|
فرهاد افرامیان
آبان
86
جامعه کلیمیان ایران این روزها شاهد جابهجایی مرجعیت دینی است.
فارغ از همه موافقتها و مخالفتها و دور از حاشیهی این تغییر، مهمترین دغدغه
مصلحان اجتماعی کلیمیان چگونگی رفتار مرجعیت جدید و آینده این جایگاه است. از آن
مهمتر نوع نگرش دینمداران به این مقوله است که میتواند اسباب تخریب کارکردهای
اجتماعی دین را فراهم نماید.
پایه اصلی فلسفه جامعه مدرن معاصر خردورزی است که همین ویژگی بنیادین آن را در
تعارض جدی از قرائتهای دین و دینداری قرار داده است.
آن چه که تحت نام اخلاق دینی (ethics) شامل اصول اخلاقی و ارزشهای عام و جهتدهنده
و کلی همانند عدالتخواهی، آزادیطلبی، صداقت، اخلاق، بیزاری از ظلم، دروغ، ریاکاری
و نفاق به عنوان ارزشهای انسانی مطرح است، همواره قربانی رفتارهای ظاهراً دینی و
باطناً مغایر و مخالف با اصول حقیقی دین شده است، رفتارهایی که در نسل جدید در قالب
هنجارشکنیهای افراطی و در نسل قدیمتر با رفتارهای خشکه مذهبی ناشی از تعصبات
ارتجاعی شناخته میشود. از نگاهی دیگر عدم کاربرد روشهای مناسب و ادبیات سازگار و
اثرگذار در جهت تشویق و ترغیب آحاد جامعه به سوی اعمال و مناسک مذهبی است.
رفتارهایی که حوزه کارکردهای اجتماعی دین مثل روحیهی وحدتطلبی، اتحاد و انسجام در
سایه پایبندی و احترام به اصول انسانی را در چنین فضایی محجور کرده و یا از بین
میبرد.
افزایش این گونه رفتارهای تک بعدی و نمادگرایانه که خبر از ضعف نهادهای دینی
میدهد، هشدار جدی را برای راهبران دینی جامعه میطلبد. چرا که این عدم تعادل،
سطحینگری و گسترش ژستها و پرورش خرافههای دینی را سبب میشود و میتواند صدمهای
غیرقابل جبران را به حیات اجتماعی جامعه وارد نماید.
نگاه تاریخی به این مقوله نشان میدهد فروکاهی و تحقیر منزلت دین از زمانی آغاز
گردید که قدرتطلبی جایگزین مصلحتاندیشی دینی برای بشریت شد. مذهبمدار نسل جدید
به عنوان کسی که قدرت و سنت را نقد میکند. سعی میکند با بازخوانی سنت در چهارچوب
جغرافیا و شکستن سلطه قدرت فضایی را برپایه اصول دینی اما متناسب با بعد زمانی و
مکانی یک جامعه تبیین کند. لحاظ کردن ذائقه فکری و توان درونی افراد بدون هرگونه
افراط و تفریط قطعاً دینی سرزنده و مطلوب بازشناسی میکند که با اثری عمیقتر و
ریشهدارتر همراه است.
حال با ترسیم مختصات دین در جهان امروز هر چند مختصر و گذرا و با لحاظ گفتمان دینی
حاکم در کشور و آگاهی از مختصات دین یهود در این محور باید به دنبال راهکارهایی
مناسب جهت حفظ و بقاء «هویت دینی ایرانی یهودی» باشیم.
پیروان یهودیت نبوی چون دیگر مومنان ادیان ابراهیمی در سایه باور به خدا، باور به
هدفداری جهان و باور به نظام اخلاقی در شرایط کنونی و فضای معاصر، از دین کارکرد
شفاف و روشنی را میطلبند کلیمیان خِردگرای امروز میکاوند تا از لابهلای
فرمولهای ارائه شده توسط دین و نسخههای پیچیده، راه و معبری برای تحول در درون
خود بیابند و تحقق دینی پویا و مطلوب را از راهبران دینی خود انتظار دارند. دینی که
دگرگون سازد، به زندگی آنها معنی دهد و به انسانها کرامت بخشد.
از مذهبیون انتظار میرود جامعه را به سمت آرامش و امنیت هدایت کنند و با نگاهی
بالغ، دقیق و عمیق به اقلیت یهودی در کشور از هر آن چه که موجب شکنندگی و ضعف جامعه
آنان است پرهیز کنند و اجازه ندهند تا افراد مذهبینما در قالب دفاع دلسوزانه از
مذهب که نوعاً با غرضورزیهای شخصی و یا موضعگیری در قبال افراد یا اشخاص خاص
همراه است دستآویز سودجویان خارج از جامعه گردند.
مذهب اساس بیداری دل است و بیداردلان جامعه باید همواره متوجه این نکته باشند که
تنگنظریها و رفتارهای تعصبآمیز بیمنطق مهمترین زمینهها را برای قربانی شدن
جامعه ایرانیان یهودی فراهم میآورند.
آنچنان که فرصتطلبان خارجی با استفاده از امکانات رسانهای خود و با تحریک همین
احساسات کور در جهت تخریب نظام جمهوری اسلامی ایران دوستان سادهلوح داخل را ابزار
مقاصد پست سیاسی خود قرار میدهند.
مذهبیون با تعمق دینی از خرافهپردازی و سادهانگاری جلوگیری کنند و با تعهد به
هویت یهودی در حفظ و انسجام و حیات تاریخی و دینی ایرانیان یهودی کوشا باشند. در
این راستا مذهبیون نسل جدید باید هدفشان همیاری و همسازی میان نسلهای مختلف جامعه
باشد تا بتوانند حلقهای را در میان تمامی اقشار جامعه که دیدگاههای متفاوت دارند
ایجاد کنند.
از سوی دیگر، روشنفکران جامعه کلیمی باید همواره در نظر داشته باشند که نهادهایی
چون مرجعیت جامعه کلیمی، انجمن کلیمیان و نمایندگی جامعه کلیمیان ایران در مجلس
شورای اسلامی هر یک به منزله کیان هویتبخش جامعه کلیمیان در جامعه بزرگتر ایران
فعالیت مینمایند و هرگونه اظهار نظر آنان که مستقیماً یا غیر مستقیم موجب تردید در
اعتبار نهادهای رسمی شود، میتواند خطر بزرگ سلب اعتماد از نهادهای موجود و احساس
بیثباتی و ناامنی را در کنار تفرقه و تشتت در جامعه کلیمیان به دنبال داشته باشد.
با نگاه تاریخی به تغییر مرجعیت در بین جامعه کلیمیان میتوان به اساس مرجعیت که
نشان از پویایی دینی دارد پی برد چرا که برخلاف دیگر جوامع دینی که مسند مرجعیت پس
از فوتشان به دست جانشین آنان سپرده میشود. در این جامعه در حیات مراجع جابهجایی
صورت گرفته است که میتوان از آن به عنوان نقطه قوتی یاد کرد. البته این جابهجایی
چالشهایی به دنبال خواهد داشت که با استفاده از تجربیات گذشته و آموزش و تربیت
افراد مؤمن و آگاهی که بتوانند در آینده شرایط لازم را احراز نمایند میتوان این
چالشها را از میان برداشت.
امید است با درایت مرجعیت جدید و رفتار متعهدانه ایشان و حمایت جامعه فهیم و
دیندار ایرانیان یهودی شاهد حفظ و پویایی هویت دینی و آرمانهای پاک یهودیت به دور
از هرگونه تشنج و تشتت باشیم.
|