|
| ||||||||||
|
|
آرزو ثنیی
با توجه به این اصول، خداوند كه بدون جسم مادی است برای انتقال اراده و خواست خود به بشر مادی، واسطه هیی را برمیگزیند. این واسطه ها، انبیا هستند كه به علت شریط خاص، از جانب پروردگار انتخاب میشوند. هارامبام در كتابهی خود (شمونه پراكیم با 8 فصل، راهنمی گمگشتگان و میشنه تورا) شریط انتخاب الهی را شرح میدهد. خداوند فردی عاقل، مستغنی، قدرتمند، داری اراده قوی، صاحب صفات اخلاقی نیك و آرامش خاطر را به عنوان پیامبر برمیگزیند كه قدرت دورشدن از جسم و مادیات و نزدیكشدن به عالم معنوی را دارا است تا بتواند رسالتش را اجرا نمید. علاوه بر این شریط، مهمترین اصل پیامبری، خواست و ارادة الهی است زیرا در تاریخ یهود افرادی چون (باروخ بن نِریا) شاگرد یرمیی داری تمامی شریط فوق بود ولی ارادة الهی بر نبی شدن آنها قرار نگرفت. در میشنا (پیرقه آووت)، عاقل، به انسانی گفته میشود كه از هر فردی نكتهی بیاموزد، مستغنی، انسانی است كه به قسمت خود راضی و قانع است و قدرتمند فردی است كه بر نفسانیات خود مسلط میباشد. خداوند پیامبران و انبیی خود را از میان مردمی با سلامت جسمی و روحی كامل برمیگزیند زیرا فردی معیوب (جسمی یا روانی) معمولاً بیشتر درگیر نقص خود میباشد و نمیتواند كاملاً خود را وقف رسالت خود نمید. حتی اگر پیامبری از قبول رسالت خویش امتناع نمید (مانند امتناع حضرت مشه بارسالتش در ابتدا به علت تواضعش یا ابراز عدم شیستگی یرمیا یا یشعیا از جانب خودشان و ...)، هنگامی كه برانگیخته شود حتی اگر شخصاً تمیل به گفتن نداشته باشد، چنان سخن میگوید كه به نظر هارامبام در مورد حضرت مشه (حضرت موسی) انگار این صوتی از جانب الهی است كه حنجرة پیغمبر را انتخاب نموده تا پیام خداوند به گوش مردم برسد. كلمة (ناوی) یا نبی را برخی از ریشة كلمهی در زبان اكدیان (نابئو) به معنی (فراخوانده شده) میدانند. در یونانی كلمة ناوی به معنی سخنگو از جانب فردی دیگر، نمینده و هوادار میباشد. در عبری نیز ریشة كلمة ناوی از (نیوْ) به معنی سخنگفتن است، در بحث انبیاء یهود برای نبی نامهی دیگری (مانند «خُوزه» یا «رُوئه» به معنی روشنبین، «یش ها الوكیم» به معنی مرد خُدا به گاد-شوئل و ناتان) نیز داده شدهاست. از میان بنیاسرائیل 48 نبی و 7 نبیه برخاستهاند. البته تعداد بیشماری نیز مشغول رحمت الهی شدهاند و روح مقدسی به طور موقت بر آنها قرار گرفته است تا بتوانند در مورد خاصی پیغامآور خواست خُدا باشند اما فقط نام آن عدهی كه نبوتشان برای جامعه نفع بیشتری داشته است بهصورت مكتوب ذكر گردیدهاست. بعضی از انبیاء مانند 12 نبی آخرین (یوئل، عاموس، میكا، زخریا، حگی) در مقطع زمانی خاصی و فقط برای یك موضوع رسالت یافتهاند اما برخی مانند یشعیا نبی برای زمان آخرت و پیان جهان نیز نبوت آوردهاند. چون خداوند هر انسانی را با خصوصیات خاصی آفریده است كه از دیگران متمیز باشد، انبیا نیز به علت وجود همین تمیزات و خصوصیات فردی، داری درجة نبوی متفاوت به علت شریط خاص جسمی و عقلی و تصوری میباشند. یك نبی با درجة نبوت بالا، به دلیل درك عقلی خود، كلام و ارادة الهی را بهطور روشن و بدون مفاهیم پیچیده درك میكند و انتقال میدهد (مانند نبوتهی حضرت مشه). ولی نبی دیگر با درجة پیینتر هوش و استعداد ذهنی، در رویی نبوی خود كلام خدا را با استعارههی مشكل كه گاه حتی تا امروز نیز مفهوم خاصی نپذیرفتهاند، درمییابد و منتقل میسازد. نبوت تعدادی از انبیاء نیز منحصر و محدود به موضوع موجود در همان زمان میشده است. استر و یونا در مورد اوضاع اجتماعی روز خود نبوت آوردهاند. هر چند كه انبیاء همواره به علت تواضع خود، مورد احترام بیشتر مردم بودهاند و در مسائل اجتماعی و خانوادگی هم مورد اعتماد آنها قرار میگرفتهاند، ولی در تاریخ یهود به مواردی نیز بر میخوریم كه كلام نبی مورد مخالفت مردم گمراه آن زمان قرار گرفته است یا خود نبی مورد آزار و كملطفی قرار گرفته است. هر چند كه معجزه نشانة پیامبری است ولی شرط لازم برای اعلام نبوت نبوده است. یك نبی راستین میتوانسته تنها با ادی نام الهی یا پیشگویی وقیع ینده با نشانههی مختلف از حوادث، رسالت خود را اعلام نمید. هر روز در سراسر جهان، ملخ ها به كشتزارها حمله میكنند، دریا جزر و مد دارد یا كسوف موجب تاریكی در روز میشود ولی نكتة اصلی و پنهان در معجزه آن است كه این اعمال، درست در زمان اعلام پیغمبر در همان لحظه كه مورد نیاز جامعه است انجام میشود. معجزه یعنی عملی خاص در زمانی خاص كه توسط پیامبر انجام گیرد. نبوت یك نبی، هدفدار و برای هشدار یا بشارت و با درنظرگرفتن مصالح جامعه میباشد. نبوتهی راستین و مثبت حتماً انجام میپذیرد و نبوتهی منفی یا پیشگویی مصیب و سختیها و معجزات به اعمال مردم آن جامعه بستگی خواهد داشت. یعنی اگر به علت كثر گناهان شهری مثل (یوْنِه) خداوند تصمیم به نابودی آنجا بگیرد، مردم با توبه و اعمال نیك، میتوانند این حكم را برگردانند (همانطور كه چنین هم شد). اگر خداوند توسط نبی اعلام میدارد كه منجی برای برقراری عدالت در جهان خواهد فرستاد، این انسانها هستند كه بید زمینه ر برای ظهور او آماده كنند. هارامبام، همانطور كه در سیزده اصل خود آورده است نبوت حضرت مشه (موسی) را با دیگر انباء بنی اسرییل متفاوت میداند. این تفاوتها عبارتند از: 1) نبوت حضرت مشه بدون تغییر حالت جسمانی ریج در نبوت دیگر انباء بنی اسرییل بوده است. 2) نبوت حضرت مشه دائمی بوده در حالی كه انباء دیگر ممكن بود فقط در یك زمان خاص نبی باشند. 3) نبوت حضر مشه بدون واسطه و نشانههی مادی بوده در حالیكه انباء دیگر بنیاسرییل نیاز به استعاره و نشانه داشتهاند. 4) نبوت حضر مشه احتیاج به احضار او از جانب خدا در یك زمان خاص نداشته و حضرت مشه میتوانسته در هر زمان نیز با خداوند ارتباط داشته باشد. یاد انبیاء یهود در عصر حاضر یهودیان، هر هفته در سراسر جهان در روزهی شنبه، قسمتی از كتب انباء یا نوشتههی مقدس را پس از قرائت فصولی از تورا میخوانند. رسم خواندن هفطارا به زمان حكومت رومیان بتپرست برمیگردد كه مانع خواندن تورا توسط یهودیان میشدند و دانشمندان م برای ینكه یهودیان در طی هفته با كلام خدا آشنا باشند قسمتهیی از كتب انباء را كه از نظر موضوعی با فصول تورات هماهنگی داشت را انتخاب كردند و این رسم هنوز پابرجاست. با خواندن كتب انبیاء، با ارادةالهی آشنا شویم و راهشان را تداوم بخشیم. |
|
|