انجمن کلیمیان تهران انجمن کلیمیان تهران
   

برشیت - فصل سیزدهم

   

اندازه نوشتار:
 

 

 

لِخ‌لِخا-فصل سیزدهم

1.      اَورام خودش و زنش و آنچه داشت و لُوط همراهش از مصر به نِگِو عزیمت كردند.

2.      و اَورام از لحاظ مواشی و نقره و طلا غنی بود.

3.      (با استراحت) به‌سوی منزلگاه‌هایی كه از نِگِو تا بِت‌اِل و تا محلی كه ابتدا چادرش در آنجا بین بِت‌اِل و عَی بود، طی طریق نمود.

4.      به محل قربانگاهی كه در ابتدا آنجا ساخته بود، رفت. اَورام آنجا را به نام خداوند نامید.

5.      و لُوط نیز كه با اَورام می‌رفت گوسفندان و گاوان و چادرهایی داشت.

6.      (چراگاه) آن سرزمین برای آن‏ها كافی نبود كه با هم ساكن شوند. نظر به اینكه اموالشان زیاد بود نتوانستند با هم ساكن شوند.

7.      بین چوپانان مواشی اَورام، و چوپانان مواشی لُوط نزاع بود و (قبیله‌های) كِنَعَنی (کنعانی) و پِریزی آن‌وقت در آن سرزمین ساكن بودند.

8.      اَورام به لُوط گفت: نظر به اینكه ما برادر هستیم تقاضا اینكه بین من و تو و بین چوپانان من و چوپانان تو مشاجره‌ای نباشد.

9.      مگر تمام این سرزمین در برابر تو نیست؟ لطفاً از من جدا شو اگر به چپ بروی، به‌ طرف راست می‌روم و اگر به راست بروی، به‌طرف چپ خواهم رفت.

10.  لُوط چشمان خود را بلند كرده تمام دشت یردِن را قبل از اینكه خداوند آن را خراب كند، دید. همه‌اش چون باغ خداوند و مثل سرزمین مصر نرسیده به صُوعَر سیراب بود.

11.  لُوط دشت یردِن را برای خود انتخاب كرد. پس لوط از مشرق كوچ نمود و از یكدیگر جدا شدند.

12.  اَورام در سرزمین كِنَعَن (کنعان) ساكن شد و لُوط در شهرهای آن دشت تا سِدُوم چادر زد.

13.  ولی مردم سِدُوم در پیشگاه خداوند بسیار بد و خطاكار بودند.

14.  و خداوند پس از جدا شدن لُوط از اَورام، به وی گفت: از محلی كه تو آنجا ایستاده‌ای چشمانت را بلند كن (نظر افكن) و به شمال و جنوب و مشرق و مغرب نگاه كن.

15.  زیرا كه تمام سرزمین‌هایی را كه تو می‌بینی تا ابد به تو و به نسلت خواهم داد.

16.  نسلت را چون خاك زمین قرار خواهم داد. اگر كسی بتواند (ذرات) خاك آن سرزمین را بشمارد نسل تو هم شمرده خواهد شد.

17.  برخیز در درازا و پهنای این سرزمین گردش كن چونكه آن را به تو خواهم داد.

18.  اَورام چادر زده به اِلُونه مَمرِه كه در حِورُون است وارد گشته، آنجا ساكن شد و قربانگاهی برای خداوند ساخت.

 

Back • Next


دیگر فصلهای این کتاب:

برشیت - فصل اول پاراشای برشیت
برشیت - فصل دوم
برشیت - فصل سوم
برشیت - فصل چهارم
برشیت - فصل پنجم
برشیت - فصل ششم پاراشای نوَح
برشیت - فصل هفتم
برشیت - فصل هشتم
برشیت - فصل نهم
برشیت - فصل دهم
برشیت - فصل یازدهم
برشیت - فصل دوازدهم پاراشای لخ لخا
برشیت - فصل سیزدهم
برشیت - فصل چهاردهم
برشیت - فصل پانزدهم
برشیت - فصل شانزدهم
برشیت - فصل هفدهم
برشیت - فصل هجدهم  پاراشای ویرا
برشیت - فصل نوزدهم
برشیت - فصل بیستم
برشیت - فصل بیست و یکم
برشیت - فصل بیست و دوم
برشیت - فصل بیست و سوم پاراشای حیی سارا
برشیت - فصل بیست و چهارم
برشیت - فصل بیست و پنجم پاراشای تولدوت
برشیت - فصل بیست و ششم
برشیت - فصل بیست و هفتم
برشیت - فصل بیست و هشتم پاراشای ویصه
برشیت - فصل بیست و نهم
برشیت - فصل سی ام
برشیت - فصل سی و یکم
برشیت - فصل سی و دوم پاراشای وییشلح
برشیت - فصل سی و سوم
برشیت - فصل سی و چهارم
برشیت - فصل سی و پنجم
برشیت - فصل سی و ششم
برشیت - فصل سی و هفتم پاراشای ویشو
برشیت - فصل سی و هشتم
برشیت - فصل سی و نهم
برشیت - فصل چهلم
برشیت - فصل چهل و یکم پاراشای میقص
برشیت - فصل چهل و  دوم
برشیت - فصل چهل و سوم
برشیت - فصل چهل و چهارم پاراشای وییگش
برشیت - فصل چهل و پنجم
برشیت - فصل چهل و ششم
برشیت - فصل چهل و هفتم پاراشای ویحی
برشیت - فصل چهل و هشتم
برشیت - فصل چهل و نهم
برشیت - فصل پنجاهم

 

 

 

 

 

Back Up Next 

 

 

 

 

استفاده از مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع (بصورت لینک مستقیم) بلامانع است.
.Using the materials of this site with mentioning the reference is free

این صفحه بطور هوشمند خود را با نمایشگرهای موبایل و تبلت نیز منطبق می‌کند
لطفا در صورت اشکال، به مسئولین فنی ما اطلاع دهید