مذهب دانسته و بر پرسشگران برچسب ساختارشکنی، بدبینی، منفی بافی، غرض ورزی و بی حرمتی می زنند. نگرشی که در میان لیه هی مختلف جامعه, قابل مشاهده است.
به هر روی برای حل این معضل به جاست مسئولین انجمن از طریق برقراری ارتباط هرچه بیش تر با بدنه جامعه و تأکید بر لزوم تفکر و فراهم آوردن اسباب آن و نیز دادن جرأت نقد و پرسش گری به آن ها، شریطی ر برای هر چه بهتر شدن وضعیت ذکر شده فراهم آورد؛ چرا که اگر هدف انجمن کلیمیان پیشرفت و بهبود شریط جامعه است، مطمئناً با داشتن افرادی منفعل، بی توجه، مغلوب، تبلیغات سوء و مجذوب حرف هی بی پیه و اساس، به این مهم نائل نخواهد آمد.
در پیان ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که "تفکر" یکی از موهبت هیی است که به صورت خاص به انسان رسیده است. حال اگر از آن استفاده کردیم، صاحب منافعش شده یم، اما اگر به آن توجه درخوری نداشته و مانند خوشه-هی گندم با هر بادی به آن طرف بوزیم، به راحتی یکی از ظرفیت هی وجودی خود را نادیده انگاشته یم و در ینده بید ابتدا منتظر تبعات مخرب آن بر بخش هی مختلف زندگی خود و سپس جامعه مان باشیم.
 

 

 

 

Back Up Next

 

 

 

 

استفاده از مطالب اين سايت با ذكر منبع بلامانع است.
.Using the materials of this site with mentioning the reference is free